es
Feedback
ساغرِ جان

ساغرِ جان

Ir al canal en Telegram
928
Suscriptores
Sin datos24 horas
-37 días
-1330 días
Archivo de publicaciones
ادامه می‌دهم به امید روزهای بهتر که ناچار به آمدن‌اند، چون صبح... #معین‌_دهاز

«کاش آدم بداند گلوله لحظه‌ای که حرکتش را آغاز می‌کند چه شکل و شمایلی دارد... کاش آدم بداند جعبه محتوی گلوله چطور دست به دست می‌شود. هر لحظه در کجا و چه مسیری را طی می‌کند. سربازی که از انبار مهمات بیرونش می‌کشد چه ریختی دارد. چه فکر می‌کند؟... آیا فکر می‌کند لحظه‌ای که یکی از گلوله‌های داخل جعبه پروازکنان جلو می‌رود چه فاجعه‌ای به بار می‌آورد؟... چه کسی را می‌کشد؟... دل کدام مادر را می‌لرزاند!... خنده کدام طفل را تا آخرین لحظه‌ی میرای زندگی بر لبانش می‌خشکاند؟... یا نه لبخند به لب، جعبه را تحویل می‌دهد و دست‌هایش را می‌تکاند...» 📚زمین سوخته #احمد_محمود

دل چون تهی از درد و غم یار توان کرد؟ این ظلم چسان بر دلِ افگار توان کرد هر دل که پر از خون شود از داغِ عزیزان از گریه مُحال است سبک‌بار توان کرد این درد نه دردی است که بیرون رود از دل این داغ نه داغی است که هموار توان کرد #صائب_تبریزی

داغ است ‏هنوز داغ است ‏خاکستری که از تو ‏بر روی سینه‌ی من خفته‌ست... #رضا_براهنی

وقتی ایمان دروغین شما رو دیدم، گناهان خود را دوست داشتم. #داستایوفسکی

پادشاهی کو روا دارد ستم بر زیردست دوست‌دارش روزِ سختی دشمنِ زورآور است با رعیّت صلح کن وز جنگِ خصم ایمن نشین زان که شاهنشاهِ عادل را رعیّت لشکر است #سعدی

پیش از شما، به‌سان شما، بی‌شمارها با تار عنکبوت نوشتند روی باد: «کاین دولت خجسته‌ی جاوید زنده باد» #محمدرضا_شفیعی‌کدکنی

ما بارگهِ دادیم، این رفت ستم بر ما بر قصر ِ ستم‌کاران، تا خود چه رسد خِذلان #خاقانی خذلان: خفت و خواری

ناله‌ی آن مرغ زخمی هم‌چنان از دور می‌آمد لحظه‌هایی شهر سرشار از صدای ناله‌ی مرغان زخمی شد اوج این موسیقی غم‌ناک، در افلاک می‌پیچید! مانده بوده سخت در حیرت که آیا هیچ‌کاری می‌توانستم؟ آسمان، هستی، خدا، شب، برگ‌ها چیزی نمی‌گفتند آه در هر خانه‌ی این شهر، مادران با گریه می‌خفتند، دانستم. #فریدون_مشیری

سوزی که در آسمان نگنجد دارم وآن ناله که در دهان نگنجد دارم گفتی: «ز جهان چه غصه داری آخر؟» «آن غصه که در جهان نگنجد دارم» #خاقانی

گویید به نوروز که امسال نیاید... دکلمه: #رشید_کاکاوند

گر بمانیم زنده، بر دوزیم، دامنی کز فراق چاک شده است ور بمردیم عذر ما بپذیر ای بسا آرزو که خاک شده است #ابن‌یمین

«خون در زمین فرو نرفت. روی زمین پخش شد. از زیر هر سنگ جوشید و جوشید و به راه افتاد. هر کس آن را می‌دید می‌فهمید جایی بی‌گناهی را کشته‌اند.» سوگ سیاوش #شاهرخ_مسکوب

«ای ایران» @SaghareJan •خواننده: غلامحسین بنان •آهنگساز: روح‌الله خالقی •شاعر: حسین گل‌گلاب •انتشار: ۱۳۲۳ دشمن ار تو سنگ خاره‌ای من آهنم جان من فدای خاک پاک میهنم... 🕊️

اکنون امید هم‌چون تلخکامی‌مان عظیم است... #یانیس_ریتسوس

لب خشک مظلوم را گو بخند که دندان ظالم بخواهند کند #سعدی

اصلا کدام شما، بگویید، کدام شما، یک سال، یک ماه، یک روز از این سال‌های سیاه ما را تاب می‌آورید؟ 📚فریدون سه پسر داشت #عباس_معروفی

دوستانی دارم دوستانی که هرگز هم‌دیگر را ندیده‌ایم حتی برای یک‌بار اما حاضریم بمیریم با هم برای نان مشترک آزادی مشترک رویای مشترک... #ناظم_حکمت

چه روزگار تلخ و سیاهی نان، نیروی شگفت رسالت را مغلوب کرده بود پیغمبران گرسنه و مفلوک از وعده‌گاه‌های الهی گریختند و بره‌های گمشده‌ی عیسی دیگر صدای هی‌هی چوپانی را در بهت دشت‌ها نشنیدند در دیدگان آینه‌ها گویی حرکات و رنگ‌ها و تصاویر وارونه منعکس می‌گشت و بر فراز سر دلقکان پست و چهره‌ی وقیح فواحش یک هاله‌ی مقدس نورانی مانند چتر مُشتعلی می‌سوخت. #فروغ_فرخزاد