آخرین بهار دنیا
Ir al canal en Telegram
درحال تلاش در حوزه روانشناسی، فعال فرهنگی و مامان کارگاه بنار 💍 @lastspring_bot . @banar_handmade @Banar_accessory . (برای دوستان و آشنایان) پرایوت؛ https://t.me/+o6kD9qwRLtJjN2U0
Mostrar más3 626
Suscriptores
+424 horas
+137 días
+2730 días
Archivo de publicaciones
3 626
اگر فکر میکنین احتمال داره که مشاور بگه نه! خب چرا قطعی نشده مراسم رو برنامه ریزی میکنین؟ 👀
اگر دارید میرید مشاوره که بتونین آگاهانه انتخاب کنین خب اگر به فرضی دلایلی بیاره که شما رو منصرف کنه که باید خوشحال بشید🚶🏻♀
3 626
اقاااا منم مثل اونیم که گفت رفتن مشاوره و استرس داره ک باهم جور در نیان
منم همینم و اینکه ما داریم کارای مراسممونم همین حین مشاوره میکنیم🫠
3 626
نمیدونم خطرناک یعنی چی.
اگر منطورت جالشهای احتمالیه،
خب هر انتخابی از هر فرهنگ و خانوادهای یه سری چالشهای مخصوص داره! حالا این ازدواج با شهرهای دیگه هم یهسری چالشهای مخصوص به خودش رو داره که باید ازش آگاه باشی و دقت کنی و در موردش حرف بزنین و... تا ببینید مقدار و کیفیت چالشها چطوره و میتونین باهاش با خانواده ها کنار بیایید یا نه
و..
3 626
از اینکه با یه پسر تو شهر و استان خودت ازدواج نکنی خطرناکه؟
مثلا از جای دیگه ازدواج کنی
3 626
وا بسم الله😂
الآن اسم و فامیل شوهرم رو بگم مگه میشناسید شما؟
هیچ اکانت فعالی هیچجا نداره.
3 626
به نظرم یه جلسه برید ولی اول در مورد همین حرف بزنین که چیشد که اینجوری شد؛ واقعا مسئله معرف بود؟ سوتفاهم بود؟ یا مثلا مدل شغلش یا شخصیتیش باعث شده؟ اگر حالت دوم باشه نیاز به بررسی داره تایم کاری و اولویتهاش و...
اگر هم اولی بوده که دیگه هیچی
3 626
سلام بهار
یکی از دوستام یه آقاپسری به من معرفی کردن که این بین ۲ تا سفر یهویی پیش اومد، ایشونم سرکار بودن و شیفت کاری داشتن. خلاصه قرار شد یه جا همدیگه رو ببینیم بعد این معرف تا من میبینه میگه یادم رفت و وقت نداشتن( خیلی درگیرن ها) من کلا اینطور بودم شاید آقاپسر کنسل کردن اما دوستم اون روز میگفت که آقاپسر من دیدن گفتن منتظر خبرتون بودم چیشد؟
دیگه تقریبا ۲ ماه شد و هی الکی داره کش پیدا میکنه. و من نمیدونم چکار کنم... کلا بگم صحبت نمیکنم؟ نمیدونم...
3 626
آره، ۸ ماهه که خونه خودمونیم. عجیب اما واقعی.
آره به نظرم، اما مدل عشق توی زمانها و موقعیتها و شرایط متفاوت، عوص میشه.
3 626
سلام
به نظرم مستقیم کاری نکن
اگر مجدد حرفش رو به خودت گفتن بگو که خیلی ناراحت شدی و تعجب کردی که ایشون اومده حرفایی که بین ما بوده رو به بقیه گفته و این اصلا جالب نیست
و یه سری چیزایی که گفته در واقع یا سوتفاهم خودشه یا بد منتقل کرده چون همچین چیزایی نبوده
یعنی یه حوری برخورد کن که کسایی که حرفها رو میارن متوجه بشن شما ناراحتی از این قضیه!
اگر هم به خودت نگفتن و به مادرت گفتن
ایشون هم همینا رو بگه
و بگه که دوست ندارن پشت شما حرفی باشه اینوز و اونور و از غیرت و امانتداری به دوره!
در مورد مثالهایی هم که میزنن به نظرم نیاز نیست هی بخوای توضیح بدی.
کلا خواستگاز رفته رو نباید جدی گرفت و باید ازش گذر کرد وگرنه تا آسمون حاشیه میسازه.
3 626
سلاممم
میخوام ازت مشورت بگیرم بهار
من به واسطه برادر و پدر دوستم، با یکی از همکارانشون تقریبا ۳ ماه داشتم آشنا میشدم
این مدلی شد که به خاطر یه سری مسائل من به ایشون جواب رد دادم و تمام
بعد از یک هفته، شنیدم که برادر دوستم که معرف بودن، گفتن که اره فلانی اینهمه گیر میداد به پسره، اخرشم جواب منفی داد
بعد یکی دیگه از دوستام که با معرف رفت و امد داره، اومد یه سری صحبت های خواستگار رو که از زبون مادر معرف شنیده بود گفت بهم
و من فهمیدم یکسری چیزایی که به اون آقاپسر میگفتم رو ایشون اشتباه فهمیدن، رفتن به برادر دوستم که معرف بودن گفتن، ایشونم اومده تو خونه به کل خانواده گفته، مادرشونم اومدن به مادر من و یه دوست دیگم که باهم رفت و امد دارن گفتن
و مسئله صرف انتقال حرفا نیست
مسئله اینه که یه سری حرفا رو اشتباه فهمیدن و کلا اشتباه متتقل کردن و درنهایت جمع این حرفا یه تصویر ادم خشک مقدس از من ساخته تو ذهن همه
نه که از روی عوضی بازی باشه ها، چون اینطوری تو این چندماه اون اقا پسر رو نشناختم
ادم خوبی بودن واقعا
اما یه سری اشتباهات داشتن
و میخوام بهش این حس رو بدم که تو با اشتباهاتت من رو از دست دادی و تصویر غلطی نداشته باشه ازم
هم اون، هم خانواده معرف
چیکار کنم؟
3 626
حالا اکثر آدما به این نقطه و این دیالوگ از تراپیست نمیرسن
از یه جایی به بعد حس میکنی دیگه چیزی نیست که ادامه بدی.
3 626
بعد از دو سال تراپی رفتن تراپیست عوض کردن بالاخره حالم خوب شد و تراپیستم بهم گفت دیگه نیاز نیست بیای پیشم😭
3 626
این ویسه جدیده؟
چون خیلییی وقت پیش که چند تایی من باب همین موضوع فرستاده بودی تو همین کانال آخرین بهار گوش داده بودم
