es
Feedback
Grief chapter

Grief chapter

Ir al canal en Telegram

He/they - Queer | 23 سوگ - ورو می‌تونید فیا صدام بزنید. https://t.me/harfmanrobot?start=434326577 Spam: @Queerencyclopedia Pfp: Heneryque on twitter

Mostrar más
Irán144 142La categoría no está especificada
251
Suscriptores
-124 horas
-37 días
-130 días
Archivo de publicaciones
بلایی که خوشگلترین دخترها و مرد سرت میاره:

کل دو سال پیش از جلوی چشم‌هام رد شد و رد شد و رد شد.

Please forgive me for my distance The pain is evident in my existence Please forgive me for my distance The shame is manifest in my resistance To your love

Repost from N/a
همه مردارو باهم آتیش بزنیم راحت شیم

Repost from finn the human
photo content
+1

بهترین قسمت این فیلم تا ابد.
+2
بهترین قسمت این فیلم تا ابد.

14 5 Seconds Of Summer - Why Won’t You Love Me (Live).mp317.31 MB

فکر کردن به تو، من رو می‌بره به روزهایی که دو سال پیش زیر بارون تنها می‌ایستادم. همه جا سرد بود و هیچ دوستی نداشتم. شهر غریب و تازه‌ای که فقط اون با بافت بنفشش پیش همه می‌خندید. نگاهش می‌کردم. شاید هفته‌ها کارم شده بود که به اون نگاه کنم. اما این رو به یاد دارم، هیچوقت نگاهش به سمت من برنگشت. شاید در حد یکبار وقتی با دوستش دوست شده بودم و باهم رفتیم تنهایی چایی بخوریم. شاید فقط روزی که روی پاهام خوابید و من احمقانه فکر کردم قراره بهم نگاه کنه. شاید چون بهم گفت یک روزی میاد و توی بغلم می‌خوابه. اما دیگه حتی بهم سلام هم نداد. رفت، انگار هیچوقت که وجود نداشته. بعد از چندین ماه وقتی باهاش توی مترو تنها شدم، هنزفریم رو دادم دستش و گفتم پلی‌لیست موردعلاقه‌ش رو بذاره. می‌خواستم باهاش انگاری خداحافظی کنم؟ و کردم. بعد از اون روز دیگه، واقعا نمی‌خواستم نگاهش کنم. اما تو هر وقت که بهت نگاه می‌کردم، برمی‌گشتی. تو به شکل عجیبی وقتی می‌خندیدم، اونجا بودی که آروم بخندی. تو با من چایی نخوردی و زیر بارون، هفته‌ها وجود نداشتی. تو صرفا کوتاهتر بودی و سنگین‌تر. بعد از مدت‌های مدید و اسفناکی از تنهایی اومدی. بدون اجازه. بدون هیچ سوالی تازه‌ترین چیز دنیارو برام جا گذاشتی. سکوت کردی و رفتی. اونقدر کوتاه که حتی به اون ماه‌ها و هفته‌ها هم نمی‌شد تشبیه کرد. یک عمق عجیبی از تلخی خوشمزه و شیرینی ماچای توت‌فرنگی که کنار دانشگاه علامه می‌خوردم. هر چقدر فکر می‌کنم، بیشتر و بیشتر و بیشتر از خودم می‌پرسم، اگر هر بار نگاهت رو نمی‌دیدم، یکجایی توی اون قاب نبودم، راحتر نبود؟ اما شاید ذهن من ساخته و ساخته و ساخته تا رنج این که نمی‌تونم دائمی نگاهت کنم رو ازم بگیره. تا یک تسکین روی این وسواس فکری عجیب شناختن باشه. تکون‌ که می‌خورم، مغزم سوت می‌کشه و توی خودش غرق یک چرخه‌ی روانی از نمی‌شه‌ها می‌شه. چون انگاری توهم رفتی لای نشدن و نشدن و نشدن. انگاری حتی وقت نکردم قبل از نشدن، به اندازه کافی ببینمت که بتونم حداقل چیزی بنویسم یا فیلمی توی ذهنم همینجوری برای خودش بارها از اول پخش بشه.

ریکی.

صوفکلس.

صوفوکلس.

نارنگی.

Don't Cha.mp36.45 MB

Repost from finn the human
photo content

لا به لای گوشی دالی پیداش کردم.
+1
لا به لای گوشی دالی پیداش کردم.

.

You sound like me when you're drunk I've heard that voice, so unrelenting Vomit all over the yard, crawl to my room I know the ending Late at night, we're the same, it shows You and I, haunted by a similar ghost Drunk and high when I need you most You and I, haunted by a similar ghost I don't want to go to sleep 'Cause I'm afraid of what I'll see I can't look you in the eyes 'Cause I'm afraid it looks like me

Mensaje de video00:04