ch
Feedback
ʟ ɪ ʟ ɪ ᴜ ᴍ

ʟ ɪ ʟ ɪ ᴜ ᴍ

前往频道在 Telegram

«جریان زنده‌گی...» t.me/HidenChat_Bot?start=8440808622

显示更多
伊朗141 553未指定类别
275
订阅者
+224 小时
+17 天
+1730 天

数据加载中...

吸引订阅者
九月 '26
九月 '26
+8
在0个频道中
八月 '26
+48
在5个频道中
Get PRO
七月 '26
+62
在6个频道中
Get PRO
六月 '26
+5
在1个频道中
Get PRO
五月 '26
+52
在3个频道中
Get PRO
四月 '260
在2个频道中
Get PRO
三月 '26
+190
在3个频道中
日期
订阅者增长
提及
频道
15 九月0
14 九月+2
13 九月+1
12 九月0
11 九月0
10 九月0
09 九月+1
08 九月0
07 九月0
06 九月0
05 九月+2
04 九月+1
03 九月0
02 九月+1
01 九月0
频道帖子
😄
😄

2
sticker.webp
78
3
برادر میگه: امروز استاد فیزیک صنفی‌هایم را خاطر کارخانگی نیاوردن با چوب زد بعد که فهمید یکی از صنفی‌هایم رئال فن است دو چوب بیشترش زد.💔
85
4
+1
没有文字...
83
5
+1
没有文字...
90
6
http://t.me/HidenChat_Bot?start=8440808622 مد است که در کانال هایشان هایدن چت می‌گذارند و بعد میگین برای عقده گشایی.😂😂 ولی شما ازش برای ابراز عشق و محبت استفاده کنید.🤝🏻👩‍🦯
46
7
انسان زاده‌ی حیرت است؛ یا به سوی حقیقت کشیده می‌شود، یا در غفلت، گم می‌شود.
144
8
برای من بعضی کتاب‌ها بسیار دوست‌داشتنی و دلچسب اند. کتاب‌های که داستان و طرز نوشتارش سخت به دلم می‌نشینند. این‌طور که به ذهن بااستعداد نویسنده حیرت کرده و آفرین می‌گویم. از آن جمله: سمفونی مردگان، سال بلوا، همزاد، صد سال تنهایی و… بعضی کتاب‌های دیگری‌ست که بسیار عمیق و پرمفهوم اند. اثری عجیبی در من به جا گذاشته و بعد تمام می‌شوند. مدت‌ها در فکرش بوده و مدام در ذهنم تحلیلش می‌کنم. هربار با کتاب‌خوانی هم رو در رو شده حتماً برایش پیشنهادش می‌کنم. از آن دست: جنایت و مکافات، مادر، قلعه حیوانات، در باب حکمت زنده‌گی، جنگ چهره زنانه ندارد و… کتاب‌های دیگری هم هستند که با خواندش فکر می‌کنم؛ حیف زمانی که برایش گذاشتم، حیف پولی که بابتش پرداختم. از خودم خاطر این انتخاب اشتباه‌ام که می‌توانستم عوضش کتاب بهتری گرفته و بخوانمش عصبی میشم. همچو: ما تمامش می‌کنیم، ما شروعش می‌کنیم، ناتور دشت و بعضی کتاب‌های دیگر.
158
9
没有文字...
98
10
مشکل این‌جاست؛ آنچه مادرم می‌خواهد تا آنچه من می‌خواهم بسیار از هم تفاوت دارد. برای همین است که مادر هرگز نمی‌تواند از من راضی باشد.
170
11
جوانانی بقیه کشور را که می‌بینی در سن هجده و نوزده سالگی فوتبالیست و بازیگر و مخترع و دانشمند هستند. بعید میای و به این کشور نگاه می‌کنی، پسربچه‌ای که هنوز دهنش بوی شیر مادر میده کارش این است که در کوچه و پیش جو با چند رفیق ناخلف دیگرش با انواع مواد نشسته و طرف دختری مردم که از تمام بدن فقط دوتا چشم معلوم میشه حرف مفت می‌زنه (که میشه همان پرزه رفتن)، فرقی هم نمی‌کنه طرف هم‌سن مادرش باشه یا خواهر خوردش.
259
12
没有文字...
161
13
没有文字...
180
14
آن‌قدر آگاهانه عذابم داده‌ای که حالا حالاها نمی‌توانم ببخشمت. داستایفسکی
192
15
گاهاً بی‌دلیل خوشحال و سرشار از شوق زنده‌گی‌ام. می‌خواهم بلند شده روز و شب مصروف بوده و این و آن کار را کنم. مدام در ذهنم پلان چینده و هیجانی برای انجام آن‌ها هستم. بعد دقیقاً در همین مواقع‌ست که اتفاق بدی افتیده و خیلی بد می‌خورد به ذوقم. دل سرد و ناامید میشم. می‌خوایم بروم و گوشه‌ای دراز کشیده و فقط چشم‌هایم را ببندم و امیدوار باشم که خوابم ببرد و بعد روزهای طولانی‌ای در همین فاز بوده و همین می‌شود که روز و شب‌هایم مدام در تلف شدن اند.
182
16
没有文字...
188
17
+2
没有文字...
212
18
没有文字...
138
19
یک رئالی خوشحال.🤍🙂‍↔️
162
20
«ابله؛ چشم‌هایش شور زنده‌گی‌ست!»
«ابله؛ چشم‌هایش شور زنده‌گی‌ست!»
250