-₯₴𝐋-rest
Ir al canal en Telegram
Mostrar más
556
Suscriptores
+3824 horas
+657 días
+530 días
Archivo de publicaciones
Repost from عـمارتِخونـینـ
پـاکـسـازی ؛
با توجه به چلنج، فـولـدرم رو آپدیت کردم و جوین چنلهاتون شدم. اگر فکر میکنین قراره تو چلنجهای بعدی شرکت و یا پستهارو از این به بعد حمایت کنین، این پیام رو فور کنین– قطعا متقابل خواهد بود.
بیرودروایسی از چنلهای دیگه لفت میدم چون چندبار دیدم که حمایت نمیکنن و خب.. تا وقتی فیوم نباشن، موندن فایدهای نداره.
آیدیم اینه، اگر خواستین جوین بودنم رو چک کنین: @hiirds
Repost from ㅤКим﹙𝖥𝗈𝗅𝖽𝖾𝗋 + 𝖯𝖺𝖼𝗄﹚
·· 𝖥𝗈𝗋𝗐𝖺𝗋𝖽 𝚻𝗁𝗂𝗌 𝚳𝖾𝗌𝗌𝖺𝗀𝖾 ✨
کـدوم حـقـیـقـت رو میـدونـی کـه اکـثـر مـردم قـبـولـش نـدارن❔
ㅤㅤㅤㅤ‹ㅤ𝖡𝖾 𝗃𝗈ı𝗇 𝖽𝖺𝗋𝗅ı𝗇𝗀ㅤ›
Repost from ㅤㅤ sılver boy
Popular_with_Playboi_Carti_Madonna_The_Idol_Vol_1_Music_from_the.mp38.31 MB
Repost from عـمارتِخونـینـ
Lımıt: 965 (?)
Repost from N/a
اون هیچوقت خیانت نکرد،ولی با آدمایی که میدونست ازشون متنفرم قطع رابطه نکرد. اون به خط قرمزهایی که مشخص کرده بودم احترام نذاشت.میگفت دوستم داره،اما حرف و عملش هیچوقت یکی نبود. هر بار میگفت:"دوستت دارم".ولی همون لحظه،با رفتارش قلبم رو زیر پا له میکرد.
هیونجین گوشهی اتاق نشسته بود. سرش پایین بود و با صدایی گرفته گفت: تو واقعا منو دوست داری...؟ پس چرا؛هر بار که میگی عاشقمی یه کاری میکنی که حس کنم همهی اون حرفا دروغه. هر بار اینطوری منو از درون میشکنی من سکوت کردم ،تحمل کردم،به خودم گفتم میگذره،درست میشه. ولی چرا؟ چرا برای این رابطه تلاش نمیکنی؟ چرا انقدر سختش میکنی؟ من هر بار بهت فرصت دادم،الانم که دارم این حرفا رو میزنم یعنی هنوز دوستت دارم.چون اگه دوستت نداشتم الان اینجا نبودم فلیکس روبهروش ایستاده بود،سرش پایین بود و سکوت کرده بود. هیونجین با بغض گفت: چرا چیزی نمیگی؟فقط یه بار بهم بگو چرا انقدر عذابم میدی قطرهای اشک از گونهی فلیکس پایین افتاد و با صدایی که بخاطر بغض توی گلوش می لرزید گفت: "من هیچوقت نمیخواستم تو آسیب ببینی.فکر میکردم این چیزا مهم نیست.فکر میکردم چون دوستم داری همیشه میبخشیم؛ ولی نفهمیدم هر بار یه تیکه از قلبت رو شکستم." هیونجین چند لحظه فقط نگاهش کرد بعد آروم گفت: من هنوز دوستت دارم،شاید بیشتر از چیزی که باید ولی این آخرین باره آخرین فرصتیه که بهت میدم.دیگه ازت قول نمیخوام؛دیگه نمیخوام فقط بگی دوستم داری "لطفا.فقط؛این بار بهم نشونش بده." اگه باز هم همون اشتباهها تکرار بشه؛این دفعه،دیگه هیچ حرفی بینمون نمیمونه. فلیکس سرش رو بالا آورد.چشمهاش پر از اشک بود. آروم گفت: "قول میدم..." هیونجین چیزی نگفت و فقط از کنارش رد شد. فلیکس همونجا ایستاده بود.به در نیمه بازی که هیونجین از اون بیرون رفته بود خیره موند نمیشد فهمید که این در شروع دوباره عشقشون بود.یا آخرین فرصتی که شاید برای همیشه این رابطه از دست بره.
