مخفیگاهِ آبیِ پری؛
رفتن به کانال در Telegram
- بال هایش را گشود و اتاق را در بُهت یک رویا گم کرد - خونهی امنِ شیرکاکائوی آسمونی که گاهی غرغرو میشه🧚🏼♀️ t.me/HidenChat_Bot?start=562763327
نمایش بیشترکشور مشخص نشده استدسته بندی مشخص نشده است
219
مشترکین
-224 ساعت
-67 روز
+1230 روز
آرشیو پست ها
من قرار بود The manipulated رو فقط بهخاطر اینکه میدونستم دو کیونگسو توش بازی کرده و نقش یک ویلن رو داره، ببینم. دو تا اپیزود اول رو دیدم و هنوز شخص مورد نظرم درست حسابی وارد سریال نشده ولی چه شروع نفسگیری داشت و جذبم کرده برای دیدن ادامهاش.
Repost from one day on the way
شالگردن هدیه گرفتن واقعا بامزهس. و خیال میکنم، پر از معنی. اینکه من بهت فکر کردم وقتی هوا سرده، مریض نشی. بهت فکر کردم وقتی میری بیرون و دوست داری دور گردنت یه چیز گرم داشته باشی، اینو بپوشی. فکر کردم شاید این شالگردنِ قرمز بتونه اون دلیلی باشه که بیای بیرون و راه بری.
فقط دارم با این امید چشمهام رو میبندم که فردا حداقل کمی بهتر از امروز باشه. فقط یک ذره هم کافیه. هرچیزی جز این چندروز، جز این چشمهای گود افتاده و سری که از درد نبض میزنه.
درست نمیدانم باید چه کار کنم. چون این دلتنگی برای تو ورای توان و تحمل من است. آن چیزی که از این دلتنگی چون آواری بر سرم خراب میشود گاهی مرا چنان در غم و اندوه فرو میبرد که فلج میشوم. اما این فاصلهای که بین ما هست ابداً مرا از تو دور نکرده. خیال تو چون صدایی سیال در دقایق هر روزی که بر من میگذرد، میچرخد. اصلا من به فاصله در این شکلش که بتواند همروحها را از هم دور کند معتقد نیستم؛ از نگاهِ من اگر دو شخص بتوانند به پشت چشم هم راه پیدا کنند، چون در هم خانه میکنند دیگر فاصلهای بینشان نیست. پس چشمانت را ببند و بگذار سکوتم در امتداد سکوت تو جاری شود؛ شاید همینجا، در میانهی این فاصله، به هم برسیم.
«تمام روز غمگین است.
زود خسته میشود و خلقش تنگ میشود.
دستش را روی گلویش میگذارد و میگوید:
اینجاست. رد نمیشود.»
عیب نداره پریماه. عیب نداره. عیب نداره. بگذر که زندگی محل گذره. درسته که داره از وسط تو میگذره ولی عیب نداره، بالاخره میگذره. توام بگذر پریماه. بگذر قلبِ آبی من. بگذر.
این خانومی و آهنگاش رو از Twin Peaks شناختم. یه نرمیِ رویاگونهای داره؛ انگار صداش توی مه حل شده.
