616
Suscriptores
+124 horas
-47 días
-530 días
Archivo de publicaciones
نوشته بود: سلام بر آنها که برگزیدیمشان تا کنارشان با دنیا بجنگیم،
اما عاقبت، هم با دنیا جنگیدیم، هم با آنها.
Repost from کُنجی در هیاهوی زمان
«آیا آمدی بخاطر اینکه منم یا بخاطر اینکه گم شدی و جز نشانی من، نشانی دیگری نمیدانی؟!»
Repost from مَرد سانفرانسیسکویی
راهحل فقط واسه کسی راهحله که دنبال راهحل باشه؛ اون کسی که دنبال بهانهست هیچموقع به جواب هم نمیرسه.
ولی خب آرومتر از گذشتهام، اونم فقط بخاطر علم روانشناسی و وجود روانشناسی که بعد از ۱۲ جلسه حقشه بگم باید دستش رو بوسید که اینقدر صبور و حرفهایه.
حالا شما اینو بذارید کنار این که در محل کار، قریب به ۹۹ درصد همکارانم میگن نگار چقدر صبور و با حوصله و مهربونه.
یعنی من با اون همکار سمی که دارم و دائم اذیتم میکنه، مشکلات خونه و خانواده رو هم تحمل میکنم و سعی میکنم کم نیارم، ولی مامانم حتی سعی نمیکنه قدمی به سمتم برداره و تهش همیشه من اونی هستم که از نظرش مشکل داره.
نیمساعت قبل خسته از سر کار اومدم و دوباره طبق روال این یکماه همخونگی دعوامون شد.
چرا؟ چون اومدم میبینم با خالهم نشستن چایی میخورن و از صبح فکر غذای شب نبوده. در حالیکه اگر پسر بیاد خونه، سفره پهن میشه در حد مهمونی.
حالا من خسته باید غذا بپزم، که بتونم ناهار فردامم ببرم با خودم.
از دو هفته پیش تراپیستم خیلی جدی توصیه کرد حتما دوباره جدا زندگی کنم، تا روزی نرسه که به طور کلی از مادرم بِبُرم و بعدا عذاب وجدان یقهم رو بگیره.
هر هفته توی اتاق درمان، میگردیم دنبال ریشهی مشکلاتم، میخوریم به مادرم و کم محلیش به جنس دختر.
Repost from مَرد سانفرانسیسکویی
نوشته بود: "با آنچه که دارید خوشحال باشید، درحالیکه برای آنچه که میخواهید تلاش میکنید."
Repost from سوتهدلان
خواب ناکافی فقط روی انرژی روزانه اثر نمیذاره؛ تنظیم هیجانات رو هم تحت تاثیر قرار میده. پژوهشهای علوم اعصاب نشون میدن خواب در پردازش خاطرات هیجانی و تنظیم واکنشهای مغز به تجربههای ناراحتکننده نقش داره. یعنی وقتی خواب مختل میشه، ممکنه کنترل واکنشهای هیجانی دشوارتر بشه و اتفاقات ناخوشایند، شدیدتر از معمول به نظر برسن. کمبود خواب ممکنه باعث بشه زودرنجتر بشی و از کاه کوه بسازی؛ چون مغزت در مدیریت هیجانها عملکرد معمولش رو نداره.
بدن من خیلی بی جنبهست، هنوز پاییز تازه گفته سلام، اون شروع کرده به لرزیدن و مریض شدن.
بدم میاد از سرماخوردگی.
واقعا روان اون دوستم که قبل نوروز بهم سفارش کرد توی تهران با اسنپ موتوری جابه جا بشم شاد باشه همیشه.
زندگی اسنپیم خیلی تغییر کرده، امروزم که طولانیترین مسافتی که میشد رو با اسنپ موتوری رفت رو رفتم، واقعا چسبید، خصوصا که کلی توی اتوبان بودیم و واقعا لذت بردم. از شدت خوشی گریهم گرفته بود.
