Notre espace
Ir al canal en Telegram
فضای ما. ما اینجا مطالب مرتبط به تئاتر و سینما و موسیقی و نقاشی و حتی حرفهای روزمرهمون رو، با شما به اشتراک میذاریم. کانال همسرایان: @HamSoraayaan ارتباط: @Talk_to_Chakavak_bot
Mostrar más618
Suscriptores
Sin datos24 horas
-27 días
+730 días
Archivo de publicaciones
618
دیروز و امروز چند نفر از دانشجوهای بهشتی و تهران رو دستگیر کردن. حالا سلطنتطلب بیا و بگو دانشجوها مسیر اعتراضات رو منحرف میکنن!
618
Repost from 🌾 چِراگـــاه
-- یعنی منوتو هم مثل بی بی سی و اینترنشناله؟
-- از چه نظر؟
-- چپ بودن
-- چپ بودن یعنی چی مثلاً؟
-- میهنپرست نیستن، دنبال برابریاند، مثل نرگس محمدی و ...
-- میدونی دیگه کیا توی تاریخ اینطوری آدما رو طبقهبندی میکردند؟
-- نه متاسفانه...
-- نازیها.
618
واقعا اینکه فکر میکنن ما خریم خیلی جالبه. صبح گفتن مدارس و دانشگاهها رو به علت برودت هوا(!) تعطیل میکنن الانم گفتن پاساژها
618
«... نیچه میگه: آنجایی که انسان در رنج کامل به اضمحلال میرسد، معنا آغاز میشود. مثلا اونجایی که ادیپ به اضمحلال رسیده، معنا آغاز شده... پس جایی که رنج به نهایت میرسد، معنا شکل میگیرد...»
(نقلقولی از استاد کوشیار مشایی، کلاس ادبیات نمایش در شرق، پاییز ۱۴۰۴.)
618
Repost from مدرنیستهای ايران (آرشیو)
در پاسخ یک دوست:
این عادت زشت ترک ناشدنی برخی ایرانیان مزور و دروغگو که وقتی خودشان تغییر عقیده میدهند میکوشند دنیا و آدمهایش را به رنگ تازه خود درآورند، آنان را به سیاهپوشانی تبدیل میکند که در تاریکی از پشت خنجر میزنند ، سپس خنجر را با نقشهای در حد عقل خودشان در دست جسد میگذارند و دست آخر بر مزار مرده میگریند. روشنفکر مرده چماقی برای کوبیدن بر فرق روشنفکران دیگر نیست؛ که اگر بود چه فرق داشت با جمع چماقداران؟ کار روشنفکری نقد است و مهمترین نقد روشنفکران از سوی روشنفکران صورت گرفته است. برخلاف دروغهای پیرامون بهرام بیضایی طی همین چند روز، او با بسیاری از اهل فرهنگ- از آشوری تا نوریعلا- همراهی کرد، از مؤسسان کانون نویسندگان بود و پیش و پس از انقلاب پیرامون سانسور سخنرانی کرد. به پیشنهاد جلال آل احمد در مجلهٔ آرش به نقد «کارنامهٔ گلستان» پرداخت (و باز باید برای اهل مصادره توضیح داد که نقد آثار و آدمها به معنای نفی مطلقشان نیست) و در گفت و گویش با روزنامه رستاخیز (۱۳۵۶) اشارهای انتقادی به کار کیارستمی و شهیدثالث داشت. در «کیهان ماه» آلاحمد مقاله و در رثای شاملو شعر نوشت، در ستایش هوشنگ گلشیری سخنرانی کرد و از بیحرمتی به ساعدی سخت برآشفته شد و پاسخ داد. در جشن سینمایی دنیای تصویر(۱۳۸۰) و انتخاب کارگردانان برگزیده یک دهه، در پایان معرفی داریوش مهرجویی نام ساعدی را بردم. بیضایی پس از پایان جشن در راهرو، موقع خداحافظی گفت:« کار خوبی کردید که از ساعدی نام بردید». جدلهایش با رضا براهنی هرگز از احترامش به او نکاست؛ همچنان که انتقادش از یکی دو فیلم علی حاتمی و داریوش مهرجویی ( که این دو تای آخر پیش چشمم روی داده و نیازی به روضهخوانی دروغپردازان ندارد). «رگبار» همانطور که خود او نیز اشاره کرده، مشترکاتی با ذهنیت روشنفکران چپ دارد و طبعا - و به حق- نشانههایی از افتراق که محصول فردگرایی او و نگاه ممتازش به جهان پیرامون است. زندگی توأم با ناامنی در « کلاغ»، تصویری از بحران هویت انسان ایرانی در میانهٔ دهه ۱۳۵۰ ارائه میدهد. اعتبار هنرمندان اصیل وجوهی دارد که در اذهان تکبعدی میانمایه نمیگنجد. خواندن مجموعه آثار بیضایی برای تندخوانان هم یک سال طول میکشد. شاید معتادان به اظهار نظر دربارهٔ حرفهای یک دقیقهای، پس از خواندن و فهمیدن نوشتهها - نه برای پخش در شبکههای اجتماعی به قصد کسب هویت، برای شناخت هنرمند- و گردآوری بقایای اندیشه و وجدان، از هر افترا و پیرایه پرتی که به بیضایی و دیگر روشنفکران ایرانی بستهاند پشیمان گردند.
باقی بقایتان
📍از اینستاگرام سعید عقیقی
@Iranian_modernists
618
راستی نمیدونم کسی به این نکته توجه کرده یا نه. عکس پروفایل کانال از همون ابتدایی که تاسیس شد تا امروز، قابی از چریکه تارای بهرام بیضاییه.
