1 557
Suscriptores
Sin datos24 horas
Sin datos7 días
-830 días
Archivo de publicaciones
1 557
"پیِ روستایی هستم
که در آن خانهای باشد
و در آن اتاقی باشد و تختخوابی و
در آن زنی.
و در آن زن؛ آغوشی..
بیرونِ خانه، رودی تن بکشد
تا دوردستها برود..
پولکنقرهای، ماهیخیز، قایقبهدوش
پابرجا و دریاجو..
به همان سیاق که تشبیه
جویایِ شعری است برای شبی
مردی برای معشوقهای
جویِ آبی برای چوبالفی.
شب اما میبندد کتاب را.."
هرمان دکونینک
ترجمه محمدرضا فرزاد
1 557
"از نسلِ یاغیانِ قدیمی
دارم به فتحِ باغ تو میآیم
بر بام شو
خورشید را به دامن پنهان کن
و ماه را کنار پنجره گردن بزن
و شمع را بکش.
شب را، به نامِ من باش
آن را به خوابِ من بخش..
وآن آبدار ژرف عقیقش را
مگذار زهر افعی خاکسترش کند
گیسو کنارِ پنجره بگذار
دارم به فتحِ خواب تو میآیم.."
منوچهر آتشی
1 557
"تو در ایوان و تالارِ کوچکت بگرد و طره به هرسو بیفشان
من در صندلیِ چرمینهپوشم نشستهام
تو به گلها و تفلونها فکر کن،
من به موها و بوسههای پنهانی
اما
این عصایی را که روزگار به دستم داده
روزی
روبرویِ سرایت میکارم
تا فقط شعر
و گاهی رطبِ جنوبی بدهد
و چکاوکی که بالای نخلِ سبز بخواند.."
منوچهر آتشی
1 557
"به بارانیِ خیسم قدم بگذار
زیرِ پوستم بِخَز
چونان مادیانی در سبزهزارِ سینهاَم یله شو
همانندِ ماهیِ سُرخی بِلَغز
از یک چشم به چشمِ دیگرم
چهرهاَم را بر بومِ باران نقاشی کن
بر سطحِ شب برقص
در همْخوانیِ ناودانها
زیرِ پیراهنِ خاکستریاَت پناهم بده.."
نزار قبانی
1 557
" در خوابهای کودکیام
سوزنی داشتم
که با آن ستارهها را نخ میکردم
و خورشید
دانهی درشتی وسطِ آنها بود،
حتما تو هم در خوابهایم بودهای
وگرنه این گردنبند را از کجا آوردهای؟! "
رضا یاوری
1 557
"مطمئنید که به خاطر میآورند؟
نه، فراموش میکنند..
مطمئنید که فراموشی راهیست برای اینکه به خاطر بیاورند؟!
نه، فراموش میکنند و چیزی در فراموشی نگه نمیدارند..
مطمئنید که آنچه در در فراموشی از دست رفته در فراموشیِ فراموشی حفظ میشود؟!
نه، فراموشی نسبت به فراموشی بیتفاوت است..
پس به شکلی شگفتانگیز، عمیقا و جاودانه فراموش خواهیم شد؟!
فراموش خواهیم شد، بیشگفتی، بیعمق، بیجاودانگی.."
موریس بلانشو
1 557
" باید دستش را میگرفتم و در آغوش میکشیدمش. باید چشمهایش را در سینهام پناه میدادم و بویِ موهایش میپیچید تویِ صورتم. باید میبوسیدمش وگرنه جستجو کاری روزمره است. گمان میکنم ذهنم به من خیانت کرده است.."
حسین دریابندی
