fa
Feedback

فریب کلاهبرداران را نخورید! تل‌متریو این کانال‌ها را شناسایی و برچسب‌گذاری می‌کند 👉 برای مشاهده برچسب، اشتراک تهیه کنید

𝘍𝘢𝘭𝘴𝘦 𝘌𝘲𝘶𝘪𝘭𝘪𝘣𝘳𝘪𝘶𝘮

𝘍𝘢𝘭𝘴𝘦 𝘌𝘲𝘶𝘪𝘭𝘪𝘣𝘳𝘪𝘶𝘮

رفتن به کانال در Telegram

نمایش بیشتر
کشور مشخص نشده استدسته بندی مشخص نشده است
242
مشترکین
اطلاعاتی وجود ندارد24 ساعت
+37 روز
+930 روز
آرشیو پست ها
اگه فکر کردید قراره مثل بقیه نویسنده ها چویا رو ضعیفتر از حد معمول نشون بدم و دازای رو برنده کنم کاملا در اشتباهید🙏

-نه آدمی، دازای اوسامو
-نه آدمی، دازای اوسامو

صدام بزن دازای چون میگم اهمیتی نداره ولی با هر اتفاقی یاد کسی که ترکم کرده و تنهام گذاشته میفتم࿔

صدام بزن چویا چون ادعا میکنم کسی برام اهمیت نداره ولی برای کسایی که برام مهم بودن عضو کسایی شدم که قسم خورده بودم بکشمشون࿔

صدام بزن چویا چون همیشه کابوس میبینم࿔

صدام بزن دازای چون همیشه سردرد دارم࿔

صدام بزن چویا چون گذشته رو رها کردم تا بتونم پیشرفت کنم࿔

صدام بزن دازای چون هرکاریم میکنم بازم روی یه طناب باریک بین گذشته و حال راه میرم࿔

صدام بزن چویا چون اهمیت نمیدم چی بشه، فقط بهت اعتماد میکنم و پای مرگ و زندگیم ریسک میکنم࿔

صدام بزن دازای چون بعد از این همه سال هنوز تک تک عادت‌هاتو حفظم࿔

-نه آدمی، دازای اوسامو
-نه آدمی، دازای اوسامو

این آدم توانایی کشتن من رو از ذوق داره.

خب‌خب‌خب. میخوام از یه جایی شروع کنم،ولی اینقدر همه چیز یهویی اتفاق افتاد که نمیدونم شروعش دقیقا کدومه. از اینکه توی کامنتای مسترسوکوکو خیلی رندوم با یه ادم کاملا رندوم درمورد بچگی بچه های مافیا صحبت کردیم،یا اینکه اولین پیامی که بهم دادی:
"سلام متنی که نوشتی که خیلی زیبا بود، فکر نکنم یادم بیاد آخرین کی چیزی به این زیبایی خوندم که قلبمو لمس کنه، هر کلمه‌ای که نوشته بودی به جا استفاده شده بود و باعث میشد اشتیاق خاصی برای خوندن ادامه‌اش پیدا کنم. والا من خودم کاره‌ای نیستم، نه توی نوشتن حرفه‌ایم نه چیزی، ولی این واقعا زیبا بود. خلاصه که.. دوباره بنویس و اگه هم میتونی فن فیک هم بنویس، یکی هست که مشتاقه اونارو بخونه."
(البته خط هفتم و هشتم رو کاملا تکذیب میکنم)
یا اون فن‌فیکی که تصمیم گرفتیم باهم بنویسیم(منکه میدونم قلمت جادویی بود هرچی نوشتی واقعی شد فقط نمیتونم ثابتش کنم) یا اولین آهنگی که برای همدیگه فرستادیم. یا اولین باری که صداتو شنیدم. اولین باری که دیدمت. اولین باری که ویدیوکال گرفتیم. اولین باری که درمورد علاقه هامون صحبت کردیم. اولین باری که مسخره بازی درآوردیم. و هزاران هزار اولین بار دیگه ای که باهمدیگه تجربه کردیم. اما مهم نیست اولش کجا بود؛اینکه الان کجاییم برام از هرچیزی باارزش تره. اولین باری که پیامتو خوندم حتی تو خوابمم نمیدیدم تا این حد به همدیگه نزدیک بشیم و با وجود بعضی تفاوت ها باز هم باهمدیگه کنار بیایم. یسری اتفاقا مثل یه جرقه‌ست،جرقه ای که آتیش میشه و گرما و روشناییش مسیرهای جدیدی رو جلوت باز میکنه. آشنا شدن من با توهم دقیقا مثل همین جرقه بود،راه هایی رو جلوم باز کرد که فکرشم نمیکردم وجود داشته باشن(هرچند شاید از بیرون خیلی به چشم بقیه نیاد ولی برای خودم خیلی واضحه) نمیخوام خیلی طولانی کنمش،بدون که واقعا خیلی خوشحالم باهات آشنا شدم. و ممنون که بدنیا اومدی. تولدت مبارک✨ -Sasha

مثلا این برای تولدت بود ولی اگه بذارم تا سال بعد خاک می‌خوره

امروز تولدته و از اون روزاست که معمولا هیچی نمیگم خب بهرحال خودتم میدونی که هیچوقت توی درست بیان کردنش خوب نبودم ولی بالاخره لازمه یسری چیزا گفته بشه نمیدونم دقیقا باید از کجا شروع کنم ، ولی از همون اول مرورش میکنم وقتی بچه بودیم ، همه چیز نسبت به الان خیلی فرق میکرد... من به خونِت تشنه بودم دیگه... خودت بهتر میدونی(حالا نه اینکه تو اصلا کاری به من نداشتی)، من ازت بدم میومد ولی احتمالا اون چیزی که توی ذهن توعه نیست تو اون زمان واقعا بالغ بودی ، بالغ‌تر از هر بچه و هر دختری که میشناختم ، و از من خیلی قوی تر بودی ، این برام خیلی عجیب بود چون فقط من حسش میکردم ، وقتی که تو بودی حس نفرت انگیزی بهم دست میداد و منم میخواستم مثل بقیه هم‌نوع هام قوی خونواده باشم ، ولی وقتی تو بودی ، روی اعصابم بودی و مطمئنا بهتر از من بودی. همیشه برام سوال بود که چرا و چطور همچین آدمی هستی ، اون حداقل زمان یه ذره عقل توی کله‌ ام بود و میفهمیدم که اگه من جای تو بودم ، تا الان له شده بودم ، داغون شده بودم و فقط اون موقع نمیتونستم بفهمم که توی لعنتی چطوری هرروز و هرروز بعد از اون همه اتفاقات عجیب و دردناک قوی تر میشی ولی بزرگتر که شدم فقط یکم عقلم بیشتر شد ، وقتی نگاهت میکردم افتخار میکردم که همچین دختری کنارمه ، آدمی که واقعا مثلش رو هیچ کجا پیدا نکردم ، تقریبا از اون مسیر کلیشه‌ای و خودخواهانه‌ ام فاصله گرفتم و به آرومی شدی الگوم ، کسی که وقتی نگاهش میکنم با قدرت بلند میشم من تورو انتخاب نکردم بی‌تا، ولی یکی از بزرگ‌ترین خوش‌بختی هام اینه که تو کنارمی، و تو روزهایی که شاید حتی خودتم ندونی چقدر برام سخت بود ، کنارم بودی و همین که تنهام نذاشتی اثبات میکرد که چه آدم درستی کنارمه و هم‌خونمه امروز تولد قوی‌ترین آدمیه که من دیدم ، کسی که احتمالا خودش نمیدونه ، ولی قهرمان زندگی خوشه و اگه بفهمه چه روزهای سختی رو با موفقیت گذرونده ، انقدر تلاش نمیکنه که هرروز بهتر و قوی تر بشه ، کسی که توی بدترین روزام ، زمانی که به درست بودن هیچی باور نداشتم ، ایمان داشتم که وجودِ تو یکی از درست ترین چیزاست ، من همیشه به وجودت نیاز دارم بی‌تا ، پس لطفا تا ابد پیشم بمون