es
Feedback
𝗖𝗹𝗮𝗿𝗶𝗰𝗲

𝗖𝗹𝗮𝗿𝗶𝗰𝗲

Ir al canal en Telegram

اینجا کمتر خودمو سانسور میکنم. https://t.me/HarfChatBot?start=d985e540d6db کلاریس هستم، میشنومت💡

Mostrar más
203
Suscriptores
Sin datos24 horas
-17 días
-330 días
Archivo de publicaciones
همش دارم وقت کم میارم

میشم

پاره

دارم

واقعا

بچه ها

همین الان اومدم بگم دارم پاره میشم

‌ اههه اجساس میکنم خیلی بهت خوشمیگذره بیا به منم جا بده

Googoosh-Hejrat-256.mp39.46 MB

photo content
+1

پنجره، فکر، هوا، عشق، زمین مال من است.چه اهمیت دارد گاه اگر می‌رویند قارچ‌های غربت.

photo content
+8

قبل باشگاه گرفتم براتون

Mensaje de video00:03

Repost from رقص قو.
-پنج دقیقه گذشت. راسکولْنیکُف بدون این‌که به سونیا بنگرد هم‌چنان در اتاق راه می‌رفت. سرانجام به او نزدیک شد؛ چشمانش می‌درخشید، با دو دست شانه‌هایش را گرفت و مستقیماً به چهره‌ی گریانش نگریست. نگاه راسکولْنیکُف خشک و ملتهب و تیز بود و لبانش سخت می‌پریدند. ناگهان به سرعتِ تمام بدنش خم شد و در حالی که بر زمین افتاد پاهای سونیا را بوسه زد. سونیا با وحشت، چنان‌که گویی از دیوانه‌ای دوری کند، کنار جست. واقعاً هم راسکولْنیکُف به نظر کاملاً دیوانه می‌آمد. دختر با رنگی پریده، در حالی که قلبش بهم فشرده شد، زمزمه کرد: – شما را چه می‌شود؟ چه می‌کنید، در مقابل من!؟ راسکولْنیکُف فوراً برخاست و در حالی که به‌سوی پنجره می‌رفت با لحن خاصی گفت: -من در برابر تو زانو نزدم، در برابر تمام رنج و عذاب بشری زانو زدم.

فارغ از غم دنیا، خوشگل، خواننده، پولدار

لیلا فروهر هم گزینه بدی نیست

زیبا، غمگین، پرنسس و مرده.

کاش لیلا پهلوی بودم

خیلی زیاد.