عنکبوتها روی ستون فقراتم میرقصند.
关闭频道
ژن، ژیان، ئازادی
显示更多未指定国家未指定类别
311
订阅者
无数据24 小时
+437 天
+4630 天
帖子存档
روز جمعه بود. شوالیه با حالت تهوع بیدار شد و گلاب به روتون بالا آورد. سرکار دیر شده بود. از برادرش خواست که برسوندش اما او خوابش میومد. شوالیه با اسنپ به سرکار رسید. همکارهای شوالیه برایش چیزهای خوشمزه تعارف کردن و گفتن «قیافهت چرا این شکلی شده؟»❤️
با این قسمت جاری شدم. و البته یه قسمت دیگهش که فردا میفرستم. چون اولش با «روز جمعه بود.» شروع میشه.
شنیدم قراره هفته بعد در مراسم آقا🖤 حضور فعال داشته باشی ناصری جان😔
