es
Feedback
عرفانیجات

عرفانیجات

Ir al canal en Telegram

همان همیشگی. 📮 اطلاعات و ارتباطات: http://t.me/HidenChat_Bot?start=718179517

Mostrar más
199
Suscriptores
Sin datos24 horas
+27 días
+730 días
Archivo de publicaciones
- Are you ok? - No, Im fairuz.

Repost from N/a
بگذشت و چه گویم که چه بر من بگذشت سیلاب محبتم ز دامن بگذشت دستی به دلم فرو کن ای یار عزیز تا تیر ببینی که ز جوشن بگذشت سعدی رباعیات رباعی ۲۹ @bichashm

Mensaje de video00:08

Mensaje de voz02:37

Mensaje de voz00:28

Mensaje de video00:18

Mensaje de video00:13

متعاقباً، چنین است که هرآنطور که به آینده‌ام می‌نگرم، به هیچ عنوان دلم نمی‌خواهد شغلی داشته باشم که یکسان و ثابت باشد. راستش هیچگاه شغل کارمندی را درک نکردم. همواره حتی تصور و فکر کردن به این موضوع که کارمندانی چون کارمندان بانک، هر روزشان به‌مانند دیروز است، عذابم می‌دهد! مگر می‌توان چندین و چند ده سال، هر روز یک کار ثابت را تکرار کرد و یک‌جانشین بود تا آنکه موعد بازنشستگی رسد؟! حتی حال که این پاره‌نوشته را در این باره می‌نویسم و درباره‌‌اش می‌اندیشم، در اذیتم و این تفکر آزارم می‌دهد! و ثانیاً، آنکه خُلقم چنان است که نخست به‌راحتی نمی‌توانم زیر بار حرف زور و دستورات رئیس و مافوقی بروم و انسانی‌ام که حاضرم در بیچارگی و فلاکت اما آزاده و رها باشم، تا آنکه زیردست این و آن؛ و اندیشه به همین مسئله نیز، برایم اذیت‌کننده است که آزادی وقت و عمل در کارم نداشته باشم. و البته اینکه اگر کارمند و کارگر کسی باشم، همین سفر رفتن‌ها و مرخصی گرفتن‌ها، دشوار می‌گردد و نمی‌توانم به راحتی خانه‌به‌دوشی و کوله‌گردی‌ام را سپری کنم. از همین روست که آنچه برای آینده و گذران عمر و زندگی‌ام می‌پسندم، آن است که خود آقای خود باشم و آزادگی‌ام، در گرو اخیار خویش باشد...

پا به هر جایی می‌ذاره آدم خانه‌به‌دوش مهلت موندن نداره آدم خانه‌به‌دوش زندگیش یه لحظه خالی زندگیش یه لحظه پُر زندگیش یه کوله‌باره آدم خانه‌به‌دوش پا به هر جایی می‌ذاره آدم خانه‌به‌دوش مهلت موندن نداره آدم خانه‌به‌دوش جاده‌ها زیر پاهاش تن می‌کشن سایه‌ها اونو به رفتن می‌کشن خاطراتش وقتی که جون می‌گیرن خالی لحظه‌هاشو به قصه گفتن می‌کشن #ستار مُهمَــلات

به این می‌اندیشم که تنها امیدم به زندگی، بزرگ‌ترین آرزوی دیرینه‌ام، تنها دلخوشی‌ و تنها دلبستگی‌ام، سفر کردن و سفر رفتن است! به این می‌اندیشم که ذره‌ای انسان یک‌جا نشستن و یک‌جا ماندن نیستم. به‌‌قول یکی از دوستان، انسانی هستم متحرک. از ثابت ماندن و یک‌جا نشستن، بیزارم. و چه لذتی می‌برم از این خانه‌به‌دوش بودن. چه لذتی برایم بالاتر از این ماجراجویی و ریسک کردن‌ها و دل‌ به‌ دریا زدن‌ها...

Mensaje de video00:11

زاگرس شگفت‌انگیز...

Mensaje de video00:14

خدانگهدار، شیراز زیبا...

یک نفر بیاید با هم آهنگ گوش دهیم. ترجیحاً آشفته و غمگین؛ ترجیحاً با سلیقه‌ی موسیقی کلاسیک ایرانی. @eakbarix

عزاداری‌ها و هیئات مذهبی، مدت‌هاست چنان رنگ‌و‌بوی لجنِ سیاست به خود گرفته‌اند که به دشواری می‌توان به اصل خود، یعنی عزا و سوگواری برای عاشورا و امام حسین(ع) نسبت‌شان داد. عزاداری‌ها و هیئات مذهبی، به محلی برای رقابت و چشم‌ و‌ هم‌چشمی با هیئات دیگر بدل گشته‌اند که کدام یک، با زرق و برق و خرج بیشتری مراسم خود را برگزار می‌کنند. عزاداری‌‌ها و هیئات مذهبی، محلی شده‌اند برای ارائه و نمایش افراد به دیگری و جنس مخالف؛ و مدخلی برای یافتن پارتنر و همسر. گِل بگیرند درِ مراسمی که چنین، فرسنگ‌ها از اصل و ریشه‌ی خود دور گشته و آلوده به سیاست و ریا و تجملات گشته است. آخر مراسمات نیز، شام و نذری‌ای می‌دهند که برخی و جماعتی، خود را چنان خوار و حقیر و ذلیل می‌نمایند که هرطور که شده، یک غذای دیگر و اضافه نیز بگیرند. حال آنکه اندکی پیش‌تر، پای منبر از روحانی و روضه‌خوان، درسِ ″هَیهَاتَ مِنَّا الذِّلَّة″ امام حسین و واقعه عاشورا که امام حسین تن به ذلت نداده و شهید شد را شنیده‌اند، اما حال با هر ذلت و دروغی که شده به دنبال غذای اضافه‌ی دیگری‌اند، که شاید همان غذا سهم فرد دیگری باشد...

Mensaje de video00:18

Mensaje de video00:32

Mensaje de video00:48