ar
Feedback
آرش رئیسی‌نژاد

آرش رئیسی‌نژاد

الذهاب إلى القناة على Telegram

راه در جهان یکی است و آن راه راستی است؛ راه راستی، راه ایران است و راه ملت ایران!

إظهار المزيد

📈 نظرة تحليلية على قناة تيليجرام آرش رئیسی‌نژاد

تُعد قناة آرش رئیسی‌نژاد (@iran_simorq) في القطاع اللغوي Farsi لاعباً نشطاً. يضم المجتمع حالياً 16 650 مشتركاً، محتلاً المرتبة 3 408 في فئة السياسة والمرتبة 19 800 في منطقة إيران.

📊 مؤشرات الجمهور والحراك

منذ تأسيسه في невідомо، حقق المشروع نمواً سريعاً وجمع 16 650 مشتركاً.

بحسب آخر البيانات بتاريخ 25 يونيو, 2026، تحافظ القناة على نشاط مستقر. خلال آخر 30 يوماً تغيّر عدد الأعضاء بمقدار 463، وفي آخر 24 ساعة بمقدار 24، مع بقاء الوصول العام مرتفعاً.

  • حالة التحقق: غير موثّقة
  • معدل التفاعل (ER): يبلغ متوسط تفاعل الجمهور 60.79‎%. وخلال أول 24 ساعة من النشر يحصد المحتوى عادةً 30.27‎% من ردود الفعل نسبةً إلى إجمالي المشتركين.
  • وصول المنشورات: يحصل كل منشور على متوسط 10 092 مشاهدة. وخلال اليوم الأول يجمع عادةً 5 025 مشاهدة.
  • التفاعلات والاستجابة: يتفاعل الجمهور بانتظام؛ متوسط التفاعلات لكل منشور يبلغ 113.
  • الاهتمامات الموضوعية: يركز المحتوى على مواضيع رئيسية مثل استراتژیک, نفت, نظامی, هرمز, زمین.

📝 الوصف وسياسة المحتوى

يصف المؤلف القناة بأنها مساحة للتعبير عن الآراء الذاتية:
راه در جهان یکی است و آن راه راستی است؛ راه راستی، راه ایران است و راه ملت ایران!

بفضل وتيرة التحديث المرتفعة (أحدث البيانات بتاريخ 26 يونيو, 2026) تحافظ القناة على حداثتها ومستوى وصول مرتفع. وتُظهر التحليلات تفاعلاً نشطاً من الجمهور، ما يجعلها نقطة تأثير مهمة ضمن فئة السياسة.

16 650
المشتركون
+2424 ساعات
+877 أيام
+46330 أيام

جاري تحميل البيانات...

القنوات المماثلة
لا توجد بيانات
هل تواجه مشاكل؟ يرجى تحديث الصفحة أو الاتصال بمدير الدعم الخاص بنا.
الإشارات الواردة والصادرة
---
---
---
---
---
---
جذب المشتركين
يونيو '26
يونيو '26
+620
في 20 قنوات
مايو '26
+440
في 19 قنوات
Get PRO
أبريل '26
+2 481
في 33 قنوات
Get PRO
مارس '26
+2 078
في 26 قنوات
Get PRO
فبراير '26
+5 206
في 50 قنوات
Get PRO
يناير '26
+6 118
في 4 قنوات
التاريخ
نمو المشتركين
الإشارات
القنوات
26 يونيو+49
25 يونيو+24
24 يونيو+71
23 يونيو+3
22 يونيو0
21 يونيو+3
20 يونيو0
19 يونيو+24
18 يونيو+64
17 يونيو+25
16 يونيو+132
15 يونيو+5
14 يونيو0
13 يونيو+1
12 يونيو+7
11 يونيو+4
10 يونيو+13
09 يونيو+11
08 يونيو+130
07 يونيو+7
06 يونيو0
05 يونيو+9
04 يونيو+8
03 يونيو+2
02 يونيو+24
01 يونيو+4
منشورات القناة
نگاره‌های لشکرکشی عظیم ولی بی‌سرانجام امپراتور ژولیان مرتد به ایران و کشته شدنش بدست ارتش ایران به فرماندهی شاهنشاه شاپور دوم
+6
نگاره‌های لشکرکشی عظیم ولی بی‌سرانجام امپراتور ژولیان مرتد به ایران و کشته شدنش بدست ارتش ایران به فرماندهی شاهنشاه شاپور دوم! @Iran_Simorq

2
۱۶۶۳ سال پیش در چنین روزی، امپراتور ژولیان مرتد در نبرد سرنوشت‌ساز سامرا بدست سربازان ارتش ایران کشته شد. در تابستان سال ۳۶۳ میلادی، امپراتور ژولیان که منتقد رسمی‌شدن دین مسیحیت بدست کنستانتین و مروج یونانی‌گری نوافلاطونی بود، در یکی از جاه‌طلبانه‌ترین لشکرکشی‌های تاریخ روم، به قلب بین‌النهرین و قلمرو شاهنشاهی ساسانی حمله کرد. هدف شکستن قدرت ایران ساسانی و تثبیت برتری روم در خاور زمین بود. اما او فرمانروایی را به چالش کشید که سودای بازپسگیری سرزمین‌های ایرانی و جبران شکست جدش، نرسی، در برابر دیوکلثیان رومی بود: شاهنشاه شاپور دوم. شاپور دوم، از مقتدرترین شاهان ساسانی با طولانی‌ترین فرمانروایی در تاریخ ایران (بیش از ۷۲ سال)، نه‌تنها یک فرمانروا، بلکه معمار یک ماشین جنگی منسجم بود؛ ارتشی متکی بر سواره‌نظام سنگین، کمانداران ماهر و تاکتیک‌های فرسایشی که به‌جای نبرد مستقیم، دشمن را در عمق سرزمین ایران تحلیل می‌برد. محرک ژولیان اما شاهزاده هرمز، برادر شاپور دوم، بود که برای دستیابی به تاج و تخت به رومیان پیوسته بود. با پیشروی ژولیان در میان رودان، ارتش روم از خطوط تدارکاتی خود فاصله گرفت. آتش‌زدن منابع، کمبود آذوقه، گرمای شدید و حملات پیوسته ارتش کارآزموده ایران، رومیان را فرسوده ساخت. درگیری‌های سنگین در مارانگا و سپس سامرا نشان داد که ابتکار عمل در میدان نبرد به‌طور کامل در دست ارتش ایران به فرماندهی مهران و سورنا است. شاپور با فشار مداوم، اجازه تثبیت به رومیان نداد و آن‌ها را در یک جنگ فرسایشی گرفتار ساخت. در میانه یکی از این درگیری‌ها بود ژولیان که شخصاً در خط مقدم می‌جنگید با نیزه‌ای زخمی شد و اندکی بعد جان باخت. مرگ او، نقطه پایان انسجام ارتش روم بود. در این میان، ژوویان به امپراتوری رسید و برای جلوگیری از نابودی کامل لژیون‌‌های رومی، ناچار شد صلحی تحقیرآمیز با شاپور امضا کند. بدین ترتیب، روم پنج ایالت استراتژیک در شرق رود دجله (ارزانن، موکسوئن، زابدیسن، رهایمن و کوردوئن) که در معاهده سال ۲۹۹ میلادی توسط دیوکلتیان تصرف شده بودند، را به ایران بازگرداند. مهم‌ترین و تلخ‌ترین بند معاهده برای رومیان، واگذاری دژ نفوذناپذیر و کلیدی نصیبین به همراه شهرهای سنجار و کاسترا مائوروروم بود. نبرد سامرا تنها پایان یک لشکرکشی نبود؛ بلکه نمایش برتری یک استراتژی بود: قدرت تاب‌آوری ایران ساسانی در جنگ فرسایشی و مدیریت عمق سرزمینی. در نبرد سامرا، رؤیای روم برای فتح ایران دگربار نقش بر آب شد و ایرانی که ضعیف جلوه می‌نمود به رهبری شاهنشاه شاپور دوم سربلند بیرون آمد!⁩⁩ @Iran_Simorq
2 816
3
هر گونه تنش‌زدایی با امارات متحده عربی باید با پایان ادعای ارضی این کشور بر سه جزیره ایرانی درهم‌تنیده شود. اگر قرار است فصل جدیدی در روابط ایران و امارات متحده عربی آغاز شود، این روند نباید صرفاً به گسترش همکاری‌های اقتصادی، مالی و تجاری، به‌ویژه با دبی، محدود بماند. هرگونه تعمیق و نهادینه‌سازی تنش‌زدایی باید با پایان دادن به ادعاهای ارضی امارات درباره سه جزیره ایرانی ابوموسی، تنب بزرگ و تنب کوچک همراه باشد. امروز امارات بیش از گذشته دریافته که در محیطی شکننده و آسیب‌پذیر قرار دارد و امنیت و رونق اقتصادی آن به ثبات منطقه وابسته است. این تغییر موازنه، فرصتی دیپلماتیک برای ایران ایجاد کرده است؛ فرصتی که نباید تنها به افزایش مبادلات تجاری خلاصه شود. برعکس، ابوظبی باید بداند آنکه در خانه‌ای شیشه‌ای نشسته نباید سنگ بر همسایگان زند. زمان آن رسیده است که تهران، همزمان با توسعه روابط، نقشه راهی روشن و مرحله‌بندی شده برای پایان دادن به ادعاهای ارضی امارات تدوین و آن را به یکی از محورهای اصلی گفت‌وگوهای دوجانبه تبدیل کند. تنش‌زدایی واقعی، زمانی پایدار خواهد بود که در کنار منافع اقتصادی، احترام کامل به تمامیت ارضی ایران نیز تضمین شود. @Iran_Simorq
12 284
4
https://telegra.ph/%D8%AD%D9%88%D8%B2%D9%87%E2%80%8C%D9%87%D8%A7%DB%8C-%DA%A9%D9%84%DB%8C%D8%AF%DB%8C-%D8%B4%DA%A9%D9%84%E2%80%8C%D8%AF%D9%87%D9%86%D8%AF%D9%87-%D8%A2%DB%8C%D9%86%D8%AF%D9%87-%D8%A7%D9%85%D9%86%DB%8C%D8%AA-%D9%85%D9%84%DB%8C-%D8%A2%D9%85%D8%B1%DB%8C%DA%A9%D8%A7-06-25
5 774
5
نبرد کوه گنداروس (کورستریکسا)؛ جایی که ایران دگربار دست برتر خود را از دست داد! پی‌نوشت: سکه پاکور @Iran_Simorq+1
نبرد کوه گنداروس (کورستریکسا)؛ جایی که ایران دگربار دست برتر خود را از دست داد! پی‌نوشت: سکه پاکور @Iran_Simorq
5 850
6
نبرد کوه گنداروس (کورستریکسا)؛ جایی که ایران دگربار دست برتر خود را از دست داد! @Iran_Simorq
نبرد کوه گنداروس (کورستریکسا)؛ جایی که ایران دگربار دست برتر خود را از دست داد! @Iran_Simorq
1
7
نبرد کوه گنداروس؛ جایی که ایران دست برتر خود را از دست داد! همه نبرد حران (۵۳ پیش از میلاد) را به‌عنوان یکی از بزرگ‌ترین شکست‌های تاریخ روم می‌شناسند؛ جایی که سورنا، سردار نامدار اشکانی، با بهره‌گیری هوشمندانه از سواره‌نظام زره‌پوش و کمانداران سواره، لژیون‌های عظیم روم به فرماندهی کراسوس را در هم کوبید و خود کراسوس نیز در میدان نبرد کشته شد. این پیروزی، نه‌تنها هیبت نظامی روم را در هم شکست، بلکه برای نخستین بار نشان داد که ماشین جنگی روم نیز می‌تواند در برابر تاکتیک‌های برتر شرقی مغلوب شود. اما کمتر از پانزده سال بعد، در سال ۳۸ پیش از میلاد، در نبرد کوه گنداروس، رومی‌ها از اشتباهات خود درس گرفتند و با انتخاب زمین مرتفع، برتری سواره‌نظام اشکانی را خنثی کردند. پاکور، ولیعهد ارد دوم اشکانی، کشته شد و ارتش ایران شکست سختی خورد. اهمیت واقعی این نبرد تنها در یک شکست نظامی نبود؛ بلکه نشان داد اشکانیان نتوانستند برتری استراتژیکی را که پس از پیروزی حران به دست آورده بودند، به یک دستاورد ژئوپولیتیکی پایدار تبدیل کنند. ایران فرصت داشت نفوذ خود را در سوریه و شرق مدیترانه تثبیت کند، اما گنداروس این روند را متوقف کرد. از منظر ژئوپولیتیک نیز، این نبرد یک واقعیت تاریخی را آشکار کرد: عمق ژئوپلیتیکی ایران عملاً در شرق رود فرات پایان می‌یافت. برای ۷۰۰ سال، هرگاه ایران از فرات عبور می‌کرد، حفظ سرزمین‌های غرب آن بسیار دشوار می‌شد؛ همان‌گونه که برای رومی‌ها نیز عبور پایدار به شرق فرات تقریباً ناممکن بود. به همین دلیل، گنداروس را می‌توان آغاز تثبیت رود فرات به‌عنوان مرز طبیعی و ژئوپولیتیکی ایران و روم دانست؛ مرزی که با فراز و نشیب‌های فراوان، نزدیک به هفت سده، تا پایان عصر ایران ساسانی در ۶۵۲ میلادی، چارچوب اصلی رقابت دو ابرقدرت جهان باستان باقی ماند. این نبرد بیش از آنکه صرفاً یک پیروزی رومی باشد، نقطه‌ای بود که محدودیت‌های قدرت نظامی و جغرافیای استراتژیک ایران را آشکار کرد. ۲۰۶۴ سال پیش در چنین روزی، ارتش ایران اشکانی در نبرد کوه گنداروس یا کورستریکسا از رومیان شکست خورد، شاهزاده پاکور کشته شد و بخشی از دستاوردهای پیروزی نبرد سرنوشت‌ساز حران بر باد رفت و ایران، دگربار، نتوانست برتری استراتژیکی را به دستاوردی ژئوپولیتیکی پایدار تبدیل کند! @Iran_Simorq
5 821
8
برخلاف تصور رایج، «لابی کشاورزی آمریکا» یکی از قدرتمندترین ائتلاف‌های ذی‌نفع در واشنگتن است. اما این لابی یک سازمان واحد نیست، بلکه شبکه‌ای از انجمن‌های کشاورزان، اتحادیه‌های تولیدکنندگان غلات و شرکت‌های بزرگ کشاورزی است. نکته جالب اینجاست که این لابی، برخلاف بسیاری از صنایع، معمولاً از گسترش تجارت و افزایش صادرات حمایت می‌کند. دلیل آن ساده است: بخش بزرگی از تولیدات کشاورزی آمریکا، به‌ویژه گندم، ذرت و سویا، به بازارهای خارجی وابسته است. مهم‌ترین بازیگران این ائتلاف عبارت‌اند از: • American Farm Bureau Federation • National Corn Growers Association • American Soybean Association • U.S. Wheat Associates • National Association of Wheat Growers • U.S. Grains Council این سازمان‌ها سال‌هاست از دولت آمریکا می‌خواهند بازارهای صادراتی را حفظ کند، تعرفه‌ها را کاهش دهد و حتی در شرایط تنش‌های سیاسی، راه صادرات محصولات کشاورزی را تا حد امکان باز نگه دارد. برای آنها، بازارهای خارجی نه یک انتخاب، بلکه بخشی از امنیت اقتصادی کشاورزان آمریکایی است. حالا اگر گزارش‌ها درباره پیشنهاد مطرح‌شده از سوی جی‌ دی ونس مبنی بر امکان خرید غلات آمریکا توسط ایران «واقعا جدی باشد»، این موضوع تنها یک معامله تجاری ساده نیست. چنین پیشنهادی می‌تواند با منافع بخشی از لابی کشاورزی آمریکا همسو باشد؛ زیرا ایران، به‌عنوان واردکننده بزرگ غلات، می‌تواند یک بازار صادراتی جدید یا احیاشده برای کشاورزان آمریکایی باشد. با این حال، تاریخ مذاکرات ایران و آمریکا بارها مطرح شدن چنین پیشنهادها و وعده‌هایی را به چشم دیده؛ اما بسیاری از آنها هرگز به مرحله اجرا نرسیده‌اند. از این رو، نباید صرف طرح یک ایده یا اظهار نظر را به معنای تغییر قطعی سیاست آمریکا دانست. گرچه چنین پیشنهادهایی می‌تواند نشان‌دهنده وجود برخی منافع اقتصادی، از جمله منافع لابی کشاورزی آمریکا، باشد، اما تحقق آنها همچنان به متغیرهای مهم‌تری مانند تحریم‌ها، ملاحظات امنیت ملی و تصمیمات سیاسی کاخ سفید و کنگره و البته لابی دیگر کشورها وابسته است. چرا که کشاورزی در آمریکا صرفاً یک بخش اقتصادی نیست؛ بلکه به امنیت ملی، سیاست خارجی و ژئوپلیتیک نیز گره خورده است. @Iran_Simorq
8 763
9
تکنوژئوپلیتیک: جنگ فناورانه آمریکا و چین و حکمرانی دیجیتال نوشته پاک نانگ وونگ ترجمه مسعود بختی با مقدمه‌ای از بنده @Iran_Sim
تکنوژئوپلیتیک: جنگ فناورانه آمریکا و چین و حکمرانی دیجیتال نوشته پاک نانگ وونگ ترجمه مسعود بختی با مقدمه‌ای از بنده @Iran_Simorq
6 797
10
قدرت آینده را چه کسی می‌نویسد؟ در سده ۲۰، قدرت را با ارتش، سرزمین، نفت، بندر، ناوگان، صنایع سنگین و ائتلاف‌های نظامی می‌سنجیدند. هر کشوری که منابع بیشتری در اختیار داشت و توانایی بیشتری برای اعمال قدرت سخت از خود نشان می‌داد، جایگاه بالاتری در سلسله‌مراتب نظام بین‌الملل پیدا می‌کرد. اما در سده ۲۱ بخش مهمی از قدرت در جایی دیگر ساخته می‌شود: در تراشه‌ها، کدها، الگوریتم‌ها، شبکه‌های ارتباطی، مراکز داده، زیرساخت‌های دیجیتال و استانداردهای فنی که زندگی روزمره، اقتصاد و امنیت کشورها را شکل می‌دهند. از این رو، رقابت آمریکا و چین را دیگر نمی‌توان صرفاً با عنوان «جنگ تجاری» توضیح داد. تعرفه‌ها، تحریم‌ها، محدودیت صادرات فناوری، فشار بر شرکت‌هایی مانند هواوی، مناقشه بر سر شبکه‌های 5G، رقابت در حوزه نیمه‌رساناها و تلاش برای پیشتازی در هوش مصنوعی، تنها نشانه‌های ظاهری یک تحول ژرف‌تر هستند. چه کسی قواعد نظم دیجیتال آینده را تعیین می‌کند و چه کسی ناچار خواهد شد در چارچوب قواعدی زندگی کند که دیگران نوشته‌اند؛ مسئله اینست! کتاب «تکنوژئوپلیتیک: جنگ فناورانه آمریکا و چین و حکمرانی دیجیتال» نوشته پاک نانگ وونگ، با ترجمه مسعود بختی و به همت انتشارات دکسا منتشر شده است. بر این کتاب مقدمه‌ای نوشته و در آن کوشیده‌ام توضیح دهم که چرا این اثر برای خواننده ایرانی صرفاً کتابی درباره رقابت واشنگتن و پکن نیست، بلکه متنی مهم برای فهم ماهیت قدرت در جهان معاصر در این تحول تاریخی به شمار می‌رود. این کتاب نشان می‌دهد که چگونه فناوری‌های نوظهور، از هوش مصنوعی و کلان‌داده‌ها گرفته تا زیرساخت‌های ارتباطی و پلتفرم‌های دیجیتال، به ابزارهای اصلی اعمال قدرت در عرصه بین‌المللی تبدیل شده‌اند و مرز میان اقتصاد، امنیت، سیاست و فناوری را درهم آمیخته‌اند. نویسنده با نگاهی تحلیلی و مبتنی بر شواهد، ابعاد مختلف رقابت فناورانه میان دو قدرت بزرگ جهان را بررسی می‌کند و پیامدهای این رقابت را برای نظام حکمرانی جهانی، استقلال کشورها و آینده نظم بین‌الملل مورد توجه قرار می‌دهد. تکنوژئوپلیتیک به ما یادآوری می‌کند که فناوری دیگر تنها ابزاری برای رشد اقتصادی یا افزایش بهره‌وری نیست. فناوری اکنون به زبان امنیت ملی، سیاست خارجی، رقابت صنعتی، حکمرانی داده، کنترل زنجیره‌های تأمین و حتی بازتعریف مفهوم قلمرو تبدیل شده است. در چنین جهانی، کشوری که استانداردهای فنی را تدوین می‌کند، بخشی از آینده را طراحی می‌کند. کشوری که بر فناوری‌های حساس و زنجیره تأمین آنها تسلط دارد، اهرم‌های استراتژیک مهمی در اختیار می‌گیرد. کشوری که بتواند داده، شبکه و زیرساخت دیجیتال خود را به‌درستی سازمان دهد، ظرفیت تازه‌ای برای افزایش قدرت ملی ایجاد خواهد کرد. اهمیت این کتاب در آن است که نشان می‌دهد رقابت فناوری میان آمریکا و چین صرفاً رقابت دو اقتصاد بزرگ نیست، بلکه نشانه ورود جهان به مرحله‌ای تازه از سیاست بین‌الملل است؛ مرحله‌ای که در آن دولتمندی دیجیتال (Digital Statecraft) به یکی از ارکان اصلی دولت مدرن تبدیل می‌شود. در این چارچوب، داده، الگوریتم، امنیت سایبری، پلتفرم‌های دیجیتال، رایانش ابری، زیرساخت‌های ارتباطی و استانداردهای فنی، دیگر موضوعاتی تخصصی و حاشیه‌ای نیستند، بلکه در متن معادلات قدرت قرار گرفته‌اند. برای ایران، پیام این بحث بسیار روشن است. کشوری که پتانسیل تاریخی جایگیری در چهارراه کریدورهای منطقه‌ای دارد، اگر مفهوم کریدور را تنها به ریل، جاده، بندر و انرژی محدود سازد، واقعیت قدرت در زمانه کنونی را نادیده گرفته است. کریدور در عصر نوین هم فیزیکی است و هم دیجیتال. فیبر نوری، مراکز داده، امنیت شبکه، حکمرانی داده، خدمات ابری، اتصال هوشمند و استانداردهای فنی، همان اندازه اهمیت دارند که مسیرهای حمل‌ونقل، بنادر و خطوط انتقال انرژی. از این منظر، مسئله ایران در عصر تکنوژئوپلیتیک صرفاً مشاهده رقابت آمریکا و چین نیست. پرسش اصلی این است که آیا ایران می‌تواند از جایگاه ژئوپلیتیکی خود برای ساختن «قدرت اتصال هوشمند» بهره بگیرد یا خیر. آینده تنها متعلق به کشورهایی نیست که منابع طبیعی فراوان دارند؛ بلکه متعلق به کشورهایی است که فناوری، سرمایه انسانی، زیرساخت، نوآوری، استانداردسازی و نهادهای کارآمد را در یک چارچوب منسجم به یکدیگر پیوندمی‌زنند. ترجمه فارسی این کتاب می‌تواند تحولات جاری را نه به‌عنوان رخدادهایی مقطعی، بلکه به‌مثابه بخشی از یک دگرگونی ژرف در ساختار قدرت جهانی نشان دهد و آغازگر گفت‌وگویی جدی‌تر درباره نسبت فناوری و قدرت در ایران باشد؛ گفت‌وگویی برای سیاست‌گذاران، پژوهشگران و همه علاقه‌مندان به آینده ایران در جهان دیجیتال اهمیت ویژه‌ای دارد؛ چرا که درک کنیم. @Iran_Simorq
7 091
11
ترجمه فارسی این کتاب می‌تواند آغازگر گفت‌وگویی جدی‌تر درباره نسبت فناوری و قدرت در ایران باشد؛ گفت‌وگویی برا یدانشگاهیان، سیاست‌گذاران، فعالان فناوری، مدیران اقتصادی و همه کسانی که آینده نظم جهانی را دنبال می‌کنند.
1
12
قدرت آینده را چه کسی می‌نویسد؟ در سده بیستم، قدرت را با ارتش، سرزمین، نفت، بندر، ناوگان، صنایع سنگین و ائتلاف‌های نظامی می‌سنجیدند. هر کشوری که منابع بیشتری در اختیار داشت و توانایی بیشتری برای اعمال قدرت سخت از خود نشان می‌داد، جایگاه بالاتری در سلسله‌مراتب نظام بین‌الملل پیدا می‌کرد. اما در سده ۲۱ بخش مهمی از قدرت در جایی دیگر ساخته می‌شود: در تراشه‌ها، کدها، الگوریتم‌ها، شبکه‌های ارتباطی، مراکز داده، زیرساخت‌های دیجیتال و استانداردهای فنی که زندگی روزمره، اقتصاد و امنیت کشورها را شکل می‌دهند. از این رو، رقابت آمریکا و چین را دیگر نمی‌توان صرفاً با عنوان «جنگ تجاری» توضیح داد. تعرفه‌ها، تحریم‌ها، محدودیت صادرات فناوری، فشار بر شرکت‌هایی مانند هواوی، مناقشه بر سر شبکه‌های 5G، رقابت در حوزه نیمه‌رساناها و تلاش برای پیشتازی در هوش مصنوعی، تنها نشانه‌های ظاهری یک تحول ژرف‌تر هستند. مسئله اصلی این است که چه کسی قواعد نظم دیجیتال آینده را تعیین می‌کند و چه کسی ناچار خواهد شد در چارچوب قواعدی زندگی کند که دیگران نوشته‌اند. کتاب «تکنوژئوپلیتیک: جنگ فناورانه آمریکا و چین و حکمرانی دیجیتال» نوشته پاک نانگ وونگ، با ترجمه مسعود بختی و به همت انتشارات دکسا منتشر شده است. بر این کتاب مقدمه‌ای نوشته‌ام و در آن کوشیده‌ام توضیح دهم که چرا این اثر برای خواننده ایرانی صرفاً کتابی درباره رقابت واشنگتن و پکن نیست، بلکه متنی مهم برای فهم ماهیت قدرت در جهان معاصر و جایگاه ایران در این تحول تاریخی به شمار می‌رود. این کتاب نشان می‌دهد که چگونه فناوری‌های نوظهور، از هوش مصنوعی و کلان‌داده‌ها گرفته تا زیرساخت‌های ارتباطی و پلتفرم‌های دیجیتال، به ابزارهای اصلی اعمال قدرت در عرصه بین‌المللی تبدیل شده‌اند و مرز میان اقتصاد، امنیت، سیاست و فناوری را بیش از هر زمان دیگری درهم آمیخته‌اند. نویسنده با نگاهی تحلیلی و مبتنی بر شواهد، ابعاد مختلف رقابت فناورانه میان دو قدرت بزرگ جهان را بررسی می‌کند و در عین حال پیامدهای این رقابت را برای نظام حکمرانی جهانی، استقلال کشورها و آینده نظم بین‌الملل مورد توجه قرار می‌دهد. مطالعه این اثر برای سیاست‌گذاران، پژوهشگران و همه علاقه‌مندان به آینده ایران در جهان دیجیتال اهمیت ویژه‌ای دارد؛ چرا که تحولات جاری را نه به‌عنوان رخدادهایی مقطعی، بلکه به‌مثابه بخشی از یک دگرگونی ژرف در ساختار قدرت جهانی درک کنیم. تکنوژئوپلیتیک به ما یادآوری می‌کند که فناوری دیگر تنها ابزاری برای رشد اقتصادی یا افزایش بهره‌وری نیست. فناوری اکنون به زبان امنیت ملی، سیاست خارجی، رقابت صنعتی، حکمرانی داده، کنترل زنجیره‌های تأمین و حتی بازتعریف مفهوم قلمرو تبدیل شده است. در چنین جهانی، کشوری که استانداردهای فنی را تدوین می‌کند، بخشی از آینده را طراحی می‌کند. کشوری که بر فناوری‌های حساس و زنجیره تأمین آنها تسلط دارد، اهرم‌های استراتژیک مهمی در اختیار می‌گیرد. همچنین کشوری که بتواند داده، شبکه و زیرساخت دیجیتال خود را به‌درستی سازمان دهد، ظرفیت تازه‌ای برای افزایش قدرت ملی ایجاد خواهد کرد. اهمیت این کتاب در آن است که نشان می‌دهد رقابت فناوری میان آمریکا و چین صرفاً رقابت دو اقتصاد بزرگ نیست، بلکه نشانه ورود جهان به مرحله‌ای تازه از سیاست بین‌الملل است؛ مرحله‌ای که در آن دولتمندی دیجیتال (Digital Statecraft) به یکی از ارکان اصلی دولت مدرن تبدیل می‌شود. در این چارچوب، داده، الگوریتم، امنیت سایبری، پلتفرم‌های دیجیتال، رایانش ابری، زیرساخت‌های ارتباطی و استانداردهای فنی، دیگر موضوعاتی تخصصی و حاشیه‌ای نیستند، بلکه در متن معادلات قدرت قرار گرفته‌اند. برای ایران، پیام این بحث بسیار روشن است. کشوری که پتانسیل تاریخی جایگیری در چهارراه کریدورهای منطقه‌ای دارد، اگر مفهوم کریدور را تنها به ریل، جاده، بندر و انرژی محدود سازد، واقعیت قدرت در زمانه کنونی را نادیده گرفته است. کریدور در عصر نوین هم فیزیکی است و هم دیجیتال. فیبر نوری، مراکز داده، امنیت شبکه، حکمرانی داده، خدمات ابری، اتصال هوشمند و استانداردهای فنی، همان اندازه اهمیت دارند که مسیرهایحمل‌ونقل، بنادر و خطوط انتقال انرژی. از این منظر، مسئله ایران در عصر تکنوژئوپلیتیک صرفاً مشاهده رقابت آمریکا و چین نیست. پرسش اصلی این است که آیا ایران می‌تواند از جایگاه ژئوپلیتیکی خود برای ساختن «قدرت اتصال هوشمند» بهره بگیرد یا خیر. آینده تنها متعلق به کشورهایی نیست که منابع طبیعی فراوان دارند؛ بلکه متعلق به کشورهایی است که فناوری، سرمایه انسانی، زیرساخت، نوآوری، استانداردسازی و نهادهای کارآمد را در یک چارچوب منسجم به یکدیگر پیوندمی‌زنند.
1
13
ترجمه فارسی این کتاب می‌تواند آغازگر گفت‌وگویی جدی‌تر درباره نسبت فناوری و قدرت در ایران باشد؛ گفت‌وگویی که برایدانشگاهیان، سیاست‌گذاران، فعالان فناوری، مدیران اقتصادی و همه کسانی که آینده نظم جهانی را دنبال می‌کنند، اهمیت مستقیمو راهبردی دارد. کتاب «تکنوژئوپلیتیک» اکنون توسط انتشارات دکسا منتشر شده است.   @Iran_Simorq
1
14
قدرت آینده را چه کسی می‌نویسد؟ در سده بیستم، قدرت را با ارتش، سرزمین، نفت، بندر، ناوگان، صنایع سنگین و ائتلاف‌های نظامی می‌سنجیدند. هر کشوری که منابع بیشتری در اختیار داشت و توانایی بیشتری برای اعمال قدرت سخت از خود نشان می‌داد، جایگاه بالاتری در سلسله‌مراتب نظام بین‌الملل پیدا می‌کرد. اما در سده بیست‌ویکم، بخش مهمی از قدرت در جایی دیگر ساخته می‌شود؛ در تراشه‌ها، کدها، الگوریتم‌ها، شبکه‌های ارتباطی، مراکز داده، زیرساخت‌هایدیجیتال و استانداردهای فنی که زندگی روزمره، اقتصاد و امنیتکشورها را شکل می‌دهند. به همین دلیل، رقابت آمریکا و چین را دیگر نمی‌توان صرفاً با عنوان «جنگ تجاری» توضیح داد. تعرفه‌ها، تحریم‌ها، محدودیتصادرات فناوری، فشار بر شرکت‌هایی مانند هواوی، مناقشه بر سر شبکه‌های 5G، رقابت در حوزه نیمه‌رساناها و تلاش برایپیشتازی در هوش مصنوعی، تنها نشانه‌های ظاهری یک تحول عمیق‌تر هستند. مسئله اصلی این است که چه کسی قواعد نظم دیجیتال آینده را تعیین می‌کند و چه کسی ناچار خواهد شد در چارچوب قواعدی زندگی کند که دیگران نوشته‌اند. کتاب «تکنوژئوپلیتیک: جنگ فناورانه آمریکا و چین و حکمرانیدیجیتال» نوشته پاک نانگ وونگ، با ترجمه مسعود بختی و به همت انتشارات دکسا منتشر شده است. بر این کتاب مقدمه‌ای نوشته‌ام و در آن کوشیده‌ام توضیح دهم که چرا این اثر برای خواننده ایرانی صرفاً کتابی درباره رقابت واشنگتن و پکن نیست، بلکه متنیمهم برای فهم ماهیت قدرت در جهان معاصر و جایگاه ایران در این تحول تاریخی به شمار می‌رود. این کتاب نشان می‌دهد که چگونه فناوری‌های نوظهور، از هوش مصنوعی و کلان‌داده‌ها گرفته تا زیرساخت‌های ارتباطی و پلتفرم‌های دیجیتال، به ابزارهایاصلی اعمال قدرت در عرصه بین‌المللی تبدیل شده‌اند و مرز میاناقتصاد، امنیت، سیاست و فناوری را بیش از هر زمان دیگریدرهم آمیخته‌اند. نویسنده با نگاهی تحلیلی و مبتنی بر شواهد، ابعاد مختلف رقابت فناورانه میان دو قدرت بزرگ جهان را بررسیمی‌کند و در عین حال پیامدهای این رقابت را برای نظام حکمرانیجهانی، استقلال کشورها و آینده نظم بین‌الملل مورد توجه قرار می‌دهد. از این منظر، مطالعه این اثر برای سیاست‌گذاران،پژوهشگران و همه علاقه‌مندان به آینده ایران در جهان دیجیتالاهمیت ویژه‌ای دارد؛ زیرا به ما کمک می‌کند تحولات جاری را نه به‌عنوان رخدادهایی مقطعی، بلکه به‌مثابه بخشی از یک دگرگونیعمیق در ساختار قدرت جهانی درک کنیم. تکنوژئوپلیتیک به ما یادآوری می‌کند که فناوری دیگر فقط ابزاریبرای رشد اقتصادی یا افزایش بهره‌وری نیست. فناوری اکنون به زبان امنیت ملی، سیاست خارجی، رقابت صنعتی، حکمرانی داده، کنترل زنجیره‌های تأمین و حتی بازتعریف مفهوم قلمرو تبدیل شده است. در چنین جهانی، کشوری که استانداردهای فنی را تدوینمی‌کند، در واقع بخشی از آینده را طراحی می‌کند. کشوری که بر فناوری‌های حساس و زنجیره تأمین آنها تسلط دارد، اهرم‌هایراهبردی مهمی در اختیار می‌گیرد. همچنین کشوری که بتواند داده، شبکه و زیرساخت دیجیتال خود را به‌درستی سازمان دهد،ظرفیت تازه‌ای برای افزایش قدرت ملی ایجاد خواهد کرد. اهمیت این کتاب در آن است که نشان می‌دهد رقابت فناوری میانآمریکا و چین صرفاً رقابت دو اقتصاد بزرگ نیست، بلکه نشانه ورود جهان به مرحله‌ای تازه از سیاست بین‌الملل است؛ مرحله‌ای که در آن دولتمندی دیجیتال (Digital Statecraft) به یکی از ارکان اصلی دولت مدرن تبدیل می‌شود. در این چارچوب، داده، الگوریتم،امنیت سایبری، پلتفرم‌های دیجیتال، رایانش ابری، زیرساخت‌هایارتباطی و حتی استانداردهای فنی، دیگر موضوعاتی تخصصی و حاشیه‌ای نیستند، بلکه در متن معادلات قدرت قرار گرفته‌اند. برای ایران، پیام این بحث بسیار روشن است. کشوری که در چهارراه کریدورهای منطقه‌ای قرار دارد، اگر مفهوم کریدور را تنها به ریل، جاده، بندر و انرژی محدود کند، بخش مهمی از واقعیتقدرت در قرن بیست‌ویکم را نادیده گرفته است. کریدور در عصر جدید هم فیزیکی است و هم دیجیتال. فیبر نوری، مراکز داده، امنیت شبکه، حکمرانی داده، خدمات ابری، اتصال هوشمند و استانداردهای فنی، همان اندازه اهمیت دارند که مسیرهایحمل‌ونقل، بنادر و خطوط انتقال انرژی. از این منظر، مسئله ایران در عصر تکنوژئوپلیتیک صرفاً مشاهده رقابت آمریکا و چین نیست. پرسش اصلی این است که آیا ایرانمی‌تواند از موقعیت ژئوپلیتیکی خود برای ساختن «قدرت اتصال هوشمند» بهره بگیرد یا خیر. آینده تنها متعلق به کشورهایی نیستکه منابع طبیعی فراوان دارند؛ بلکه متعلق به کشورهایی است که فناوری، سرمایه انسانی، زیرساخت، نوآوری، استانداردسازی و نهادهای کارآمد را در یک چارچوب منسجم به یکدیگر پیوندمی‌زنند.
1
15
https://telegra.ph/%D8%AA%D8%AD%D9%84%DB%8C%D9%84-%D8%AC%D8%A7%D9%85%D8%B9-%D9%81%D8%B1%D8%B5%D8%AA%E2%80%8C%D9%87%D8%A7-%D9%88-%D8%A8%D8%B1%D9%86%D8%AF%DA%AF%D8%A7%D9%86-%DA%AF%D8%B0%D8%A7%D8%B1-%D8%A7%D9%86%D8%B1%DA%98%DB%8C-06-22
6 017
16
ایران دوستی به ادعا نیست، بل به عمل است چرا که «دو صد گفته را چون نیم کردار نیست»!» @Iran_Simorq
ایران دوستی به ادعا نیست، بل به عمل است چرا که «دو صد گفته را چون نیم کردار نیست»!» @Iran_Simorq
6 627
17
تحصیلات دانشگاهی خود را در مدرسه عالی علوم تاریخی سوربن گذارند و در رشته تاریخ عمومی هنر، باستان‌شناسی مشرق‌زمین و تاریخ هنرهای دوره اسلامی در مدرسه موزه لوور مدرک گرفت. عنوان پایان‌نامه‌اش در دانشگاه سوربن نیز جالب بود: «فتوحات همایون» که به تاریخ جنگ‌های شاه عباس در خراسان و فتح هرات می‌پرداخت. در سال ۱۹۷۶ به عضویت مرکز ملی پژوهش‌های علمی فرانسه (CNRS)، بزرگترین سازمان علمی-پژوهشی فرانسه، درآمد و ریاست کمیته بین‌المللی تدوین تاریخ آسیای میانه در یونسکو را به عهده گرفت. همو بود که با هزینه شخصی، یک تنه و با کوشش بسیار تخت جمشید، چغازنبیل و میدان نقش جهان اصفهان را در فهرست میراث فرهنگی جهان یونسکو به ثبت رساند. در ادامه نیز بخشی از فیلم‌های بجا مانده از ایران قاجار را از خطر نابودی نجات داده و آنها را برای مرمت و بازیافت به فرانسه برد. به واسطه چنین کوشش‌های وطن‌دوستانه‌اش بود که در ۱۳ مهر ۱۳۸۸ از دست دبیرکل یونسکو، مدال فرهنگ جهانی یونسکو موسوم به پنج قاره را دریافت کرد. ۸۰ سال پیش در چنین روزی، پروفسور «شهریار عدل» ، باستان شناس پرآوازه تبریزی، چشم از جهان فروبست؛ استادی ایران دوست که زندگی خود را وقف شناساندن هنر و فرهنگ والای تمدن ایرانی به جهانیان کرد! یادش جاودان و راهش پررهرو باد! @Iran_Simorq
7 214
18
@Iran_Simorq
@Iran_Simorq
8 083
19
+9
لا يوجد نص...
9 970
20
لا يوجد نص...
8 709