fa
Feedback

فریب کلاهبرداران را نخورید! تل‌متریو این کانال‌ها را شناسایی و برچسب‌گذاری می‌کند 👉 برای مشاهده برچسب، اشتراک تهیه کنید

-LuniK-

-LuniK-

رفتن به کانال در Telegram

زمین دیگه بسه ؛ میخوام به سیاره ی خودم برگردم. اگه من نبودم با دیدنِ ماه یادِ من بیفت. t.me/HidenChat_Bot?start=7729594190 " اگه نیاز به گوش‌ِشنوا‌ داشتی "

نمایش بیشتر
کشور مشخص نشده استدسته بندی مشخص نشده است
251
مشترکین
اطلاعاتی وجود ندارد24 ساعت
اطلاعاتی وجود ندارد7 روز
اطلاعاتی وجود ندارد30 روز
آرشیو پست ها
Majid Azizi - Khoshalet 128.mp33.12 MB

یسری موزیک دارم فقط منتظرم پاییز بشه که پلی کنم.

Male Man Nemishi.mp39.78 MB

قلبی که میزنی بهش پتک قبلا زدن خراب کردن:)

Shervin Hajipour Potk.mp36.43 MB

دوست دارم بنویسم. اونقدر بنویسم که کلماتِ دنیا تموم و دلِ پرِ من خالی بشه. بعد چشم‌هام رو ببندم و سبکبار زیرِ آسمونِ پرستارهٔ تابستون بخوابم.

نجات دهنده ی من تنهاییه ؛ وقتی تنها باشم و بیشتر تایمم رو خودم پر کنم روانِ سالم تر ، زندگی بهتر و پیشرفت بیشتری دارم.

من یه شیشه ی بند زده ام، کاش بفهمین هردفعه با چه سختی ای پا میشم و دونه دونه این شیشه ها رو بهم میچسبونم.

بنده خیلی ادایی بودن رو دوست دارم ولی خب آخوند سگ‌پدر نمیذاره.

بله و من بازهم هرچی داشتم و نداشتم رو خرج لوازم آرایش کردم و الان یک انسان خوشحال ولی بی‌پولم🧑🏻‍🩰💗

یادم افتاد که دوستم امروز گفت چه بوی خوبی میدی خانوم و دوباره ذوق زده شدم ، بنظرم این بهترین تعریفیه که میتونی بشنوی✨🧚🏻‍♀

بی‌توجهی و بی اعتنایی بدترین تنبیهیه که خانواده ها انتخاب میکنن برای عذاب دادن بچه هاشون یعنی چی که سکوت میکنی

خیلی بی حوصله شدم ماکزیمم ذوقم برای ارتباط با آدم ها از ۲۴ ساعت هم کمتر شده یجورایی حوصله ی کشف آدما رو ندارم هم خوبه و هم اذیت کننده‌اس.

Shadmehr-Aghili-Hamishegi-320.mp37.62 MB

چقد امروز خوش‌گذشت ؛ عاشقِ این جمعم واقعا😭💘

Repost from دومنیکو
امروز تولد جاوید نام مهرداد مشتاقیه. دیروز تولد یه جاوید نام دیگه بوده. فردا هم تولد یه جاوید نام دیگه‌اس. تو تقویم ما ایرانی‌ها هر روز مادرهایی هستن به جای بغل کردن بچه‌شون سنگ قبرش رو در آغوش می‌گیرن.

1878197408_processed.mp33.75 MB

و یکی از آنها تا ابد ۲۷ ساله می‌ماند...

یک عادت بسیار مزخرف دارم که هردفعه بعدش دلم میخواد خودمو حلق آویز کنم و اونم اینه که نوشته‌هامو پاره میکنم یا آتیش میزنم وقتی عصبی میشم، الان دارم غصه ی دفترای روزمرگی نویسی‌‌ِ چند سال پیشم رو میخورم که اتیششون زدم یتسوستسنسنس، زن بخدا قرار نیست اونا رو آتیش میزنی تو ذهنت هم پاک بشن، وای خدا لعنتم کنه.

داشتم فکر میکردم من قبلا با کسی زیاد صحبت نمیکردم وقتی دچار فروپاشی میشدم، فقط فاصله می‌گرفتم و زمانی که بهتر میشدم برمی‌گشتم اما دو سالی هست که نمیدونم چجوری ولی منو به حرف آورد اینقدر راحت حرف میزنم پیشش که انگار یادم رفته بود که من این خصوصیت رو نداشتم، خیلی واسم عجیب بود و از دیشب تاحالا دارم بهش فکر میکنم:) بیشترین تاثیرش درمورد مامان بود همیشه راز بود و الان راحت درموردش مینویسم همیشه بهش میگم شاید تورو مامان فرستاده که کنارم باشی.