1 154
Suscriptores
+224 horas
-57 días
-1630 días
Archivo de publicaciones
♦️حکم پور کردن دندا در حالت عادت ماهوار
خواهری پرسیده اند:
اگر خانمی عادت ماهوار شده باشه و بعد در عین حال دندان خود را پر وپوش کنه بعدش غسلش صحت داره یا نه؟
🔸الجواب:
پورکردن دندان و یا پوش کردنش که چارهای دیگر برای حفظ دندان نباشد بخاطر ضرورت جواز دارد، و فرقی میان این که زن حین پرکردن دندان، پاک باشد یا در عادات ماهوار باشد نیست.
✍ضیاءاحمد فاضلی، مسوول مدرسه احیاءالعلوم هرات.
Repost from الفباء
کتابهایی برای رمضان
با آمدن رمضان، یکی از کارهای مفید و نیک، مطالعه و آنهم مطالعۀ کتب قرآنی-تربیتی است؛ لذا این سلسله کتب که پیرامون تدبر در قرآن گردآوری و توسط نشر احسان چاپ و نشر شده است را به همۀ عزیزان توصیه مینماییم؛
«پیام های قرآنی»؛
کتابی است از صالح احمد شامی با ترجمۀ مجتبی دوروزی که در آن پیامهایی از آیات مختلف سورههای متعدد قرآن ذکر و بیان شده است.
«چرا در قرآن نمیاندیشیم؟»؛
کتابی جالب از طه جابر علوانی که دران روشها و نکاتی در باب چرایی تدبر در قرآن نگاشته شده است.
«همزیستی با قرآن»؛
کتابی است از اسماء راشد که دران از تاثیر قرآن در دل و درون مسلمانان خاصتا مسلمانان سلف و خلف سخن میگوید.
«مقدمهای در معرفی قرآنکریم»؛
کتاب زیبایی از نویسندۀ شهیر دکتر عبدالله دراز که در واقع این کتاب پایاننامهاش در دانشگاه فرانسه بوده و در ابتدا به زبان فرانسوی نوشته شده، سپس به عربی و حالا به فارسی برگردان شده است. نویسنده درین کتاب سعی دارد به مفهوم الهی بودن خاستگاه قرآن بپردازد؛ لذا با بررسی تاریخ زندگی پیامبر و با توجه به نزول قرآن در مدت بیستوسه سال و دلایلی دیگر، نتیجه میگیرد که منشأ قرآن، آسمانی و نه تجربۀ حضرت محمد و یا بیان و تعبیر خوابهایش باشد؛ و ممکن نیست این کتاب، زاییدۀ فکر بشر باشد؛
«سی جلسه قرآنی»؛
کتابی است از ناصر العمر که دران سعی شده نمونهای مفید از جلسات قرآنی در قالب سی جلسه تنظیم شود تا روشی پیشنهادی باشد برای درسهای خانه و مسجد به ویژه در ماه رمضان. رویکرد غالب درین کتاب، بررسی عمیق آیات قرآن است و اینکه بتوانیم روش تدبر در آیات را بیاموزیم و علاوه بر اجر و پاداش تلاوت، بر معانی و مفاهیم آیات نیز آگاهی حاصل نموده و درسهای مفیدی برای زندگی از آن توشه برگیریم.
«غربت قرآنکریم»؛
این کتاب نیز از مجدی هلالی است و نکات ارزندۀ خود را دارد که در باب چرایی عدم توجه به تدبر در قرآن و اسباب و عوامل آن بحث نموده و راهکارهایی برای تعامل با قرآن و تدبر در آن، بیان داشته است.
امید که از مطالعۀ این کتب، بهره برده و ما را نیز در دعاهای رمضانی خویش، شریک سازید!
#کتابستان
#کتاب_بخوانیم
#کتاب_خوب_بخوانیم
#رمضانالمبارک_ماه_رستگاری
@Alefba99 | الفباء
Repost from تقویم و تاریخ
ششم مارچ
در چنین روزی از سال ۱۰۴۰ میلادی، «ابنهیثم» اخترشناس و دانشمند مسلمان درگذشت.
«ابوعلی محمد بن حسن بن هیثم بصری ریاضیدان، اخترشناس و فیزیکدان عرب در دوران طلایی اسلام بود. از او به عنوان پدر نورشناسی مدرن یاد میشود. او مشارکت عمدهای در اصول نورشناسی و بینایی داشته است. تأثیرگذارترین اثر او یعنی «المناظر» در طول سالهای ۱۰۱۱-۱۰۲۱ میلادی نوشته شده است. او همچنین دربارۀ فلسفه، الهیات و پزشکی نیز نوشته است.
به دید برخی پژوهشگران، ابنهیثم نخستین دانشمند جهان است که سرعت صوت را محاسبه کرده است. ابنهیثم با معیار متعارف اندازهگیری طول در زمان خود، که واحد ذرع بود، سرعت نور و دور کره زمین را محاسبه کرد. وی نخستین کسی است که ۷۰۰ سال پیش از نیوتن به بررسی ویژگیهای نور پرداخت.
ابنهیثم پنج سده پیش از دانشمندان رنسانس روش علمی را که مبتنی بر آزمایش است، پایه گذاشت. وی را بطلیموس دوم یا فیزیکدان نیز خواندهاند. در سدههای میانه در اروپا الهازن خوانده میشد. ابنهیثم تفاسیر روشنگری در آثار ارسطو، بطلیموس و اقلیدوس ریاضیدان یونانی دارد. عمدتا در قاهره زندگی کرده و در همانجا در سن ۷۶ سالگی درگذشت.» [ویکیپیدیا]
ابنهیثم فوقالعاده باهوش بود. وی نابغۀ عصر خویش به شمار میرفت و در چندین رشته تبحر و مهارت داشت؛ فیزیک، اخترشناسی، مهندسی، فلسفه و...
از جمله دستاوردهای ابنهیثم در زندگی میتوان به موارد زیر اشاره کرد:
▫️ ابنهیثم نخستین کسی بود که به نظریههای ارسطو، بطلیموس و اقلیدس پاسخ داد که میگویند فرایند بینایی از طریق نوری که از چشم به جسم مرئی بیرون میآید، اتفاق میافتد. ابنهیثم خلاف آن را ثابت کرد که بینایی از طریق بازتاب نور شیء به چشم رخ میدهد. او این نظریهاش را از این آیه گرفته بود: {هُوَ الَّذِي جَعَلَ لَكُمُ اللَّيْلَ لِتَسْكُنُواْ فِيهِ وَالنَّهَارَ مُبْصِراً...} یعنی: «او (که آنچه در آسمانها و زمین است متعلق بدو است، همان) کسی است که شب را برای شما پدید آورده است تا در آن بیارامید و روز را روشن گردانیده است (تا در آن به تلاش در پی معاش بپردازید)...» [یونس: 67] این کشف ابنهیثم انقلابی در نورشناسی و فیزیک نور به شمار میرود.
▫️ ابنهیثم نخستین کسی بود که به تشریح و تجزیۀ چشم پرداخت و اجزاء آن را توضیح داد و وظیفۀ هر جزء آن را بیان کرد.
▫️ابنهیثم نخستین کسی بود که تأثیر عوامل روانی را بر بینایی مطالعه کرد.
▫️ ابنهیثم نخستین کسی بود که کتابی مخصوص نورشناسی و فیزیک نور نوشت و نام آن را «المناظر» گذاشت.
▫️ ابنهیثم نخستین کسی بود که گفت مهتاب از خود نور ندارد؛ بلکه نور آفتاب را منعکس میکند.
امروزه بعد از حدود ۱۰۰۰ سال هنوز هم گویا ابنهیثم در دنیا حضور دارد؛ در دانشگاهها به عنوان بنیانگذار فیزیک نور شناخته میشود. ابنهیثم نقشههایی آسمانی دارد که سالها مرجع ستارهشناسان بوده است.
گوگل در سال ۲۰۱۳ از ابنهیثم تجلیل کرد و موتور جستجوی گوگل برای قدردانی از دستاوردهای ابنهیثم، نام او را برگزید.
امروزه بیشتر کتابهای ابنهیثم در کتابخانه ملی فرانسه موجود است؛ فرانسویها آنها را به هنگام اشغال مصر توسط ناپلئون با خود برده بودند و برخی از کتابهای وی در موزۀ پاریس نیز موجود هستند.
ابنهیثم در مورد خودش گفته است:
«من همیشه به دنبال حقیقت و معرفت بودم و معتقدم برای تقرب به خداوند، راهی بهتر از این دو نیست.»#تقویم_تاریخ @taqwimtarikh
🪧فضیلت قرآنکریم
👤 استاد مولوی عبدالناصر امینی (حفظهالله)
#مدرسه_احیاءالعلوم_هرات
@Aehyaa
Repost from الفباء
هشتمین راز شادزیستن
خانهتکانی...
«خلاص شدن از اشیاء و لوازم بیفایده و هوسهای بیهوده، اولین قدم اصلی در جادۀ خوشبختی است. یکی از سادهترین کارهایی که برای شروع ساده زندگی کردن میتوان انجام داد، یک خانهتکانی بزرگ از لوازم و اشیای غیرضروری و اضافی است.»
بهترین زمان این امر، همین حالاست؛ بنابراین به انباری خانه برو و اسباب و لوازم و لباس و... که مدتی است از آنها استفاده نمی کنی و هم قسمتی از خانه و هم گوشهای از ذهنت را اشغال کرده است، بردار و به کسانی که به آنها نیاز دارند یا به دردشان میخورد، تقدیم کن.
«وقتی در پی یک زندگی ساده هستیم، باید بدانیم چه چیزهایی را نگه داریم و چه چیزهایی را ببخشیم. قاعدۀ بسیار سادهای وجود دارد که در این تصمیمگیری به شما کمک میکند تا هر زمان که از وجود چیزی احساس راحتی میکنید، از آن استفاده کنید و آن را نگه دارید. اما اگر وسیلهای را در گوشهای رها کردهاید یا نسبت به آن بیاعتنا هستید و یا بدتر از آن، از داشتن آن احساس سنگینی میکنید، زود آن را رها کنید؛ چون نه فقط جای شما را تنگ کرده، بلکه مانعی خطرناک در جریان سالم انرژی ذهنی و حیاتی شما ایجاد کرده است.»
شما میتوانید قوانین سادهای برای خود ایجاد کنید؛ مثلا تصمیم بگیرید تعداد کتابهایتان از حجم قفسههای کتابخانۀتان بیشتر نشود و هر وقت کتابهای جدیدی خریدید، کتابهای قدیمی را که مطالعه کردهاید و نیازی به آنها ندارید، به دوستانتان هدیه دهید.
یا هر وقت لباس جدیدی خریدید یا کسی برایتان هدیه آورد، لباسهای قبلی را که استفاده کردهاید، اما هنوز تازه و تمیز هستند، به دوستان یا نیازمندان هدیه دهید.
«آگاه باشید که مقاومت در برابرِ دورریختن و یا جدا شدن از اسباب و اثاثیهها اغلب ناشی از «ترس از نداشتن» است؛ سرچشمۀ بیشتر منازعات و جنگهای بشری، در همین ترس نهفته است؛ ترس از کمبود قلمرو، امکانات، دارایی، امنیت و... فهرست این ترسهای واقعی و خیالی تا بینهایت ادامه دارد.»
«مطمئن هستم که پس از این خانهتکانی و دورریختن وسایل و اشیاء اضافی و غیرضروری و یا پس از بخشیدن لباس و کفش و لوازم اضافی به دیگران، چقدر احساس آرامش و نشاط میکنید؛ پس در این کار نه تردید کن و نه تأخیر.
این اولین قدم در راه سادهزیستی و دستبافتن به آرامش و امنیت درون و خوشبختی میباشد.
📖برداشتوگزینشازکتابِصدرازِشادزیستن
#صد_راز_شادزیستن
@Alefba99 | الفباء
Repost from تقویم و تاریخ
چهارم مارچ
در چنین روزی از سال ۱۱۹۳ میلادی، «سلطان صلاحالدین ایوبی» فاتح قدس، آزادکنندۀ مسجدالاقصی و قهرمان معرکۀ حطین دیده از دنیا فروبست.
اگر دنیا به اسباب پیش میرفت، صلاحالدین زنده نمیمانْد تا به سلطانی برسد؛ اما وی زنده ماند و سلطان صلاح الدین شد؛ چون دنیا به قضا و قدر و خواست و ارادۀ خداوند متعال به پیش میرود.
هنگامی که صلاحالدین خردسال بود، صلیبیها به قلعهای که پدرش دران فرمانده بود، یورش بردند. وقتی برایش روشن شد که قلعه حتما سقوط میکند، تصمیم گرفت به مشورۀ سربازان و مشاوران خود عمل کند؛ آنان به وی گفته بودند از دست دادن قلعه آسانتر و سادهتر از از دست دادن سلطان است؛ لذا وی در زیر چتر شب، از منطقه بیرون شد. صلاحالدین دران هنگام طفل شیرخواری بیش نبود و دران شب به شدت گریه میکرد. پدرش از همسر خود خواست فرزندش صلاحالدین را هر طور شده ساکت کند؛ زیرا وی با گریههای خود دشمن را به محل حضورشان مطلع میساخت. مادرش هر چه تلاش کرد تا وی را ساکت کند، فایدهای نداشت.
درین هنگام پدرش از اسب پیاده شد و به سوی گاری اسباب و وسایل رفت و آنها را کناری کشید و صلاحالدین را داخل گاری گذاشت و سپس اسباب و وسایل را به رویش گذاشت و گفت اگر عمری به دنیا باقی داشته باشد که زنده خواهد ماند.
صلاحالدین به دنیا عمر باقی داشت و زنده ماند تا روزی سلطان صلاحالدین شد و به نبرد با دشمن پرداخت و قدس را فتح نمود و مسجدالاقصی را از اسارت آزاد کرد.
اگر درسی درین رویداد نهفته باشد، آن این است که گفتهاند:
کسی که عمری به دنیا باقی داشته باشد، سختیها وی را از پای در نخواهند آورد.شب پیش از معرکه و نبرد سرنوشتساز حطین، صلاحالدین ایوبی در حال تفقد سربازانش بود که از کناری خیمهای گذشت و دید عدهای از سربازان به نماز ایستادهاند و عدهای هم تکیه دادهاند و تلاوت میکنند؛ سلطان صلاحالدین گفت: پیروزی از همینجا میآید؛ آنطرفتر از کنار خیمهای گذشت که ساکنانش با هم خنده و مزاح میکردند؛ وی گفت: شکست از اینجا میآید. متاسفانه ما امروز سلاح و مهمات زیادی داریم؛ این امر خوب و مطلوبی است؛ اما اسباب نصر و پیروزی را به دست نداریم؛ و این امر نامطلوب و بدی است؛ خیلی نامطلوب و بد. #تقویم_تاریخ @taqwimtarikh
♦️حکم استعمال صابون ساخته شده از شیر الاغ
🔸پرسیده اند:
آیا استفاده از صابون شیر الاغ برای دست و صورت جایزاست؟
🔸الجواب:
شیر الاغ در خوردن حرام است، اما نجس نیست که با تماس به بدن، آن را نجس کند، جدا از اینکه غالبا وقتی از یک شیء صابون ساخته میشود ماهیتش تغییر میکند، پس اشکالی ندارد.
✍ضیاءاحمد فاضلی
♦️بلوغ عقلی و بلوغ جسمی
پرسیدهاند:
آیا بین بلوغ عقلی و بلوغ جسمی تفاوتی وجود ندارد؟ چون در تفسیر نور فروزان فکر کنم جلد چهارم این موضوعی را مطالعه کردم
🔸الجواب:
آنچه داکتر صاحب فیروز هروی در تفسیر شان گفتهاند دقیق است، ایشان، در مقام استاد برای همه ما هستند..
روشن است که تا چهل سالگی، عقل در حال تکامل است، لذا، انبیاء(ع) در چهل سالگی به نبوت میرسیدند، اما شرع مبین، سن تکلیف را به حد اعلای نضوجت عقلی موقوف نکرده، بلکه با تکمیل شدن مبادی و اولیات آن، که غالبا با پختگی و رشد سِنی همراه است و با علایمی، چون: احتلام، یا قوی شدن صوت، یا رشد اندام خاص و یا لا اقل پورهکردن یک سن معین که [طبق نظر معروفتر] ۱۵ سالگی است حکم به ورود به دایره تکلیف کرده است.
♦️سوال شده است:
۱ . چرا دیه زن نصف دیه مرد است ؟
۲ . چرا حق حضانت طفل مربوط به پدرش است ؟
🔸الجواب:
۱- شما خود بگویید: آیا وقتی خانواده عضو مردش را از دست دهد بیشتر به لحاظ اقتصادی ضرر میکند یا عضو زنش را؟
و دیت هم جبران همین خساره است.
پس گویا همین نکته مد نظر شارع بوده است.
۲- بعد از طلاق، پسر تا ۷ سالگی و از دختر نا نه سالگی نزد مادرش میماند، پدر به زور آنها را از وی گرفته نمیتواند، اگر عروس نشده و حاضر به جمع ایشان باشد، البته هزینه آنها و مزد مادر به دوش پدر است و چون بزرگ شوند نزد فقهاء دو قول است، در یک قول به پدر تسلیم داده می شوند و در قول دیگر، آن دختر و پسر مخیر گذاشته می شوند تا کدام یک را انتخاب می کند، بعد با وی زندگی کرده و تا بلوغت هزینهاش بر دوش پدر است و در ازدواج دختر، ولیاش پدر اوست و نباید رضایت او نادیده گرفته شود.
✍ضیاءاحمد فاضلی
♦️نگران آخرت فرزند خویشم
مادر داغدیدهای چند سوال به شرح زیر مطرح کرده اند:
۱- پسرم سال قبل به اثر حادثه ترافیکی به روز چهار شنبه فوت شد و هژده ساله بود وهمچنان یگانه پسرم بود چون من به خارج از کشور بودم جنازه را دفن نکردند تا من برسم دفنش شام پنجشنبه متصل به شب جمعه انجام شد ، آیا از فضیلت شب جمعه بهرهمند است؟
۲- دیگر اینکه پسرم هنوز چهار ماه به نزده سالگیش مانده بود و کمی شوخ طبع بود آیا برایش تخفیفی است
۳-ودیگر اینکه حادثه ترافیکی هم شهید محسوب میشود خودش راننده نبوده بلکه در عقب دوست خود روی موتر نشسته بوده است. خیلی برایش دعا میکنم وزیاد نگران هستم لطفا جهت آرامش قلب من جواب ارائه کنید. خوابهای خوبی می بینم اورا وهمچنان همه دوستان در همچنین خوابهای او را می بینند
🔸الجواب:
خواهر گرامی!
از الله تعالی برای فرزند شهید تان، مغفرت و رفع درجات، و برای شما صبر جمیل استدعا دارم.
-مرگ در حادثهی ترافیکی برای یک سرنشین، انشاءالله شهادت است و در "صاحب الهدم" (کسی که در انهدام چیزی بر او می میرد) که در حدیث نبوی (ص) آمده شامل است. الله متعال درجات رفیع شهداء را نصیبش گرداند.
-۱۹سالگی نزد همه عبور از بلوغت است.
-در حدیث مبارک، مرگ در شب و روز جمعه نوعی امتیاز گفته شده است و امید است که به خاک رفتن شب جمعه هم بیامتیاز نباشد.
-شوخ طبعبودن، به عوض گرفته واخموبودن، به اخلاق اسلامی نزدیکتر است..
-معمولا در نوجوانی، احساساتی، مانند: صافدلی، مهربانی و رقتقلب برای بسا نوجوانان، موج میزند، و انسان در این سن که هنوز گناه زیاد نکرده و دل به دنیا نبسته، حالتی بهتر دارد..
-سعادت بزرگ دیگر برای چنین فرزندی دعای والدین در حق او است و انشاءالله او خوشسعادت بوده که چنین مادر دعاگویی در عقب خود گذاشته است.
-صدقات بیریا و از مال حلال نیز مایه خوشنودی روح میت است.
✍ضیاءاحمد فاضلی
♦️مستمندان اطرافت را دریاب
کمک و اِمداد به اَقربا و ذَوِی الارحام و مساعدت به فقرا و ایتام، دست نوازش کشیدن بر مستمندان و آغوش محبت گشودن به سالمندان، در هوای سرد زمستانی و در اوضاع نابسامان انسانی و شرایط بغرنج و بحرانی؛ مسوولیتی ست ایمانی، وجیبهیست وجدانی، کاریست درخور ستایش و تحمید و عملیست قابل ارج و تمجید.
تا توانی به جهان خدمت محتاجان کن
به دمی یا درمی یا قدمی يا قلمی!♥️
دل نوشته: عزیز نصیر«عزیزی »
فارغ مدرسه احیاءالعلوم ودانشجوی بدحال شرعیات-هرات-
#بازپخش
♦️نگاهی نو به موقف اسلام در برابر بردگی
✍ضیاء احمد فاضلی، مسوول مدرسه احیاءالعلوم هرات
به نام حکیم دانا
بردگی در ادوار قبل از اسلام یکی از شیوع یافتهترین پدیدههای اجتماعی در سطح ملتها و اقوامِ روی زمین بود؛ طوریکه همواره شمار زیادی از ابنای هر جامعه را برده تشکیل میداد و غمانگیزتر این که ظلم و ستمهای گوناگون و مخیف بر بردهها و سلب هر گونه حق، به دلخواه اربابان از ایشان جزء فرهنگ آن جوامع شده بود. در چنین حالتی بود که خورشید اسلام تابیدن گرفت؛ این آیین بر حق، در نخست، ابواب ازدیاد بردهسازی از نو را بست؛ چنانچه فیالمثل، این شیوههای رایج آن دوران را که بتوان، فرد اختطاف شده، یا قرضدارِ عاجز از ادای قرض، یا مجرم به برخی جرایم و یا بازندهی قمار را برده ساخت، ممنوع نمود و به تمامی بست و تنها پذیرفت که اسیر جنگی را میتوان برده ساخت؛ آنهم اسیری که به حضورش در صف دشمنان علیه مسلمانها دوام داده و تا لحظهی قبل از اسارتش از گفتن شهادتین اباورزیده و در چنین حالتی به چنگ ارتش اسلامی افتاده باشد که در چنین صورتی رهبری دولت اسلامی میتواند حسب مقررات اسلام؛ یا وی را رایگان یا در تبادله و یا با اخذ امتیاز آزاد سازد(نگاه: سورهی محمد، آیت4) اموری که محبوب پیامبر(ص) بود و به کرّات و مرّات مورد تطبیقِ ایشان قرار گرفت و از آن، هزاران اسیر به آزادی رسید؛ اما همزمان، اسلام این را نیز پذیرفت که اسیر، به قتل رسانده شده و یا برده ساخته شود؛ [البته بدان تشویق نکرد و آن را واجب هم نساخت]؛ زیرا عاقلانه نیست که دشمن، یک جانبه حق آن را داشته و علیه اسیر مسلمان به کارش گیرد و طرف مسلمانها از آن، که یک نیروی قوی فشار بر دشمن است محروم باشد؛ از همینرو، اگر دشمن تعهد سپارد که اسیر مسلمانها را نکشد و یا برده اش نسازد جانب مسلمانها نیز میتوانند این عهد را به دشمن بدهند؛ چنانکه امروزه کشورهای عضو سازمان ملل که در آن بسا کشورهای اسلامی نیز شاملاند به ترک قتل و بردهساختن اسیر با یکدیگر تعهد کردهاند. البته، گزینهی بردهساختن که اسیر از آن پس، به حیث شهروندی درجه دو با حفظ حقوقی –هر چند در مواردی، پایینتر از حقوق بقیه- در جامعهی اسلامی زندگی داشته باشد به مراتب از گزینهی اسیرِ مادام العمر که تا آخر زندگی در پشت میلههای زندان بسر برد -چیزی که اغلب، انتخاب غیر مسلمانها با وی به جای برده ساختنش بوده است- به مراتب سهلتر و مفیدتر به حال اسیر است. اما اینکه چرا اسلام، بعد از آمدنش لغو کامل بردگی را اختیار ننمود زیرا لغو ناگهانی آن، بحرانهای اجتماعی و امنیتی و حتی اقتصادی را دامنگیر جامعه میساخت و سبب میشد تا از خودمختاری ناگهانی بردگانِ آزادشده که در نتیجهی آثار شوم بردگی، از اخلاق و تهذیب لازم برخوردار نبودند، نظم جامعه آسیب دیده و انتقامجویی از اربابان شان که کینهی ایشان را به دل داشتند راه افتد و از آن، جامعه دچار هرج و مرج گردد و حتی چرخ اقتصاد که در آن زمان به وسیلهی بردگان میچرخید از حرکت باز ایستد؛ لذا اسلام به جای لغو کامل و آنی بردهگی که این همه پیامدها را به دنبال داشت، نخست به اصلاح و تربیت بردگان پرداخت؛ بدیشان هویت و شخصیت بخشید و دید و تعامل جامعه نسبت بدیشان را تغییر داد؛ حقوق بسیاری را بدیشان به رسمیت شناخت؛ از جمله: حق حیات، حق تامین نیازهای اساسی، حق مصونیت از کارهای شاقه، حق عفاف، حق تدیّن، حق سهمگیری و رقابت در ارزشها و حقوق بسیار دیگری از این دست را که نصوص قرآن و سنت و شیوهی عملی پیامبر(ص) و مسلمانان صدر اسلام بر آن گواه است. متعاقباَ اسلام، راههایی برای آزادی تدریجی ایشان گشود؛ مانند: آزادی برده به کفارهی قتل خطا، کفارهی ظهار، کفارهی نقض روزهی رمضان، کفارهی شکستن سوگند و آزادی در بدل پاداش آخرت و نیز آزادی از طریق قرارداد کتابت و تدبیر و آزادی کنیز از طریق "امولد" که همه و همه آزادی شمار زیادی از برده ها را به صورت روزانه سبب می شد و تحقق میبخشید. بدین گونه، اسلام، شیوهی اصلاح و آزادی تدریجی بردهها را روی دست گرفت و اگر مسیر پیامبر(ص) و خلفای راشدین در ادوار بعدی، به ویژه از جانب حکام اسلامی به درستی دنبال میشد چه زود تاریخ در همان ادوار نخستینِ اسلام، شاهد حل کامل این معضل قرار میگرفت و قرنها به تعویق نمیافتاد.
✍️ضیاء احمد فاضلی، مسوول مدرسهی احیاءالعلوم هرات.
♦️شرح یک حدیث(8)
🟢عنوان: صبر در مصایب چگونه انسان را از گناه پاک می کند؟
❤️از ابوسعيد و ابوهريره - رضي الله عنهما - روايت شده است که پيامبر - صلى الله عليه وآله وسلم - فرمودند: «مَا يُصِيبُ الْمُسْلِمَ مِنْ نَصَبٍ وَلاَ وَصَبٍ وَلاَ هَمٍّ وَلاَ حَزَن وَلاَ أَذًى وَلاَ غمٍّ، حتَّى الشَّوْكَةُ يُشَاكُها إِلاَّ كفَّر اللَّه بهَا مِنْ خطَايَاه» متفقٌ عليه.
🔸ترجمه: هيچ رنج و بيماري و غم و اندوه و آزار و اذيتي به شخص مسلمان نمي رسد و يا حتي خاري به پاي او فرو نمي رود، جز آن که خداوند آن را کفاره ي گناهانش قرار مي دهد.
🔸کلمات کلیدی
نصب: خستگی.
وصب: درد.
هَمّ: مشکلی که انسان را به فکر فروبرد.
حَزَن: اندوه.
أَذًى: آزار.
الشوکة: خار.
🔸فواید علمی و تربیتی:
این حدیث مبارک بر فواید آتی دلالت می¬کند:
1. مشکلات و ناگواری ها در مسیر زندگی انسان از یک نوع نبوده؛ بلکه متنوع و گوناگون است.
2. مسلمان، بخواهد یا نخواهد با مشکلات رو برو می شود؛ البته عموم انسان¬ها چنین اند؛ الله متعال فرموده است: «لَقَدْ خَلَقْنَا الْإِنْسَانَ فِي كَبَدٍ» [البلد: 4] (ما آد مي را براي رنج و محنت آفريده ايم). انسان اگر این حقیقت را درک کرده و آن را همیشه به خاطر داشته باشد که وجود مشکلات در زندگی انسان، بخشی از سنت های لا یتغیر الهی بوده و این سنت الهی بالای عموم بشر ساری و جاری می¬باشد در آن صورت تحمّل مصیبت برایش سهل و آسان خواهد شد.
3. هر مشکل و مصیتبی که مسلمان با آن رو برو می¬شود –و لو به کوچکی خلیدن یک خار در پا- هر کدام به نوبة خود –اگر او از خود صبر و تحمل نشان دهد- سبب کفارة گناهان وی و پاکیزگی او از گناهان می شود.
4. مسلمان در برابر مصایب و ناگواری¬ها خود را نباخته و دچار یأس و افسردگی نمی شود؛ چه این که می داند اگر مصیبت، ظاهری تلخ دارد؛ اما ثمره اش شیرین است؛ در حالی که مصیبت در زندگی فرد بی ایمان که از چنین باور و عقیده ای محروم بوده و حسب برداشت نادرست خویش آن را محض خشم طبیعت برای خود قلمداد می کند نتیجه ای جز اندوه و حسرت و بسا افسردگی برایش در پَی ندارد.
5. برای یک مسلمان -از برکت ایمان و عقیده اش- هر چیز این دنیا معنا و هدف دارد؛ و هیچ چیز آن، عبث و بیهوده نیست؛ پس او مانند یک انسان بی باور، زندگی را در تحیر و سردرگمی سپری نکرده و از احساس پوچی، رنج نمی برد.
✍️ضیاء احمد فاضلی؛ مسوول مدرسه احیاءالعلوم هرات.
Repost from تقویم و تاریخ
بیستوهفتم فبروری
در چنین روزی از سال ۲۰۱۱ میلادی، «نجمالدین اربکان» معروفترین سیاستمدار مسلمان در ترکیا به سن ۸۴ سالگی بر اثر نارسایی قلبی درگذشت.
«نجم الدین اربکان نخستوزیر اسبق ترکیه و زادۀ شهر سینوپ بود. وی در دانشگاه استانبول تکنیک در رشته مکانیک دانشآموخته شد و در دانشگاه آخن آلمان دکترا گرفت. وی پس از اینکه به ترکیه بازگشت به درجه پروفسوری دست یافت.
از سال ۱۹۶۹ عملا وارد عرصۀ سیاسی شد و ابتدا به عنوان نماینده پارلمان انتخاب شد و مؤسس حزبهای مختلف بود؛ طوری که «حزب نظام ملی» را در سال ۱۹۷۰، «حزب سلامت ملی» را در سال ۱۹۷۳، «حزب رفاه» را در سال ۱۹۸۷ تأسیس کرد. حزبی که از طریق آن در سال ۱۹۹۶ در دولت «سلیمان دمیرل» به قدرت رسید و برای یک سال به عنوان نخستوزیر ترکیه انتخاب شد. او بنیانگذار گروه هشت است و در سال ۱۹۹۷ بر اثر کودتای نظامیان طرفدار سکولاریسم از حکومت خلع شد.» [ویکیپیدیا]
نجمالدین اربکان شیخ علمی و دانشآموختۀ شریعت نبود؛ بلکه وی مهندسی بود که دکترایش را در رشتۀ مکانیک گرفته بود؛ اما وی معتقد بود که اسلام نیامده است تا در مساجد منزوی بماند؛ بلکه اسلام آمده است تا بر جامعه حکومت کند.
نجمالدین اربکان میگفت:
بر مسلمانانی که به سیاست توجهی ندارند؛ سیاستمدارانی حکومت خواهند کرد که به اسلام اهتمامی نخواهند داشت.بنابراین وی تصمیم گرفت وارد دنیای سیاست شود. وی برای اولینبار به عنوان نماینده برندۀ انتخابات شد؛ اما به دلیل دشمنی با سکولاریسم از ورود به مجلس منع شد؛ هر چند یکی از مهمترین اصول سکولاریسم احترام به تصمیم مردم در انتخابات است. اربکان تسلیم نشد و ننشست و کمکم به قوت خود ادامه داد تا اینکه معاون نخستوزیر ترکیه شد و ارتش او را به عنوان خطری برای سکولاریسم به شمار آورد. فرماندۀ ارتش، «کنعان أفریم» دست به کودتای نظامی زد و اربکان به مدت سه سال زندانی شد و پس از آن از زندان بیرون شد تا حزب رفاه را تأسیس کند. اربکان به طور کلی از زندگی مسلمانان دور نبود. وی مواضع ضد اسرائیلی داشت. همچنان در اختلاف میان مجاهدین افغانستان، واسطۀ خوبی بود. «علی عزت بیگویچ در خاطراتش دربارۀ وی گفته بود: ما با سی تفنگ که اربکان برای ما فرستاده بود، جمهوری خود را تأسیس کردیم. اربکان خلیفهای راشد نبود؛ بلکه او مردی مسلمان در یک حکومت سکولار بود که اسلام را تهدیدی برای خود میدید. اریکان در این شرایط و محیط کار میکرد و این چیزی است که منتقدان وی نمیفهمند. بسیاری اوقات انتقاد میکنیم چون ما واقعیت را درک نمیکنیم و شرایط دیگران را نمیسنجیم. میگویند روزی چوب به میخ گفت: این تو بودی که سبب سوراخ شدنم شدی! میخ به وی گفت: اگر ضربههایی که به سر من میخورد را میدیدی، مرا معذور میدانستی. در حقیقت ترکیه امروز حاصلی را درو میکند که اربکان در زمانی کاشته بود که در آزمون ورودی ارتش در ترکیه، متقاضی باید زانوهای خود را به افسران نشان میداد تا ببینند آیا بر آنان اثری از سجده وجود دارد که وی را رد کنند یا نه تا وی را بپذیرند؟! #تقویم_تاریخ @taqwimtarikh
♦️چگونگی ادای نماز داخل موتر
🔸پرسیده اند:
1- وقت رکوع و سجده به کجا نگاه کنیم؟
2- اگر بداخل موتر باشیم و موتر را ایستاد نکنند نماز را چگونه بخوانیم؟
🔸الجواب:
1- وقت رکوع نگاهِ نمازگزار مقابل چشمانش به روی زمین است و وقت سجده هم.. البته اهتمام به این گونه امور در نماز نباید ما را از اصل خشوع باز دارد؛ بهتر است به جای اندیشیدن به این گونه امور، بیشتر توجه مان را به خشوع در نماز معطوف بداریم چنان که سلف صالحین ما اهتمام بیشتر شان به روح نماز و به خشوع در آن بود.
2- نماز نفل در داخل موتر به هر سمتی که برابر شد و لو به غیر قبله، صحیح میشود، چنان که الله عزوجل فرموده است: {وَلِلَّهِ الْمَشْرِقُ وَالْمَغْرِبُ فَأَيْنَمَا تُوَلُّوا فَثَمَّ وَجْهُ اللَّهِ} [البقرة: 115] (مشرق و مغرب از آن الله است؛ پس هر جا که رو آورید آنجا جهت خدا است) مفسرین گفته اند که این آیت در جواز نماز نفل روی مرکب به هر سمت و سوی که برابر شد نازل شده است؛ نبی(ص) خود نیز در مسیر سفر، نمازهای نافله را به همینگونه اداء می کردند؛ اما نماز های فرض را پیاده شده و به صورت کامل آن می خواندند لذا، در فرض، باید از موتر پیاده شده و با قیام و رکوع و سجده و رعایت قبله خوانده شود؛ در آیت شریف آمده است: {فَإِذَا اطْمَأْنَنْتُمْ فَأَقِيمُوا الصَّلَاةَ} [النساء: 103] (وقتی آرامش یافتید پس نماز را بر وجه کامل آن ادا کنید).
و اگر موتر نمیایستاد و نماز قضا میشد، پس بر داخل موتر بخواند و از قیام و رکوع و سجده و روداشتن به قبله در حدی که در توان دارد کار بگیرد و اگر از برخی و یا از همه عاجز بود، از آنها معذور شناخته میشود.
✍️ضیاءاحمد فاضلی، مسوول مدرسه احیاءالعلوم
♦️شرح یک حدیث نبوی(ص)
🔰عنوان: شکر و صبر، مسلمان را به کجا می رساند؟
از صهیب(رض) روایت است که نبی(ص) فرمودند: «عَجَباً لأمْرِ الْمُؤْمِنِ إِنَّ أَمْرَهُ كُلَّهُ لَهُ خَيْرٌ، وَلَيْسَ ذَلِكَ لأِحَدٍ إِلاَّ للْمُؤْمِنِ: إِنْ أَصَابَتْهُ سَرَّاءُ شَكَرَ فَكَانَ خَيْراً لَهُ، وَإِنْ أَصَابَتْهُ ضَرَّاءُ صَبَرَ فَكَانَ خَيْراً لَهُ». رواه مسلم.
ترجمه: کار مسلمان، مایه تعجب و شگفتی است؛ زيرا همه کارش براي او خير است؛ و اين، میسر نیست جز برای مسلمان؛ چنان¬چه اگر بدو نعمتی رسد شکر می¬کند و این به خیر او تمام می¬شود و اگر به مشکل و مصیبتی رسد صبر می¬کند و این هم به خیر او تمام می¬شود.
♦️کلمات کلیدی
عَجَباً: تعجب است؛ مایة شگفتی است.
أَصَابَتْهُ: برسد بدو؛ به وی دست دهد.
سَرَّاءُ: خوشی؛ نعمت.
ضَرَّاءُ: ناخوشی؛ مصیبت.
♦️فواید علمی و تربیتی
این حدیث مبارک، بر فواید آتی دلالت دارد:
1- مسلمان به پاس مسلمانی خود به مزایایی دست می¬یابد که هیچ فرد غیر مسلمانی در روی زمین از آن برخوردار شده نمی¬تواند.
2- فواید مسلمانی، قبل از این که نسیه و در آخرت باشد، نقد است و در دنیا.
3- مسلمان، در مقام نعمت، باید از خود شکر نشان دهد و در مقام مصیبت، صبر و بردباری.
4- نعمت، زمانی به خیر مسلمان تمام می¬شود که شکر آن را بجا کند؛ ورنه، چون آزمونی است برای انسانِِ ناکام که چیزی جز اندوه و زیان در پی ندارد.
5- مصیبت، زمانی به زیان انسان است که در برابر آن، از خود بی¬صبری و نارضایتی به تقدیر پروردگار نشان دهد؛ ورنه اگر در برابر آن صبر و شکیبایی اختیار نموده و به قضا و قدر الهی راضی باشد؛ سراسر همة آن به خیر او تمام می¬شود.
6- مسلمان، همان¬گونه که در تحملش به خاطر رضای خداوند در برابر مصیبت، پاداش دریافت می¬کند در شکرگزاری اش بر نعمت¬ها نیز صاحبِ پاداش¬های عظیم می¬گردد؛ پس وی با شکرگزاری¬اش، هم لذت دنیا را می¬برد و هم پاداش آخرت را؛ و این می¬رساند که اسلام بر رغم پندار سکولارها و یا برخی کج¬اندیشانِ مسلمان که دنیا و آخرت را دو حریف آشتی ناپذیر یکدیگر معرفی می کنند، بر رغم آن¬ها میان دین و دنیا جمع کرده و هر دو را به هم¬دیگر طنیده است!
7- خیری که مسلمان از شکر نعمت به دست می¬آورد فراوان است؛ از یک سو، رضای الهی و پاداش عظیم در آخرت؛ و قبل از آن در دنیا آرامش و احساس سعادت و محبوبیت نزد بندگان خدا و فواید دیگری از سر این ها.
🔸نکته: آیا غنی شاکر مقامی بالاتر دارد یا فقیر صابر؟
در این که آیا مقام فقیر صابر نزد خداوند بالاتر است یا ناعم شاکر، برخی بر آنند که فقیر صابر، مقامی والاتر دارد؛ و برخی دیگر از اهل علم، غني و ناعم شاکر را برتر مي دانند؛ ابن قيم (رح) بعد از بحثی طولانی در این باره مي گويد: سخن دقيق تر اين است که گفته شود: هر کدام پرهيزگارتر باشند فضيلتي بيشتر دارند؛ و اگر به فرض، هر دوي شان در تقوا برابر باشند در فضيلت نيز برابر خواهند بود؛ چه اين که الله متعال فقر را بر غنامندي برتري نداده؛ همانگونه که برتري را بر عافيت يا بلا تعيين نکرده و تنها بر تقوا معين نموده است.
ضیاءاحمد فاضلی، مسوول مدرسه احیاءالعلوم هرات.
¡Ya disponible! Investigación de Telegram 2025 — los principales insights del año 
