es
Feedback
ساجد طیبی

ساجد طیبی

Ir al canal en Telegram
489
Suscriptores
Sin datos24 horas
Sin datos7 días
-330 días

Carga de datos en curso...

Nube de Etiquetas
Sin datos
¿Algún problema? Por favor, actualice la página o contacte a nuestro gerente de soporte.
Menciones Entrantes y Salientes
---
---
---
---
---
---
Atraer Suscriptores
septiembre '24
septiembre '24
+7
en 0 canales
agosto '24
+3
en 0 canales
Get PRO
julio '24
+1
en 0 canales
Get PRO
junio '24
+18
en 0 canales
Get PRO
mayo '24
+61
en 6 canales
Get PRO
abril '24
+6
en 0 canales
Get PRO
marzo '24
+11
en 1 canales
Get PRO
febrero '24
+23
en 1 canales
Get PRO
enero '24
+18
en 4 canales
Get PRO
diciembre '23
+70
en 2 canales
Get PRO
noviembre '23
+5
en 0 canales
Get PRO
octubre '23
+60
en 0 canales
Get PRO
septiembre '23
+444
en 0 canales
Fecha
Crecimiento de Suscriptores
Menciones
Canales
20 septiembre0
19 septiembre0
18 septiembre0
17 septiembre0
16 septiembre0
15 septiembre+1
14 septiembre0
13 septiembre+1
12 septiembre+1
11 septiembre0
10 septiembre+1
09 septiembre+1
08 septiembre0
07 septiembre+1
06 septiembre0
05 septiembre0
04 septiembre+1
03 septiembre0
02 septiembre0
01 septiembre0
Publicaciones del Canal
تولیدِ ادبی مشترک انسان و ماشین: در شماره‌ی اخیر The New Yorker داستانی منتشر شده است از شیلا هتی با عنوان According To Alice. داستان را می‌توان در سایت نشریه (https://www.newyorker.com/magazine/2023/11/20/according-to-alice-fiction-sheila-heti) خواند و با صدای نویسنده شنید. نکته‌ی جالب درباره‌ی این داستان این که، آن گونه که نویسنده در انتها می‌گوید، با همکاری هوش مصنوعی نوشته شده است. شیلا هتی در تابستان ۲۰۲۲ شروع به مکالمه با یک چت‌بات می‌کند و از آن پرسش‌هایی می‌پرسد که پاسخ‌هایشان حداکثر یک جمله است. در نهایت او پرسش‌های خود را حذف می‌کند. داستان منتشرشده نتیجه‌ی به دنبال هم آوردن،پاسخ‌های چت‌بات، بعد از حک‌واصلاح‌هایی ویرایشی هتی، است. شرح روند تولید این اثر ادبی را می‌توان اینجا خواند: https://www.newyorker.com/books/this-week-in-fiction/sheila-heti-11-20-23

2
في الحروبِ لا تثقْ بالله ولا بمُرسَليه من الرجالِ البيضِ ثِق فقط بمَن قاست لكَ نبضَ قلبِك بمَن ناولتكَ الدواء بمَن ذرفتْ دمعةً ونصبتْ لكَ خيمةً في العرَاء (مرزوق الحلبي، شاعر و نویسنده‌ی فلسطینی) *** در جنگ‌ها به خدا و رسولانش تکیه نکن از میان مردمان سفید تنها به آن کس اعتماد کن که نبض‌ات را گرفت به آن کس که تو را دارو داد به آن کس که قطره اشکی ریخت، در حالی که چادری برایت برپا می‌کرد در فضای باز https://alketaba.com/%D9%83%D9%84-%D8%B4%D9%8A%D8%A1-%D9%85%D9%86-%D8%A3%D8%B9%D9%84%D9%89-%D8%A5%D9%84%D9%89-%D8%A3%D8%B3%D9%81%D9%84/
152
3
. «زنان و اندیشه» برگزار می‌کند: ❇️«خضرای غزنوی» در شناخت جایگاه و اهمیت تاریخ بیهقی با هم‌خوانی داستان کوتاه در این فرصت اند
. «زنان و اندیشه» برگزار می‌کند: ❇️«خضرای غزنوی» در شناخت جایگاه و اهمیت تاریخ بیهقی با هم‌خوانی داستان کوتاه در این فرصت اندک، از میان کلمات سترگ و درعین‌حال حریر‌گون بیهقی با داستان‌هایی از دل تاریخ مواجه خواهیم شد، در پیوندگاه تاریخ و ادبیات؛ جایی که هردو معنای مآلوف خود را از دست می‌نهند. سخنران: سحر رضاسلطانی دبیر نشست: ناهید عبدلی 🔹 زمان برگزاری: یک‌شنبه، ۲۱ آبان ۱۴۰۲، ساعت ۱۸-۲۰ (به‌وقت تهران).   🔹محل برگزاری: به‌صورت آنلاین و در پلت‌فرم زوم  (zoom)، با مراجعه به لینک زیر: https://uni-freiburg.zoom.us/j/66836374877?pwd=NktxLzNNNm0xRm8yNnFPcG9HNW9Bdz09 Meeting-ID: 668 3637 4877 Kenncode: QL16HaLcG 🔸دوستانی که تمایل دارند اطلاعیه‌ی برگزاری نشست‌ها، دو روز پیش از هر نشست، برایشان ارسال شود لطفاً ایمیلی برای ما ارسال کنند، به این آدرس: zanaan.andishe@gmail.com مشتاق حضورتان هستیم.         «زنان و اندیشه»
414
4
Sin texto...
46
5
«سردی عادت ایشان سردی شب زمستانی است» نجم‌الدّین ابوالرجاء قمی در «ذیل نفثة المصدور» (اواخر قرن ششم) در ضمن صحبت از «صفی‌الدّین منشی» نامی، که گویا اهل فلسفه بوده است، فرصت را برای حمله به فیلسوفان مغتنم می‌شمارد: ‌صفی‌الدین متهتّک بود، از ورع و تقوی دور. [...] پیوسته مطالعت جهل کردی که مشتی بی‌دین آن را حکمت نام کرده‌اند. ندانستی که احباط دین و اسلام در ضمن آن است و از علّت و معلول گفتن جز عذاب ابد نیاید. ار روزی نماز کردی خبر نادر غریب به آسمان رسیدی. تا اینجا البته چیز غریبی نیست و از این دست حملات به فیلسوفان امری است آشنا. عجیب هم نیست که مؤلف «ذیل ...» چنین فرصتی را برای حمله به پیشوای قوم از دست نداده باشد: شیخ رئیس ایشان ابوعلی سینا را در اصفهان با خاک برابر کردند. در هجو او این قطعه نیکو گفته‌اند: شعر یا أیها الشیخ الرئیس الّذی تعزی إلیه الحکمة البالغة إن العلوماً کنت اوضحتها لنا بتلک الحجّة الدامغة کادت تضاهی الوحی لکنّها قد نزلت من غرفة فارغة آنچه امّا ابوالرجاء قمی در ادامه می‌گوید، دست‌کم برای من غریب است. حکایت سبب مرگ شیخ‌الرئیس مشهور است. برای مثال، حسین خدیو جم بر اساس زندگی‌نامه‌‌‌ی ابن سینا که شاگردِ شیخ، عبدالواحد محمد جوزجانی، نوشته است، درباره‌ی بیماری منجر به مرگ او می‌نویسد (در مقدمه‌ی «ترجمه رساله اضحویة ابوعلی سینا»): زياده‌روى در شهوات سرانجام جسم نيرومند شيخ را فرسوده كرد. به هنگامى كه علاء الدوله با «تاش فراش» مى‌جنگيد- و ابن سينا همراه وى بود- بيمارى قولنج گريبان شيخ را گرفت. شيخ از ترس آنكه مبادا در هنگامه كارزار و فرار امير، زمين‌گير شود و از همگامى با او بازماند، در يك روز هشت نوبت دستور تنقيه داد. بر اثر اين زياده‌روى، روده‌هايش زخم شد. چون در كار درمان ورزيده بود، خويشتن را با داروهاى مناسب اندكى بهبود بخشيد. اما عليل گشت. زيرا از غذا پرهيز نمى‌كرد، و از صحبت زن دست‌بردار نبود. چنین سابقه‌ای و شهرتی امّا ظاهراً باعث نشده است که ابوالرجاء حتی در همین یک زمینه هم اعبتاری برای فیلسوفان قائل شود. او بلافاصله پس از ابیات فوق می‌نویسد: طبع این جماعت سردتر از مزاج مرگ است. ماهی سقنقور ایشان برابر کافور است. طبع صندل به اضافت با ایشان گرم باشد. [توضیح: ماهی سقنقور در طب سنتی دارای طبع گرم شناخته می‌شده است وموجب تقویت قوای جنسی، و صندل دارای طبعی سرد و موجب کاهش قوای جنسی.] در واقع به نظر می‌رسد برای مؤلف «ذیل ...»، با فرض اطلاع‌اش از این شایعات راجع به ابن سینا، دغدغه‌ی اصلی انکار چنان توانی در شیخ بوده است که در حکایات شاگردان او آمده است و نه توسل به آن حکایات برای متهم کردن او و فلاسفه به فسق و فجور.
438
6
می‌شود از بیانیه‌ی پنج بازیگران سرایل «فرندز» چیزها آموخت درباره‌ی آداب سوگواری. بیانیه‌ای که پس از چند روز از مرگ متیو پری (بازیگر نقش چندلر بینگ) منتشر شده است. می‌گویند: “We are all so utterly devastated by the loss of Matthew,” the five actors said. “We were more than just castmates. We are a family. There is so much to say, but right now we’re going to take a moment to grieve and process this unfathomable loss. In time we will say more, as and when we are able. For now, our thoughts and our love are with Matty’s family, his friends, and everyone who loved him around the world.” این را مقایسه کنید با مسابقه‌هایی که به راه می‌افتد میان «فرهیختگان» وطنی پس از مرگ هر یک از مشاهیر: انتشار عکس‌های دو نفره، ذکر خاطراتی از معاشرت‌های دو نفره که تنها شاهد آن اکنون در وادی خاموشان است، نقل یا یادآوری ارادتِ تازه گذشته به راوی، و قس علی هذا. مسابقه‌ای برای نمایش هر چه بیشتر «خود» راوی در پس‌زمینه‌ای کم‌رنگ از زندگی متوفی. در یک کلام می‌توان فرق آدم حسابی مبادی به آداب سوگواری را فهمید با آدم دوزاری تشنه‌ی توجه. https://www.theguardian.com/tv-and-radio/2023/oct/31/matthew-matt-perry-death-friends-stars-cast-tribute-statement
511
7
از شهرام شیدایی از دفترِ شعرِ «سنگی برای زندگی سنگی برای مرگ» پُشتِ هر اسمی داستانی می‌خوابید پُشتِ هر داستانی لکه‌هایی از خون بود وقتی آسمانِ آن اسم در هم می‌پیچید وقتی آن اسم را زنده می‌کردند بوی خونی دیوانه می‌پیچید در فضا خونی دیوانه از خدایانی که زمینِ زیرِ پایشان را دیگرباره می‌خواستند اقتدارِ پیشینشان را در چنگ‌هایشان دیگرباره و می‌خواستند مغزهای ما را با عظمتِ خود پُر کنند و ما خود چنین می‌خواستیم و می‌خواستند ترسْ همیشه در ما چیزی چون سنگینی و ثقلِ زمین باشد و ما خود چنین می‌خواستیم و می‌خواستند تا خرخره از وجودِ آنان پُر شویم یعنی خفه شویم و ما خود چنین می‌خواستیم و می‌خواستند تسخیرِ ابدیتِ ... اما دیگر در مغز من پرنده‌ای از آنان پَر نمی‌زند #داریوش‌مهرجویی
302
8
نکبت و تباهی مطلق اگر تصویر بود، چیزی بود شبیه این تصویر: مشتی دلقکِ حقیرِ پلید که بی‌سوادی و بی‌مایگی کمترینِ رذایل‌شان است.
نکبت و تباهی مطلق اگر تصویر بود، چیزی بود شبیه این تصویر: مشتی دلقکِ حقیرِ پلید که بی‌سوادی و بی‌مایگی کمترینِ رذایل‌شان است. با این حال، اشتباه است اگر فکر کنیم این نکبت تباهی کار اینان است. اینها حقیرتر از آن اند که مضحکه شدن دانشگاه را کار آنها بدانیم. این صرفاً تصویر پایان فرایندی است که با انقلاب فرهنگی شروع شد، و در همه‌ی این سال‌ها به اشکال مختلف ادامه یافت. گاه با تحمیل شبه‌استادان "متعهد" به دانشگاه و گاه با اخراج، بازنشسته و خانه‌نشین کردن استادان بله‌قربان-ناگو‌؛ گاه با حذف‌های موردی و فردی و گاه با پاکسازی‌های فله‌ای و سیل‌وار؛ گاه با اعمال تصمیم‌های سلیقه‌ای و گاه با مصوبه‌های احمقانه شورای عالی انقلاب فرهنگی. و در همه‌ی این سال‌ها این ویرانی همراه بوده است با سکوت خفه‌کننده‌ی استادانی که، اگرچه خود از طایفه‌ی حرامیان نیستند، اما گمان می‌کنند مصلحت آن است که خود را به ندیدن بزنند و می‌پندارند دارند با این کار چراغی کم‌سو را برای آینده روشن نگاه می‌دارند. غافل از آنکه نهاد دانشگاه که ویران شد، چراغ آنها هم یا زیر آوارش مدفون می‌شود یا در بهترین حالت به کار تزئین تابلوی سیرک حضرات می‌آید.
1 442
9
Sin texto...
369
10
https://www.youtube.com/watch?v=zI9dD9xKpI8
1
11
#Bob_Dylan #Masters_of_War . . . You fasten all the triggers For the others to fire Then you sit back and watch When the death count gets higher You hide in your mansion While the young people's blood Flows out of their bodies And is buried in the mud You've thrown the worst fear That can ever be hurled Fear to bring children Into the world For threatening my baby Unborn and unnamed You ain't worth the blood That runs in your veins . . .
351
12
. «زنان و اندیشه» برگزار می‌کند:   ❇️  سلسله‌نشست‌هایی با عنوان «بررسی تکوین گفتمان حقوقی زنان از پیش از مشروطه تا پایان پهلوی اول»   گفتمان حقوقی زنان از پیش از مشروطه شکل گرفت و تا پایان دورۀ پهلوي اول ادامه یافت. تکوین این گفتمان را می‌توان در پنج دوره دنبال کرد:   1. از حدود 50 سال قبل‌از جنبش مشروطه تا 1285ش: در این دوره جریانی شکل گرفت که در رشد زنان شهری به‌ویژه در حوزۀ تربیت اجتماعی و سواد مؤثر بود.   2. از 1285 تا 1288ش و پایان استبداد صغیر: در این دوره نزاع میان گفتمان سلطنت مطلقه و مشروعه‌خواه و گفتمان سلطنت مشروطه و مشروطه‌خواه جامعۀ زنان را متأثر ساخت.   3. از 1289 تا 1299ش: در این دوره زنان در کنار روشن‌فکران و نواندیشان دینی از فرصت خلأ سیاسی استفاده کردند تا مطالبات خود را از طریق انتشار نشریه بیان کنند.   4. از 1299 تا 1312ش: در این دوره زنان به‌عنوان قشری صاحب‌حق گفتمان حقوقی خود را شکل دادند، ولی درنهایت قدرت سیاسی آن را کنار گذاشت.   5. از 1312 تا 1320ش و پایان دیکتاتوری رضا شاه: در این دوره گفتمان ناسیونالیسم متجدد بر همۀ گفتمان‌ها تسلط داشت.   این گفتمان در سه نشست بررسی می‌شود. سومین نشست به بررسی دورۀ چهارم و پنجم اختصاص دارد، با تمرکز بر این مهم که گفتمان حقوقی زنان با تجربه‌هایی که از جنبش مشروطه به‌دست آورد شکل یک گفتمان حقوقی منسجم را به‌خود گرفت. فعالیت زنان از طریق تشکیل انجمن‌ها، انتشار نشریه، و حضور در مجامع بین‌الملل به تبدیل مطالبات چند دهه به حقوق مدون انجامید.    سخنران: ناهید عبدلی دبیر نشست: مریم نعمت‌پور   🔹 زمان برگزاری: شنبه، ۲۲ مهر ۱۴۰۲، ساعت ۱۸-۲۰ (به‌وقت تهران).   🔹 محل برگزاری: به‌صورت آنلاین و در زوم  (zoom)، با مراجعه به لینک زیر:    https://uni-freiburg.zoom.us/j/62673143456?pwd=WU9RcUhrQWRaWmd4RDFPbzlkOVRXdz09   Meeting-ID: 626 7314 3456 Kenncode: Y6CDY3dX9   🔸 شرکت‌کنندگان می‌توانند ده دقيقه پیش از آغاز نشست وارد اتاق زوم شوند، تا درصورت مواجهه با مشکل فنی، آن را رفع کنیم. شایان ذکر است برای اتصال اولیه به فیلترشکن نیاز است، اما پس از واردشدن به جلسه و برقراری ارتباط، برای بهبود کیفیت اتصال، بهتر است فیلترشکن را قطع کنید.   🔹 دوستانی که تمایل دارند اطلاعیه‌ی برگزاری نشست‌ها، دو روز پیش از هر نشست، برایشان ارسال شود لطفاً ایمیلی برای ما ارسال کنند، به این آدرس: zanaan.andishe@gmail.com     مشتاق حضورتان هستیم.                                                                                                                       «زنان و اندیشه»
428
13
«سومین نشست به بررسی دورۀ چهارم و پنجم اختصاص دارد، با تمرکز بر این مهم که گفتمان حقوقی زنان با تجربه‌هایی که از جنبش مشروطه به‌دست آورد شکل یک گفتمان حقوقی منسجم را به‌خود گرفت. فعالیت زنان از طریق تشکیل انجمن‌ها، انتشار نشریه، و حضور در مجامع بین‌الملل به تبدیل مطالبات چند دهه به حقوق مدون انجامید.»
341
14
گزارشی (توأم با حسرتی و امیدی) از یک رویداد فلسفی علی‌رغم ترافیک وحشتناک بعداز ظهر و عصر دیروز، حدود ۱۰۰ نفر برای شرکت در سخنرانی آرش اباذری به پژوهشکده فلسفه‌ی تحلیلی آمده بودند، اغلب دانشجویان جوانی که به رغم همه‌ی آنچه در این سال‌ها و بالأخص یک‌سال گذشته بر دانشگاه رفته است، مشتاقانه آمده بودند مقاله‌ی آرش راجع به امید در فلسفه‌ی سیاسی کانت را بشنوند. احتمالاً بسیاری از ما از آنچه بر آرش در دانشگاه شریف رفت خبر داریم. در تمام مدّت سخنرانی، به کوته‌نظری، حقارت، و رذالت کسانی فکر می‌کردم که نگذاشتند آرش در شریف بماند و دانشجویان را از چنین فیلسوفی محروم کردند. آنها امروز خوشحال‌اند که کلاس‌های بی‌کیفیت و بی‌محتوایشان با کلاس‌های آرش مقایسه نمی‌شود و دیگر نگران این نیستند که چرا دانشجویان به کلاس‌های آرش اقبال دارند و حتی با زور و اجبار هم حاضر نمی‌شوند در کلاس‌های آنها ثبت‌نام کنند. با خیال راحت چندین و چند پست مدیریتی در دانشگاه و وزارت‌خانه را اشغال کرده‌اند و هم‌زمان در اوقات فراغت‌شان اباطیلی را که سال‌ها در کلاس‌هایشان گفته‌اند تکرار می‌کنند. در کنار حسرت بزرگ فوق، از جنبه‌ای دیگر، حضور دانشجویان برایم امیدبخش بود. ماه‌‌ها است که برگزاری کلاس‌ها و رویدادهای فلسفی در پژوهشکده به سبب سنگ‌اندازی و آزار و اذیت مداوم برخی کارمندان پژوهشگاه تبدیل به جنگ اعصاب برای ما شده است، جنگی که گاه به مرز ناامیدی از ادامه این رویدادها می‌رساندمان. کار آسانی نیست که این رویدادها را برگزار کنیم و در عین حال متعهد بمانیم به این که نگذاریم هیچ کدام از علاقه‌مندان به شرکت در آنها،‌ به طور مشخص هیچ کدام از زنان شرکت‌کننده، با مانعی برای حضور مواجه نشوند. در کنار شهامت و خستگی‌ناپذیری همکارانم، آنچه ادامه این راه را ممکن می‌کند شجاعت و آزادگی دانشجویانی است که در مقابل همه‌ی این آزارها، بی هیچ حرف اضافه‌ای، تنها یک جواب می‌دهند: «نه». حضور دیروز آنها خستگی همه‌ی این مدت را از تن‌مان بیرون کرد. تا پایان شب، بارها زیر لب گفتم: «لعنتی‌ها! ما هنوز زنده‌ایم.»
832
15
در سرتاسر بیانیه‌ی شنیع و قبیح استادان علوم اجتماعی دانشگاه تهران، تنها یک جمله‌ی درست هست: "بدون شک، تلاش دشمنان برای سوء استفاده از فضای باز سیاسی و اجتماعی و همچنین گفتمان علمی در دانشگاه و کشور ناکام خواهد ماند". از چیزی که نیست، سوءاستفاده نمی‌توان کرد.
339
16
امیر صائمی: به اطلاع من رسیده است که کسانی که مایل به شرکت در کلاس فلسفه اخلاق دوشنبه صبح‌ها در انجمن حکمت هستند، برای ثبت‌‌نام باید بر لینک زیر کلیک کنند، حساب‌کاربری ایجاد کنند، و در بخش کلاس‌های آزاد، کلاس فلسفه اخلاق من را انتخاب کنند. کلاس رایگان است (شروع کلاس از هفته آینده است). https://lms.irip.ac.ir/login/index.php
201
17
https://twitter.com/MostafaMohajeri/status/1704539942716674271?t=rGoOx7iUUZN-6LoT5LuGkw&s=19
380
18
نمی‌دانم جناب دکتر غفاری موفق شده‌اند «دانشجوهای مجهول» را پیدا کنند یا نه، امّا خوشبختانه مصاحبه‌ی ایشان کار یافتنِ «استادان
نمی‌دانم جناب دکتر غفاری موفق شده‌اند «دانشجوهای مجهول» را پیدا کنند یا نه، امّا خوشبختانه مصاحبه‌ی ایشان کار یافتنِ «استادان جاهل» را بسیار ساده کرده است. https://t.me/AnjomanPhUT/1203
393
19
جهان را بنگر سراسر که به رختِ رخوتِ خوابِ خرابِ خود از خویش بیگانه است. و ما را بنگر بیدار که هُشیوارانِ غمِ خویشیم. خشم‌آگین
جهان را بنگر سراسر که به رختِ رخوتِ خوابِ خرابِ خود از خویش بیگانه است. و ما را بنگر بیدار که هُشیوارانِ غمِ خویشیم. خشم‌آگین و پرخاشگر از اندوهِ تلخِ خویش پاسداری می‌کنیم، نگهبانِ عبوسِ رنجِ خویشیم تا از قابِ سیاهِ وظیفه‌یی که بر گِردِ آن کشیده‌ایم خطا نکند. و جهان را بنگر جهان را در رخوتِ معصومانه‌ی خوابش که از خویش چه بیگانه است! ماه می‌گذرد در انتهای مدارِ سردش. ما مانده‌ایم و روز نمی‌آید. (احمد شاملو)
821
20
Sin texto...
685