fa
Feedback
「آنشرلی با موهای مشکی」

「آنشرلی با موهای مشکی」

رفتن به کانال در Telegram

خیلی نزدیکم نشو وگرنه به شعر تبدیلت میکنم ... - ناشناس: https://t.me/HarfChatBot?start=f27c4dee5032

نمایش بیشتر
کشور مشخص نشده استدسته بندی مشخص نشده است
368
مشترکین
+124 ساعت
+27 روز
+1630 روز
آرشیو پست ها
«دردی به توان بی کسی ها رگ کرده درون استخوانم این پیر خمیده در تنم کیست در رعشه مرگ زانوانم از دست تبر گلایه کردم همبستر موریانه ها شد دردست که این درخت فرتوت بازیچه آن جوانه ها شد تکثیر شدی جنون آنی در حافظه ای، دچار این درد هی شعله به شعله آتشم زد دیوانه تر از همیشه ام کرد من سقط مداوم حیاتم مرگم ضربان جنگ دارم من زاده خودکشی دریاست زهدان پر از نهنگ دارم در من شریان زندگی باش ای جان به لب رسیده برگرد این درد همیشه عاشقت بود این درد همیشه با تو سر کرد»
بهناز گزمه

«آنقدر تنهایم که حتی دردهایم دیگر شبیه دردهای هیچکس نیست»
نجمه زارع

خیلی تلاش کردم قبل چهار ریپلای بزنم، ولی مجبور شدم یه دور برم آموزش ببینم که چطور ریپلای بزنم. قشنگ مغزم قبل چهار گیر کرد🫠

آفرین منطقی فکر کنین:

جای خالی را پر کنید:
جای خالی را پر کنید:

آیینه‌ام شکست دوستان💔😂

ممنون میشم فکر کنید دشمنتونم و بی‌رحمانه نقدش کنین :)

«تکیه دادم به واژگونه شدن تا غمی دیگر اختیار کنم قفس دیگری اگر باشد باید از آسمان فرار کنم درد دنباله دار بودن را از کدامین ستاره آوردم طالعم را چگونه خالی از آرزوهای بی مدار کنم با تکاپوی قاصدک بودن که سرم را به باد خواهد داد با سر از آرزو در آوردن با سبک سر شدن چه کار کنم؟ عاقبت فوت میکنم خود را قفسم تکه تکه خواهد شد نفسم را چقدر حبس کنم؟ مرگ را تا کجا مهار کنم دردهای مدوری دارم نفسم را به سینه میکوبم ریشه‌ام را به خاک میدوزم شاید از آسمان فرار کنم»
هلیا درخشان

از اولین نگاهش بهم، عاقبت رابطمون مشخص شد😶🥲
از اولین نگاهش بهم، عاقبت رابطمون مشخص شد😶🥲

امروز دارم چندباره خاله میشممم🙂‍↔️ امیدوارم رابطم با این یکی مسالمت‌آمیز تر باشه🥲

«سرگشته است و راه به بیرون نمی‌برد در خویش مثل نقطه‌ی پرگار مانده‌است هم رفتنش خطاست و هم بازگشتنش چون ارّه در گلوی سپیدار مانده‌است»
علیرضا بدیع

به مادرم بگین هنوز گریه‌هاش تو جانمازشن

«زنگ خانه مرا صدا می کرد در دلم کودتا به پا می کرد چادرم کو؟کجای خانه دَر است؟! شانه ام،کوه جا به جا می کرد چرخ می خورد و دست می سایید موی می بست و باز وا می کرد، حالِ خوبی نداشت،با زحمت_ خنده و گریه را جدا می کرد پشت دَر ،زندگیش یخ کرده آینه با خودش چه هاا می کرد لُکنتی بر زبان قفل و کلید، گیر می کرد و پا به پا می کرد پشت دَر ،هیچ کس نبود اما_ زنگ خانه مرا صدا می کرد»
فاطمه ابراهیمیان

و امروز من داشتم به تو فکر می‌کردم به تو که ۲۳ سال زندگی کردی و از دی ماه برای همیشه رفته‌ای و چه غم‌انگیز که تمامش همینه :)

کمی گریه می‌کنم، دونه‌دونه جمله‌ها رو می‌نویسم، شفافشون می‌کنم، به یک نفر که دیگه زنده نیست فکر می‌کنم، می‌خوام بنویسم از تو، و می‌خوام یک گوشه‌ پیدا کنم و کتابم رو بخونم. این همه آدم اومدن روی زمین، مدتی زندگی کردن، و رفته‌ان. تمامش همینه.

Repost from آوای قلم
🌕 خانه کتاب و ادبیات ایران فراخوان دوره آموزشی «اقلیم شعر» را منتشر کرد 🏵 ویژه شاعران ۱۸ تا ۴۰ سال در ۱۶ استان کشور: زنجان،
🌕 خانه کتاب و ادبیات ایران فراخوان دوره آموزشی «اقلیم شعر» را منتشر کرد 🏵 ویژه شاعران ۱۸ تا ۴۰ سال در ۱۶ استان کشور: زنجان، آذربایجان شرقی، آذربایجان غربی، اردبیل، البرز، گیلان، مازندران، گلستان، خراسان شمالی، خراسان رضوی، سمنان، تهران، قزوین، کردستان، همدان و قم 🗓 زمان برگزاری از ۳۱ تیر تا ۲ مرداد ۱۴۰۵ در زنجان 📅 مهلت ثبت‌نام و ارسال نمونه آثار: تا پایان شنبه ۲۷ تیرماه ۱۴۰۵ 🔗 مراجعه به نشانی اینترنتی: https://survey.porsline.ir/s/M0V49zRF ☎️ کسب اطلاعات بيشتر: ۹۱۰۰۶۳۶۳-۰۲۱ (داخلی‌ ۸۰۲) #خانه_کتاب_و_ادبیات_ایران ‌ @AvayeQalam

خداروشکر سر امتحان به نظرم اصلا خند‌ه‌دار نبود😂

Repost from N/a
اصلا من متوجه نمی‌شم چرا یه انگلیسی مقیم فرانسه باید بیاد تو ایران اقامه دعوای طلاق کنه که انقدر پیچیده بشه شرایطش...