Marlboro.
Ir al canal en Telegram
Cigarettes...am...maybe You can call me خورشید زن زندگی آزادی Talk to خورشید @SunburntBot unknown @sunset1215 تعرفه @bbbbbbbb232 جواب چالش ها ☀️
Mostrar más1 549
Suscriptores
Sin datos24 horas
+387 días
-47130 días
Carga de datos en curso...
Canales Similares
Sin datos
¿Algún problema? Por favor, actualice la página o contacte a nuestro gerente de soporte.
Nube de Etiquetas
Sin datos
¿Algún problema? Por favor, actualice la página o contacte a nuestro gerente de soporte.
Menciones Entrantes y Salientes
---
---
---
---
---
---
Atraer Suscriptores
octubre '26oct '26
octubre '26
+64
en 44 canales
septiembre '26
+322
en 158 canales
Get PRO
agosto '26
+516
en 216 canales
Get PRO
julio '26
+504
en 144 canales
Get PRO
junio '26
+626
en 183 canales
Get PRO
mayo '26
+165
en 42 canales
Get PRO
abril '260
en 0 canales
Get PRO
marzo '260
en 0 canales
Get PRO
febrero '26
+3
en 0 canales
Get PRO
enero '26
+3
en 2 canales
Get PRO
diciembre '25
+517
en 336 canales
Get PRO
noviembre '25
+272
en 177 canales
Get PRO
octubre '25
+452
en 290 canales
Get PRO
septiembre '25
+623
en 243 canales
Get PRO
agosto '25
+874
en 265 canales
Get PRO
julio '25
+744
en 217 canales
Get PRO
junio '25
+346
en 120 canales
Get PRO
mayo '25
+248
en 12 canales
Get PRO
abril '25
+279
en 119 canales
Get PRO
marzo '25
+796
en 295 canales
Get PRO
febrero '25
+1 307
en 310 canales
Get PRO
enero '25
+1 239
en 4 canales
| Fecha | Crecimiento de Suscriptores | Menciones | Canales | |
| 07 octubre | +7 | |||
| 06 octubre | +6 | |||
| 05 octubre | +1 | |||
| 04 octubre | +1 | |||
| 03 octubre | +7 | |||
| 02 octubre | +24 | |||
| 01 octubre | +18 |
Publicaciones del Canal
تایپ من یک آدم با یک ظاهر و استایل یک نوع رفتار مشخص نیست
تایپ من یک پترنه.
دست خودمم نیست چرخه شکونده نمیشه.
| 2 | توی یک محله ی کوچیک و قدیمی نشین که چند ساله مدرسه ات همین جاس و همه عملا میشناسنت
خودت بودن خیلی سخته | 29 |
| 3 | لعنت به من خال روی بینیم ولم کن | 27 |
| 4 | باید متعلق به یک چیزی باشه هر چیزی حالا | 4 |
| 5 | نمیدونم | 4 |
| 6 | بعضی اوقات هم نمیدونم شاید متعلق به چند نفر باشه شاید هم متعلق به خودِ گذشته ات باشه شاید هم متعلق به یکخاطره و حس باشه | 4 |
| 7 | من واقعا ادعایی توی متون ادبی ندارم دیگه نمیدونم چی بگم😭 | 32 |
| 8 | متنت رو دوست داشتم قشنگ بود واقعا:) | 33 |
| 9 | عزیزم من در حدی نیستم که نظر بدم ولی حتما😭 | 32 |
| 10 | درود
خوشحال میشم اگر حوصله داشتید متنی که نوشتم رو بخونید و نظر بدید:)
https://t.me/dreamerkiana/6175 | 32 |
| 11 | آخ کلمات متعلق به یکی باشه انگار زندس. | 27 |
| 12 | آخ قلبم | 3 |
| 13 | فدا سرت | 3 |
| 14 | یاد این افتادم ببخشید- | 2 |
| 15 | Sin texto... | 25 |
| 16 | کصخلم در رفته به بزرگی خودتون ببخشید | 52 |
| 17 | در ذهنیت کودکانه ی خود متصور این بودم که تنها"دوست داشتن" کافیست.
این جمله،این حس رو به گونه ای میدیدم انگار کلیدیست به روی تمام قفل ها.
شمشیری به روی تمام هیولا ها.
لبخندی به تمام غم ها.
نوری به تمام تاریکی ها.
تصورم دقیقا مثل یک جادو بود.
یک جادو،حلال همه مشکلات.
یک قدرت ماورایی برای مقابله با هر چیزی.
هر دردی،هر حس بدی...
انگار فقط داشتن این حس امیدی بود برای هر نا امیدی.
فقط همان بود و همان کافی ترین.
گذشت و گذشت.
من دیگر کودک نبودم اما باورم به جادوی آن حس هنوز استوار بود.
گذشت و گذشت و گذشت...
این حقیقت که "دوست داشتن" حتی
تکه ای از کافی رو هم در بر نمیگیره،
مثل گلوله ای به قلبم از طرف ثابت کننده ی ناکافی بودن این حس،اصابت کرد.
ما اون گلوله رو با دست خود کشیدیم بیرون،خون ریزی بند نیومد.
نشستیم کف زمین و به خون جاری خیره شدیم.
درد داشتم؟اره.
از گلوله؟نه.
پس از چی؟از حقیقتی که مثل گلوله بود.
ولی آیا واقعا فقط از اون درد داشتم؟نه.
چرا قسطی حرف میزنی پس چی؟از این که اون گلوله از طرف اون بود.
گذشت و گذشت.
خون بند اومد.
زخم خوب شد البته رد محوی ازش موند.
دیگه دردی نبود.
و این شد که
هر که گفت"دوستت دارم" گفتم"خب؟دیگر چی؟" | 54 |
| 18 | بوس بهتتت | 32 |
| 19 | تجربه ی هنرستان همیشه حسرتی توی قلب من میمونه .
چرا اینقدر به دل نشست | 166 |
| 20 | هنرستان ؛ ۱۴۰۵/۷/۱۵📸 | 27 |
