fa
Feedback

فریب کلاهبرداران را نخورید! تل‌متریو این کانال‌ها را شناسایی و برچسب‌گذاری می‌کند 👉 برای مشاهده برچسب، اشتراک تهیه کنید

مخرب

مخرب

رفتن به کانال در Telegram

نقش اصلی پشت صحنه بود، من فقط تماشاچی ام. http://t.me/HidenChat_Bot?start=6617477537

نمایش بیشتر
کشور مشخص نشده استدسته بندی مشخص نشده است
383
مشترکین
+124 ساعت
+207 روز
+1830 روز
آرشیو پست ها
بی تملک، رعوفی را از خود می ربایانم و به غضبی رنج الود، به نرمی اندوهی که در سینه جا خشکانده مبدل می شوم ، بی آلایش وبی بدیل ، جانوری برون می اید. نه درنده خو ، نه بی بانگ ، فقط در اندوه مطلق، رنج خود را می آراید، می آراید تا سرپوش بگذارد به تمام آنچه که برا آن گذشته است و در پی انکارش بودند، مسکوت میمانم، تا شاید چیزی، نوایی، ندایی، شیونی سر آید اما زنهار ، زنهار که مردن های پیاپی اش بی نتیجه نماند، و تیری در راس تاریکی به هدف که نه، به لطافت قلبش، جا نشاند.

photo content
+1

عزیمت جبری بود صومعه فراموشی ات، اما هبوط از چکاوک چشم هایت،به بهانه من بود و به میل تو.

photo content

هیچ ضرری برای جامعه نداشتم، اما همه به گونه ای با من رفتار میکردن که انگار ارثیه پدرشان را بالا کشیده ام

Delkash Ashegham Man.mp37.32 MB

تحمل این همه رسوخ اختلالی را ندارم، این یک گوشت اضافی است که در زیر پوستم دمیده و راه می رود، و تصمیم راسخ بر این دارد لانه ای بسازد و برای ساخت الوار ،خونم را می مکد و یک پاره استخوان به جا می گذارد تا تیکه ای باشد بر نام انسان و نقاهت نجیبی که همچنان پابرجاست.

میان شیارها و نبض سلاخی شده ام، مردنی را حس میکنم که در زیر باروت سیاه دفن شده بود، و به میل کشتنم برمی خیزد، چیزی سد نفس کشیدنم می شود و انگار موریانه های زیر پوستم هدف شان گلویم بود تا از نفس کشیدن های قرضی باز دارنم.

چشمانت را که می نگرم، دنیا برایم تعریف میشود از نو. نه با کلمات، که با ضربان نبضی که در گلویت می رقصد. هر بار که نفست به گوشم میرسد، طوفانی از پروانه ها در قفسه سینه ام به پا میشود و من غرق میشوم در اقیانوس بیکران نگاهت. انگار تمام هستی ام فقط برای شنیدن صدای خندهات ساخته شده؛ صدایی که کهکشان ها را در دلم به پای کوبی درمیآورد. تو تک تک سلولهای وجودم را بازنویسی میکنی، با هر لمست، با هر لبخندت . - برای چسب زخم زندگی م

با خیال اینکه این کابوس همیشگی نیست یک کابوس دیگر از سر می گذرانم. خواب پناهی بود برای فرار از اجتماع ناقص بشر، و در خواب یک اجتماع مفرد برای خود ساخته بودم، که آن را هم کابوس از هم پاشاند

چه روز بدی است، مرگ در آستانه در و در رگ و پی ام جریان دارد ، حس سنگینی در خمره اتاقم مرا خفه کرده است. خسته و اندوهگینم دلم میخواهد به فراموشی خواب بروم و مانند خالی که روی پوست دستم ورم کرده است سرم را روی بالشت بگذارم و از فرت خستگی بترکم.

photo content
+1

+1
4_5852556165354888116.mp39.01 MB

photo content

گاهی درد بیشتر از آنکه تورا برنجاند، می کشد

همه چیز یک ته دارد که به خداحافظی ختم می شود.

مگر تو تشخیص میدهی چه کسی بیشتر رنج می کشد؟ خدای من دستت را بگذار روی شقیقه هایم، نبض مردن را حس می کنی؟ می توانی این را از رنج تشخیص بدهی؟ نه نه مگر تو کیستی متخصص رنج؟ به چه کارم می اید؟ تورا مثل اینه دق رو به رویم داشته باشم که چه؟ بگذار به حال خودم بمیرم ، اکنون آمدنت بعد از مردن های ممتد من چه سودی دارد؟ کدام نیمه خاکستر شده من را میخواهی بازگردانی؟ نمی خواهم جواب پس نده فقط نعشت را جمع کن و برو ، تنهاییم بگذار ، ترجیحم این است تنها بمیرم ، نعشم خوراک جک و جانور شود اما به دست امثالی مثل شما نیوفتد، اکنون هم می دانم که می خواهی سرم را شیره بمالی تا امضایم را جعل کنی و اعضای بدنم را به حراج بگذاری، اما مگر کوری؟ نمی‌بینی در هر پسله ای از من یک پوسیدگی رو به زوال است، نمی دانم چه کسی به این پوسیدگی نیاز دارد اما آن ها به من چه داده اند؟ آن ها جز ظلم و ناشایست دروغین و زنجیر رنج دور پایم چه به من بخشیده اند؟ ها اگر می گویی این ها غنیمت است، چیزی برای گفتن ندارم ، ارزش آدمی همین است.

photo content
+1

سلام و درود، خب درواقع این پیام رو هدایت کنید توی چنلتون و من طبق حسی که شخصیت شما، و محتوای چنلتون بهم میده، بهتون موسیقی، و از اشعار فروغ تقدیم کنم و اگر هم در توانم بود بهتون فیلم معرفی می کنم.
کافیه، مچکرم
https://t.me/mozmahelll

آدم هرچه بزرگتر بشود بیشتر خرافه پرست می شود