🍀🍀 ( یادداشت های یک پزشک/روانشناس.....دکتر اخوین☘)
Ir al canal en Telegram
دغدغه ها ، اندیشه ها ، خاطرات و دل نوشته ها.. دکتر اخوین..."پزشک و روانشناس"
Mostrar más1 865
Suscriptores
-124 horas
+27 días
+830 días
Archivo de publicaciones
🎵همایون شجریان
آنچه در من نهفته دریایست کی توان نهفتنم باشد
با تو زین سهمگین طوفان کاش یارای گفتنم باشد
@HypnoseChannel
🛡 تبدیل آتش بس به صلح در گرو"Tregs"! ⚔
🖋جایزه نوبل پزشکی امسال، به پژوهشگرانی اهدا شد که با کشف سلولهای "T " تنظیمی (Tregs)، از سازوکار درونی بدن برای حفظ خویشتن از افراط و آشوب پرده برداشتند.
اصطلاح "Tregs", مخفف "Regulatory T Cells" یا سلولهای"T" تنظیمکننده است که عبارتند از گروهی از سلولهای سیستم ایمنی که نقش اصلیشان کنترل و مهار پاسخهای ایمنی است.
به زبان ساده، اگر سلولهای ایمنی را «نیروهای نظامی» بدن بدانیم، Tregها مانند نیروهای حافظ صلح و کنترلکننده آتشبس عمل میکنند و نمیگذارند واکنش ایمنی بیش از حد شدید شود.
▪️وظایف اصلی Tregs:
جلوگیری از حمله سیستم ایمنی به بافتهای خودی (پیشگیری از بیماریهای خودایمنی) با کاهش التهابهای بیش از حد و کمک به پایان یافتن پاسخ ایمنی پس از رفع عفونت است.
اگر Tregs کم یا ضعیف باشند, ممکن است خطر بیماریهای خودایمنی افزایش یابد و بدن دچار روند خودتخریبی شود.
آنها نگهبانان خاموش جهان درونند.
🔳اگر بخواهیم از استعارهٔ سیستم ایمنی، روابط بین کشورها را توضیح دهیم، میتوان سه وضعیت را اینگونه تصور کرد:
۱.حالت جنگی (سیستم ایمنی بسیار فعال)
در این وضعیت، سیستم ایمنی یک تهدید را شناسایی کرده و با تمام توان وارد عمل شده است.
در استعارهٔ جنگ: «نیروها در میدان نبرد هستند، سلاحها فعالاند و حملات در حال انجام است.»
۲.حالت آتشبس (کاهش موقت فعالیت)
تهدید فوری وجود ندارد یا به دلایلی فعالیت سیستم ایمنی موقتاً کاهش یافته است.
مانند روزهای اول پس از پایان یک عفونت
در این حالت، نیروهای ایمنی هنوز حضور دارند. پاسخها ضعیفتر یا محدودتر هستند و در صورت حملهٔ جدید، امکان بسیج مجدد وجود دارد.
در استعارهٔ جنگ: «سربازان هنوز در پادگانها و مرزها حضور دارند، اما درگیری متوقف شده است.»
۳.حالت صلح (تعادل و مراقبت عادی)، که در واقع وضعیت ایدهآل بدن است.
در این حالت، سیستم ایمنی دائماً در حال پایش محیط است، نه حملهٔ گستردهای انجام میدهد و نه خاموش است و عوامل بیماریزا را زیر نظر دارد.
در استعارهٔ جنگ: «کشور در صلح است، اما پلیس، مرزبانی و نیروهای امنیتی همچنان مشغول گشتزنی و مراقبت هستند.»
سلامت معادل "صلح" است، نه "آتشبس".
آتشبس حالتی موقت و گذراست، اما صلح پایدار به معنای تعادل بین هوشیاری و خویشتنداری سیستم ایمنی است؛ یعنی بتواند در برابر دشمنان واقعی واکنش نشان دهد، اما بیدلیل به بدن خود حمله نکند. این حالت مدیون "Tregs" است.
جهان بیرون هم به "Treg " ها نیاز دارد. آنها عقلای قوم اند و میدانند که تکلیف در جنگ و صلح، روشن است ولی " آتش بس"، به معنای بلاتکلیفی است.
ایران ما، دچار فقدان یا کاهش عملکرد "Tregs" هایش شده است...
چون وقتی جنگی نیست، به بدن خود حمله میکند (درست مثل یک بیماری خودایمنی) و در جریان جنگ نیز، علی رغم اینکه سیستم ایمنی اش توانست به خوبی وارد جنگ شود، ولی به دلیل فقدان یا کاهش عملکرد Tregs ها، قادر به تبدیل آتش بس به صلح نیست.
آتش به اختیار بودن سیستم ایمنی بدن، قطعا" نشانه بیماری است تا سلامت و به شدت نیاز به Tregs هایی دارد تا بتوانند این بدن را در درون و بیرون به صلح برسانند.
به زیان ساده، Tregs یعنی عقلانیتی در جهت مهار قدرت و کنترل و مدیریت شور و هیجان و تعصب..... Tregsیعنی بلوغ، وقار و تعادل..هم در درون و هم در برون
بدون صلح درون ، هیچ صلحی با عالم برون متصور نیست.
🛡🗡 #دکتر_حمید_اخوین.۱۴۰۵/۳/۲۱🗡🛡
#آتش_بس
#صلح
#سیستم_ایمنی
#بیماری_خود_ایمنی
Https://Telegram.me/HypnoseChannel
Insta: Instagram.com/Hamid_akhavei
🛡تبدیل آتش بس به صلح در گرو"Tregs"! ⚔
🖋جایزه نوبل پزشکی امسال، به پژوهشگرانی اهدا شد که با کشف سلولهای"T "تنظیمی (Tregs)، از سازوکار درونی بدن برای حفظ خویشتن از افراط و آشوب پرده برداشتند.
اصطلاح "Tregs", مخفف "Regulatory T Cells" یا سلولهای"T" تنظیمکننده است که عبارتند از گروهی از سلولهای سیستم ایمنی که نقش اصلیشان کنترل و مهار پاسخهای ایمنی است.
ایران ما، دچار فقدان یا کاهش عملکرد "Tregs" هایش شده است.
چون وقتی جنگی نیست، به بدن خود حمله میکند و در جریان جنگ نیز، به دلیل فقدان یا کاهش عملکرد Tregs ها، قادر به تبدیل آتش بس به صلح نیست.
آتش به اختیار بودن سیستم ایمنی بدن، قطعا" نشانه بیماری است تا سلامت و به شدت نیاز به Tregs هایی دارد تا بتوانند این بدن را در درون و بیرون به صلح برسانند.
به زیان ساده، Tregs یعنی عقلانیتی در جهت مهار قدرت و کنترل و مدیریت شور و هیجان و تعصب، Tregsیعنی بلوغ، وقار و تعادل..هم در درون و هم در برون
بدون صلح درون، هیچ صلحی با عالم برون متصور نیست.
🛡🗡 #دکتر_حمید_اخوین.۱۴۰۵/۳/۲۱🗡🛡
Tel:@HypnoseChannel
Insta: //Instagram.com/Hamid_akhavein
👇یادداشت کامل در پست یعدی👇
🛡 تبدیل آتش بس به صلح در گرو"Tregs"! ⚔
🖋جایزه نوبل پزشکی امسال، به پژوهشگرانی اهدا شد که با کشف سلولهای "T " تنظیمی (Tregs)، از سازوکار درونی بدن برای حفظ خویشتن از افراط و آشوب پرده برداشتند.
اصطلاح "Tregs", مخفف "Regulatory T Cells" یا سلولهای"T" تنظیمکننده است که عبارتند از گروهی از سلولهای سیستم ایمنی که نقش اصلیشان کنترل و مهار پاسخهای ایمنی است.
به زبان ساده، اگر سلولهای ایمنی را «نیروهای نظامی» بدن بدانیم، Tregها مانند نیروهای حافظ صلح و کنترلکننده آتشبس عمل میکنند و نمیگذارند واکنش ایمنی بیش از حد شدید شود.
▪️وظایف اصلی Tregs:
جلوگیری از حمله سیستم ایمنی به بافتهای خودی (پیشگیری از بیماریهای خودایمنی) با کاهش التهابهای بیش از حد و کمک به پایان یافتن پاسخ ایمنی پس از رفع عفونت است.
اگر Tregs کم یا ضعیف باشند, ممکن است خطر بیماریهای خودایمنی افزایش یابد و بدن دچار روند خودتخریبی شود.
آنها نگهبانان خاموش جهان درونند.
🔳اگر بخواهیم از استعارهٔ سیستم ایمنی، روابط بین کشورها را توضیح دهیم، میتوان سه وضعیت را اینگونه تصور کرد:
۱.حالت جنگی (سیستم ایمنی بسیار فعال)
در این وضعیت، سیستم ایمنی یک تهدید را شناسایی کرده و با تمام توان وارد عمل شده است.
در استعارهٔ جنگ: «نیروها در میدان نبرد هستند، سلاحها فعالاند و حملات در حال انجام است.»
۲.حالت آتشبس (کاهش موقت فعالیت)
تهدید فوری وجود ندارد یا به دلایلی فعالیت سیستم ایمنی موقتاً کاهش یافته است.
مانند روزهای اول پس از پایان یک عفونت
در این حالت، نیروهای ایمنی هنوز حضور دارند. پاسخها ضعیفتر یا محدودتر هستند و در صورت حملهٔ جدید، امکان بسیج مجدد وجود دارد.
در استعارهٔ جنگ: «سربازان هنوز در پادگانها و مرزها حضور دارند، اما درگیری متوقف شده است.»
۳.حالت صلح (تعادل و مراقبت عادی)، که در واقع وضعیت ایدهآل بدن است.
در این حالت، سیستم ایمنی دائماً در حال پایش محیط است، نه حملهٔ گستردهای انجام میدهد و نه خاموش است و عوامل بیماریزا را زیر نظر دارد.
در استعارهٔ جنگ: «کشور در صلح است، اما پلیس، مرزبانی و نیروهای امنیتی همچنان مشغول گشتزنی و مراقبت هستند.»
سلامت معادل "صلح" است، نه "آتشبس".
آتشبس حالتی موقت و گذراست، اما صلح پایدار به معنای تعادل بین هوشیاری و خویشتنداری سیستم ایمنی است؛ یعنی بتواند در برابر دشمنان واقعی واکنش نشان دهد، اما بیدلیل به بدن خود حمله نکند. این حالت مدیون "Tregs" است.
👇ادامه یادداشت در کامنت👇
🛡 تبدیل آتش بس به صلح در گرو"Tregs"! ⚔
🖋جایزه نوبل پزشکی امسال، به پژوهشگرانی اهدا شد که با کشف سلولهای "T " تنظیمی (Tregs)، از سازوکار درونی بدن برای حفظ خویشتن از افراط و آشوب پرده برداشتند.
اصطلاح "Tregs", مخفف "Regulatory T Cells" یا سلولهای"T" تنظیمکننده است که عبارتند از گروهی از سلولهای سیستم ایمنی که نقش اصلیشان کنترل و مهار پاسخهای ایمنی است.
به زبان ساده، اگر سلولهای ایمنی را «نیروهای نظامی» بدن بدانیم، Tregها مانند نیروهای حافظ صلح و کنترلکننده آتشبس عمل میکنند و نمیگذارند واکنش ایمنی بیش از حد شدید شود.
▪️وظایف اصلی Tregs:
جلوگیری از حمله سیستم ایمنی به بافتهای خودی (پیشگیری از بیماریهای خودایمنی) با کاهش التهابهای بیش از حد و کمک به پایان یافتن پاسخ ایمنی پس از رفع عفونت است.
اگر Tregs کم یا ضعیف باشند, ممکن است خطر بیماریهای خودایمنی افزایش یابد و بدن دچار روند خودتخریبی شود.
آنها نگهبانان خاموش جهان درونند.
🔳اگر بخواهیم از استعارهٔ سیستم ایمنی، روابط بین کشورها را توضیح دهیم، میتوان سه وضعیت را اینگونه تصور کرد:
۱.حالت جنگی (سیستم ایمنی بسیار فعال)
در این وضعیت، سیستم ایمنی یک تهدید را شناسایی کرده و با تمام توان وارد عمل شده است.
در استعارهٔ جنگ: «نیروها در میدان نبرد هستند، سلاحها فعالاند و حملات در حال انجام است.»
۲.حالت آتشبس (کاهش موقت فعالیت)
تهدید فوری وجود ندارد یا به دلایلی فعالیت سیستم ایمنی موقتاً کاهش یافته است.
مانند روزهای اول پس از پایان یک عفونت
در این حالت، نیروهای ایمنی هنوز حضور دارند. پاسخها ضعیفتر یا محدودتر هستند و در صورت حملهٔ جدید، امکان بسیج مجدد وجود دارد.
در استعارهٔ جنگ: «سربازان هنوز در پادگانها و مرزها حضور دارند، اما درگیری متوقف شده است.»
۳.حالت صلح (تعادل و مراقبت عادی)، که در واقع وضعیت ایدهآل بدن است.
در این حالت، سیستم ایمنی دائماً در حال پایش محیط است، نه حملهٔ گستردهای انجام میدهد و نه خاموش است و عوامل بیماریزا را زیر نظر دارد.
در استعارهٔ جنگ: «کشور در صلح است، اما پلیس، مرزبانی و نیروهای امنیتی همچنان مشغول گشتزنی و مراقبت هستند.»
سلامت معادل "صلح" است، نه "آتشبس".
آتشبس حالتی موقت و گذراست، اما صلح پایدار به معنای تعادل بین هوشیاری و خویشتنداری سیستم ایمنی است؛ یعنی بتواند در برابر دشمنان واقعی واکنش نشان دهد، اما بیدلیل به بدن خود حمله نکند. این حالت مدیون "Tregs" است.
جهان بیرون هم به "Treg " ها نیاز دارد. آنها عقلای قوم اند و میدانند که تکلیف در جنگ و صلح، روشن است ولی " آتش بس"، به معنای بلاتکلیفی است.
ایران ما، دچار فقدان یا کاهش عملکرد "Tregs" هایش شده است...
چون وقتی جنگی نیست، به بدن خود حمله میکند (درست مثل یک بیماری خودایمنی) و در جریان جنگ نیز، علی رغم اینکه سیستم ایمنی اش توانست به خوبی وارد جنگ شود، ولی به دلیل فقدان یا کاهش عملکرد Tregs ها، قادر به تبدیل آتش بس به صلح نیست.
آتش به اختیار بودن سیستم ایمنی بدن، قطعا" نشانه بیماری است تا سلامت و به شدت نیاز به Tregs هایی دارد تا بتوانند این بدن را در درون و بیرون به صلح برسانند.
به زیان ساده، Tregs یعنی عقلانیتی در جهت مهار قدرت و کنترل و مدیریت شور و هیجان و تعصب..... Tregsیعنی بلوغ، وقار و تعادل..هم در درون و هم در برون
بدون صلح درون ، هیچ صلحی با عالم برون متصور نیست.
🛡🗡 #دکتر_حمید_اخوین.۱۴۰۵/۳/۲۱🗡🛡
#آتش_بس
#صلح
#سیستم_ایمنی
#بیماری_خود_ایمنی
Https://Telegram.me/HypnoseChannel
Insta: Instagram.com/Hamid_akhavei
🎼فلوکستین
خواننده : کاوه آفاق
سوت و کیبورد: آرمان مهربان
ترانه: کاوه آفاق
🍦🍦بستنی فلوکسیتینی
🖋این روزها بسیاری از داروهای اعصاب، نایاب شده اند. داروهایی که بعضا"، حتی میتوانند نقشی به مثابه سپر دفاعی در برابر مصائب روحی و استرس های فراتر از حد تحمل این روزها و پیشگیری از آسیب و فروپاشی روان را به عهده بگیرند.
در پزشکی، چهار سطح پیشگیری مطرح میشود.
پیشگیری نوع اول آن است که اساسا" بیمار نشویم.
پیشگیری نوع دوم آن که اگر بیماری رخ داد، با درمان مناسب مانع بروز عوارض شویم.
پیشگیری نوع سوم، پیشگیری از تبدیل عوارض به نقص عضو است.
و حتی سطح پیشگیری چهارمی هم داریم که اگر هم دچار نقص عضوی شدیم، این نقص، منجر به آسیب های بیشتری نشود.
بدیهی است نایاب شدن این داروها و عدم دسترسی مناسب به آنها، نه تنها اختلال جدی در روند هر چهار سطح پیشگیری را در سطح روان فردی موجب میگردد. بلکه با فروپاشی روانی یک فرد در خانواده، کل خانواده نیز در معرض آسیب قرار میگیرند.
از طرفی، فشار اضافه بار روانی را جسم بردوش خواهد کشید و شانس ابتلا به بسیاری از بیماریهای جسمی، از فشارخون و دیابت گرفته تا بیماریهای سیستم ایمنی و سرطان و M.S افزایش می یابد.
و این روندی است بسیار مخرب که منجر به زنجیره ای از اختلالات فردی، خانوادگی، اجتماعی و اقتصادی خواهد گشت.
در سالهای گذشته که فشارهای روانی به این حد نرسیده بود نیز، به شوخی ولی به واقع به درست بیان میشد که بهتر است داروهایی مثل فلوکستین را به آب شهر اضافه کنند.
این شوخی را البته کسی جدی نگرفت، در حالی که اضافه کردن ویتامینها و مواد معدنی به مواد غذایی (که به آن غنیسازی مواد غذایی یا Food Fortification گفته میشود)، در بسیاری از کشورها، با هدف بهبود سلامت عمومی انجام میشود و در شرایطی که کمبود یک ماده مغذی در بخش بزرگی از جامعه دیده میشود، آن ماده را به غذاهای پرمصرف اضافه میکنند. برای مثال:
ید در نمک>> برای پیشگیری از گواتر و اختلالات تیروئید
ویتامین D در شیر>> برای کمک به سلامت استخوانها
آهن در آرد یا غلات صبحانه >> برای کاهش کمخونی
چندی پیش، وقتی کمبود داروهای اعصاب، جدی شد، به شوخی میگفتم که بد نیست برای اینکه حداقل دوز هر دارو به اکثر افراد برسد، پودر فلوکستین را به بستنی ها اضافه کنیم، تا به هر کسی به قدر یک لیس برسد.
این شوخی کلامی ساده، میرفت که در ذهن به فراموشی سپرده شود که پستی را دراینستاگرام دیدم که گویا یک نانوای هلندی، بستنی حاوی پاراستامول (استامینوفن) تولید کرده و آن را به عنوان "درمان خماری" معرفی کرده است!! البته این یک ایده تبلیغاتی کنترل شده برای تبلیغ بستنی هایش بود و این بستنی به دست مصرف کنندگان نرسید.
جامعه امروز ما، افسرده، مضطرب و پرخاشگر است و در شرایط فعلی، بد نیست به ایده ی بستنی فلوکستینی فکر کنیم.!!! که ترکیب جذابی است از اثر دوپامینی بستنی و سروتونینی فلوکستین.
البته تردید نکنید با این شرایط اقتصادی، نهایتا" به هرکس فقط یک لیس میرسد.
در ضمن، از آنجا که معاشرت با دوستان نیز، میتواند سیستم دوپامین را فعال کند، بهتر است برای اثر بخشی بیشتر، این بستنی را با یک دوست میل نمایید.
مهم است که بستنیتو با کی نصف میکنی!!
🍦#دکتر_حمید_اخوین.۱۴۰۵/۳/۱۸ 🍦
Https://Telegram.me/HypnoseChannel
Insta: Instagram.com/Hamid_akhavein
🍦🍦بستنی فلوکسیتینی
🖋این روزها بسیاری از داروهای اعصاب، نایاب شده اند. داروهایی که بعضا"، حتی میتوانند نقشی به مثابه سپر دفاعی در برابر مصائب روحی و استرس های فراتر از حد تحمل این روزها و پیشگیری از آسیب و فروپاشی روان را به عهده بگیرند.
چندی پیش، وقتی کمبود این داروها جدی شد، به شوخی میگفتم که بد نیست برای اینکه حداقل دوز هر دارو به اکثر افراد برسد، پودر فلوکستین را به بستنی ها اضافه کنیم، تا به هرکسی، به قدر یک لیس برسد.
جامعه امروز ما، افسرده، مضطرب و پرخاشگر است و در شرایط فعلی، بد نیست به ایده ی بستنی فلوکستینی فکر کنیم.!!! که ترکیب جذابی است از اثر دوپامینی بستنی و سروتونینی فلوکستین.
البته تردید نکنید با این شرایط اقتصادی، نهایتا" به هرکس فقط یک لیس میرسد.
در ضمن، از آنجا که معاشرت با دوستان نیز، میتواند سیستم دوپامین را فعال کند، بهتر است برای اثر بخشی بیشتر، این بستنی را با یک دوست میل نمایید.
مهم است که بستنیتو با کی نصف میکنی.!
🍦#دکتر_حمید_اخوین.۱۴۰۵/۳/۱۸ 🍦
Tel: @HypnoseChannel
Imsta ://Instagram.com/Hamid_akhavein
👇👇یادداشت کامل در پست بعدی 👇👇
⏰ لحظه رخداد/ نقطه گسست
🖋در مطب من ساعتی وجود ندارد.
چه در اتاق انتظار، چه در اتاق مشاوره و چه در کلاسی که در مطب دارم و کارگاه هایی را در آنجا برگزار میکنم...
شخصن، رعایت وقت، حضور به موقع و قول و قرار برایم بسیار مهم است.
طی بیش از سه دهه طبابت، به ندرت روزی را میشود یافت که دیرتر از مراجعینم به مطب آمده باشم.
به اصول حرفه ای گری نیز باور دارم و میدانم که رعایت زمان مشاوره، به دلایل زیادی در جلسات رواندرمانی اهمیت دارد:
اول آنکه زمان شروع و پایان مشخص، بخشی از مرزهای حرفهای درمان است و به مراجع احساس امنیت و پیشبینیپذیری میدهد.
ضمن اینکه میتواند یک الگوسازی برای احترام به مرزها باشد. چرا که بسیاری از مراجعان در زمینه مرزهای بینفردی یا مدیریت زمان چالش دارند و درمانگر با رعایت این مورد، الگوی مناسبی ارائه میکند. همچنین رعایت عدالت نسبت به سایر مراجعان و پیشگیری از فرسودگی درمانگر و کیفیت کار او نیز از دلایل رعایت زمان مشاوره است.
به خوبی میدانم که رعایت زمان پایان جلسه، از اصول مهم رواندرمانی است، اما نمیتوانم بدون آمادهسازی و تنظیم هیجانی، مراجع را در اوج آشفتگی رها کنم.
در همان سالهای اول شروع به کار مشاوره و رواندرمانی، در یکی از روزها که برحسب اتفاق ساعت اتاق خوابیده بود، در پایان یکی از جلسات، مراجع به حال بسیار خوبش در پایان جلسه اشاره کرد و گفت که چنین تجربه ای با درمانگر قبلی اش نداشته و علت آن را وجود یک ساعت شنی میدانست که درمانگر در جلوی مراجعین میگذاشت تا به گونه ای زمان پایان را یادآور شود و دائما به او اضطراب میداده است.
از آن روز به بعد هیچوقت باطری تنها ساعت مطب را تعویض نکردم و سالیان زیادی است که تک ساعت موجود در اتاق مشاوره را روی ساعت یک ربع به سه متوقف مانده است و بجای آن منشی مطب از حدود ده/۱۰ دقیقه قبل از موعد مقرر، پایان جلسه را یادآوری میکند و اگر مراجع در موقعیتی قرار داشته باشد که در حال تخلیه هیجانی عمیق است، به او میگویم که به بخش مهمی از قصه اش رسیده و با کمی تمدید این وقت، به او کمک میکنم تا هیجاناتش را تا حدی جمع بندی و تنظیم کند تا با وضعیت باثبات تری جلسه را ترک کند.
اما چرا ساعت مطب را روی "یک ربع به سه" ثابت نگه داشته ام!!؟
به باور من، همه ما در هیپنوتیزم کلمه یا جمله ای در یکی از قصه های زندگی خود هستیم که در لحظه ای خاص، با لحنی خاص و در وضعیت هیجانی_عاطفی ویژه ای به ما گفته شده یا حتی خودمان به خودمان گفته ایم و کلمه یا جمله فوق، توان این را پیداکرده که همچون یک فایل اجرایی کامپیوتری، تحت تاثیر نفوذ پذیر شدن ناخودآگاه در آن لحظه هیجانی، در ناخودآگاه، ذخیره گردد و تمام زندگی ما را از بعد از آن لحظه، تحت تاثیر قرار دهد.
لحظه ای که آن را "لحظه ی رخداد یا گسست" مینامم. بنا برتجربه حرفه ای ام، بخش مهمی از یک تراپی موفق، منوط به یافتن آن لحظه گسست و جزئیات مربوط به زمان رخداد است.
ساعت "سه و ربع کم"، نمادی استعاره ای است برای فهماندن ضرورت برگشت به لحظه رخداد به مراجعینم.
این زمان را با تاثیر گرفتن از اولین سکانس سریال دایی جان ناپلئون، "ساعت عشق" نامیده ام. جایی که قصه از زبان سعید آغاز میشود. از جایی که عاشق لیلی شد.
📜من یک روز گرم تابستان، دقیقا یک سیزده مرداد، حدود ساعت سه و ربع کم بعد از ظهر عاشق شدم*
انسان بودن یعنی ماندن در لحظه گسست**
و عشق دقیقا لحظه گسست است. یکی از مهمترین لحظات گسست. یعنی در یک لحظه آدمی را دیدی و فهمیدی این آدم برای من مهم است. چون آن آدم یادت میاورد که تو انسانی
اونی که عاشقش شدی یادت میاورد که تو انسانی، یعنی تو قلب داری
از یادبردن آن لحظه ی گسست، فراموش کردن آن لحظه ی عاشقی، یعنی زوال عشق
تعهد راستین در رابطه این است که روز رخداد را دائما" یادآوری کنید و این بخشی از روش من در تراپی و به ویژه در بخشی از زوج درمانی ها است.
مراجعی دارم که روی عدد " ۱۱.۱۱ "، چنین احساسی دارد و لحظه ی رخداد اتفاق عاطفی عاشقی او به این ساعت، یا به این تاریخ متصل است!
و مراجع دیگری که احساس ناگواری با اعداد ۱۸ و ۱۹ دارد.
بازیابی سلامت یک جامعه نیز در بعد روانی و اجتماعی، و شاید مهمترین راه برای جلوگیری از اشتباهات مکرر تاریخی یک ملت، منوط به این است که نه تنها لحظات گسست خود را فراموش نکنند، بلکه با یادآوری دقیق این لحظات، با شکل منطقی و علمی به تحلیل آن بپردازند.
*پاراگراف اول کتاب دایی جان ناپلئون، نوشته ایرج پزشکزاد و سکانس اول این فیلم ساخته ناصر تقوایی
** برداشت از سخنرانیِ "چگونه میتوان انسان ماند"، دکتر مصطفی مهرآیین،دجامعه شناس
🌀رخداد ( Occurence)، به معنای هرگونه اتفاق، پیشامد، واقعه یاحادثهای است که در زمان مشخصی به وقوع میپیوندد.
🍀#دکتر_حمید_اخوین.۱۴۰۵/۳/۱۷🍀
Https://Telegram.me/HypnoseChannel
Insta: Instagram.com/Hamid_akhavein
⏰ لحظه رخداد/ نقطه گسست
🖋به باور من، همه ما در هیپنوتیزم کلمه یا جمله ای در یکی از قصه های زندگی خود هستیم که در لحظه ای خاص، با لحنی خاص و در وضعیت هیجانی_عاطفی ویژه ای به ما گفته شده یا حتی خودمان به خودمان گفته ایم و کلمه یا جمله فوق، توان این را پیداکرده که همچون یک فایل اجرایی کامپیوتری، تحت تاثیر نفوذ پذیر شدن ناخودآگاه در آن لحظه هیجانی، در اعماق ناخودآگاه ذخیره گردد و تمام زندگی ما را از بعد از آن لحظه، تحت تاثیر قرار دهد.
لحظه ای که آن را "لحظه ی رخداد یا گسست" مینامم. بنا برتجربه حرفه ای ام، بخش مهمی از یک تراپی موفق، منوط به یافتن آن لحظه گسست و جزئیات مربوط به زمان رخداد است.
بازیابی سلامت یک جامعه نیز در بعد روانی و اجتماعی، و شاید مهمترین راه برای جلوگیری از اشتباهات مکرر تاریخی یک ملت، منوط به این است که نه تنها لحظات گسست خود را فراموش نکنند، بلکه با یادآوری دقیق این لحظات، با شکل منطقی و علمی به تحلیل آن بپردازند.
🍀#دکتر_حمید_اخوین.۱۴۰۵/۳/۱۷🍀
#هیپنوتراپی
#لحظه_گسست
Tel: @HypnoseChannel
Insta: Instagram.com/Hamid_akhavein
👇👇 یادداشت کامل در پست بعدی 👇👇
مرا خراب می کند سکوت چشم های تو
و باز تنگی نفس و باز هم هوای تو ...
موسیقی: حسام ناصری
شعر: شفیعی کدکنی
خواننده: فرشاد جمالی
@HypnoseChannel
@FarshadJamaliOfficial
🎵قطعه جوانه
عاشقانهای با شعر شفیعی کدکنی و صدای فرشاد جمالی
به وقت رویش سبز جوانه با من باش
دلم گرفته در این بیکرانه با من باش
چه آسمان غریبی است بی حضور تو دل
به گرمی سخنی عاشقانه با من باش
@HypnoseChannel
@FarshadJamaliOfficial
👬دوست قدیمی
🖊قدر دوستان قدیمی را بسیار میدانم..
نقش آنها در ساختن بخشهای مهم، مفید، دوست داشتنی و شیرین خاطرات گذشته انکار ناشدنی است.
ریشه ای امروز ما با آنها شکل گرفته است.
فراموش کردن دوستان قدیمی یعنی فراموش کردن اصالت و هویت شخصی خودمان
آن که فراموش میشود، دوست قدیم است، نه دوست قدیمی
شراب کهنه اگر گرانبهاست، بخاطر طعم و مزه متفاوتش نیست، بلکه از این رو ارزشمند است که در طول زمان، همچنان شراب باقی مانده و به سرکه مبدل نشده است.
دوستی خالص، تاریخ انقضاء ندارد.
دوستان قدیمی سندهای زنده روابط سالم اجتماعی ما هستند.
دوست قدیمی، یعنی دوام رابطه با وجود تمام ضعف ها و اشتباهاتمان
امروز بعد از قریب به سی سال، فرصتی دست داد تا دوستی قدیمی از ایام شباب را در هزاران کیلومتر دورتر از وطن بیابم و ساعاتی را به گپ و گفت بپردازیم .
گفتگویی که به یمن هنرمند بودن این دوست، سوای یادآوری خاطرات قدیمی، گفتمانی غنی از شعر و شاعری یود و موسیقی
قدمت دوستی من با فرشاد جمالی، به دوران دانشجویی برمیگردد و موسیقی نقطه اتصال این دوستی در آن زمان بود.
من سنتور میزدم و فرشاد تار مینواخت و آواز میخواند و دوستان دیگری که همگی به گناه موسیقی دچار بودیم....
سختی و فشار کار پزشکی، منجر به فاصله گرفتن من و دوستان دیگر هم رشته از نوازندگی شد. ولی فرشاد از پای ننشست و موسیقی را با عشق و پشتکار ادامه داد.
موسیقی برای ما پناهگاه ماند، اما برای فرشاد، هویت شد...همانطور که او نیز جزیی از هویت موسیقی ایران شد....
امروز که دیدمش، با خود کتاب "سرگذشت موسیقی ایران"، نوشته استاد "روح الله خالقی" را آورده بود که سی و پنج سال قبل، در روز تولد خودم به او هدیه داده بودم!!!!
کتاب را که باز کردم، یادداشت ۲۵ سال قبل خودم را در ابتدای کتاب دیدم .
مطلبی از کتاب "ژان کریستف" نوشته رومن رولان با این مضمون:
"یک روح بزرگ هیچ وقت تنها نیست، هرچند که بخت از دوستان محرومش کرده باشد، باز سرانجام دوستانی برای خود میآفریند و آن عشقی را که خود سرشار از آن است به اطراف میپراکند...
... در همان زمان که [او] خود را تنها و بی کس، تصور میکند، در زمینه مهر و محبت از خوشبختترین مردم جهان نیز غنیتر است. "
و در ادامه برایش نوشته بودم که..
فرشاد عزیز
هدیهای است ناچیز و ناقابل و لیکن در حد توان
از این خوشم که گویا این کتاب را بس دوست میداری
نوای دلانگیزِ تارِ تو، صدای گرمت و قلب پر مهرت، فراموش ناشدنی است.
کما اینکه فراموش نشد.
روز عجیبی بود امروز....
یاد جمله ای افتادم که اخیرا یکی از مراجعین محترم مطب، برایم نوشته بود که....
در این روزهای تاریک و تهی از امید
تنها دلخوشی روزگارمان، وصل کتاب و موسیقی و دوست است...
از بخت یاری من یود که امروز با هرسه ی این دلخوشی های زمان دیدار کردم.
زندگی گرمی دلهای به هم پیوسته است
تا در آن دوست نباشد، همه درها بسته است.
🍀 #دکتر_حمید_اخوین.۱۴۰۵/۳/۱۳🍀
Https://Telegram.me/HypnoseChannel
Insta: Instagram.com/Hamid_akhavein
👬دوست قدیمی
🖊قدر دوستان قدیمی را بسیار میدانم..
نقش آنها در ساختن بخشهای مهم، مفید، دوست داشتنی و شیرین خاطرات گذشته انکار ناشدنی است.
ریشه ای امروز ما با آنها شکل گرفته است.
فراموش کردن دوستان قدیمی یعنی فراموش کردن اصالت و هویت شخصی خودمان
آن که فراموش میشود، دوست قدیم خوانده میشود، نه دوست قدیمی
شراب کهنه اگر گرانبهاست، بخاطر طعم و مزه متفاوتش نیست، بلکه از این رو ارزشمند است که در طول زمان، همچنان شراب باقی مانده و به سرکه مبدل نشده است.
دوستی خالص، تاریخ انقضاء ندارد.
دوستان قدیمی سندهای زنده روابط سالم اجتماعی ما هستند.
دوست قدیمی، یعنی دوام رابطه با وجود تمام ضعف ها و اشتباهاتمان
روز عجیبی بود امروز...
یاد جمله ای افتادم که:
در این روزهای تاریک و تهی از امید
تنها دلخوشی روزگارمان، وصل کتاب و موسیقی و دوست است.
از بخت یاری من یود که امروز با هرسه ی این دلخوشی های زمان دیدار کردم.
زندگی گرمی دلهای به هم پیوسته است
تا در آن دوست نباشد، همه درها بسته است.
🍀 #دکتر_حمید_اخوین.۱۴۰۵/۳/۱۳🍀
Tel: @HypnoseChannel
Insta ://Instagram.com/Hamid_akhavein
👇یادداشت کامل در پست بعدی
🎼 تهران طهران
خواننده : رضا یزدانی
ترانه : اندیشه فولادوند
موسیقی : کارن همایونفر
اسم پایتختو با خون ، می نویسم واسه یادداشت
تنها چیزی که تو دنیا ، روی پاهام نگهم داشت
سر و ته کنم تو جاده ، مقصدم تهش همین جاست
وسط برجای تهرون، ازدحام شعر و رویاست
می گذره این روزا از ما، ما هم از گلایه هامون
عادی می شن این حوادث، اگه سختن اگه آسون
@HypnoseChannel
📜وصف تهران در ایام بهاری جنگ
به قلم برادرم هومن اخوین
🖊داداش خان جانم ....
باورت نخواهد شد، انگار به رهایی به نوجوانی به خانه برگشته بودم.
تصور کن در این مدام غمباران، ناگهان روح رعنای بهشتی تهران، مجال نمایان شدن یافت.
در پس دهه ها ناسپاسی و توزیع مدام آلودگی به این شهر، حالا در میان عجایب دوران، چین های دامان دماوند که آسمان ستاره بارانش، عرصه نمایشهای رعد آسا و آخر الزمانی مصنوع ترس های بشر شده، مجال رخ نمایی یافت و چه شعفی به جانم دوید در محال درک حقیقت ناپدید این شهر...
به نگاه، تهران کاملن خالی است.
گهگاه صدای سکوت شکن وسیله ای موتوری نشان از دیگرانی نیز هست و نه بیش از آن، به نشان ها، هستند کسانی و به دیدار نیستند. مردمان، مگر شاید در دور دست سرکی هم پیدا شود، شاید و این همه میدانی نوین از زندگی بود.
در مجال خلاصی فرد از مجازات زندان گونه مجازی ها و بازگشت از تبعید نا آگاهی جمعی به خود آگاه شخصی .
چنان شده بود که حتی پارک کوچک همین گوشه ، به آنی، پردیسی در دامان این فلات و رخصتی برای شهود شخصی بود.
حس غریبی به جان میدوید، بین لذت عمیق و درد غلیظ، خبر مرگ مردمی آشنا در همین نزدیکی و درک تمام اندوه نیم قرن زیستنم. میان کشتار تیغ خائن سیاست در شرق تاریخ، حتی از اهالی اهلی بی اسلحه و کینه ی این تمدن فرتوت نجیب ، دردی نامفهوم میان قاب تصویری آشنا، ملغمه ی که در آن هر حسی منجر به اندوه ، خشم و حقارت و غم بود و با هر تپش، قلب سنگین ام را به چاهی عمیق و خاموش می انداخت، اما گویی روحم بالاتر از حس بقا و درک ترس حتی معقول، رقصان و شناور مانده بود.
بهشتی گمشده با درختانی به خود آمده و شاخه های پر تکان از جهش های کلاغ هایی اهلی شده از ترس حادثه ی ناشناس و انبوه گربه های تنها رها شده که وحشت انفجار از چشم هایشان جاری بود و ناله های خفیف شان بالاتر از گرسنگی، فریاد این سوال بود که کدام غفلت و طمع کدام حقارت، راهنمای کفتار زمانه بود به این تنها مجال زندگی.
کدامین نابخردان خودخواه و تجسم کدام دروغ ، کلید اژدهاک زنجیری این دیار به زنگی مست دوران داد!!؟
امکان توصیف نیست و مجال رویت تمام شد،
فرصتی بود در گذری تا ناظر صحنه وقوع شهودی باشم از لحظه های مظلوم این سرزمین ...
🌺تهران.#هومن_اخوین،روزهای بمباران. نوروز ۱۴۰۵
Https://Telegram.me/HypnoseChannel
Insta: Instagram.com/Hamid_akhavein
📜 وصف تهران در ایام بهاری جنگ
🖊به قلم برادرم، هومن اخوین
داداش خان جانم ....
باورت نخواهد شد، انگار به رهایی به نوجوانی به خانه برگشته بودم.
تصور کن در این مدام غمباران، ناگهان روح رعنای بهشتی تهران، مجال نمایان شدن یافت.
در پس دهه ها ناسپاسی و توزیع مدام آلودگی به این شهر، حالا در میان عجایب دوران، چین های دامان دماوند که آسمان ستاره بارانش، عرصه نمایشهای رعد آسا و آخر الزمانی مصنوع ترس های بشر شده، مجال رخ نمایی یافت و چه شعفی به جانم دوید در محال درک حقیقت ناپدید این شهر...
به نگاه، تهران کاملن خالی است.
در مجال خلاصی فرد از مجازات زندان گونه مجازی ها و بازگشت از تبعید نا آگاهی جمعی به خود آگاه شخصی .
امکان توصیف نیست و مجال رویت تمام شد،
فرصتی بود در گذری تا ناظر صحنه وقوع شهودی باشم از لحظه های مظلوم این سرزمین ...
🌺تهران.#هومن_اخوین،ایام بهاری جنگ/ نوروز ۱۴۰۵🌺
Tel: @HypnoseChannel
Insta ://Instagram.com/Hamid_akhavein
👇یادداشت کامل در پست بعدی👇👇
🦇 بتمن در رشت:
🖋شخصیت "بتمن.. Batman*" از پیچیدهترین و محبوبترین شخصیتهای دنیای ابرقهرمانی است.
برخلاف بسیاری از ابرقهرمانها، بتمن قدرت فراطبیعی ندارد. او با هوش، اراده، مسئولیت پذیری قوی، آموزش سخت و فناوری با دشمنانش مقابله میکند.
بتمن، نماد امید و ترس، در شهر "گاتهام سیتی " است.
برای مجرمان نماد ترس و برای شهروندان، نماد امید و امنیت.
داستان "بتمن" در گاتهام سیتی، شکل گرفته است. شهری غرق در فساد گسترده و محل بزرگترین و شرورترین جنایتکاران و باندهای مافیایی که حتی پلیس ها و قاضی هایش همدست این باندهای مافیای اند.
شهری تاریک و مخوف که دیگر امیدی به اصلاح آن نیست و فراورده هایش، پوچگرایی، زندگی بیهدف و آدم های مسخ شده اند.
بتمن، ابرقهرمانی است که فلسفه وجودی اش، به واسطه فساد گسترده و جرم و جنایت هایی است که در شهر زادگاهش رخ میدهد و انگیزه اش از مبارزه، امید به نجات شهر از طریق تغییر در نگاه مردم و آگاه کردن آنها به مسئولیت های فردی شان، هم در قبال شهر و هم در قبال سایر شهروندان و تاثیر آن در رسیدن به مطالباتی که حاصلش، منفعت همگانی است.
در انتهای فیلم "بتمن" با نقش آفرینی"رابرت پتینسون" :
بتمن به زن گربه ای "catwoman" میگوید: کجا میخواهی بروی؟
و او در جواب میگوید، نمیدانم ...ولی باید بروم
میدانی که اینجا هیچوقت عوض نمیشود.
با مردن رییس مافیا، تازه دعوا سر قدرت شروع میشه و اوضاع بدتر میشه
بتمن میگوید: میدانم ولی شهر میتونه عوض بشه و من باید تلاشم را بکنم.
و در"بتمن" با بازی "کریستین ییل"،:
بتمن در جواب کسانی که اصرار به شناختنش دارند، میگوید: "اصلا مهم نیست که من در زیر ماسک چه کسی باشم، کاری که انجام میدهم من را تعریف میکند" و حتی حاضر نیست خود را تنها قهرمان شهر بداند و میگوید،
"قهرمان هرکسی می تواند باشد، حتی یک مرد که کار ساده و اطمینان بخش انجام میدهد. مثلا کتش را روی شانه های یک پسر جوان میندازد تا به او نشان دهد که دنیا به پایان نرسیده است."
درواقع نجات واقعی، وقتی است که فقط به قهرمان فکر نکنیم و مسئولیت های فردی را درنظر بگیریم،
آقای جعفرزاده، پیکموتوری نجیب، مطمئن و کارآمدی است که بیش از یک دهه است او را میشناسم.
دقت کاری او چه در جستن و یافتن کالا و مسئولیت پذیری اش در پیگیری کارهای اداری به حدی است که وقتی چندی پیش او را با کلاه جدید موتورسواری اش دیدم، بی اختیار یاد "بتمن" افتادم.
او جلوه واقعی این جمله است که:
مهم نیست چکاره باشید
مهم این است که هرجا هستید بهترین باشید.
در روزگار بدمن"Badman" ها**، بتمن" Batman" بودن کار هر کسی نیست.
تلفن آقای جعفرزاده: 09112345982 است.
با سپردن کارهای خود به او، از این نماد شرافت، دقت و مسئولیت پذیری حمایت کنید.
*Batman:مرد خفاشی
**Badman: غارتگر
🦇 #دکتر_حمید_اخوین. ۱۴۰۵/۳/۱۱🦇
Https://Telegram.me/HypnoseChannel
Insta: Instagram.com/Hamid_akhavein
🦇 بتمن در رشت:
🖋شخصیت "بتمن..Batman*" از محبوبترین شخصیتهای دنیای ابرقهرمانی است.
برخلاف بیشتر ابرقهرمانها، بتمن قدرت فراطبیعی ندارد. او با هوش، اراده، مسئولیت پذیری قوی، آموزش سخت و فناوری با دشمنانش مقابله میکند.
بتمن، نماد امید و ترس، در شهر "گاتهام سیتی " است.
برای مجرمان نماد ترس و برای شهروندان، نماد امید و امنیت.
آقای جعفرزاده، پیکموتوری نجیب، مطمئن و کارآمدی است که بیش از یک دهه است او را میشناسم.
دقت کاری او چه در جستن و یافتن کالا و مسئولیت پذیری اش در پیگیری کارهای اداری به حدی است که وقتی چندی پیش او را با کلاه جدید موتورسواری اش دیدم، بی اختیار یاد "بتمن" افتادم.
او جلوه واقعی این جمله است که:
مهم نیست چکاره باشید
مهم این است که هرجا هستید بهترین باشید.
در روزگار بدمن"Badman" ها**، بتمن" Batman" بودن کار هر کسی نیست.
تلفن آقای جعفرزاده: 09112345982 است.
با سپردن کارهای خود به او، از این نماد شرافت، دقت و مسئولیت پذیری حمایت کنید.
*Batman:مرد خفاشی
**Badman: غارتگر
🦇 #دکتر_حمید_اخوین. ۱۴۰۵/۳/۱۱🦇
Tel: @HypnoseChannel
Insta ://Instagram.com/Hamid_akhavein
👇یاداشت کامل در پست بعدی 👇
🖊از ما هیچ باقی نمیماند،
مگر رد پای خاطرات خوشی که دلیل حال خوب دیگران بودیم.
#مشاوره #رواندرمانی #هیپنوتراپی
Tel: @HypnoseChannel
Insta ://Instagram.com/Hamid_akhavein
¡Ya disponible! Investigación de Telegram 2025 — los principales insights del año 
