928
订阅者
无数据24 小时
-37 天
-1330 天
帖子存档
928
«کاش آدم بداند گلوله لحظهای که حرکتش را آغاز میکند چه شکل و شمایلی دارد...
کاش آدم بداند جعبه محتوی گلوله چطور دست به دست میشود.
هر لحظه در کجا و چه مسیری را طی میکند.
سربازی که از انبار مهمات بیرونش میکشد چه ریختی دارد. چه فکر میکند؟...
آیا فکر میکند لحظهای که یکی از گلولههای داخل جعبه پروازکنان جلو میرود چه فاجعهای به بار میآورد؟...
چه کسی را میکشد؟...
دل کدام مادر را میلرزاند!...
خنده کدام طفل را تا آخرین لحظهی میرای زندگی بر لبانش میخشکاند؟...
یا نه لبخند به لب، جعبه را تحویل میدهد و دستهایش را میتکاند...»
📚زمین سوخته
#احمد_محمود
928
دل چون تهی از درد و غم یار توان کرد؟
این ظلم چسان بر دلِ افگار توان کرد
هر دل که پر از خون شود از داغِ عزیزان
از گریه مُحال است سبکبار توان کرد
این درد نه دردی است که بیرون رود از دل
این داغ نه داغی است که هموار توان کرد
#صائب_تبریزی
928
پادشاهی کو روا دارد ستم بر زیردست
دوستدارش روزِ سختی دشمنِ زورآور است
با رعیّت صلح کن وز جنگِ خصم ایمن نشین
زان که شاهنشاهِ عادل را رعیّت لشکر است
#سعدی
928
پیش از شما، بهسان شما، بیشمارها
با تار عنکبوت نوشتند روی باد:
«کاین دولت خجستهی جاوید زنده باد»
#محمدرضا_شفیعیکدکنی
928
ما بارگهِ دادیم، این رفت ستم بر ما
بر قصر ِ ستمکاران، تا خود چه رسد خِذلان
#خاقانی
خذلان: خفت و خواری
928
نالهی آن مرغ زخمی همچنان از دور میآمد
لحظههایی شهر سرشار از صدای نالهی مرغان زخمی شد
اوج این موسیقی غمناک، در افلاک میپیچید!
مانده بوده سخت در حیرت که آیا هیچکاری میتوانستم؟
آسمان، هستی، خدا، شب، برگها چیزی
نمیگفتند
آه در هر خانهی این شهر،
مادران با گریه میخفتند،
دانستم.
#فریدون_مشیری
928
سوزی که در آسمان نگنجد دارم
وآن ناله که در دهان نگنجد دارم
گفتی: «ز جهان چه غصه داری آخر؟»
«آن غصه که در جهان نگنجد دارم»
#خاقانی
928
گر بمانیم زنده،
بر دوزیم،
دامنی کز فراق چاک شده است
ور بمردیم
عذر ما بپذیر
ای بسا آرزو که خاک شده است
#ابنیمین
928
«خون در زمین فرو نرفت. روی زمین پخش شد. از زیر هر سنگ جوشید و جوشید و به راه افتاد. هر کس آن را میدید میفهمید جایی بیگناهی را کشتهاند.»
سوگ سیاوش
#شاهرخ_مسکوب
928
«ای ایران»
@SaghareJan
•خواننده: غلامحسین بنان
•آهنگساز: روحالله خالقی
•شاعر: حسین گلگلاب
•انتشار: ۱۳۲۳
دشمن ار تو سنگ خارهای من آهنم
جان من فدای خاک پاک میهنم... 🕊️
928
اصلا کدام شما، بگویید، کدام شما،
یک سال،
یک ماه،
یک روز
از این سالهای سیاه ما را تاب میآورید؟
📚فریدون سه پسر داشت
#عباس_معروفی
928
دوستانی دارم
دوستانی که هرگز همدیگر را ندیدهایم
حتی برای یکبار
اما حاضریم بمیریم با هم
برای نان مشترک
آزادی مشترک
رویای مشترک...
#ناظم_حکمت
928
چه روزگار تلخ و سیاهی
نان، نیروی شگفت رسالت را
مغلوب کرده بود
پیغمبران گرسنه و مفلوک
از وعدهگاههای الهی گریختند
و برههای گمشدهی عیسی
دیگر صدای هیهی چوپانی را
در بهت دشتها نشنیدند
در دیدگان آینهها گویی
حرکات و رنگها و تصاویر
وارونه منعکس میگشت
و بر فراز سر دلقکان پست
و چهرهی وقیح فواحش
یک هالهی مقدس نورانی
مانند چتر مُشتعلی میسوخت.
#فروغ_فرخزاد
