es
Feedback
محمدصادق دانشجو | Mohammad Sadeq Daneshjou

محمدصادق دانشجو | Mohammad Sadeq Daneshjou

Ir al canal en Telegram

▫️پژوهشگر حوزه مطالعات توسعه و مسائل ایران ▫️کارشناسی ارشد علوم سیاسی دانشگاه شهید بهشتی 📧 ایمیل: m.daneshjou@mail.sbu.ac.ir 🔹وب‌سایت 🌐 : https://msdaneshjou.ir 🔹کانال سیاست بهشتی 🕊 | @SBU_PoliticalScience

Mostrar más
5 546
Suscriptores
-4724 horas
-3577 días
-1 40430 días
Archivo de publicaciones
🟢 تصلب شناختی و انسداد سیاست گذاری در ایران: تبیین پیامدهای غلبه منطق جناحی بر فرایند توسعه 🔻 محمدصادق دانشجو، کارشناسی ارش
🟢 تصلب شناختی و انسداد سیاست گذاری در ایران: تبیین پیامدهای غلبه منطق جناحی بر فرایند توسعه
🔻 محمدصادق دانشجو، کارشناسی ارشد رشته علوم سیاسی دانشگاه شهید بهشتی
یکی از متغیرهای بنیادین در تبیین ناکامی های ایران معاصر در دستیابی به توسعه پایدار، تصلب شناختی نخبگان حاکم و فقدان اراده برای بهره گیری از دانش متخصصان علوم سیاسی و اقتصادی است. هسته مرکزی حل هر کلان مسئله ای در عرصه حکمرانی، شناخت دقیق و عاری از سوگیری های جناحی از واقعیات موجود است؛ با این وجود، مادامی که نظام شناختی مستقر، فاقد درک علمی از ریشه های بحران باشد، سیاست گذاری ها به جای حل مسئله، به بازتولید و حتی تعمیق بحران ها منجر خواهند شد. در این شرایط، کسانی که در اریکه قدرت قرار گرفته اند، به جای اتخاذ رویکردی تکنوکراتیک و ملی، در میان تحلیل های تقلیل گرایانه حزبی و جناحی گرفتار شده اند که خروجی آن تا کنون، انحراف از مسیر توسعه و اتلاف منابع ملی بوده است. در وضعیت کنونی، عرصه سیاست گذاری کشور شاهد جایگزینی مفهوم «تحلیل کارشناسی» با «توجیهات جناحی» هستیم. تعلقات افراد به گروه ها و جناح های سیاسی، کارکردی شبه قبیله ای یافته است؛ به نحوی که ساختارهای غیررسمی قدرت، صرفا در پی منافع قبیله ی سیاسی خویش عمل می کنند و منافع جمعی و منافع ملی به حاشیه رانده شده است. گرچه تقلیل بحران به صرف منفعت طلبی های اقتصادی شخصی و گروهی ، تقلیل گرایی روش شناختی است، اما نمی توان از این واقعیت اقتصاد سیاسی چشم پوشی کرد که ساختار سیاسی به سمتی میل کرده که منافع شخصی و شبکه های رانتی پیرامون قدرت، بر چارچوب های تحلیلی و تصمیم سازی افراد سایه افکنده است. تجربه تاریخی توسعه در دنیا نشان می دهد تا زمانی که نخبگان حاکم درگیر منازعات فرسایشی درون گروهی بوده و یک اجماع نخبگانی بر سر منافع کشور شکل نگیرد، فرآیند توسعه ناممکن خواهد بود. در غیاب این اشتراک منافع، سیستم نه فقط در پیشبرد برنامه های توسعه ای ناکام می ماند، حتی در حفظ سیاست های بقا و پاسداری از منافع ملی نیز دچار فرسایش می شود. پیامد محتوم چنین وضعیتی، گرفتار شدن کشور در گرداب بحران های متراکم اعم از فعال شدن شکاف های اجتماعی، فروپاشی شاخص های اقتصاد کلان و زوال سرمایه اجتماعی است. یکی از بارزترین نشانه های این تصلب ساختاری، تقلیل آستانه تحمل نهادهای رسمی، به ویژه رسانه ملی، در برابر هرگونه صدای منتقد است. رسانه رسمی کشور، فارغ از جایگاه و سوابق افراد، حتی ظرفیت شنیدن تحلیل های نخبگان مصلح درون ساختار را که با هدف ارتقای کارآمدی نظام بیان می شود، از دست داده است. در این فرآیند، نخبگان علمی و دانشگاهی به طور سیستماتیک به حاشیه رانده شده اند و گفتگو، تحلیل انتقادی و حتی هشدار و انذار پیرامون «امر اجتماعی» و «امر سیاسی»، با واکنش های قهری مواجه می گردد. عارضه ی خطرناک تر در این ساختار شناختی، فقدان طیف بندی در درک نیروهای سیاسی است. میان «منتقد»، «مصلح»، «مخالف» و «برانداز»، باید مرزبندی های دقیقی وجود داشته باشد. اما زمانی که قرائت رسمی از وضعیت، تمایل به انحصار و یکدست سازی کامل داشته باشد، هر صدایی که با روایت مسلط همسو نباشد، بلافاصله در قالب مفهوم «عناد» بازنمایی شده و به عنوان صدای دشمن تلقی می گردد. این سیاست غیریت سازی مطلق، متخصصان را از حوزه تخصصی خود محروم می کند، همچنین سرمایه علمی و دانش انباشته ی کشور را بلااستفاده گذاشته و به خودتحریمی علمی در عرصه حکمرانی می انجامد. در شرایط تاریخی حال حاضر، که کشور از سویی با تبعات و تهدیدات یک وضعیت جنگی پایان نیافته دست به گریبان است و هنوز به ثبات استراتژیک پایدار دست نیافته، و از سوی دیگر در عرصه اقتصادی، جامعه با احساس رهاشدگی و ناامنی معیشتی مواجه است، تداوم این رویکرد، به مثابه یک تهدید موجودیتی عمل می کند. در چنین پیچ تاریخی و پرمخاطره ای، تنها راهکار عقلانی برای عبور از بحران کارآمدی، رهایی بخشی ساختار تصمیم گیری از چنگال تحلیل های منفعت طلبانه و قبیله ای، توقف روند امنیتی سازی تحلیل علمی و نقد، و بازگشت به بهره گیری روشمند و نهادینه از سرمایه های علمی و دانشگاهی کشور است. بدون استقرار عقلانیت علمی در ساحت حکمرانی، چشم انداز توسعه و ثبات، تیره و دست نیافتنی خواهد بود. 👇لینک مطلب در سایت سیویلیکا: https://civilica.com/note/24072
🚀@MoSadeqd🌹

🟢 تصلب شناختی و انسداد سیاست گذاری در ایران: تبیین پیامدهای غلبه منطق جناحی بر فرایند توسعه 🔻 محمدصادق دانشجو، کارشناسی ارش
🟢 تصلب شناختی و انسداد سیاست گذاری در ایران: تبیین پیامدهای غلبه منطق جناحی بر فرایند توسعه
🔻 محمدصادق دانشجو، کارشناسی ارشد رشته علوم سیاسی دانشگاه شهید بهشتی▪️
یکی از متغیرهای بنیادین در تبیین ناکامی های ایران معاصر در دستیابی به توسعه پایدار، تصلب شناختی نخبگان حاکم و فقدان اراده برای بهره گیری از دانش متخصصان علوم سیاسی و اقتصادی است. هسته مرکزی حل هر کلان مسئله ای در عرصه حکمرانی، شناخت دقیق و عاری از سوگیری های جناحی از واقعیات موجود است؛ با این وجود، مادامی که نظام شناختی مستقر، فاقد درک علمی از ریشه های بحران باشد، سیاست گذاری ها به جای حل مسئله، به بازتولید و حتی تعمیق بحران ها منجر خواهند شد. در این شرایط، کسانی که در اریکه قدرت قرار گرفته اند، به جای اتخاذ رویکردی تکنوکراتیک و ملی، در میان تحلیل های تقلیل گرایانه حزبی و جناحی گرفتار شده اند که خروجی آن تا کنون، انحراف از مسیر توسعه و اتلاف منابع ملی بوده است. در وضعیت کنونی، عرصه سیاست گذاری کشور شاهد جایگزینی مفهوم «تحلیل کارشناسی» با «توجیهات جناحی» هستیم. تعلقات افراد به گروه ها و جناح های سیاسی، کارکردی شبه قبیله ای یافته است؛ به نحوی که ساختارهای غیررسمی قدرت، صرفا در پی منافع قبیله ی سیاسی خویش عمل می کنند و منافع جمعی و منافع ملی به حاشیه رانده شده است. گرچه تقلیل بحران به صرف منفعت طلبی های اقتصادی شخصی و گروهی ، تقلیل گرایی روش شناختی است، اما نمی توان از این واقعیت اقتصاد سیاسی چشم پوشی کرد که ساختار سیاسی به سمتی میل کرده که منافع شخصی و شبکه های رانتی پیرامون قدرت، بر چارچوب های تحلیلی و تصمیم سازی افراد سایه افکنده است. تجربه تاریخی توسعه در دنیا نشان می دهد تا زمانی که نخبگان حاکم درگیر منازعات فرسایشی درون گروهی بوده و یک اجماع نخبگانی بر سر منافع کشور شکل نگیرد، فرآیند توسعه ناممکن خواهد بود. در غیاب این اشتراک منافع، سیستم نه فقط در پیشبرد برنامه های توسعه ای ناکام می ماند، حتی در حفظ سیاست های بقا و پاسداری از منافع ملی نیز دچار فرسایش می شود. پیامد محتوم چنین وضعیتی، گرفتار شدن کشور در گرداب بحران های متراکم اعم از فعال شدن شکاف های اجتماعی، فروپاشی شاخص های اقتصاد کلان و زوال سرمایه اجتماعی است. یکی از بارزترین نشانه های این تصلب ساختاری، تقلیل آستانه تحمل نهادهای رسمی، به ویژه رسانه ملی، در برابر هرگونه صدای منتقد است. رسانه رسمی کشور، فارغ از جایگاه و سوابق افراد، حتی ظرفیت شنیدن تحلیل های نخبگان مصلح درون ساختار را که با هدف ارتقای کارآمدی نظام بیان می شود، از دست داده است. در این فرآیند، نخبگان علمی و دانشگاهی به طور سیستماتیک به حاشیه رانده شده اند و گفتگو، تحلیل انتقادی و حتی هشدار و انذار پیرامون «امر اجتماعی» و «امر سیاسی»، با واکنش های قهری مواجه می گردد. عارضه ی خطرناک تر در این ساختار شناختی، فقدان طیف بندی در درک نیروهای سیاسی است. میان «منتقد»، «مصلح»، «مخالف» و «برانداز»، باید مرزبندی های دقیقی وجود داشته باشد. اما زمانی که قرائت رسمی از وضعیت، تمایل به انحصار و یکدست سازی کامل داشته باشد، هر صدایی که با روایت مسلط همسو نباشد، بلافاصله در قالب مفهوم «عناد» بازنمایی شده و به عنوان صدای دشمن تلقی می گردد. این سیاست غیریت سازی مطلق، متخصصان را از حوزه تخصصی خود محروم می کند، همچنین سرمایه علمی و دانش انباشته ی کشور را بلااستفاده گذاشته و به خودتحریمی علمی در عرصه حکمرانی می انجامد. در شرایط تاریخی حال حاضر، که کشور از سویی با تبعات و تهدیدات یک وضعیت جنگی پایان نیافته دست به گریبان است و هنوز به ثبات استراتژیک پایدار دست نیافته، و از سوی دیگر در عرصه اقتصادی، جامعه با احساس رهاشدگی و ناامنی معیشتی مواجه است، تداوم این رویکرد، به مثابه یک تهدید موجودیتی عمل می کند. در چنین پیچ تاریخی و پرمخاطره ای، تنها راهکار عقلانی برای عبور از بحران کارآمدی، رهایی بخشی ساختار تصمیم گیری از چنگال تحلیل های منفعت طلبانه و قبیله ای، توقف روند امنیتی سازی تحلیل علمی و نقد، و بازگشت به بهره گیری روشمند و نهادینه از سرمایه های علمی و دانشگاهی کشور است. بدون استقرار عقلانیت علمی در ساحت حکمرانی، چشم انداز توسعه و ثبات، تیره و دست نیافتنی خواهد بود. 👇لینک مطلب در سایت سیویلیکا: https://civilica.com/note/24072
🚀@MoSadeqd🌹

⭕️اعلام شکایت خانواده استاد سریع‌القلم علیه اتهام‌زنی‌های کذب صداوسیما پس از اتفاقات اخیر و پخش بخشی از برنامه «جریان» از شبک
⭕️اعلام شکایت خانواده استاد سریع‌القلم علیه اتهام‌زنی‌های کذب صداوسیما پس از اتفاقات اخیر و پخش بخشی از برنامه «جریان» از شبکه یک صداوسیما، با استاد گفت‌وگو کردم و مطلع شدم که در پی اتهام‌زنی‌های کذب مطرح‌شده علیه خانواده استاد سریع‌القلم، وکلای خانواده ایشان در حال تنظیم و ثبت شکواییه‌ای علیه جعفر حسن‌خانی، علیرضا زادبر و دست‌اندرکاران برنامه «جریان» در دستگاه قضایی هستند. امیدوارم با رسیدگی قاطع قوه قضائیه به این پرونده، زمینه برخورد با پرونده‌سازان و افرادی که با طرح ادعاهای خلاف واقع در رسانه ملی علیه شهروندان اتهام‌زنی می‌کنند، فراهم شود.

اقدام اخیر عمان در مخالفت با اعمال عوارض ترانزیتی توسط ایران و و ارائه مسیر جایگزین برای مدیریت ترانزیت دریایی در تنگه هرمز،
اقدام اخیر عمان در مخالفت با اعمال عوارض ترانزیتی توسط ایران و و ارائه مسیر جایگزین برای مدیریت ترانزیت دریایی در تنگه هرمز، را نباید صرفاً یک چرخش دیپلماتیک ساده تقلیل داد، بلکه این اقدام مصداق استراتژی موازنه همه‌جانبه است که در آن، دولت‌های کوچک برای تضمین بقای خود که به شدت به جریان آزاد تجارت گره خورده است، ناچارند در مواقع بحرانی در برابر فشارهای هژمون انعطاف نشان دهند. در واقع، تَرَک برداشتن مقاومت عمان، یک الزام ژئوپلیتیکی برای کشوری است که توانایی تحمل هزینه‌های تقابل در یک انسداد ژئواکونومیک را ندارد. در مقابل، منطق رفتار جمهوری اسلامی ایران بر مبانی Coercive Diplomacy و حفظ دکترین بازدارندگی نامتقارن استوار است. از منظر تهران، اعمال حاکمیت بر عبور و مرور در تنگه هرمز، تنها اهرم موثر برای موازنه تهدید در برابر امریکا است. اما عبور هماهنگ‌نشده کشتی‌ها و عادی‌سازی زودهنگام جریان تجارت جهانی، به معنای خنثی شدن استراتژی «تولید بحران کنترل‌شده» توسط ایران در این ضرب‌الاجل ۶۰ روزه است. ایران با تنظیم عبور و مرور، در پی تحمیل یک هزینه نامتناسب به اقتصاد جهانی است تا رقیب را در میز مذاکره وادار به عقب‌نشینی و دریافت امتیاز کند. پذیرش مسیر جایگزین عمانی، علاوه بر خنثی کردن این اهرم فشار، مفهوم «سرزمینی کردن دریا» را مخدوش کرده و رژیم حقوقی مطلوب ایران را تقلیل می‌دهد که نتیجه آن، خلع سلاح استراتژیک تهران در خلیج فارس و تنگه هرمز خواهد بود. بر همین اساس، ایستادگی احتمالی ایران در برابر شرکایی چون چین و عمان، کاملاً با منطق رئالیسم ساختاری هم‌خوانی دارد. در سلسله‌مراتب منافع ملی، حفظ انحصار کنترل بر این شریان حیاتی، از جنس High Politics و مرتبط با بقای امنیتی است. در شرایط بحران، روابط تجاری با پکن یا حسن همجواری با مسقط به عرصه Low Politics تنزل می‌یابد. مقاومت سرسختانه ایران در برابر هرگونه ابتکاری که حق حاکمیت و قدرت اخلال بازدارنده آن را دور بزند، برای حفظ تنها کارت بازی موثر در برابر معماری امنیتی ایالات متحده محتمل خواهد بود./محمدصادق دانشجو
🚀@MoSadeqd🌹

🚨با توجه به وقایع اخیر و مواضع اعلامی مقامات جمهوری اسلامی ایران و ایالات متحده، احتمال نقض تفاهم‌نامه صلح و بازگشت به فاز نظامی پیش از انقضای ضرب‌الاجل ۶۰ روزه، به شکل معناداری افزایش یافته است. 🔹برآورد متغیرهای موجود حاکی از آن است که تصاعد مجدد بحران تا حد زیادی گریزناپذیر باشد و در شرایط کنونی، تنها مؤلفه مجهول، زمان‌بندی دقیق بروز این رویارویی است./محمدصادق دانشجو

🟣عنوان مقاله: بن‌بست آنتولوژیک و بازتولید «وضعیت استثنایی» در روابط جمهوری اسلامی ایران و ایالات متحده امریکا 🔻 محمدصادق دا
🟣عنوان مقاله: بن‌بست آنتولوژیک و بازتولید «وضعیت استثنایی» در روابط جمهوری اسلامی ایران و ایالات متحده امریکا 🔻 محمدصادق دانشجو، کارشناسی ارشد رشته علوم سیاسی دانشگاه شهید بهشتی 📰نشریه: هفتمین شماره از فصلنامه علمی-تخصصی «جهان‌نما» (ویژه‌نامه جنگ رمضان) به صاحب‌امتیازی اتحادیه انجمن‌های علمی دانشجویی علوم سیاسی ایران منتشر گردید.

بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیمِ 💢 هفتمین شماره از فصلنامه علمی-تخصصی «جهان‌نما» (ویژه‌نامه جنگ رمضان) به صاحب‌امتیازی اتحادیه انجمن‌های علمی دانشجویی علوم سیاسی ایران منتشر گردید. ▫️سال سوم | شماره هفتم ▫️مدیرمسئول: آروین تنها ▫️سردبیر: پریا پیرکرمی ▫️معاونت پژوهشی و نشریات: شایان آزوع 🔻مقالاتی که در این شماره می‌خوانید: 🔹_ بن‌بست آنتولوژیک 🔹_ جایگاه ایران در محور مقاومت 🔹_ راهبرد سیاست خارجی ایران در گذار نظام بین‌الملل به نظام چند قطبی 🔹_ نقش ناتو در جنگ ایران و آمریکا 🔹_ اهمیت استراتژیک تنگه هرمز 🔹_ نقش ایران در نظم چند قطبی و پیوند با چین و روسیه 🔹_ الگوی عملیاتی دشمن در برهم زدن امنیت اجتماعی 🔹_ تاثیر رسانه و روایت اول بر افکار عمومی 🔹_ پیروزی؟ کدام پیروزی؟ 🔹_ فرصت سیاست‌گذاری منطقه‌ای برای ایران در تنگه هرمز ❕جهان‌نما؛ جهانی رو به سیاست ❕ ————————————————— 🌐 روابط عمومی اتحادیه انجمن‌های علمی دانشجویی علوم سیاسی ایران 🆔 @USIPS_IR

💢 هفتمین شماره از فصلنامه علمی-تخصصی «جهان‌نما» (ویژه‌نامه جنگ رمضان) به صاحب‌امتیازی اتحادیه انجمن‌های علمی دانشجویی علوم س
💢 هفتمین شماره از فصلنامه علمی-تخصصی «جهان‌نما» (ویژه‌نامه جنگ رمضان) به صاحب‌امتیازی اتحادیه انجمن‌های علمی دانشجویی علوم سیاسی ایران منتشر گردید. ————————————————— 🌐 روابط عمومی اتحادیه انجمن‌های علمی دانشجویی علوم سیاسی ایران 🆔 @USIPS_IR

🟢عنوان مقاله: نوسازی بدون نهادینه‌سازی، خوانشی هانتینگتونی از توسعه سیاسی و پراتوریانیسم در ایران معاصر 🔻 محمدصادق دانشجو،
🟢عنوان مقاله: نوسازی بدون نهادینه‌سازی، خوانشی هانتینگتونی از توسعه سیاسی و پراتوریانیسم در ایران معاصر 🔻 محمدصادق دانشجو، کارشناسی ارشد رشته علوم سیاسی دانشگاه شهید بهشتی 📰نشریه: سی‌ و سومین شماره از فصلنامه سیاست‌نامه به صاحب امتیازی انجمن علمی دانشجویی علوم سیاسی دانشگاه فردوسی مشهد

در این شماره می‌خوانید؛ 🔹️سخن آغازین 🔹️Ancient Iranian behavior 🔹️ریشه‌های تقابل تاریخی سیاسی ایران، آمریکا و اسرائیل 🔹️مصاحبه با دکتر شهریاری 🔹️نوسازی بدون نهادینه‌سازی، خوانشی هانتینگتونی از توسعه سیاسی و پراتوریانیسم در ایران معاصر 🔹️هوش مصنوعی و بازار کار ایران تهدید تازه یا فرصت تاریخی؟ @politicalfum @AEFUM @ssafum #انجمن_علمی_علوم_سیاسی #دانشگاه_فردوسی_مشهد

👤رزومه علمی منتشر شده در سایت Civilica 🌹 🕔بروزرسانی: 20 خرداد 1405 📁Link: https://civilica.com/p/662519 🚀@MoSadeqd🌹
👤رزومه علمی منتشر شده در سایت Civilica 🌹 🕔بروزرسانی: 20 خرداد 1405 📁Link: https://civilica.com/p/662519
🚀@MoSadeqd🌹

🟣نقش فرهنگ‌سیاسی نخبگان‌حاکم بر ناکارآمدی سیاستگذاری‌عمومی 🔻 محمد صادق دانشجو، کارشناسی ارشد رشته علوم سیاسی دانشگاه شهید ب
🟣نقش فرهنگ‌سیاسی نخبگان‌حاکم بر ناکارآمدی سیاستگذاری‌عمومی
🔻 محمد صادق دانشجو، کارشناسی ارشد رشته علوم سیاسی دانشگاه شهید بهشتی
🔹در ادبیات توسعه سیاسی، یکی از مهم‌ترین شاخص‌های ثبات و کارآمدی حکومت‌ها، توانایی نخبگان سیاسی رسیدن به اجماع حداقلی بر سر منافع ملی و قواعد بازی سیاسی است. 🔸در کشورهای توسعه‌یافته، احزاب و جریان‌های سیاسی ممکن است درباره شیوه اجرای سیاست‌ها اختلافات عمیق داشته باشند، اما درباره منافع ملی، ضرورت حفظ انسجام داخلی، جایگاه نهادهای رسمی و اصول بنیادین سیاست خارجی، فهمی مشترک دارند. 🔹در میان نخبگان حاکم ایرانی، حتی بر سر مفاهیم اولیه سیاسی نیز توافقی وجود ندارد. «دیپلماسی» برای بخشی از نخبگان به عنوان ابزار عقلانی و کم‌هزینه تأمین منافع ملی تعریف می‌شود و در میان گروه‌های تندرو مترادف «عقب‌نشینی»، «ذلت» یا «تسلیم» تلقی می‌گردد. 🔸«بحران اجماع نخبگان»، نه فقط بر سر راه‌حل‌ها، حتی بر سر تعریف مسئله نیز توافق وجود ندارند. 🔹به جای نقد اندیشه‌ها، شخصیت افراد هدف قرار می‌گیرد. به جای ارزیابی علمی دیدگاه‌های سیاسی، اقتصادی یا دیپلماتیک، صاحب آن دیدگاه تخریب می‌شود. 🔸در فضای سیاسی ایران، حذف رقیب بر حل مسائل کشور اولویت پیدا کرده است. 🔹«اگر رقابت سیاسی به مرحله‌ای برسد که موفقیت کشور به منزله موفقیت رقیب تلقی شود، آنگاه منافع ملی قربانی منافع جناحی خواهد شد.» 🔸از منظر توسعه سیاسی، کشورهایی موفق‌تر بوده‌اند که توانسته‌اند میان رقابت سیاسی و منافع ملی مرزبندی روشنی ایجاد کنند. رقابت احزاب ادامه یافته، اما اصل منافع ملی از کشمکش‌های روزمره سیاسی مصون مانده است. 🔹نوعی نگاه کوتاه‌مدت نیز بر نظام تصمیم‌گیری کشور حاکم است. سیاست‌گذاران به دنبال نتایج فوری و دستاوردهای کوتاه‌مدت هستند، در حالی که حل مسائل پیچیده‌ای مانند توسعه اقتصادی، بحران سرمایه اجتماعی و... نیازمند برنامه‌ریزی بلندمدت و بهره‌گیری از دانش تخصصی است. 🔸هشدارها و پیشنهادهای دانشگاهیان و متخصصان علوم سیاسی اغلب نادیده گرفته می‌شود یا پس از وقوع بحران مورد توجه قرار می‌گیرد؛ آن هم زمانی که هزینه‌های سنگینی بر کشور تحمیل شده است. 🔹هیچ جامعه‌ای بدون حداقلی از وفاق نخبگانی قادر به عبور از بحران‌های بزرگ نیست. اجماع به معنای حذف اختلافات نیست؛ بلکه به معنای توافق بر سر اصول بنیادین حکمرانی، پذیرش قواعد رقابت سیاسی و ترجیح منافع ملی بر منافع جناحی است. 🔸تا زمانی که بر سر مفاهیم اولیه حکمرانی، سیاست خارجی، توسعه و اداره کشور فهم مشترکی شکل نگیرد، تا زمانی که «فرهنگ حذف» جای «فرهنگ گفت‌وگو» را اشغال کرده باشد و تا زمانی که «نقد علمی» با «تخریب سیاسی» جایگزین شود، بعید است بتوان انتظار نتایجی متفاوت از آنچه امروز تجربه می‌کنیم داشت. 🔹اصلاح سیاست‌ها پیش از هر چیز نیازمند اصلاح فرهنگ سیاسی نخبگان حاکم است. زیرا در نهایت، کیفیت حکمرانی هر کشور بازتابی از فرهنگ سیاسی نخبگانی است که آن را اداره می‌کنند. جامعه‌ای که نخبگانش قادر به گفت‌وگو، تحمل اختلاف و اجماع‌سازی نباشند، در عمل مسیر توسعه را دشوارتر خواهد کرد؛ حتی اگر کشور از بزرگ‌ترین ظرفیت‌های انسانی، اقتصادی و ژئوپلیتیکی برخوردار باشد. 🌹 لینک مطلب در وبسایت روزنامه جمهوری اسلامی(متن کامل یادداشت): https://jepress .ir/13372/3/10940

🟣نقش فرهنگ‌سیاسی نخبگان‌حاکم بر ناکارآمدی سیاستگذاری‌عمومی 🔻 محمد صادق دانشجو، کارشناسی ارشد رشته علوم سیاسی دانشگاه شهید ب
🟣نقش فرهنگ‌سیاسی نخبگان‌حاکم بر ناکارآمدی سیاستگذاری‌عمومی
🔻 محمد صادق دانشجو، کارشناسی ارشد رشته علوم سیاسی دانشگاه شهید بهشتی
🔹در ادبیات توسعه سیاسی، یکی از مهم‌ترین شاخص‌های ثبات و کارآمدی حکومت‌ها، توانایی نخبگان سیاسی رسیدن به اجماع حداقلی بر سر منافع ملی و قواعد بازی سیاسی است. 🔸در کشورهای توسعه‌یافته، احزاب و جریان‌های سیاسی ممکن است درباره شیوه اجرای سیاست‌ها اختلافات عمیق داشته باشند، اما درباره منافع ملی، ضرورت حفظ انسجام داخلی، جایگاه نهادهای رسمی و اصول بنیادین سیاست خارجی، فهمی مشترک دارند. 🔹در میان نخبگان حاکم ایرانی، حتی بر سر مفاهیم اولیه سیاسی نیز توافقی وجود ندارد. «دیپلماسی» برای بخشی از نخبگان به عنوان ابزار عقلانی و کم‌هزینه تأمین منافع ملی تعریف می‌شود و در میان گروه‌های تندرو مترادف «عقب‌نشینی»، «ذلت» یا «تسلیم» تلقی می‌گردد. 🔸«بحران اجماع نخبگان»، نه فقط بر سر راه‌حل‌ها، حتی بر سر تعریف مسئله نیز توافق وجود ندارند. 🔹به جای نقد اندیشه‌ها، شخصیت افراد هدف قرار می‌گیرد. به جای ارزیابی علمی دیدگاه‌های سیاسی، اقتصادی یا دیپلماتیک، صاحب آن دیدگاه تخریب می‌شود. 🔸در فضای سیاسی ایران، حذف رقیب بر حل مسائل کشور اولویت پیدا کرده است. 🔹«اگر رقابت سیاسی به مرحله‌ای برسد که موفقیت کشور به منزله موفقیت رقیب تلقی شود، آنگاه منافع ملی قربانی منافع جناحی خواهد شد.» 🔸از منظر توسعه سیاسی، کشورهایی موفق‌تر بوده‌اند که توانسته‌اند میان رقابت سیاسی و منافع ملی مرزبندی روشنی ایجاد کنند. رقابت احزاب ادامه یافته، اما اصل منافع ملی از کشمکش‌های روزمره سیاسی مصون مانده است. 🔹نوعی نگاه کوتاه‌مدت نیز بر نظام تصمیم‌گیری کشور حاکم است. سیاست‌گذاران به دنبال نتایج فوری و دستاوردهای کوتاه‌مدت هستند، در حالی که حل مسائل پیچیده‌ای مانند توسعه اقتصادی، بحران سرمایه اجتماعی و... نیازمند برنامه‌ریزی بلندمدت و بهره‌گیری از دانش تخصصی است. 🔸هشدارها و پیشنهادهای دانشگاهیان و متخصصان علوم سیاسی اغلب نادیده گرفته می‌شود یا پس از وقوع بحران مورد توجه قرار می‌گیرد؛ آن هم زمانی که هزینه‌های سنگینی بر کشور تحمیل شده است. 🔹هیچ جامعه‌ای بدون حداقلی از وفاق نخبگانی قادر به عبور از بحران‌های بزرگ نیست. اجماع به معنای حذف اختلافات نیست؛ بلکه به معنای توافق بر سر اصول بنیادین حکمرانی، پذیرش قواعد رقابت سیاسی و ترجیح منافع ملی بر منافع جناحی است. 🔸تا زمانی که بر سر مفاهیم اولیه حکمرانی، سیاست خارجی، توسعه و اداره کشور فهم مشترکی شکل نگیرد، تا زمانی که «فرهنگ حذف» جای «فرهنگ گفت‌وگو» را اشغال کرده باشد و تا زمانی که «نقد علمی» با «تخریب سیاسی» جایگزین شود، بعید است بتوان انتظار نتایجی متفاوت از آنچه امروز تجربه می‌کنیم داشت. 🔹اصلاح سیاست‌ها پیش از هر چیز نیازمند اصلاح فرهنگ سیاسی نخبگان حاکم است. زیرا در نهایت، کیفیت حکمرانی هر کشور بازتابی از فرهنگ سیاسی نخبگانی است که آن را اداره می‌کنند. جامعه‌ای که نخبگانش قادر به گفت‌وگو، تحمل اختلاف و اجماع‌سازی نباشند، در عمل مسیر توسعه را دشوارتر خواهد کرد؛ حتی اگر کشور از بزرگ‌ترین ظرفیت‌های انسانی، اقتصادی و ژئوپلیتیکی برخوردار باشد.
🌹 لینک مطلب در وبسایت روزنامه جمهوری اسلامی(متن کامل یادداشت): https://jepress.ir/13372/3/10940
🌐 @MoSadeqd 🌹

🟣 تقلیل‌گرایی در حکمرانی؛ از پوپولیسم نمادین تا انباشت بحران‌های ساختاری بازنمایی رسانه‌ای و تکثیر گسترده‌ی تصویر اخیر رئیس‌
🟣 تقلیل‌گرایی در حکمرانی؛ از پوپولیسم نمادین تا انباشت بحران‌های ساختاری بازنمایی رسانه‌ای و تکثیر گسترده‌ی تصویر اخیر رئیس‌جمهور توسط حامیان دولت به عنوان یک دستاورد یا کنش مثبت، نمونه‌ای بارز از تقلیل‌گرایی در ساحت حکمرانی است. رسالت بنیادین یک سیاستمدار در عالی‌ترین سطح اجرایی کشور، سیاست‌گذاری مبتنی بر داده‌ها و حل‌وفصل بحران‌های ساختاری است، نه پناه بردن به پوپولیسم نمادین و کنش‌های نمایشی. بدیهی است که با تغییر پوشش مقام ارشد اجرایی به لباس آستین‌کوتاه، نه بحران تنش آبی مرتفع می‌گردد و نه ناترازی عمیق شبکه برق کشور جبران می‌شود. این قبیل رویکردهای سیاست‌گذارانه فاقد جامعیت و کارآمدی هستند؛ چرا که حتی با فرض تعمیم این الگوی رفتاری به تمامی کارمندان مرد، علاوه بر نادیده انگاشتن محدودیت‌های سازمانی زنان در محیط کار، چنین اقداماتی هیچ‌گونه تاثیری بر جبران کسری انرژی در بخش کلان صنعت و تولید نخواهد داشت. در شرایطی که ساختار اقتصادی و اجتماعی با انباشت بحران‌ها و ناکارآمدی‌های نهادینه‌شده مواجه است، تقلیل دادن راهبردها به کنش‌های خرد رسانه‌ای، حتی به مثابه یک مُسَکِن مقطعی نیز کارکرد مؤثری ندارد. عبور از بحران‌های چندوجهی کنونی، نیازمند گذار از رفتارهای سطحی به سمت اتخاذ تصمیمات علمی، کارشناسی و اعمال اصلاحات بنیادین نهادی است.
🌐 @MoSadeqd 🌹

تمایلی نداشتم که درگیر سیاست شوم. مدام با خودم میگفتم:«همه آنچه میخواهم یک زندگی عادی و آرام است.» بعد ها فهمیدم که یک زندگی
تمایلی نداشتم که درگیر سیاست شوم. مدام با خودم میگفتم:«همه آنچه میخواهم یک زندگی عادی و آرام است.» بعد ها فهمیدم که یک زندگی ساده و آرام نه معمول است و نه به راحتی دست یافتنی. برای اینکه در آرامش زندگی کنی، کار کنی، فرزندانت را بزرگ کنی و از شادی های بزرگ و کوچک لذت ببری، داشتن شریک زندگی خوب و شغل مناسب کافی نیست، اینکه به قانون کشورت احترام بگذاری و وجدانی آسوده داشته باشی کافی نیست؛ از همه مهم تر باید جایگاه اجتماعی خوبی داشته باشی که بر پایه آن چنان زندگی‌ای بسازی. باید در نظام اجتماعی‌ای زندگی کنی که با اصول بنیادین آن موافقی، نظامی تحت فرمان و نظارت دولتمردانی باشد که بتوانی به آن اعتماد کنی. همانطور که نمیتوان خانه‌ای را بر گودالی از گل بنا کرد،نمیتوان در جامعه‌ای فاسد زندگی همراه با سعادت ساخت. اول باید پی خانه را بریزی.
📖زیر تیغ ستاره‌ی جبار 🧕هدا مارگولیوس کووالی

📃بحران خاموشی که دیده نشد اینترنت، امنیت و احساس تبعیض ✍️محمدصادق دانشجو، کارشناسی ارشد علوم سیاسی دانشگاه شهید بهشتی روزنام
📃بحران خاموشی که دیده نشد اینترنت، امنیت و احساس تبعیض
✍️محمدصادق دانشجو، کارشناسی ارشد علوم سیاسی دانشگاه شهید بهشتی
روزنامه جمهوری اسلامی نوشت:
در جریان جنگ ۱۲ روزه و خاموشی گسترده اینترنت، مسئله از فیلترینگ فراتر رفت و به امنیتی‌سازی اینترنت رسید/ حتی در شرایط جنگی باید سازوکاری وجود داشته باشد که کشور دچار قطع کامل ارتباطات نشود/ اینترنت امروز بخشی از زیرساخت حیاتی زندگی اجتماعی در آموزش، پژوهش، کسب‌وکار و ارتباطات روزمره است/ طرح‌هایی مانند سیم‌کارت سفید و اینترنت پرو برای برخی افراد، تبعیض را در جامعه تشدید کرده است/ طبقه‌بندی شهروندان برای دسترسی به اینترنت می‌تواند سرمایه اجتماعی و اعتماد عمومی را فرسایش دهد / امنیت ملی تنها به معنای جلوگیری از تهدید خارجی نیست و امنیت روانی جامعه نیز بخش مهمی از آن است / قطع طولانی اینترنت باعث اختلال جدی در فعالیت‌های علمی، آموزشی و پژوهشی کشور شده است/ ادامه نگاه تحقیرآمیز به مردم و محروم کردن آن‌ها از دسترسی آزاد به اینترنت می‌تواند شکاف دولت و جامعه را عمیق‌تر کند/عبدی مدیا
iTDAY/خبرآنلاین/عبدی‌مدیا/ فرارو/ کیهان / روزنامه جمهوری اسلامی وب‌سایت: MsDaneshjou.ir

ورود نیروهای کردِ عراق از مرزهای غربی... آغاز تحرک گروه‌های جدایی‌طلب... از دست رفتنِ جزایر سه‌گانه... تغییر نام خلیج فارس به
ورود نیروهای کردِ عراق از مرزهای غربی... آغاز تحرک گروه‌های جدایی‌طلب... از دست رفتنِ جزایر سه‌گانه... تغییر نام خلیج فارس به خلیج عربی... تحمیل پرداخت غرامت به کشورهای عربی همسایه بابت آسیب به هتل‌ها، سکوهای نفتی، نفت‌کش‌ها و... ویرانی‌هایی که شاید سال‌ها زمان و هزینه برای بازسازی‌شان لازم باشد... دموکراسی، دولت رفاه و توسعه‌یافتگی‌ که حتی در رویا هم دست‌یافتنی به نظر نمی‌رسد؛ اما آنچه عمیقاً مرا نگران کرده، تمامیت ارضی ایران و بیم نابودی وطن است.🖤🥀

پاینده باد ایران
پاینده باد ایران

📰تقلیل‌گرایی در حکمرانی و بحران موازنه داخلی
✍🏻 محمد صادق دانشجو، کارشناسی ارشد رشته علوم سیاسی دانشگاه شهید بهشتی
در سیاست، خطرناک‌تر از بحران اقتصادی، «خطای تحلیل» است. کشور می‌تواند تحریم را تاب بیاورد، جنگ را پشت سر بگذارد، حتی شوک‌های شدید تورمی را مدیریت کند؛ اما اگر در تبیین ریشه بحران‌ها دچار خطا شود، تمام ظرفیت‌هایش را در مسیری هزینه می‌کند که به حل مسئله منجر نمی‌شود. مسئله امروز ما، پیش از آنکه امنیتی یا رسانه‌ای باشد، مسئله «فهم واقعیت» است. اگر تورم بنا بر گزارش‌های رسمی و غیررسمی به سطوح بی‌سابقه نزدیک شده، اگر قدرت خرید مردم به شکل محسوسی کاهش یافته، اگر سفره خانوار کوچک‌تر شده و نارضایتی در لایه‌های مختلف جامعه دیده می‌شود، نخستین وظیفه حکمرانی آن است که منشأ این وضعیت را در درون فرآیندهای تصمیم‌سازی و تصمیم‌گیری جست‌وجو کند. سیاست‌گذاری اقتصادی و سیاسی مجموعه‌ای از انتخاب‌هاست؛ و هر انتخابی پیامد دارد. نسبت دادن هر نارضایتی به «جنگ ترکیبی»، «اینترنت» یا «دشمن» بدون ارزیابی جدی عملکرد داخلی، بیش از آنکه صورت مسئله را حل کند، آن را به تعویق می‌اندازد. در ادبیات جامعه‌شناسی سیاسی، اعتراض نشانه فروپاشی نیست؛ نشانه وجود «مطالبه» است. جامعه‌ای که اعتراض نمی‌کند، الزاماً راضی نیست؛ ممکن است بی‌صدا شده باشد. اعتراض وقتی بروز می‌کند که شهروند احساس کند سهمی در تصمیم‌گیری ندارد یا هزینه سیاست‌ها بر دوش او تحمیل شده بی‌آنکه در شکل‌گیری آن سیاست نقش داشته باشد. در چنین شرایطی، تقلیل هر صدای مخالف به «دسیسه بیرونی»، تحلیل را ساده می‌کند اما واقعیت را تغییر نمی‌دهد. در هفته‌های اخیر برخی اظهارنظرها از سوی مسئولان شنیده شد که ریشه مشکل را در «دیر فیلتر شدن اینترنت» یا «حضوری بودن دانشگاه‌ها» جست‌وجو می‌کرد. این نگاه، مسئله را از سطح ساختاری به سطح ابزاری تقلیل می‌دهد. اینترنت می‌تواند ابزار بسیج باشد، دانشگاه می‌تواند محل بروز اعتراض باشد؛ اما نه اینترنت علت تورم است و نه دانشگاه منشأ کاهش قدرت خرید. شهروند زمانی که برای خرید روزمره با افزایش شدید قیمت‌ها مواجه می‌شود، نیاز به پیام‌رسان خارجی ندارد تا بداند وضعیت معیشتش دشوارتر شده است. اقتصاد، با قطع دسترسی به شبکه‌های اجتماعی اصلاح نمی‌شود. مشکل در اینجاست که گاه به جای بازبینی سیاست‌های پولی، ارزی، مالی و اولویت‌بندی‌های بودجه‌ای، صورت مسئله اجتماعی را پاک می‌کنیم. در حالی‌که در نظریه‌های حکمرانی، یکی از اصول بنیادین «تناسب میان سیاست و پیامد» است. اگر سیاستی به افزایش پایه پولی، بی‌ثباتی بازار ارز یا تشدید نااطمینانی منجر شده، راه‌حل، محدود کردن صدای منتقد آن نیست؛ راه‌حل، اصلاح همان سیاست است. دانشگاه را نباید تهدید دید. تجربه تاریخی کشور نشان داده که در بزنگاه‌های ملی دانشجویان و نخبگان در کنار کشور ایستاده‌اند. رادیکال شدن فضای دانشگاه، بیش از آنکه محصول ذات دانشگاه باشد، ناشی از «حس شنیده نشدن» است. حذف فیزیکی اعتراض با بستن درِ دانشگاه، اعتراض را از بین نمی‌برد؛ فقط آن را به فضای دیگری منتقل می‌کند. در جامعه‌شناسی سیاسی، سرکوب بدون پاسخ به مطالبات، معمولاً به انباشت نارضایتی می‌انجامد و شکل‌های رادیکال‌تری از بروز را در پی دارد. باید میان نقش «دشمن» و نقش «خطاهای داخلی» تفکیک قائل شد. بدیهی است که دشمنان خارجی در پی بهره‌برداری از هر شکاف داخلی‌اند. اما بهره‌برداری زمانی ممکن می‌شود که شکاف وجود داشته باشد. اگر فشار اقتصادی به سطحی برسد که بخشی از جامعه احساس کند در طوفان معیشتی تنها مانده است، زمینه سوءاستفاده نیز فراهم می‌شود. مقابله مؤثر با این سوءاستفاده، نه از مسیر انکار ریشه‌های داخلی، بلکه از مسیر ترمیم آنها می‌گذرد. کشوری که از جنگ هشت‌ساله عبور کرده و در مقاطع مختلف فشارهای امنیتی را پشت سر گذاشته، سرمایه‌ای بزرگ به نام «اعتماد مردم» داشته است. این سرمایه، با تورم مزمن و احساس بی‌عدالتی و شنیده نشدن فرسوده می‌شود. در شرایطی که احتمال تشدید تنش‌های منطقه‌ای و تقابل مستقیم با امریکا مطرح است، مهم‌ترین پشتوانه امنیت ملی، انسجام داخلی است. انسجام با فیلترینگ و تعطیلی دانشگاه ایجاد نمی‌شود؛ با عدالت اقتصادی، شفافیت و پذیرش مسئولیت شکل می‌گیرد. اگر پیش‌فرض را چنین بگیریم که «هر اعتراضی کار دشمن است»، عملاً امکان اصلاح را از خود سلب کرده‌ایم. اما اگر بپذیریم که نارضایتی‌ها ریشه در عملکرد ضعیف یا سیاست‌های نادرست دارد، آنگاه می‌توان مسیر اصلاح را گشود. نخستین گام، اذعان به واقعیت است؛ حتی اگر تلخ باشد. واقعیت اقتصاد، با روایت سیاسی تغییر نمی‌کند.

🔵نسخه جدید وبسایت شخصی اینجانب منتشر شد. 🌐www.msdaneshjou.ir
🔵نسخه جدید وبسایت شخصی اینجانب منتشر شد. 🌐www.msdaneshjou.ir