مجلهٔ عسل طعم تلخ دارد.
Ir al canal en Telegram
فرانچسکا، من واقعا فکر میکنم تو وجود داری و تمام این داستانها اتفاق افتاده. http://t.me/HidenChat_Bot?start=1281765614
Mostrar más716
Suscriptores
-124 horas
-27 días
-930 días
Archivo de publicaciones
Repost from داستایوفسکیِ دیوانه.
ما که عادت نداشتیم دخترانمان را زنده به گور کنیم. ما برای خودمان تمدن و ثروت و آزادی و آبادی داشتیم و فقر را فخر نمیدانستیم. همه اینها را از ما گرفتند و بجایش فقر،جهل و خرافات، پریشانی، مرده پرستی، گریه و عزا و پوچی برایمان آوردند.
_صادق هدایت
اگر نفرت ما از شما را به الکتریسیته تبدیل کنند، تمام جهان را روشن خواهد کرد.
Repost from "عقاید یک دلقک"
هزارتا حرف قشنگ بلدم بزنم که دست یه نفر رو از باتلاق بگیره بکشه بیرون اما خودم تو همون باتلاق دارم غرق میشم، هزارتا راه بلدم که حال کسی رو خوب کنه اما حال خودم انگار سرجاش نیست، انگار تو هر جمعی میتونم با همه بجوشم اما تنهای تنهای تنها باشم، انگار غریق نجاتیم که تو دریا غرق میشه، اینا ترسناکه، اینا زورم نرسیدنه، مشکل من دنیا و اتفاقای مزخرفش نیستن، مشکل من خودمم که زورم به خودم نمیرسه، اعتمادی که از خودم به بقیه نشون دادم خودم به خودم ندارم، انگار همه جوابها رو بلدم اما همه رو غلط مینویسم، انگار که آدرس درست رو میدونم اما از کوچه اشتباه میرم، به بن بست میرم، میرم که ته خیابون گریهام بگیره، شاکی باشم، انگار همه چشمهها برای خودم خشکیده و راهی برای رفع این تشنگی نمیشناسم، انگار اتفاق خوبی میتونم باشم اما نه برای خودم، نه برای زندگی خودم.
Repost from "مردی به نامِ قاف"
این بچه بازی ها چیه ترقه میزنید؟ مثل یک مسلمان واقعی به خودتون بمب وصل کنید🙏
Repost from بهار سلام میرساند و میگوید متاسف نیست.
از بین تمام کتابهایی که خوندم این تیکه از کتاب تمام نورهایی که نمیتوانیم ببینم هیجوقت از یادم نمیره. خیلی به این جمله برمیگردم، خیلی بهش فکر میکنم.
«همه می گویند من شجاع هستم. وقتی که بیناییام را از دست دادم، همه گفتند شجاع هستم.وقتی پدرم رفت، همه گفتند شجاع هستم؛ اما این شجاعت نیست. چون من چارهی دیگری ندارم. من از جایم بلند می شوم و زندگی را ادامه می دهم. مگر تو همین کار را نمی کنی؟ مگر تمام مردم این کار را نمی کنند؟»
Repost from Eternity and a day
لیست کارهایی که این روزا برای بهتر کردن وضعیت روانیم انجام میدم:
۱)
با باتوم و قنداق تفنگشان بیرحمانه میریزند سر مردم بیدفاع. جمعیت هم به هم نزدیک و نزدیکتر میشوند و تودهای متحد میسازند. اولش وحشت میآید سراغشان، اما بعد یکباره جایش را میدهد به خشم. همانها که تا یک لحظه قبل تحت کنترل پلیس بودند، حالا ناگهان طغیان میکنند و بر پلیس مسلط میشوند
-یخبندان
Repost from آنام کارا
هزاران زندگی زیبا،هزاران ساز،هزاران دفتر نقاشی،هزاران سگ،گربه،پرنده،هزاران مادر،هزاران پدر،خواهر،برادر،هزاران رفیق و معشوق،هزاران عکس یادگاری،هزاران خاطره،هزاران آرزو،هزاران امید،هزاران بچه،هزاران شاگرد،هزاران کلاس درس،هزاران کتاب،هزاران دفتر،هزاران گل سر،هزاران پیراهن،کفش،شلوار،هزاران رنگ،هزاران ساعت،هزاران گوشواره و دستبند،هزاران آینده روشن،هزاران غریبه،یک ماه پیش فردا شب برای همیشه شما را از دست دادند.
¡Ya disponible! Investigación de Telegram 2025 — los principales insights del año 
