ʟ ɪ ʟ ɪ ᴜ ᴍ
Ir al canal en Telegram
«جریان زندهگی...» t.me/HidenChat_Bot?start=8440808622
Mostrar másIrán141 225La categoría no está especificada
276
Suscriptores
Sin datos24 horas
+17 días
+1630 días
Carga de datos en curso...
Atraer Suscriptores
septiembre '26
septiembre '26
+10
en 0 canales
agosto '26
+48
en 5 canales
Get PRO
julio '26
+62
en 6 canales
Get PRO
junio '26
+5
en 1 canales
Get PRO
mayo '26
+52
en 3 canales
Get PRO
abril '260
en 2 canales
Get PRO
marzo '26
+190
en 3 canales
| Fecha | Crecimiento de Suscriptores | Menciones | Canales | |
| 16 septiembre | +1 | |||
| 15 septiembre | +1 | |||
| 14 septiembre | +2 | |||
| 13 septiembre | +1 | |||
| 12 septiembre | 0 | |||
| 11 septiembre | 0 | |||
| 10 septiembre | 0 | |||
| 09 septiembre | +1 | |||
| 08 septiembre | 0 | |||
| 07 septiembre | 0 | |||
| 06 septiembre | 0 | |||
| 05 septiembre | +2 | |||
| 04 septiembre | +1 | |||
| 03 septiembre | 0 | |||
| 02 septiembre | +1 | |||
| 01 septiembre | 0 |
Publicaciones del Canal
Repost from TheGandomin
فراخوان گندمین
«تابآوری؛ پنج سال ادامهدادن»
پنج سال از آغاز رژیم طالبان گذشته است؛ پنج سالی که زنان و دختران افغانستان با محدودیتها و محرومیتهای بسیاری روبهرو بودهاند. با این همه، هرکدام از ما به شیوهای تلاش کردهایم زندهگی را ادامه بدهیم و خودمان را از فرسودهگی و ناامیدی دور نگه داریم.
فصلنامهٔ گندمین در شمارهٔ خزانی خود میخواهد روایتهایی از تابآوری زنان و دختران افغانستان در این پنج سال گردآوری کند؛ از چیزهایی که در این سالها به ما توان ادامهدادن دادهاند؛ چه در افغانستان و چه در مهاجرت.
خانواده، کتاب و مطالعه، سفر، عشق و دوستی، نوشتن، نقاشی، خیاطی، موسیقی، آشپزی و شیرینیپزی، کار، ورزش، باغبانی یا هر کار و علاقهٔ دیگری که به شما کمک کرده است این سالها را تاب بیاورید، میتواند موضوع نوشتهٔ شما باشد.
اگر مهاجرت کردهاید، میتوانید از تجربهٔ یکباره ترککردن خانه و شروع زندگی در جایی ناآشنا بنویسید؛ از آدمها، عادتها، کارها یا چیزهای کوچکی که در غربت به شما کمک کردند دوباره خودتان را پیدا کنید و ادامه بدهید. از دشواری سازگارشدن، دلتنگی برای خانه، ساختن یک زندهگی تازه یا چیزی که در میان همهٔ این تغییرات به شما احساس تعلق و توان ماندن داده است، بنویسید.
از تجربهٔ خود بنویسید؛ از یک آدم، یک کتاب، یک سفر، یک خاطره، یک عادت یا حتی کاری کوچک که در این سالها برای شما معنای بزرگی داشته است. لازم نیست روایت شما دربارهٔ تمام پنج سال باشد؛ یک خاطره یا تجربهٔ مشخص نیز میتواند بخشی از این مجموعه باشد.
شرایط ارسال:
• نوشته باید تجربهٔ شخصی خودتان و با زبان و بیان خودتان باشد.
• حجم نوشته ۸۰۰ تا ۱۵۰۰ واژه.
• نوشته را در قالب فایل Word ارسال کنید.
• نام و نام خانوادگی خود را در پایان نوشته ذکر کنید. در صورت تمایل میتوانید از نام مستعار استفاده کنید.
• عکس مرتبط با نوشته، در صورت وجود، میتواند همراه آن ارسال شود.
• آخرین مهلت ارسال نوشتهها: ۱ آبان / عقرب ۱۴۰۵ خورشیدی / ۲۳ اکتبر ۲۰۲۶
نوشتههای خود را به این نشانیها ارسال کنید:
• ایمیل: rewayat@gandomin.com
• واتساپ / تلگرام: 4917621710675+
از چیزی بنویسید که در این پنج سال، شما را به ادامهدادن واداشت؛ از چیزی که در خانه ماندن، رفتن، مهاجرت کردن یا از نو ساختن زندگی، به شما توان تابآوردن داد. نوشتههای منتخب در شمارهٔ تازهٔ گندمین منتشر خواهند شد.
منتظر روایتهای شما و شنیدن قصههای تابآوریتان هستیم!
| 2 | همچنان سهم ما از آسمان.💔😭 | 64 |
| 3 | Mensaje de video | 64 |
| 4 | ✨🫠 | 52 |
| 5 | “پائیز را به خاطرِ ما آورد غروب” | 55 |
| 6 | Sin texto... | 52 |
| 7 | sticker.webp | 1 |
| 8 | 🤝🏻🦥 | 75 |
| 9 | Sin texto... | 79 |
| 10 | 😄 | 88 |
| 11 | sticker.webp | 94 |
| 12 | برادر میگه: امروز استاد فیزیک صنفیهایم را خاطر کارخانگی نیاوردن با چوب زد بعد که فهمید یکی از صنفیهایم رئال فن است دو چوب بیشترش زد.💔 | 99 |
| 13 | Sin texto... | 96 |
| 14 | Sin texto... | 111 |
| 15 | http://t.me/HidenChat_Bot?start=8440808622
مد است که در کانال هایشان هایدن چت میگذارند و بعد میگین برای عقده گشایی.😂😂
ولی شما ازش برای ابراز عشق و محبت استفاده کنید.🤝🏻👩🦯 | 46 |
| 16 | انسان زادهی حیرت است؛
یا به سوی حقیقت کشیده میشود، یا در غفلت، گم میشود. | 160 |
| 17 | برای من بعضی کتابها بسیار دوستداشتنی و دلچسب اند. کتابهای که داستان و طرز نوشتارش سخت به دلم مینشینند. اینطور که به ذهن بااستعداد نویسنده حیرت کرده و آفرین میگویم. از آن جمله: سمفونی مردگان، سال بلوا، همزاد، صد سال تنهایی و…
بعضی کتابهای دیگریست که بسیار عمیق و پرمفهوم اند. اثری عجیبی در من به جا گذاشته و بعد تمام میشوند. مدتها در فکرش بوده و مدام در ذهنم تحلیلش میکنم. هربار با کتابخوانی هم رو در رو شده حتماً برایش پیشنهادش میکنم. از آن دست: جنایت و مکافات، مادر، قلعه حیوانات، در باب حکمت زندهگی، جنگ چهره زنانه ندارد و…
کتابهای دیگری هم هستند که با خواندش فکر میکنم؛ حیف زمانی که برایش گذاشتم، حیف پولی که بابتش پرداختم. از خودم خاطر این انتخاب اشتباهام که میتوانستم عوضش کتاب بهتری گرفته و بخوانمش عصبی میشم. همچو: ما تمامش میکنیم، ما شروعش میکنیم، ناتور دشت و بعضی کتابهای دیگر. | 171 |
| 18 | Sin texto... | 110 |
| 19 | مشکل اینجاست؛ آنچه مادرم میخواهد تا آنچه من میخواهم بسیار از هم تفاوت دارد. برای همین است که مادر هرگز نمیتواند از من راضی باشد. | 196 |
| 20 | جوانانی بقیه کشور را که میبینی در سن هجده و نوزده سالگی فوتبالیست و بازیگر و مخترع و دانشمند هستند. بعید میای و به این کشور نگاه میکنی، پسربچهای که هنوز دهنش بوی شیر مادر میده کارش این است که در کوچه و پیش جو با چند رفیق ناخلف دیگرش با انواع مواد نشسته و طرف دختری مردم که از تمام بدن فقط دوتا چشم معلوم میشه حرف مفت میزنه (که میشه همان پرزه رفتن)، فرقی هم نمیکنه طرف همسن مادرش باشه یا خواهر خوردش. | 289 |
