امیر نوشت :)
رفتن به کانال در Telegram
بندهِ خدا نکند ما خواب کسی باشیم که سال ها پیش در زیر درخت بلوطی به خواب رفته باشد یادداشت هام...
نمایش بیشترإيران141 821دسته بندی مشخص نشده است
269
مشترکین
+124 ساعت
-57 روز
+930 روز
آرشیو پست ها
268
وسط راهرو مترو یک دختر شروع کرد به جیغ زدن که «شماره نمیدم شماره نمیدم»
پسر قدبلند سبزهای بود با ریش بلند و تیشرت خاکستری... البته پوشش دختر هم جالب بود دامن تا زانو، پیرهن یقهباز بدون پوشش سر...
268
شب سوم!
قسمت اول
چیزی که میخواهم بنویسم، شاید روایت مهمترین واقعه چند دهساله دانشگاه شیراز باشد...
روایت ۱۳، ۱۴، ۱۵ دیماه ۱۴۰۴؛ چند روز قبل از فاجعه دیماه. امیدوارم از انتشارش پشیمان نشوم...
از اوایل دیماه، در شبها سر و صدای تیراندازی مشهود بود؛ جو شهر کمکم به سوی امنیتی شدن میرفت.
با این همه، ما در حال تدارک ویژهبرنامه روز پدر برای ۱۷ دی، با حضور امیر دریادار سیاری بودیم و برنامه هم فیکس و نهایی شده بود...
این بین، ۱۳ام اعتکاف شروع میشد و تصمیم جمعی شورای مرکزی بسیج شده بود مدتهاست در کنار هم نبودهایم و این اعتکاف را روی معنویت خودمان کار کنیم...
چند روز قبل اعتکاف، جلسه برنامهریزی اعتکاف را شرکت کردم.
متأسفانه یکسری کلیگویی پوچ در مورد برنامهها شد... اعتکافهای عربستان سعودی هم سیاسیتر از اعتکاف برنامهریزیشده بود، از شدت سیاستزده بودن برنامه!
من هم با حفظ احترام گفتم در وضعیت کنونی کشور، چند مهمان شاخص سیاسی با محوریت تبیین وضعیت کشور و اکران چند مستند تبیینی اقتصادی، سیاسی نیاز است. همچنین برنامه زیادی شلوغ است؛ نیاز نیست این مقدار نماز صبحها را شلوغ بچینیم و چندینچند دعا خوانده شود!
درست که اعتکاف باید انسان را رشد دهد، ولی این رشد که زوری نمیشود که! چندی از این پیشنهادات اجرا شد، چندی هم نه.
خلاصه که نمیدانستم خدا چه در مسیرمان قرار داده و سیاسی ترین اعتکاف تاریخ علومپزشکی در پیش است...
روز اول اعتکاف، خبر رسید دانشگاه شیراز شلوغ شده؛ سریع بچهها را جمع کردیم...
پرچمهای ایران را از دور دیدم. بحث شب اول خود مفصل است که اگر عمری بود، شاید در جای خودش در مورد شب اول نوشتم؛ ولی میخواهم شب اول و دوم درگیری و التهاب را رد کنم و به شب سوم برسم...
شب سوم، آخرین روز اعتکاف بود. یک تجمع هزار نفری از دانشگاهیان شکل گرفت و از مسجد دانشگاه شیراز راهی میدان وسط دانشگاه شد...
هر چه از اذان مغرب میگذشت، کمکم جمعیت جبهه مقابل هم اضافه میشد. صورتهای پوشاندهشده، تعدادی تیزی و تیغ موکتبر همراهشان بود.
تعدادی دیگر هم در باغچه به دنبال سنگ و کلوخ میگشتند...
268
کاش نهانش نگه نداشته بودم
شیشهی می را کجا گذاشته بودم؟
حاصل رنجم چه بود؟حسرت و افسوس
کاش گل آرزو نکاشته بودم
از تو برای کسی اگرچه نگفتم
مهر تو را در دلم نگاشته بودم
تا نه به مسجد روی نه میکده بی من
کوچه به کوچه نفر گماشته بودم
چشم به حیرت گشودم و تو نبودی
کاش سر از خواب برنداشته بودم
#فاضل_نظری
268
با تایید رسمی نیروهای تحت حمایت ائتلاف عربی، ایستگاه دریافت هزینه عوارضی انصارالله در بندر مراد و جزیره پریم (میون) دایر شده و زین پس عبور و مرور کشتی های خارجی ملزم به دریافت مجوز خواهد بود...
پ.ن: صبح عراقچی و عاصم منیر طی تماس تلفنی بر حل مشکلات از مسیر دیپلماتیک تاکید کردند :)
268
کِلْکِ مُشْکینِ تو، روزی که زِ ما یاد کُنَد
بِبَرَد اَجْرِ دو صَد بَنْدِه کِه آزاد کُنَد
قاصِدِ مَنْزِلِ سَلْمیٰ که سَلامَت بادَش
چِه شَوَد، گَر بِه سَلامی، دِلِ ما، شاد کُنَد؟
اِمْتِحان کُن! کِه بَسی گَنْجِ مُرادَت بِدَهَنْد
گَر خَرابی چو مَرا، لُطْفِ تو، آباد کُنَد
یا رَب! اَنْدَر دِلِ آن خُسْروِ شیرین اَنْداز
کِه بِه رَحْمَت، گُذَری بَر سَرِ فَرْهاد کُنَد!
شاه را بِهْ بُوَد اَز طاعَتِ صَدسالِه و زُهْد
قَدْرِ یک ساعَتِه عُمْری کِه دَر او، داد کُنَد
حالیا، عِشْوِهٔ نازِ تو، زِ بُنْیادَم بُرْد
تا دِگَربارِه، حَکیمانِه، چِه بُنْیاد کُنَد
گوهَرِ پاکِ تو از مِدْحَتِ ما مُسْتَغْنیست
فِکْرِ مَشّاطِه، چِه با حُسْنِ خُداداد کُنَد؟
رَه نَبُرْدیم بِه مَقْصودِ خود اَنْدَر شیراز
خُرَّم آن روز که «حافِظ»، رَهِ بَغْداد کُنَد
#حافظ
268
در همین حد روایت کنم
ناصر عبداللهی یک شیعه معتقد بود
جایی که مجری از دغدغه اش میپرسد نه در مورد پول و ثروت و حرفهای پوپولیستی که که سلبریتیهای مقهور شهرت بیان میکنند که بیان میکند دغدغهاش ظهور امام زمان است...
موسیقی ماندگاری در مدح حضرت علی و زهرا دارد... سالها بعد از قتل او هم احسان علیخانی بیان میکند
دلیل قتل او این بود در جایی که نباید از علی«ع» گفت...
ناصرعبدالهی جوان خوشتیپ آن زمانها هم بود و عکسش دیوار اتاق جوانهای آنزمان و متعدد برایش نامه عاشقانه نوشته میشد... و جواب همیشگی ناصر عبداللهی چه در مصاحبه تلویزیونی چه در روزنامهها این بود که دو فرزند و همسر دارد.
