1 557
Suscriptores
Sin datos24 horas
Sin datos7 días
-830 días
Archivo de publicaciones
1 557
"يک ترانه به تو بدهكارم. يك نقاشی كوچک. يک چاقویِ دستساز. چند تا گلِ سرخ و يک گلدانِ سفالیِ بینقشونگار و يک شالِ هزاررنگِ پرنقشونگار. يک سفر و يک دلِ سير رقصيدن در صحرا. يک جورابِ پشمیِ گرم. يكی دوتا نانِ تنوری و سبزیِ معطر و پنيرِ محلی. يک روز خواب و يک ظرف سمنویِ اعلا.
دنيایِ كرم زدهمان اگر فرصت بدهد.."
عزالدین ماهرویان به غزل آموریان
1 557
"تو آنقدر لطیفی که پوست
از برهنه بودن رم میکند
و از شیههی اندامت
صدای ویولون
سرایت میکند به قلب.."
حسین صفا
1 557
گلویِ بلبلها
"دلم به تیغِ تمنا گزیده شد که بمان
و از نهادِ من آهی دمیده شد که بمان..
تو فکرِ رفتن و خون از گلویِ بلبلها
به برگهای بهاری چکیده شد که بمان..
پرندهها همه آرام گریه میکردند
و ساقههای گیاهان خمیده شد که بمان..
نسیمِ خواهشِ من در میانِ موهایت
به التماس و تقاضا وزیده شد که بمان..
زمانِ پر زدنت ای "فسانه"، قصّه من
دوباره "قصّه رنگ پریده" شد که بمان..
غزل مجالِ کمی بود حرفهایِ دلم
قدم قدم ز تمنّا قصیده شد که بمان..
ولی نماندی و رفتی و کُنجِ سینه من
همین کلامِ مکرر شنیده شد که بمان..
تو هرچه گفتی و کردی نشانِ رفتن داشت
و حرفِ من به همینجا کشیده شد که بمان.."
شاعر؛ علی احمدیراد
1 557
"_ حالا دستهایم را بردار
و بپیچ دورِ تنت
و بگذار ناخنهایم
نوکِ انگشتهایم
آهسته بگذرد از روی پوستِ تو
میبینی؟
رنگها را میبینی؟! "
بیژن نجدی
1 557
"و خندهاش به شیههیِ گلهای شیپوری میماند
در شعرهای من
_ و دور میشود
بانو!
این سرزمینِ کوچک، از دیرباز
عادت به دور شدنها دارد
با رُپرُپِ سُمِ اَسبانی
که دور میشوند و غنیمتها را بر تَرک میبرند با ضریبِ همین گامهای سرخوشِ تو.."
منوچهر آتشی
