es
Feedback
ɪ'ᴍ ʜᴇʀᴇ.🌀

ɪ'ᴍ ʜᴇʀᴇ.🌀

Ir al canal en Telegram

«جریان زنده‌گی...» t.me/HidenChat_Bot?start=8440808622

Mostrar más
Irán139 663La categoría no está especificada
282
Suscriptores
Sin datos24 horas
-17 días
+430 días

Carga de datos en curso...

Canales Similares
Sin datos
¿Algún problema? Por favor, actualice la página o contacte a nuestro gerente de soporte.
Menciones Entrantes y Salientes
---
---
---
---
---
---
Atraer Suscriptores
oct '26
octubre '26
+5
en 0 canales
septiembre '26
+28
en 0 canales
Get PRO
agosto '26
+48
en 5 canales
Get PRO
julio '26
+62
en 6 canales
Get PRO
junio '26
+5
en 1 canales
Get PRO
mayo '26
+52
en 3 canales
Get PRO
abril '260
en 2 canales
Get PRO
marzo '26
+190
en 3 canales
Fecha
Crecimiento de Suscriptores
Menciones
Canales
07 octubre+3
06 octubre0
05 octubre0
04 octubre+1
03 octubre+1
02 octubre0
01 octubre0
Publicaciones del Canal
👀👩🏻‍🦯
+1
👀👩🏻‍🦯

2
نمی‌رسد غم‌ها به پایان، غم بخور.🤝👩‍🦯
8
3
بعضی‌ها طوری هستند که کارهای بسیار زشت و شرم‌آوری انجام می‌دهند و بعد آن‌چنان به آن کارهای خود افتخار و غرور می‌کنند که آدم دهنش باز می‌ماند.
71
4
👩🏻‍🦯
👩🏻‍🦯
87
5
«تمام گذشته و آینده و امروز با نگرانی و دلواپسی سپری میشه. واقعاً که ما را به سخت جانی خود این گمان نبود.»
98
6
Sin texto...
100
7
«سُها»🤍+1
«سُها»🤍
110
8
عزیزم، اکنون وضعم این است و حالا نمی‌دانم چه کار کنم؟ همه چیز برایم مبهم و تاریک است. با این همه می‌کوشم امید و نشاطم را از دست ندهم. ونسان وان‌گوک
110
9
Negah kon.mp3
114
10
+1
Sin texto...
125
11
مواقعی که عصبی و ناراحت باشم همیشه کوشش کردم یا حلش کنم یا به یک شکلی تحمل‌. شبیه خوابیدن، حرف زدن، گاهی گریه کردن و… شب قبل اتفاقی ناگواری افتاده بود که بابتش بسیار عصبی و ناراحت بودم. چیزی شبیه حس انزجار را داشتم. موقع خواب بود و نمی‌دانستم چه کار کنم. مدام در ذهنم انکارش می‌کردم. دلم نمی‌آمد در موردش فکر کرده و بیدار بمانم. نمی‌خواستم حتی ناراحت یا عصبی باشم. با این فکر که ارزشش را ندارد و نباید در موردش فکر کنم خوابم برد. صبح بسیار زود با درد گرده سمت راست بیدار شدم. کمی بعدتر موقع چای صبح متوجه شدم که دست و پاهایم درد می‌کنند و نمی‌دانم از چه وقت تا حال سردرد و سرگیچه دارم. فکر کنم چیزی که شب می‌خواستم انکارش کنم از صبح تا حال تبدیل شده به چیزی شبیه اذیت‌های جسمی.
141
12
در انستاگرام بیشتر از دیدن پست‌ها و ریلز‌ها از خواندن کمنت‌ها لذت می‌برم.👩🏻‍🦯
135
13
👀
👀
137
14
Sin texto...
130
15
https://t.me/hypethia در کانال دوست بسیار نازنین و عزیزم جاین شوین. پ.ن: این یک خواهش نیست بلکه دستور است.👩🏻‍🦯💘
125
16
گاه هیچ نمی‌فهمم چه طور ممکن است کسی غیر از من بتواند، یا به خود حق بدهد که او را دوست داشته باشد، جایی که تنها منم، من که از صمیم جان سراپا دلبسته‌ی او هستم و جز او نه چیزی را می‌شناسم، نه سراغ دارم، و نه دارم! رنج‌های ورتر جوان
135
17
آه از این حسِ گم‌کردگی، این کمبود وحشتناکی که در سینه‌ی خود دارم! اغلب می‌اندیشم، اگر که می‌شد یک بار، تنها یک بار او را بر قلب خود بفشارم، تمامی این کمبود از میان می‌رفت. رنج‌های ورتر جوان
136
18
من فون گوته را بعدی داستایفسکی دومین شخصی می‌یابم که احساسات و عواطف آدمی را بسیار باارزش‌تر و انسانی‌تر توصیف می‌کند.
128
19
👀👩🏻‍🦯
👀👩🏻‍🦯
132
20
🪷
🪷
131