عنکبوتها روی ستون فقراتم میرقصند.
کانال بسته
ژن، ژیان، ئازادی
نمایش بیشترکشور مشخص نشده استدسته بندی مشخص نشده است
311
مشترکین
-124 ساعت
+457 روز
+4630 روز
آرشیو پست ها
روز جمعه بود. شوالیه با حالت تهوع بیدار شد و گلاب به روتون بالا آورد. سرکار دیر شده بود. از برادرش خواست که برسوندش اما او خوابش میومد. شوالیه با اسنپ به سرکار رسید. همکارهای شوالیه برایش چیزهای خوشمزه تعارف کردن و گفتن «قیافهت چرا این شکلی شده؟»❤️
با این قسمت جاری شدم. و البته یه قسمت دیگهش که فردا میفرستم. چون اولش با «روز جمعه بود.» شروع میشه.
شنیدم قراره هفته بعد در مراسم آقا🖤 حضور فعال داشته باشی ناصری جان😔
