fa
Feedback
سایه‌‌ای رَوشن

سایه‌‌ای رَوشن

رفتن به کانال در Telegram

به سراغ من اگر می‌آیید نرم و آهسته بیایید مبادا که ترک بردارد چینی نازک تنهایی من. سهراب سپهری

نمایش بیشتر
کشور مشخص نشده استدسته بندی مشخص نشده است
261
مشترکین
-224 ساعت
+77 روز
+3230 روز
آرشیو پست ها
ذهنم شبیه انباری کهنه‌ای نامرتب است.

گاهی با حرف‌زدن حل نمی‌شود.

Repost from N/a
به شانه ام زدى كه تنهايى ام را تكانده باشى به چه دل خوش كرده اى؟ تكاندنِ برف از شانه هاى آدم برفى؟ -از كتاب "هيچ چيز مثل مرگ تازه نيست" -گروس عبدالملكيان

دست‌های تو ‏آن‌قدر سرد بود ‏که زمستان را به هوش می‌آورد. ‏احمدرضا_احمدی

از میان جاده فریاد می‌زنی  برای منی که ـ در ته دره‌ام ـ  و می‌گویی باید راه بروم.  تو که آهسته راه بروی یا تند،  باز هم قدم‌هایت با قدم‌های من یک برابر نیست.

و همه چیز را فراموش کرد، چون پرنده‌ای که پرواز کردن را بعد از مسیری طولانی از یاد برده بود.

فرزانه‌وار در پی تو بودیم  در پی روی تو و موی تو  و روح تو، که در دل ماست.

با تمام قوا می‌گفتی خوشحالی، اما نبودی و این را چشم‌هایت می‌گفتند.

سخن کوتاه و دل پر از حرف حال و روز این چند روز زنده‌گانی ماست.

درمانده و رنجوریم، زین سبب غصه می‌خوریم.

کیست تا بجوید احوال ما؟

ناگاه فكر نو به خيالش خطور كرد شعر دگر نيافت خودش را مرور كرد   دستي به روي ميزِ پراگنده اش كشيد هر چيز را به جاي خودش جمع و جور كرد   «شايد... نه اشتبا... چرا؟» ناگهان گريست از چشم خويش عينك خود را كه دور كرد   در كوچه كوچه بوي جنون بود و بوي خون از پشت شيشه ديد كلاغي عبور كرد   در خود شكست از غم و امّا به هيچ كس هرگز نگفت شوق شكستن چطور كرد   شاعر دو باره زد به خيابان و سايه اش خود را در ازدحام سرك گم و گور كرد عفیف_باختری 

برای سربازی که در جنگ است، تنها چیزی که اهمیت دارد، وطنش است. و در این جبر جغرافیایی، تو وطن من هستی.

از آن‌هایی است که در وصف زیبایی اش باید سکوت کرد.

c4d4a8ee-14d0-416a-a654-0ee5bc60e0db.mp34.65 MB

دیگر کوچه‌ها آواز خنده‌ی کودکی‌مان را ندارد. و خو کردن به شنیدن سکوت جوانی ما.

حرف بزن! اگر حرف کم بیاوری تا ابد کم می‌مانند.

صرفاً برای یادآوری امروز در بیست یکم جدی هستیم. و مانند درخت بی‌برگی هستم، که حرفی برایش نمانده. و نه به انتظار بهار نشسته‌ است.

‌‌‌ بی رونقیم و بیخود و ناچیز، زان سبب از ما دریغ داشت خوشی، دور روزگار #پروین_اعتصامی