fa
Feedback
قهوه تلخ

قهوه تلخ

رفتن به کانال در Telegram

ناشناس: http://t.me/BluChtBot?start=60a6a801bedeaa8f8f48

نمایش بیشتر
کشور مشخص نشده استدسته بندی مشخص نشده است
211
مشترکین
+124 ساعت
+77 روز
+630 روز
آرشیو پست ها
اگه شخصیت اصلی فیلم های نولان همیشه در تقلا برای بازگشت به خونه باشن.. من همیشه در جست و جوی خونه ام!

فلاسفه دیگه در حال خودکشی برای اثبات خدا، در همین حین دکارت:
فلاسفه دیگه در حال خودکشی برای اثبات خدا، در همین حین دکارت:

هنوز آخرین پَرِّ سیمرغ هست!

1774810812342-ec8ed16c-Ethereal Txmy.mp32.59 MB

تقریبا هیچکس، هیچوقت، نمیتونه من رو برای دیدن فیلمی که آل پاچینو توش بازی کرده آماده کنه!
تقریبا هیچکس، هیچوقت، نمیتونه من رو برای دیدن فیلمی که آل پاچینو توش بازی کرده آماده کنه!

واقعا خوشحالم از اینکه زندگیم میتونه با یک قسمت جدید از یه سریال انقدر نشاط به خودش بگیره.

برای اونایی که تعجب کردن باید بگم بله! من توی کتاب های فلسفی/اجتماعی خط میکشم. یادداشت هم مینویسم! همونطور که توی کتاب های درسیم خط میکشیدم، چون این کتاب ها رو میخونم که یک چیزی یاد بگیرم اما هر چیز دیگه ای رو میخونم تا فقط بتونم حس کنم یا زندگی کنم!

🧸
🧸

1 2 - Labi Siffre - Cannock Chase (320).mp310.06 MB

باز برگشتم به حالت کارخونه باتشکر از موری!

من کلا چنل های دیلی رو دوست دارم چون حس زندگی به آدم میده، افرادی هستن که بدون اینکه تاحالا دیده باشی شون، احساساتشون رو میتونی دریافت کنی با سلیقه های متفاوت آشنا بشی با آرزو هاشون با اهدافشون، توی روز های خوب و بدشون باشی، همدردی کنی. اختلاف نظر داشته باشی و کلا جریان زندگی رو در فاصله های خیلی دور تر از خودت حس کنی. اما الان کمتر همچین چیزی میبینم، کمتر میبینم کسی بیاد صحبت کنه، بگه امروز چی خوشحالش کرد، کتاب موردعلاقش چیه. شعر نو دوست داره یا کلاسیک، دوست داره وقتی ورزش میکنه چه سبک آهنگی گوش بده!! الان همه فقط به همدیگه حس کمبود میدن، از نظر چهره، سبک زندگی، پول، شغل، تحصیل و یا هرچیز دیگه ای. عکس ها دیگه گرفته نمیشن که یک حال خوب یا خاطره ای رو به اشتراک بزارن عکس ها گرفته میشن و پست میشن چون صرفا باید! ترند ها تصمیم میگیرن چه گلی دوست داری، چه کتابی میخوای بخونی! زندگی چیز خیلی ارزشمندیه؛ که این روز ها کمتر جایی میبینم.

اگه از اول بهم میگفتید اسم دختره آناستازیاست خودم بهتون میگفتم تهش چی میشه ولی مردی صد و خورده ای بار هی صدا میکرد ناستنکا، ناستنکا من یک چیزی توی مایه های نامِ «شیرین» خودمون تصور میکردم!

الان یه ویدیو از بزرگانِ ترجمه، بابک شهاب دیدم که توضیح دادن ناستنکا حالت تحبیبیِ آناستازیاست!!!

I will.

photo content

01 Volare (Nel Blu Di Pinto Di Blu).mp32.79 MB

اگر فقط میتونستم یک نامه براش بنویسم. اگر فقط میدونست چقدر مسیر زندگیم رو عوض کرد. و اینکه الان چقدر دارم دور خودم میچرخم، چقدر نگرانم و چقدر نا مطمئنم. اینکه دور و برم رو نگاه میکنم و اونقدر می ترسم جا بمونم که با سرعت میخوام همه چیز رو قورت بدم، همه فیلم های جهان رو دیده باشم، همه کتاب ها رو خونده باشم، همه چیز رو بدونم. اونقدر که حتی یادم رفته هدف از اول این بود که لذت ببرم، اینجا وایسادم چون دوست داشتم اینجا وایسم نه چون میترسم که نکنه توی مسیر اشتباه قرار گرفته باشم. انقدر حریص شدم که دیگه کار های مورد علاقم رو انجام نمیدم، کتاب های قدیمیم رو دوباره نمیخونم. چون میخوام بِدَوَم، هرچقدر سریع تر! اگر فقط میدونست که چقدر گاها میترسم که دیگه نوجوون نیستم. منی که همیشه خودم رو توی چهل و شیش سالگی تصور میکردم!

همیشه می گویند: «اگر یکبار دیگر جوان میشدم، ای کاش جوان بودم..» تا حالا شنیدی که مردم بگویند، ای کاش شصت و پنج ساله بودم!!! موری لبخند زد. می دانی این طرز تفکر چطور به وجود می آید؟ این زندگی های نارضایت مندانه؛ زندگی های بدون دستاورد کافی؛ زندگی های پوچ؛ زندگی های بی معنا و نامفهوم. چون اگر تو معنا و مفهومی در زندگی ات پیدا کنی، هرگز نمیخواهی به گذشته برگردی. دلت می خواهد چیز های بیشتری ببینی، کارهای بیشتری انجام دهی. نمی توانی تا شصت و پنج سالگی صبر کنی. گوش کن! باید متوجه این نکته باشی. همه ی جوان تر ها باید متوجه این نکته باشند. اگر همیشه در حال جنگ و دعوا با مقوله پیری باشید ، همیشه هم ناراضی و غمگین خواهید بود، چون در هر صورت پیری از راه خواهد رسید. و میچ.. صدایش را پایین تر آورد. واقعیت این است که بالاخره خواهی مُرد .

- سه شنبه ها با موری
- سه شنبه ها با موری

حقیقتش اینه که کریستوفر برام مثل موری شوارتز میمونه، وقتی حرف میزنه از حرفاش لذت میبرم، با علاقه تک تک ویدیو هاش رو نگاه میکنم و الگو میگیرم. و اینکه کتاب نوشته و هر سری یه بخشش رو میخونه (کتابش هم بی نظیره) واقعا برام جالبه. ولی چندوقت پیش چندتا ویدیو گرفته بود که توی بیمارستان بود و الان حقیقتا نگران و ناراحتشم، با اینکه بنظر حالش بهتر شده و برگشته خونه... اما بیماری و مرگ موری دوباره برام تداعی شد. امیدوارم حالش خوب باشه و به دانا و کیوت بودنش ادامه بده و تا ابد من رو تحت تاثیر قرار بده :]