「آنشرلی با موهای مشکی」
رفتن به کانال در Telegram
خیلی نزدیکم نشو وگرنه به شعر تبدیلت میکنم ... - ناشناس: https://t.me/HarfChatBot?start=f27c4dee5032
نمایش بیشترکشور مشخص نشده استدسته بندی مشخص نشده است
368
مشترکین
+124 ساعت
+27 روز
+1630 روز
آرشیو پست ها
Repost from علی کاملی
🔸با شاعران لیست (پارت یک):
بدجور زخم خوردهای از روزگار که
حتّی زمان گذشته و عادت نمیکنی...
#احسان_محمودی
مگر چقدر پس از رفتنش عوض شدهام؟
مگر چقدر که آیینه هم مرا نشناخت؟
#امیرحسین_آریننژاد
رفتی به این خیال که تنها شوم ولی
در خانه، غم به جای تو در رفتوآمد است...
#امیرحسین_آزاد
لب تو بام و لب من کبوتر جلدیست
که هرکجا برود زود باز میگردد...
#سید_امیرمحمد_هاتفی
گیرم غمم هر آنچه که باید نبود، بود
اما تو دوست داشتنت وانمود بود!
#حامد_رحمانی_حسینی
شبیه روزهای آخرِ اسفند، غمگینم
که میبینم خدا، تنها خداوندِ پرستوهاست...
#حسین_سیدبر
تو امتحان منی و زمان کم آوردم
هنوز بعد تو درگیر این سؤالاتم!
#دانیال_دانایی
مردهشویم تویی انگار که حتّی اینجا
جای کافور نمک ریختهای در کفنم...
#دانیال_قانع
عکس تو روی آب و نگاهم به آسمان
درماندهام شبیه تمام پلنگها...
#سجاد_حرمی
در خیالات، غزل چشم تو را عطر و قلم زد
رنگ چشمان سیاهت اثر "فرشچیان" نیست
#شایان_آبروشن
به سر آهسته دستی تا کشید انگشتهایش، شد
بدل بر لاکپشتی در میان مدّ گیسویش
#شهریار_بصیری
یک شانه تکیهگاه برای غمم نبود
ناچار باز سر به سر غم گذاشتم!
#عباس_تافته
ببین که ماه نخوابیده از خیال زیادی
برای این شب غمدیده قرص خواب بیاور
#علی_سمرقندی
مرگ را علّت وجود خودم جبر را اختیار فهمیدم
از دو دوتّا چهارتا کردن عشق را از «دچار» فهمیدم...
#علی_کاملی
نوشته بود بمیرد کسی که عاشق نیست...
به یادت افتادم... گفتمش خدا نکند!
#سید_علیرضا_هاشمینیا
قید تنها سنگرم قیدِ «غرورم» را زدم...
تو در این قصّه چه کردی؟ من که زورم را زدم!
#محمد_حجی_زاده
سکوت میکنم اما نه اینکه میگذرم
سکوت میکنم! اما پر از صداست سرم...
#ارمیا_کیش_بافان
رفتی! نمیدانم چه وقتی بازخواهی گشت
اما من اینجا منتظر ماندم که برگردی
#محمدامین_طاهری
میآیی و به برکت خون شهیدها
عیدی جدید سر زده در سررسیدها...
#سید_محمد_امین_موسوی
دیگر نکن معنا برایم عاشقی را، دور شو
تو که خودت زیر سوالی در تمام چیزها!
#سید_محمدرضا_قدمگاهی
ما چه چیزی کم تر از دیگر رقیبان داشتیم؟
عاشقت بودیم اما دورمان انداختی...
#محمد_سبحان_مهنام
به پیش میروم و باز، باز میگردم
تمامِ عمرِ خود انگار روی یک تابم!
#محمدسجاد_سیبویه
آمدم پنهان کنم دلتنگیِ خود را ز خلق
دیدهیِ گریانم اما آبروداری نکرد...
#محمد_مصطفی_احمدی
"نور" را پیشکش خود کن و از من بگذر
من به تاریکی خود بیشتر ایمان دارم
#معین_راد
+4
امروز یه مطالعه متفاوت و هیجانانگیز و تجربه کردم:)
با اینکه کتاب کودک بودن، اما بعضیاشون چنان فلسفهای داشتن که توی خیلی از کتابهای شاهکار نمیشه پیدا کرد...
مثلا کتاب «خالی» از جمله کتابهای پرفروشه که روانشناسها برای بچههایی تجویزش میکنن که مادر، پدر یا یکی از عزیزانشونو از دست دادن❤️🩹
درکل امتحان کنین حتما، روحتونو لمس میکنن🫠
﷽
بیا به صرف کمی شعر، لحظهای بنشین...❤
___
باید از این دنیای پرهیاهو پناه برد به آغوش ادبیات
و با چند شاعر خوشذوق در سرزمین شعر همقدم شد🌿
❗برای مشاهده و عضویت در همهی کانالها به صورت یکجا کلیک کنید❗
آقایان:
احسان محمودی
امیرحسین آریننژاد
امیرحسین آزاد
سید امیرمحمد هاتفی
حامد رحمانیحسینی
حسین سیدبر
دانیال دانایی
دانیال قانع
سجاد حرمی
شایان آبروشن
شهریار بصیری
عباس تافته
علی سمرقندی
علی کاملی
علیرضا هاشمی نیا
محمد حجی زاده
سید محمدارمیا کیشبافان
محمدامین طاهری
سید محمدامین موسوی
سیدمحمدرضا قدمگاهی
محمدسبحان مهنام
محمدسجاد سیبویه
محمدمصطفی احمدی
محمدمهدی کمالی(نویسنده)
معین راد
خانمها:
دنیا دنیادیده
زهرا عارف
زینب غلامی
سارا غفاریان
ستایش رضوانی
ستایش نصرالهی
فائزه اسلامی
فاطمه اشرفی راد
فاطمه ناصریفر
کوثر عرب
سیده مائده قاری
محبوبه سادات حسینی
ملیحه آخوندی
مهدیه آزاد
مهدیه سادات حسینی راد
هلیا درخشان
با عضویت خودتان، از این شاعران جوان حمایت کنید🌹ما اینجاییم تا حال دلتان خوب شود🍃
«وقتی جهان
از ریشه ی جهنم
و آدم
از عدم
و سعی
از ریشه های یأس می آید
وقتی که یک تفاوت ساده
در حرف
کفتار را
به کفتر
تبدیل می کند
باید به بی تفاوتی واژه ها
و واژه های بی طرفی
مثل نان
دل بست
نان را
از هر طرف بخوانی
نان است!»
#قیصر_امین_پور
«عمریست
لبخندهای لاغر خود را
در دل ذخیره میکنم:
باشد برای روز مبادا!
اما در صفحههای تقویم
روزی به نام روز مبادا نیست
آن روز هر چه باشد
روزی شبیه دیروز
روزی شبیه فردا
روزی درست مثل همین روزهای ماست
اما چه کسی میداند؟
شاید امروز نیز
روز مبادا باشد!»
#قیصر_امین_پور
" یادم هست وقتی عاشق شده بودم حتی در راه رفتن هم احتیاط میکردم، انگار ظرفی درون سینهام جا داشت که پر از مایعی گرانبها بود و من میترسیدم که این مایع گرانبها از درون آن جاری شود."
رودین | ایوان تورگنیف
«ممنونم از شبی که به من هدیه کردهاید
حالا ستارههای دلم دیده میشود»
#محمدرضا_عبداللهی
«...امیدوارم در سطح جامعه و کشور شعرخوانی جنبه تشریفاتی نداشته باشه و دوست داشتم بیشتر راجع به رسالت شعر صحبت کنم تا اینکه شعر بخونم...»
Repost from بهمن دارالشفایی
شعرخوانی عزت ابراهیمنژاد، تنها دانشجویی که جانباختنش در جریان حمله به کوی دانشگاه تهران در ۱۸ تیر ۱۳۷۸ به رسمیت شناخته شد.
بخشی از شعر او:
««ما را به خاطر بیاور!
ما را که تازه جوانانی بیست و دو ساله بودیم.
شور عشق درسینه داشتیم و
پیش از آن که عاشق شویم
سینه بر خاک سوده مُردیم.»
.
Repost from ܦ̇ߊࡅ߭ࡐܚࡍ ܟܿࡅ࡙ߊܠܙ:)
خواب نمیبرد مرا ، یار نمیخرد مرا
مرگ نمیدرد مرا ؛ آه چه بی بها شدم...
#عباس_معروفی
«...پروانههای خُشک شده، آن روز
از لای برگهای کتاب شعر
پرواز میکنند
و خواب در دهان مسلسلها
خمیازه میکشد
و کفشهای کهنه سربازی
در کنج موزههای قدیمی
با تار عنکبوت گره میخورند»
«...آن روزِ ناگزیر میآید
روزی که عابران خمیده
یک لحظه وقت داشته باشند
تا سر بلند باشند
و آفتاب را
در آسمان ببینند
روزی که این قطار قدیمی
در بستر موازی تکرار
یک لحظه بیبهانه توقف کند
تا چشمهای خستهی خوابآلود
از پُشت پنجره
تصویر ابرها را در قاب
و طرح واژگونه جنگل را
در آب بنگرند
آن روز
پرواز دستهای صمیمی
در جستوجوی دوست
آغاز میشود
روزی که روز تازهٔ پرواز
روزی که نامهها همه باز است
روزی که جای نامه و مُهر و تمبر
بالِ کبوتری را
امضا کنیم
و مثل نامهای بفرستیم»
#قیصر_امین_پور
«بین اسلحه و کودک
همیشه طرف کودک باش
فرقی نمیکند کودک مال چی کسی
یا اسلحه در دست چه کسی باشد»
نائومی کلاین
Repost from نهنگ در استکان
عشق دنبال دردسر میگشت
که نگاهم به چشم هات افتاد...
#مهدیه_سادات_حسینی_راد
@Hosseiny_Rad
