es
Feedback
باد ما را خواهد بُرد.🌿

باد ما را خواهد بُرد.🌿

Ir al canal en Telegram

خدا تمام نعایم زمین را قسمت کرد به مردم پول، خودخواهی و بی‌رحمی را داد به شاعر «قلب» را. به جان می‌شنوم.🌱 http://t.me/HidenChat_Bot?start=935302932

Mostrar más
850
Suscriptores
+224 horas
+107 días
+4130 días
Archivo de publicaciones
4_6003415817885064816.mp311.53 MB

میخواهم اقلا یک نفر باشد، که من با او از همه چیز همانطور حرف بزنم که با خودم حرف می‌زنم.
ابله؛ داستایفسکی

همیشه چیزی هست که حاضر نیست از جمجمه‌ی شما بیرون آید، و تا آخر ناگفته در ذهن‌تان باقی می‌ماند و شما می‌میرید و شاید اهم آنچه را در ذهن دارید، با خود به گور ببرید.
ابله؛ داستایفسکی

همیشه چیزی هست که حاضر نیست از جمجمه‌ی شما بیرون آید، و تا آخر ناگفته در ذهن‌تان باقی می‌ماند و شما می‌میرید و شاید اهم آنچه را در ذهن دارید، با خود به گور ببرید. ابله؛ داستایفسکی

4_5854727666460003761.mp32.45 MB

و فهمیدم آدم می‌تواند هرگز کسی را ندیده باشد و نشناسد، اما با اندوه و زخم او، قلبش هزاران تکه بشود. متن از یلدا سیدی است @nabayad_mikhandim

4_5999062134091162480.mp310.84 MB

من هم بارها سعی کرده‌ام فقط زیبایی‌ها را ببینم، اما متاسفانه جبر جغرافیا اجازه نمی‌دهد، هر صبح به جای تماشای زیباییِ سپیده‌ی صبح، عکس‌های جوانانی که به ناحق به دار آویخته شده‌اند را می‌بینم، بویِ مرگ را می‌شنوم و این کلمه‌ی منحوسِ نکبت‌بار مدام در ذهنِ آشفته‌ام تکرار می‌شود: دار، دار، دار.

نمی‌فهمم چطور ممکن است از کنار درختی گذشت و از دیدن آن شیرین‌کام نشد! چطور می‌شود انسانی را دید و از دوست داشتن او احساس سعادت نکرد! وای که زبانم کوتاه است و بیان افکارم دشوار. وای که ما در هر قدم چه بسیار چیزهای زیبا می‌بینیم! به‌قدری زیبا که حتی نگون‌بخت‌ترین آدم‌ها نمی‌توانند زیبایی‌شان را نبینند. کودکی را نگاه کنید، سپیده‌ی صبح را تماشا کنید، علفی را که رشد می‌کند و چشمانی که شما را می‌نگرند و پیام دوستی دارند ببینید.
ابله؛ داستایفسکی

72307GHAM (MEHMOONE NAAKHOONDEH).mp33.45 MB

دلم می‌خواست گریه کنم، نه برای کسی، نه برای چیزی، فقط برای تنهایی خودم، و گریه هیچ معنایی نداشت.
عباس معروفی؛ سال بلوا

خب که چی؟ همه جا پر شده ۵/۵/۵!

از مخالفانِ سر سختِ آموزش و یادگیری.

Mensaje de video00:36

4_5771647300849900940.mp32.11 MB

Repost from N/a
سهراب شهیدثالث دوست داشتن را اینطور تعریف می‌کند: «دوست داشتن یعنی اینکه آدم، از وجود خودش در کس دیگه‌ای سرمایه‌ بذاره» برای من این سرمایه بخشیدن دو چشم است به دیگری، برای تماشای وجهی که یک عمر مهجور مانده. در جنایت و مکافات، سونیای روسپی دست راسکولنیکوف قاتل را می‌گیرد و با خود به تاریک‌ترین بخش وجود‌ش می‌برد‌، کنار او می‌نشیند، به زشتی‌هایش نگاه می‌کند؛ نه با وحشت، که با مهربانی! دوست داشتن تف کردن رمانتیسم، در لحظه‌ی بوسیدن لب‌های کریه اگزیستانیسالیسم است. اگر بوییدن یک گل پله‌ی اول تجربه‌ی زیبایی‌شناسانه باشد، دست کشیدن بر تنه‌ی یک درخت سوخته بر فرادست جاخوش کرده. دوست داشتن یعنی دیده شدن در لحظه‌ای که خودت هم از دیدن خودت دست‌برداشتی. یعنی شنیدن این جمله از نگاه کسی: هرگز به تو پشت نمی‌کنم. سرمایه‌ی من برای تو این است. (یادداشت ۲۸ تیر ۱۴۰۵) @tarikkhanehmag

4_5963161945572907246 (1).mp33.59 MB

حجمِ مذکور.
حجمِ مذکور.

می‌خوام «ابله» رو شروع کنم و از این حجم، «ابلهانه» واهمه دارم.