282
订阅者
无数据24 小时
-17 天
+430 天
数据加载中...
吸引订阅者
十月 '2610月 '26
十月 '26
+5
在0个频道中
九月 '26
+28
在0个频道中
Get PRO
八月 '26
+48
在5个频道中
Get PRO
七月 '26
+62
在6个频道中
Get PRO
六月 '26
+5
在1个频道中
Get PRO
五月 '26
+52
在3个频道中
Get PRO
四月 '260
在2个频道中
Get PRO
三月 '26
+190
在3个频道中
| 日期 | 订阅者增长 | 提及 | 频道 | |
| 07 十月 | +3 | |||
| 06 十月 | 0 | |||
| 05 十月 | 0 | |||
| 04 十月 | +1 | |||
| 03 十月 | +1 | |||
| 02 十月 | 0 | |||
| 01 十月 | 0 |
频道帖子
| 2 | نمیرسد غمها به پایان، غم بخور.🤝👩🦯 | 8 |
| 3 | بعضیها طوری هستند که کارهای بسیار زشت و شرمآوری انجام میدهند و بعد آنچنان به آن کارهای خود افتخار و غرور میکنند که آدم دهنش باز میماند. | 71 |
| 4 | 👩🏻🦯 | 87 |
| 5 | «تمام گذشته و آینده و امروز با نگرانی و دلواپسی سپری میشه.
واقعاً که ما را به سخت جانی خود این گمان نبود.» | 98 |
| 6 | 没有文字... | 100 |
| 7 | «سُها»🤍 | 110 |
| 8 | عزیزم، اکنون وضعم این است و حالا نمیدانم چه کار کنم؟ همه چیز برایم مبهم و تاریک است. با این همه میکوشم امید و نشاطم را از دست ندهم.
ونسان وانگوک | 110 |
| 9 | Negah kon.mp3 | 114 |
| 10 | 没有文字... | 125 |
| 11 | مواقعی که عصبی و ناراحت باشم همیشه کوشش کردم یا حلش کنم یا به یک شکلی تحمل. شبیه خوابیدن، حرف زدن، گاهی گریه کردن و…
شب قبل اتفاقی ناگواری افتاده بود که بابتش بسیار عصبی و ناراحت بودم. چیزی شبیه حس انزجار را داشتم. موقع خواب بود و نمیدانستم چه کار کنم. مدام در ذهنم انکارش میکردم. دلم نمیآمد در موردش فکر کرده و بیدار بمانم. نمیخواستم حتی ناراحت یا عصبی باشم. با این فکر که ارزشش را ندارد و نباید در موردش فکر کنم خوابم برد.
صبح بسیار زود با درد گرده سمت راست بیدار شدم. کمی بعدتر موقع چای صبح متوجه شدم که دست و پاهایم درد میکنند و نمیدانم از چه وقت تا حال سردرد و سرگیچه دارم.
فکر کنم چیزی که شب میخواستم انکارش کنم از صبح تا حال تبدیل شده به چیزی شبیه اذیتهای جسمی. | 141 |
| 12 | در انستاگرام بیشتر از دیدن پستها و ریلزها از خواندن کمنتها لذت میبرم.👩🏻🦯 | 135 |
| 13 | 👀 | 137 |
| 14 | 没有文字... | 130 |
| 15 | https://t.me/hypethia
در کانال دوست بسیار نازنین و عزیزم جاین شوین.
پ.ن: این یک خواهش نیست بلکه دستور است.👩🏻🦯💘 | 125 |
| 16 | گاه هیچ نمیفهمم چه طور ممکن است کسی غیر از من بتواند، یا به خود حق بدهد که او را دوست داشته باشد، جایی که تنها منم، من که از صمیم جان سراپا دلبستهی او هستم و جز او نه چیزی را میشناسم، نه سراغ دارم، و نه دارم!
رنجهای ورتر جوان | 135 |
| 17 | آه از این حسِ گمکردگی، این کمبود وحشتناکی که در سینهی خود دارم!
اغلب میاندیشم، اگر که میشد یک بار، تنها یک بار او را بر قلب خود بفشارم، تمامی این کمبود از میان میرفت.
رنجهای ورتر جوان | 136 |
| 18 | من فون گوته را بعدی داستایفسکی دومین شخصی مییابم که احساسات و عواطف آدمی را بسیار باارزشتر و انسانیتر توصیف میکند. | 128 |
| 19 | 👀👩🏻🦯 | 132 |
| 20 | 🪷 | 131 |
