اُتاقِآبی.
رفتن به کانال در Telegram
303
مشترکین
+1524 ساعت
+187 روز
+10130 روز
آرشیو پست ها
303
Repost from ستارهای که بلعیده شد.
سلام. این پیامو فوروارد بفرمایید تا من هم ازتان فوروارد کنم. دوست داشتید ربپ بزنید.☝️
303
Repost from «غریق!»
پدرم گفت؛ «درست گفتهاند که آخرین چیزی که در انسان میمیرد، اُمید است!» و من گفتم؛ «انسان تا آخرین لحظه برای بقا میجنگد. بیآنکه بداند!»
303
Repost from هَسْتیـشِناسی
بیش از همه از آن احساساتی گریزانم که نامی ندارند؛
معلوم نیست از کجا میآیند،
به کجا میروند،
چرا آمدهاند،
چه میخواهند از جانم،
و چرا ترکم نمیکنند.
روبهرویم میایستند و نگاهم میکنند.
من هم نگاهشان میکنم.
ساعتها خیره به هم؛
نه آنها حرفی میزنند،
و نه من جوابی دارم.
سر میزشان مینشینم،
جامی از این لحظاتِ گَس و خام
سر میکشم.
— هَسْتیـشِناسی
303
Repost from هَسْتیـشِناسی
چالش برای چنل های نویسندگی 📝این پیام+یکی از نوشته های اینجارو به دلخواه فور کنید چنلتون . یک نوشته مشخص کنید ،فور کنم باهم بخونیم و از هم حمایت کنیم 🕯✨
نوشته خیلی طولانی نباشه ✍
پابلیک باشید و اسپم نباشید👀
303
حالا یه روزی بخوام چالش بذارم حمایت میکنیدددد؟؟؟؟؟(با ریاکت بهم بگین یا توی دایرکت نظرتانه اعلام نمایید)
303
یکی از عسلیا توی ناشناس گفته که:«تو چرا چالش نمیذاری و همش چالشهای بقیه رو فوروارد میکنی؟»
303
"زمزمهای از تاریکی"
پوستِ مرا بکنید؛ من از این لایهٔ محافظِ ریاکار بیزارم. میخواهم ببینم زیرِ این پوستِ صاف و اتو کشیده، چه لجنزاری قایم شده. براهنی درست میگفت، اما کم میگفت. لب؟ کدام لب؟ وقتی دهانِ من جز برایِ ناسزا گفتن به «بودن» باز نمیشود، لب داشتن چه فایده؟ من در این اغمایِ جمعی، تنها بیدارم. و چه دردی دارد این بیداری! وقتی میبینی زمان دارد مثلِ خوره، ثانیه به ثانیه از تنِ تو ارتزاق میکند. من دیگر نه دنبالِ بوسهام، نه دنبالِ نوازش. من تشنهٔ یک زلزلهام. چیزی که این ستونهایِ لرزانِ امید را بر سرم خراب کند تا دیگر مجبور نباشم هر روز صبح، این جسد را از تخت بلند کنم و راهیِ خیابانهایِ تهوعآورِ شهر کنم.
