fa
Feedback
بابونه

بابونه

رفتن به کانال در Telegram

نمایش بیشتر
کشور مشخص نشده استدسته بندی مشخص نشده است
242
مشترکین
-124 ساعت
-67 روز
-1130 روز
آرشیو پست ها
زخم‌ها زیباترت کرده‌اند چون برکه‌ها، که با سنگ‌هایِ خوابیده در بسترشان زیباترند.
زخم‌ها زیباترت کرده‌اند چون برکه‌ها، که با سنگ‌هایِ خوابیده در بسترشان زیباترند.

وقتی زمستان سال بعد رسید، تنها یک جای زخم کوچک روی لبش به جا مانده بود و این نکته ای بس طعنه آمیز بود ؛چون از همان زمستان بود
+1
وقتی زمستان سال بعد رسید، تنها یک جای زخم کوچک روی لبش به جا مانده بود و این نکته ای بس طعنه آمیز بود ؛چون از همان زمستان بود که که حسن دیگر لبخند نزد. #بادبادک باز #خالد حسینی

گلم گر نیستی خارم چرایی؟

فلک در قصد آزارم چرایی

با غمی که در صدا و چشم هایش بود میگفت؛ اولین باری که سر صحبت را باز کرده بودیم حرف بالای موضوعی شد و چیزی را فراموش کرد پیش دستی کردم و برایش گفتم ؛ شما را درک میکنم «یک سر دارید و هزار سودا» با لبخند و هدف خاصی گفت فعلاً که فقط یک سودای قشنگ در سر دارم و بعدش را ببینم چه خواهد شد ، و از آن روز دو سال و چند ماه میگذرد اما،هیچ گاهی نشد این «یک سر و هزار سودا» را بشنوم و ته دلم خالی نشود.

برای روزهای که قرار است باز هم در دنیای سوت و کورِ بی اینترنتی وارد شویم ، برایم کتاب معرفی کنید.😐

هرگز دلم از یاد تو غافل نشود گر جان بشود مهر تو از دل نشود افتاده ز روی تو در آیینهٔ دل عکسی که به هیچ وجه زایل نشود

هنوز غوطه‌وری در خیال خام خودت تو هم شبیه من افتاده‌ای به دام خودت تو مثل شهر شلوغ و من آشنای غریب بیاب گمشده‌ای را در ازدحام خودت دلم اگرچه بنایی خراب و متروکه‌ست بیا بکوب و بساز و بزن به نام خودت به پای قول خودم مانده‌ام ولی گاهی تو هم بمان سر قولت به احترام خودت اگرچه با همه قهری، به زور هم که شده سری تکان بده در پاسخ سلام خودت بدان گذشتن تو کمتر از تلافی نیست مباد آن‌که بسوزی در انتقام خودت شدم من آینه‌ای رو به روی آینه‌ات تو هم هر آینه مشغول قتل عام خودت

درخت پیر تن من‌ دوباره سبز می‌شود هر چی تبر زدی مرا زخم نشد جوانه شد. #شما فرستادید.🌺

https://t.me/HarfChatBot?start=b9ce78095f8d کمی شعر لطفاً!➰🤍

چقدر این روزها کُند میگذرد. مگر همینطور نیست؟!

پدر مهربان و صبورم! دلم برای آن چشمان همیشه نگرانت تنگ شده برای آن چهره ی پر از لبخندت که سعی داشت سایه بر نگرانی چشمان مهربانت بیندازد، برای نوازش دستان مهربانت که هرچه خستگی بود با کشیدن آنها بر سرم فراموش میکردم . ‌ دلتنگ بوی خوش ات هستم پدرجان، خوشبوی و بوی عطرت هنوزم بر مشامم هست کاش خودت هم بودی و حضورت برکت آفرین در خانه ی مان می شد. پدر خوبم! نیستی اما حس میکنم دعاهایت هنوزم با من است، چشمان همیشه نگرانت را وقتی دیرتر به خانه میرسم در چارچوب دَر میبینم که چطور منتظر آمدنم هستند ، هنوز دلخوشم به دیدن اسمت به روی صفحه ی موبایل اما فراموش کرده ام که تنها اسمت باقی مانده و خودت را ندارم.‌ ‌ پرورگارا! دروازه های رحمت و مغفرتت را به روی پدرم بگشای و او را از اهل بهشت قرار ده. پدرم مهربان بود. رحمت و مهربانی ات را شامل حالش بگردان و قبر اش را باغچه ی از باغچه های بهشت بگردان . اللهم آمین!

…

Repost from دُژَم
گر زندگی‌ام برگ گل سرخی بود آویزه‌ای گیسوی تو‌اش می‌کردم قهار عاصی
گر زندگی‌ام برگ گل سرخی بود آویزه‌ای گیسوی تو‌اش می‌کردم
قهار عاصی

Repost from N/a
«مراقب باش؛ ساده‌گی و خوش قلبی‌ات، گرگ درون دیگران را بیدار نکند.»

چقدر غریبه‌ها خوبند... زمانی که به یکباره دوستمان می‌شوند و چقدر دوستان بد هستند وقتی که ناگهان غریبه می‌شوند.

می‌گفت ؛ همه چیز درست می‌شود و من دل‌گرم‌ترین و آرام‌ترین آدم جهان می‌شدم، حتی اگر هیچ چیز درست نمی‌شد.

روزهاى مديدی نه مى‌نويسد، نه مى‌پرسد و نه سراغى مى‌گيرد. اما يک روز مى‌آيد و تنها با يک سلام... باز هم اوست كه برنده مى‌شود. -جمال ثریا.

احساس می‌کردم آدم وقتی تنها می‌شود ، تمامی غم دنیا در وجودش خیمه می‌زند. احساس می‌کند آن قدر از دیگران دور شده که دیگر هیچ وقت نمی‌تواند به آنها نزدیک شود. سمفونی مردگان- عباس معروفی.

دیدی بهار آمد و از دل خزان نرفت ؟