es
Feedback

¡No caigas en manos de tramposos! Telemetrio encuentra y marca estos canales 👉 Si quieres ver la etiqueta, suscríbete

دارالافتاء مدرسه احیاءالعلوم هرات

دارالافتاء مدرسه احیاءالعلوم هرات

Ir al canal en Telegram

این کانال مربوط دارالافتای مدرسه احیاءالعلوم هرات است؛ همراهان می‌توانند سوالات‌شان را برای پاسخ‌یابی به آدرس‌های زیر ارسال نمایند، سوالات بررسی شده و پاسخ به کانال نشر می‌‌گردد؛ مفتی عبدالجلیل محمدی @Mohammady363 مفتی محمد امینی @Mofti_mohammad_Amini

Mostrar más
1 214
Suscriptores
+124 horas
-17 días
-530 días
Archivo de publicaciones
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــ 📝 شرح احادیث برگزیدهٔ ریاض الصالحین ✍ مولوی ضیاءاحمد فاضلی 🔹 حدیث چهارم 🏷 ميزان ضرورت ما به توبه و استغفار 4- وعن ابن عمر رضی الله عنهما قال: قال رسول الله صلی الله علیه و سلم: «يَا أَيُّهَا النَّاسُ تُوبُوا إِلَى اللهِ، فَإِنِّي أَتُوبُ، فِي الْيَوْمِ إِلَيْهِ مِائَةَ، مَرَّةٍ». [صحیح مسلم] ترجمه:
از ابن‌عمر رضی الله عنهما روايت است كه آن‌ حضرت صلی الله علیه و سلم فرمودند: «ای مردم از خدا آمرزش طلبيده و به درگاه او  توبه کنيد؛ زيرا من در هر روز صد بار توبه می‌کنم».
  👤معرفی راوی ابوعبدالرحمن، عبدالله بن عمر بن خطاب عدوی از صحابيان جليل القدر پیامبر بود. خاندان او (بنی عدی) در جاهلیت از عزتمندترین تیره‌های قریش به شمار می‌رفتند. هنگامی که پیامبر به مدینه هجرت کردند، عبدالله بن عمر ده سال داشت. او در دامان اسلام پرورش یافت و همراه پدرش به مدینه هجرت کرد. وی شخصیتی بسیار شجاع و صریح داشت و در فتح مکه نیز حضور یافت. تولد و وفات او هر دو در مکه بود. پس از اسلام آوردن، به مدت شصت سال برای مردم فتوا می‌داد. در زمرۀ صحابه‌ای است که بیشترین احادیث را روایت کرده‌اند؛ از برجسته‌ترین اهل فتوا در میان صحابه به شمار می‌رفت. او آخرین صحابی‌ای بود که در مکه وفات یافت و در روزگار خود چنان جایگاهی داشت که کسی همتای او شمرده نمی‌شد. سرانجام در سال ۷۳ هجری درگذشت. عبدالله بن عمر بن خطاب عدوی از برجسته‌ترین یاران پیامبر  بود. او در ده‌سالگی همراه پدرش به مدینه هجرت کرد و در دامان اسلام پرورش یافت. شخصیتی شجاع و صریح داشت و در فتح مکه حضور یافت. عبدالله بن عمر از بزرگ‌ترین راویان حدیث و از اهل فتوا در میان صحابه بود و حدود شصت سال به مردم فتوا می‌داد. تولد و وفاتش هر دو در مکه بود و در سال ۷۳ هجری درگذشت.   📜 شرح كلمات كليدی ▫️النَّاس: مردم. اين كلمه هر چند به لحاظ لغت، معنی عامی دارد؛ اما در این جا منظور از آن، امت اسلامی است؛ زیرا پیامبر در این حدیث، خود را در امر توبه برای "ناس" الگو معرفی کردند و روشن است که توبه از کفر و شرک، این همه تکرار پذیر نیست. ▫️الْيَوْم: منظور شبانه روز است و تعبیر از شبانه­روز به "یوم" در زبان عربی امری معمول است. ▫️أَتُوبُ: توبه یعنی بازگشت به سوی خدا و شرط آن، پشیمانی قلبی، اعتراف و طلب آمرزش با زبان، و تصمیم بر ترک گناه است و اگر حق مردم ضایع شده باشد، جبران یا عذرخواهی نیز لازم است تا توبه کامل گردد. 📌نكته  توبه از استغفار عام­تر است؛ زیرا استغفار، تنها کار زبان است، در حالی که توبه کار: زبان، دل و اراده هر سه می­‌باشد. 📃 حكم فقهی توبه از گناهان برای هر مسلمانی واجب و لازمی است؛ چه گناه صغیره باشد یا کبیره؛ و نیز از گناهان ظاهری و باطنی. [دلیل الفالحین شرح ریاض الصالحین] 💌 فواید علمی و تربیتی این حدیث مبارک فواید زیر را افاده می­‌کند: ۱- توبه و استغفار، ضرورت همگانی است؛ هیچ کس از آن بی­‌نیاز شده نمی­‌تواند؛ حتی اگر آراسته به خلعت عصمت و نبوت باشد. [التَّنويرُ شَرْحُ الجَامِع الصَّغِير]   ۲- توبه و استغفار، باید برنامهٔ دوامدار و ورد روزانهٔ یک مسلمان باشد.   ۳- توبه و استغفار تنها نیاز گنهکاران نیست؛ بلکه پیامبران الهی جهت مزید تقرب به الله بدان احساس نیاز می­‌کردند.   ۴- پیامبران الهی، ارتباط مستمر با توبه و استغفار داشته‌اند؛ چنانچه قرآن نیز بر آن گواهی می­‌دهد و ممکن نبود روزی و شبی از ایشان سپری شود که در آن مکرراً از الله آمرزش نخواسته و به سوی او باز نگشته باشند.   ۵- استغفاری بدین کثرت از پیامبر ما از دلایل برتری ایشان بر همگان است؛ پس ایشان همان‌گونه که سید الاولین والآخرین بودند سید المستغفرین نیز بودند. #سلسله_احادیث_نبوی #مدرسه_احیاءالعلوم_هرات @Aehyaa

📌موضوع: حکم امامت شخصی که دستش شکسته یا گچ گرفته است ❓سؤال: آیا شخصی که دستش شکسته یا گچ گرفته است، می‌تواند امام جماعت شود؟ حکم وضو و مسح بر گچ یا آتل او چیست و آیا اقتدا به وی صحیح است؟ 🖋 الجواب باسم ملهم الصواب اگر دست شخصی شکسته باشد، اما بتواند طهارت خود را به‌درستی انجام دهد و شرایط و صلاحیت امامت را نیز داشته باشد، امامت او شرعاً صحیح است؛ بااین‌حال، در صورت وجود شخصی که عذر جسمی ندارد و از نظر شرایط امامت با او برابر است، اقتدا به شخص سالم اولویت دارد. اما اگر دست او به‌گونه‌ای آسیب دیده باشد که نتواند به‌درستی از آن استفاده کند و این امر موجب اختلال در طهارت او شود، امامت وی مکروه است. ⚡️ نکته مهم درباره وضو و مسح بر گچ یا آتل اگر دست شخص شکسته باشد و روی آن گچ، آتل یا پانسمانی قرار گرفته باشد که برداشتن آن برای شستن محل آسیب‌دیده ضرر دارد یا موجب تشدید آسیب می‌شود، باید بر آن مسح کند. در فقه حنفی، مسح بر جبیره در صورت تحقق شرایط شرعی آن، جایگزین شستن محل زیر آن می‌شود. در مسح بر جبیره، مطابق قول مفتی‌به در فقه حنفی، مسح بر بیش از نصف آن کافی است و لازم نیست تمام سطح جبیره مسح شود. البته اگر برداشتن گچ یا آتل بدون ضرر ممکن باشد و مانعی شرعی وجود نداشته باشد، باید محل فرض شستن را شست. بنابراین، اگر شخص مطابق احکام شرعی طهارت خود را انجام دهد، وضوی او صحیح است و می‌تواند امامت کند؛ اما اگر طهارت او به‌دلیل رعایت نکردن احکام مربوط به شستن یا مسح صحیح نباشد، نماز خودش و اقتدای دیگران به او نیز صحیح نخواهد بود. والله أعلم بالصواب کما في الرد: (قوله ومفلوج وأبرص شاع برصه) وكذلك أعرج يقوم ببعض قدمه، فالاقتداء بغيره أولى تتارخانية، وكذا أجذم برجندي، ومجبوب وحاقن، ومن له يد واحدة فتاوى الصوفية عن التحفة. والظاهر أن العلة النفرة، ولذا قيد الأبرص بالشيوع ليكون ظاهرا ولعدم إمكان إكمال الطهارة أيضا في المفلوج والأقطع والمجبوب، ولكراهة صلاة الحاقن أي ببول ونحوه.رد المحتار، کتاب الصلاة، باب الإمامة، مطلب في إمامة الأمرد، ۳۶۰/۲، دارالمعرفة بیروت. و في حاشیة الطحطاوي: وتكره الصلاة خلف أمرد وسفيه ومفلوج وأبرص شاع برصه ومراء ومتصنع ومجذوم.حاشیة الطحطاوی علی مراقی الفلاح، في بیان الأحق بالإمامة. الصحيح.(۸) و في الهندیة: ويكتفي بالمسح على أكثر الجبيرة . هكذا في الهداية وبه يفتى . كذا في المضمرات ولا يجوز على النصف فما دونه إجماعا .كذا في السراج الوهاج ... والمسح على الجبيرة وخرقة القرحة كالغسل لما تحتها ... ويستوي فيه الحدث الأصغر والأكبر ولا تشترط النية في مسحها باتفاق الروايات . هكذا في البحر الرائق ويكتفي بالمسح مرة وهو الصحيح كذا في المحيط.الهندیة، کتاب الطهارة، الفصل الثانی في نواقض المسح، ۳۵/۱، مکتبه رشیدیه ارایه 👈 مفتی محمد امینی 🔹🔷🔹 سؤال‌های شرعی خود را به آیدی ذیل بفرستید: 👇 ✉️ 📱 مفتی محمد امینی @Mofti_mohammad_Amini 📱 مفتی عبدالجلیل محمدی: @Mohammady363 ✔️ آدرس کانال ما: دارالإفتاء مدرسه احیاء العلوم_هرات -------- 🌐-------- @DaruleftaaAehyaa

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــ 📝 شرح احادیث برگزیدهٔ ریاض الصالحین ✍ مولوی ضیاءاحمد فاضلی 🔹حدیث سوم   🏷 تأثیر نیت در مشارکت به خیرمندان ­۳. وعَنْ جابِرِ بْنِ عَبْدِ اللَّهِ الأَنْصَارِيِّ قَالَ: كُنَّا مَعَ النَّبِيِّ صلی الله علیه و سلم في غَزَاةٍ فَقَالَ: «إِنَّ بِالْمَدِينَةِ لَرِجَالاً مَا سِرْتُمْ مَسِيْراً، وَلاَ قَطَعْتُمْ وَادِياً إِلاَّ كَانُوا مَعَكُمْ حَبَسَهُمُ الْمَرَضُ». وَفِي روايَةِ: «إِلاَّ شَرَكُوكُمْ في الأَجْرِ». [صحیح مسلم] ترجمه
از جابر بن عبدالله انصاری روايت شده است که فرمود: ما با پيامبر صلی الله علیه و سلم در جنگي حضور داشتيم، فرمودند: «در مدينه مرداني هستند که شما هیچ مسیری را طی نکرده و هیچ وادی­‌ای را پشت سر نگذاشتید؛ مگر این که آن­‌ها نیز شما را [در عالَم روح و عاطفه] همراهی داشتند؛ بیماری آن­‌ها را [از اشتراک] باز داشت». همین حدیث در روایت دیگر چنین آمده است: «مگر این که با شما در دریافت اجر و پاداش مشارکت داشتند».
  👤معرفی راوی جابر بن عبدالله بن عمرو بن حرام خزرجی انصاری سَلَمی، صحابی است و از کسانی به شمار می‌آید که بیشترین روایت را از پیامبر صلی‌الله‌علیه‌وسلم نقل کرده‌اند. گروهی از صحابه نیز از وی روایت نموده‌اند. او و پدرش با پیامبر مصاحبت و همراهی داشتند. جابر در نوزده غزوه شرکت نمود و در اواخر زندگی خود در مسجد النبی حلقۀ درسی‌ داشت و مردم از وی علم می‌آموختند. وی در سال ۷۸ هجری، مطابق با ۶۹۷ میلادی، دار فانی را وداع گفت.   📜 شرح کلمات کلیدی ▫️مَا سِرْتُمْ مَسِيْراً: هیچ راهی را طی نکردید؛ چه مسیری کوتاه یا دراز؛ با راحتی یا با دشواری. ▫️ لاَ قَطَعْتُمْ وَادِياً: هیچ دره­‌ای را پشت سر نگذاشته و از آن عبور نکردید. یعنی هر سختی را که در راه خدا متحمل شدید. [مرقاة المفاتیح] ▫️كَانُوا مَعَكُمْ: همراه شما بودند؛ به پاس نیت صادق شان در پاداش جهاد شریک شما اند.   📃 حکم فقهی از آنجا که نیت، رکن اساسی در ترتیب ثواب اعمال است، نیت صادق بر انجام اعمال صالح ـ از جمله جهاد ـ امری مستحب مؤکد است؛ و هرگاه مکلف به سبب عذر معتبر شرعی، مانند بیماری، از انجام آن بازماند، ثواب عمل برای او ثابت می‌گردد. این حدیث دلالت دارد که وجود عذر شرعی، مانع استحقاق اجر نبوده و نیت خیر، سبب مشارکت در پاداش عمل صالح می‌شود، هرچند فعل به صورت عملی محقق نگردد.   💌 فواید علمی و تربیتی این حدیثِ مبارک بر فواید زیر دلالت دارد: ۱- اشتیاق صحابه بر جهاد فی­ سبیل الله را نشان می­‌دهد؛ به ویژه این­که در رکاب نبی انجام می­‌یافت. ۲-  می­‌رساند که جهادِ پیامبر همه­­‌اش از نوع دفاعی نبوده و چنان نبود که تنها در خانۀ خویش تجاوز دشمن را پاسخ گویند؛ بلکه بسا پیش­‌دستی کرده و خود به سراغ دشمن می­‌شتافتند. و این، -بی­‌شک- دلالت بر شجاعت، همت عالی و حرص شان بر هدایت مردم و گسترش اسلام دارد. ۳- دلالت به ارزش بلند نیت و اراده به عمل نیک دارد؛ چنان­چه انسان با صدق نیتش بر انجام یک عمل نیک –هر چند قادر به عملی کردن آن نشود- در میزان الهی در زمرۀ عاملان آن عمل نیک به شمار می‌رود. ۴- می­‌رساند که در اسلام عوارضی؛‌ چون: بیماری و مانند آن، عذر موجه شناخته شده و ترک عمل به خاطر آن، مایۀ ملامتی قرار نمی­‌گیرد. ۵- دلالت بر آسانی و فطری بودن احکام اسلام دارد؛ تا جایی که این آیین مبارک، عذرهای اجتناب­‌ناپذیر انسانی –از جمله: بیماری- را می‌پذیرد و معذور را –اگر در نیتش صادق باشد- با آن که به ظاهر عملی انجام نداده و زحمتی را متحمل نشده، به چشم عامل به وی می­‌نگرد. ۶- می­‌رساند که ما نیز  بکوشیم از افراد آسیب­‌دیده دلجویی نماییم؛ چنانچه پیامبر با این سخنان پُر مهر خویش، خاطر بیماران دلشکسته را به دست آوردند. ۷- ذکر «رجال» در این حدیث، برای مثال است؛ ورنه اگر زن مسلمان هم مشتاق جهاد فی­‌سبیل‌الله باشد؛ طوری که همواره این آمادگی را داشته باشد تا اگر کاری از وی در این مسیرِ مبارک ساخته شود از آن دریغ نورزد، شامل پاداش می‌شود. ۸- می­‌رساند که در اسلام علاقه و اشتیاق قلبی بسیار مهم است؛ تا جایی­‌که انسان با همراه­ ساختن قلب و دلش با جمعی، اگر چه در عالم تن، از آن­‌ها بدور باشد، به خاطر معیت قلبی­‌اش با آن­‌ها و از ایشان محسوب می­‌شود. #سلسله_احادیث_نبوی #مدرسه_احیاءالعلوم_هرات @Aehyaa

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــ 📝 شرح احادیث برگزیدهٔ ریاض الصالحین ✍ مولوی ضیاءاحمد فاضلی 🔹حدیث دوم   🏷نقش نيت در جنگ و تبعات آن   2- وعن أبي بَكْرَة رضی الله عنه أَنَّ النَّبِيَّ صلی الله علیه و سلم قَالَ: «إِذَا الْتَقَى الْمُسْلِمَانِ بِسَيْفَيْهِمَا فَالْقَاتِلُ وَالْمَقْتُولُ في النَّارِ» قُلْتُ: يَا رَسُولَ اللَّهِ، هَذَا الْقَاتِلُ فمَا بَالُ الْمقْتُولِ؟ قَالَ: «إِنَّهُ كَانَ حَرِيصاً عَلَى قَتْلِ صَاحِبِهِ». [متفق علیه] ترجمه:
از ابی بکره رضی الله عنه روايت شده است که پيامبر صلی الله علیه و سلم فرمودند: «هر گاه دو مسلمان، به روی يکديگر شمشير کشيدند، قاتل و مقتول، هر دو در آتش‌اند»؛ گفتم: ای رسول خدا، قاتل که معلوم است، مقتول چه گناهي دارد؟ فرمودند: «او نيز بر قتل رفيقش حريص بوده است».
👤 معرفی راوی ابوبکره، نفیع بن حارث بن کَلدة ثقفی، از صحابیان پیامبر و از اهل طائف بود. به ابوبکره شهرت یافت؛ زیرا با «بَکره» (قرقرهٔ چاه) از دژ طائف پایین آمد و به پیامبر ملحق شد. احادیث زیادی از وی روایت شده است. در سال ۵۲ هجری در بصره وفات یافت. [الاعلام زرکلی] 📜 شرح كلمات كلیدی ▫️اِذا الْتَقَى: آنگاه که با هم رو برو شوند؛ منظور، علیه یکدیگر سلاح بکشند. ▫️بالُ المقتولِ: حال و وضع کشته شده؛ یعنی: او به کدام جرم دوزخی است؟ ▫️كَانَ حَرِيصاً عَلَى قَتْلِ صَاحِبِهِ: به كشتن رفيقش حريص بوده است. رفیق، طرفی است که با او درگیر شده است. 📃حکم فقهی قتال مسلمانان با همدیگر بر اساس هوای نفس و بدون داشتن توجیه شرعی، حرام و از گناهان کبیره است. و اما آیا تنها بر نیتِ گناه، گناه نوشته می‌شود یا نه؟ احادیث در این باره در ظاهر متفاوت دیده می شود. سبب این تفاوت، تفاوت در درجات نیت است و اثری که بر آن مرتب می­‌شود. آنجا که آمده است: به نیت گناه، گناه نوشته نمی­‌شود، منظور، حد ضعیفی از نیت است؛ در حد خطره در دل؛ و چون از توان انسان خارج است گناه شناخته نمی‌شود. در حدیث مورد بحث، منظور، عزم و تصمیم بر گناه است که قوی‌ترین درجه نیت است و این، ناشی از فعل اختیاری انسان است؛ لذا، موجب گناه است. بله، اگر بعد از نیتِ در حد عزم بر انجام گناه، اگر حین دست­ یافتن به آن و نبود هیچ مانعی، به خاطر ترس از خدا آن را عملی نکرد، این انصراف او از گناه به خاطر الله به حدی نزد الله با ارزش است که علاوه بر کفاره شدن عزم قبلی، سبب درجات بلند نیز برای وی می‌گردد. نمونهٔ تأثیر این گونه نیت را در حدیث اصحاب غار (همان‌ها که در غار محبوس مانده بودند) مشاهده می‌کنیم؛ آنجا که یکی از ایشان جهت نجات شان از غار، به عملش که خودداری از زنا به خاطر ترس از الله بود متوسل شد؛ الله به پاس آن، سنگ را به حرکت در آورده و روزنهٔ نجات را بدیشان پدیدار ساخت. [صحیح بخاری] لذا، حقیقت مسأله از این قرار است و تعارضی بین احادیث در این خصوص وجود ندارد. [التوضيح لشرح الجامع الصحيح ] 💌 فواید علمی و تربیتی این حدیث مبارک، نکته های زیر را افاده می­‌کند: ۱- پیامبر از وقوع جنگ بر اساس هوای نفس میان امت شان نگران بودند؛ لذا به عنوان بخشی از علاج، از عواقب خطیر این پدیدهٔ نامبارک بر آخرت دو طرفِ درگیر جنگ، هشدار دادند. ۲- جنگ داخلی میان مسلمان­‌ها، نه تنها دنیای ایشان را تباه می­‌کند؛ بلکه عذاب سخت آخرت را نیز برای ایشان در پی دارد. ۳- گناه قتل ناحق، بسی سنگین است؛ تا جایی که حتی محض عزم و تصمیم بر ارتکاب آن، و لو منجر به عمل نشود هم عذاب سخت آخرت را به دنبال دارد. ۴- نیت در حد عزم بر گناه گناه است؛ هر چند به عمل مبدل نشود. ۵- هر گاه متعلم درس استاد و یا شنونده، سخن ارشادگر را درست درک نکرد مستحب است که سؤال نموده و خود را به مسأله درست آگاه سازد؛ چنان چه صحابی بزرگوار چنان کرد. #سلسله_احادیث_نبوی #مدرسه_احیاءالعلوم_هرات @Aehyaa

📌 موضوع: جریمه تأخیر در پرداخت اقساط؛ حکم شرعی افزایش بدهی ❓ سؤال: شخصی کالایی را به‌صورت اقساطی خریداری می‌کند و فروشنده قیمت نهایی و موعد پرداخت هر قسط را مشخص می‌سازد؛ اما شرط می‌کند که در صورت تأخیر در پرداخت هر قسط، دو درصد به مبلغ آن افزوده شود. آیا چنین شرطی از نظر شرعی جایز است و آیا فروشنده می‌تواند مبلغ اضافی را از خریدار مطالبه کند؟ 🖋 الجواب باسم ملهم الصواب خرید و فروش اقساطی با تعیین قیمت نهایی و سررسیدهای مشخص، هرچند قیمت اقساطی از قیمت نقدی بیشتر باشد، شرعاً جایز است؛ اما مشروط‌کردن افزایش بدهی به‌سبب تأخیر در پرداخت اقساط، جایز نیست؛ زیرا این افزایش در حکم ربا است. بنابراین، فروشنده حق ندارد به‌دلیل تأخیر در پرداخت قسط، مبلغی را بر بدهی خریدار بیفزاید. بر فروشندگان مسلمان لازم است از چنین شرطی خودداری کنند و خریداران نیز باید در حد توان، اقساط خود را در موعد مقرر بپردازند. والله تعالى أعلم بالصواب إن زيادة الثمن من أجل الأجل، وإن كان جائزا عند بداية العقد، ولكن لا تجوز الزيادة عند التخلف في الأداء، فإنه ربا في معنى "أتقضي أم تربي"؟"، وذلك لأن الأجل، وإن كان منظورا عند تعيين الثمن في بداية العقد، ولكن لما تعين الثمن، فإن كله مقابل للمبيع، وليس مقابلا للأجل، ولذلك لا يجوز "ضع وتعجل" كما سيأتي تفصيله إن شاء الله تعالى. أما إذا زيد في الثمن عند التخلف في الأداء، فهو مقابل للأجل مباشرة لا غير، وهو الربا.فقه البیوع (۱/۵۴۶) وكل شرطٍ لا يقتضيه العقد وفي منفعة لأحد المتعاقدين أو المعقود عليه وهو من أهل الاستحقاق يفسده.الهدایة شرح البدایة (۳/۵۹) دار الفکر ارایه 👈 مفتی محمد امینی 🔹🔷🔹 سؤال‌های شرعی خود را به آیدی ذیل بفرستید: 👇 ✉️ 📱 مفتی محمد امینی @Mofti_mohammad_Amini 📱 مفتی عبدالجلیل محمدی: @Mohammady363 ✔️ آدرس کانال ما: دارالإفتاء مدرسه احیاء العلوم_هرات -------- 🌐-------- @DaruleftaaAehyaa

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــ 📝 شرح احادیث برگزیدهٔ ریاض الصالحین ✍ مولوی ضیاءاحمد فاضلی 🔹 حدیث اول 🏷 خلوص نیت و ارزش اعمال وَعَنْ أبي هُريْرة رضی‌الله عنه قَالَ: قَالَ رَسُولُ اللهِ صلی‌الله علیه و سلم: «إِنَّ اللهَ لاَ يَنْظُرُ إِلَى أَجْسَامِكْم، وَلاَ إِلَى صُوَرِكُمْ، وَلَكِنْ يَنْظُرُ إِلَى قُلُوبِكُمْ وَأَعْمَالِكُمْ».[مسلم] ترجمه:
از ابوهريره رضی‌الله روايت شده است که پيامبر صلی‌الله علیه و سلم فرمودند: «خداوند متعال به اجسام و صورت‌های شما نگاه نمی‌کند؛ بلکه به دل­‌ها و اعمال شما می‌نگرد».
👤 معرفی راوی ابوهریره، عبدالرحمن بن صخر دَوسی، صحابی جلیل‌القدر پیامبر اکرم و از جمله مفتیان صحابه بود. وی در سال هفتم هجری، هنگامی که پیامبر در خیبر حضور داشتند، به مدینه آمد و اسلام آورد و از آن پس همواره ملازم و هم‌رکاب آن حضرت بود. ابوهریره بیش از هر صحابی دیگری از پیامبر حدیث روایت کرده است. شمار احادیث روایت‌شده از وی به ۵۳۷۴ حدیث می‌رسد و بیش از ۸۰۰ نفر از صحابه و تابعین این احادیث را از او نقل کرده‌اند. او مدتی ولایت مدینه را بر عهده داشت. همچنین حضرت عمر وی را به ولایت بحرین گماشت، اما بعدها او را از این منصب عزل نمود. ابوهریره بیشتر عمر خویش را در مدینه سپری کرد و سرانجام در همان شهر، در سال ۵۹ هجری، وفات یافت.[الاعلام زرکلی] 📜 شرح كلمات کلیدی ▫️لاَ يَنْظُرُ: نگاه نمیی‌کند؛ منظور، اهمیت نمی‌دهد. ▫️ينظر إِلَى قُلُوبِكُمْ: به دل­‌های شما می­‌نگرد که آیا در آن اخلاص، شوق و یقین وجود دارد یا نه؟ ▫️ وَأَعْمَالِكُمْ: به اعمال­‌تان می­‌نگرد که آیا با شرع اسلام برابر است یا نه؟ 📃حكم فقهی نیت، به معنی قصد و ارادهٔ دل است که در عرف شرع، به دو گونه استعمال شده است؛ یکی: نیت به معنی تعیین نوعیت عمل است، مثلاً: نماز به وسیله نیت تعیین می­‌شود که فرض است یا نفل؟ قضایی است یا ادایی؟ نیت بدین معنی نزد فقهای اسلام شرط صحت عمل و در فرایض، مانند: نماز، روزه، زکات و... حیثیت فرض در آن عمل را دارد. از همین­‌رو اگر کسی صدقه را بدون نیت زکات، به مسکین می­‌دهد به زکات حساب نشده و تنها صدقهٔ نافله محسوب می­‌شود؛ و یا حیوان را بدون نیتِ قربانی، ذبح می­‌کند جای قربانی­‌اش را گرفته نمی­‌تواند. نوع دوم: نیت به معنی قصد کردن رضای خداوند در عمل است که در مقابل آن ریاء و سمعه قرار دارد و نیت بدین معنی از چند حال خالی نیست: یا در فعل گناه است، مانند این که دزدی به خاطر کمک به فقراء انجام شود که هرگز نیت نیک، دزدی را از گناه بودن بیرون نمی­‌کند؛ یا در فعل مباح است، مانند: خواب شدن به خاطر قوت یافتن به عبادت الله و یا سیر و سیاحت به خاطر تدبر به مخلوقات الهی؛ و یا این نیت در فعل طاعت است، مانند: نماز، جهاد، صدقه و.. که نیت (قصد رضای الله) در هر دو صورت، موجب قبول و پاداش نزد خداوند است و ممکن نیست عمل بنده بدون چنین نیتی نزد الله مورد قبول قرار گیرد. در علم فقه، نیت بیشتر به معنی اول به کار می­‌رود و در علم اخلاق، به معنی دوم بیشتر استعمال دارد. در حدیث مذکور نیت، به معنی دوم آن مراد است. [دررالحکام شرح غرر الاحکام] 💌 فواید علمی و تربیتی این حدیث حاوی نکات و فوائد ارزندهٔ آتی است: ۱. نگاه و نظر، یکی از صفات ذاتی خداوند است؛ البته نگاه و نظری که شایستۀ شأن با عظمت اوست؛ بی‌آن‌که میان آن و میان نگاه و نظر مخلوق هیچ شباهتی وجود داشته باشد. ۲. مسلمان در مسیر زندگی باید همواره، خداوند را ناظر و مراقب خویش دانسته و این احساس را در خود زنده بدارد که الله همیشه مرا می­‌بیند. ۳. از نظر اسلام، جنسیت، نژاد، رنگ و خصوصیات جسمی، کسی را نسبت به دیگران، بزرگتر و یا حقیرتر نمی­‌گرداند و فضیلت و رزیلت اشخاص بر این امور بنا نمی­‌شود؛ بلکه برتری تنها بر معیار برتری عمل و نیت تعیین می‌شود. ۴. هرگاه ملاک دوستی یا دشمنی خداوند با بندگان، بر مبنای عمل و نیتِ نیکو استواراست، پس باید اهل ایمان نیز دوستی و دشمنی، اخوت و یا فرقت خود با دیگران را بر همین مبنا تنظیم کنند. ۵. قبولی عمل مسلمان نزد خداوند دو شرط اساسی دارد: مطابقت آن با راه و روش اسلام و اخلاص نیت؛ و پرندهٔ عمل تنها با این دو بال است که توان پرواز به سوی آسمان اجابت الهی را حاصل می­‌کند. ۶. سعادت یک مسلمان در گرو دو چیز نهفته است: صالح بودن عمل و نیت وی؛ به عبارت دیگر: اصلاح ظاهر و باطن وی. #سلسله_احادیث_نبوی #مدرسه_احیاءالعلوم_هرات @Aehyaa

موضوع: حکم اقتدای یک مسبوق به مسبوق دیگر ❓ سؤال: اگر امام جماعت سلام دهد و چند نفر از نمازگزاران برای تکمیل رکعت‌های باقی‌مانده نماز خود برخیزند، آیا جایز است یکی از آنان به مسبوق دیگری اقتدا کند؟ صورت مسئله: فرض کنید امام جماعت سلام داده است، اما چند نفر از نمازگزاران هنوز مشغول تکمیل نماز خود هستند؛ زیرا یک یا چند رکعت از نماز جماعت را درک نکرده‌اند. اکنون یکی از این افراد می‌خواهد به یکی دیگر از مسبوقان اقتدا کند و نماز باقی‌مانده خود را با پیروی از او به پایان برساند. آیا چنین اقتدایی صحیح است؟ 🖋 الجواب باسم ملهم الصواب: قبل از پاسخ به سوال نخست باید گفت: مسبوق کیست؟ مسبوق به کسی گفته می‌شود که یک یا چند رکعت از نماز جماعت را از دست داده باشد و پس از سلام‌دادن امام، برای تکمیل رکعت‌های باقی‌مانده خود برخیزد. ثانیا: فقهای حنفی معتقدند که اقتدای یک مسبوق به مسبوق دیگر جایز نیست و اگر چنین اقتدایی صورت بگیرد، نماز اقتداکننده فاسد می‌شود؛ خواه قرائت کرده باشد یا نکرده باشد. والله اعلم بالصواب [فلو اقتدى مسبوق بمسبوق فسدت صلاة المقتدي قرأ أو لم يقرأ دون الإمام، واستثنى منلا خسرو في الدرر والغرر من قولهم: لا يصح الاقتداء بالمسبوق أن إمامه لو أحدث فاستخلفه صح استخلافه، وصار إماما]."البحر الرائق شرح كنز الدقائق ومنحة الخالق"(۱/۴۰۰) ارایه 👈 مفتی محمد امینی 🔹🔷🔹 سؤال‌های شرعی خود را به آیدی ذیل بفرستید: 👇 ✉️ 📱 مفتی محمد امینی @Mofti_mohammad_Amini 📱 مفتی عبدالجلیل محمدی: @Mohammady363 ✔️ آدرس کانال ما: دارالإفتاء مدرسه احیاء العلوم_هرات -------- 🌐-------- @DaruleftaaAehyaa

📌عنوان: آیا فرشتگان، اعمال پنهان و نیت‌های قلبی انسان را نیز ثبت می‌کنند؟ ❓سؤال: آیا فرشتگان، اعمال پنهانی قلب را نیز می‌نویسند؟ 🖋الجواب: دانشمندان درباره این‌که آیا فرشتگان اعمال باطنی انسان، مانند ذکر قلبی، اعتقادات، اندیشه‌ها، قصدها و نیت‌ها را نیز ثبت می‌کنند یا خیر، اختلاف نظر دارند. دیدگاه نخست: گروهی بر این باورند که فرشتگان تنها اعمال ظاهری انسان را می‌نویسند و از ثبت اعمال باطنی و پنهانی او آگاهی ندارند. آنان به روایتی از حضرت عایشه رضی‌الله‌عنها استدلال کرده‌اند که فرمود: «اگر خداوند را در قلبم یاد کنم، برایم دوست‌داشتنی‌تر از آن است که هفتاد بار با زبانم او را یاد کنم؛ زیرا در این صورت فرشته آن را نمی‌نویسد و انسان نیز آن را نمی‌شنود». همچنین به این سخن استدلال کرده‌اند که «نیت مؤمن از عمل او بهتر است»؛ زیرا نیت در درون انسان پنهان است و فرشتگان و انسان‌ها از آن آگاهی ندارند. دیدگاه دوم، که دیدگاه بیشتر علما و قول صحیح است: فرشتگان اعمال باطنی انسان را نیز می‌نویسند و خداوند آنان را از آنچه در دل انسان می‌گذرد، آگاه می‌سازد. این آگاهی ممکن است به یکی از دو صورت باشد: 1. خداوند متعال فرشتگان را مستقیماً از آنچه در قلب انسان می‌گذرد آگاه سازد؛ همان‌گونه که گاهی پیامبران را از برخی امور پنهانی و غیبی آگاه می‌ساخت. 2. یا خداوند نشانه و علامتی برای فرشتگان قرار دهد که از طریق آن بتوانند از نیت و اندیشه انسان آگاه شوند. ابن مُلقّن رحمه‌الله در شرح حدیث ابن عباس رضی‌الله‌عنهما از پیامبر صلی‌الله‌علیه‌وسلم که فرمود: «همانا خداوند نیکی‌ها و بدی‌ها را نوشته، سپس آن را توضیح داده است؛ پس هرکس قصد انجام کار نیکی کند، ولی آن را انجام ندهد، خداوند آن را نزد خود یک نیکی کامل برای او می‌نویسد...». می‌گوید: این حدیث، دیدگاه کسانی را تأیید می‌کند که معتقدند فرشتگان نگهبان، حتی قصد و اراده انسان برای انجام کار نیک یا بد را نیز ثبت می‌کنند و از اعتقاد و نیت او آگاه می‌شوند. همچنین این حدیث دیدگاه کسانی را رد می‌کند که معتقدند فرشتگان تنها آنچه را انسان به‌صورت ظاهری انجام می‌دهد یا با زبان خود می‌گوید، ثبت می‌کنند. سخن درست ـ چنان‌که طبری نیز گفته است ـ همان چیزی است که احادیث صحیح بر آن دلالت دارد؛ زیرا قصد انجام یک کار نیک، خود عملی قلبی است؛ مانند یاد کردن خداوند در دل. بنابراین، راهی که فرشتگان از طریق آن از قصد قلبی انسان آگاه می‌شوند، همان راهی است که از طریق آن از ذکر قلبی او آگاه می‌شوند. همچنین ممکن است خداوند متعال برای دو فرشته‌ای که مأمور ثبت اعمال انسان هستند، راهی برای آگاهی از آنچه در دل انسان می‌گذرد قرار داده باشد؛ همان‌گونه که خداوند برای بسیاری از پیامبران خود راه آگاهی از برخی امور غیبی را فراهم کرده است. خداوند متعال از زبان حضرت عیسی علیه‌السلام می‌فرماید: ﴿وَأُنَبِّئُكُمْ بِمَا تَأْكُلُونَ وَمَا تَدَّخِرُونَ فِي بُيُوتِكُمْ«و شما را از آنچه می‌خورید و آنچه در خانه‌های خود ذخیره می‌کنید، خبر می‌دهم».[آل‌عمران: ۴۹] همچنین پیامبر اکرم صلی‌الله‌علیه‌وسلم از امور غیبی فراوانی خبر داده است. بنابراین، بعید نیست که خداوند برای دو فرشته‌ای که مأمور ثبت اعمال فرزند آدم هستند، راهی برای آگاهی از خیر و شرّی که در دل انسان می‌گذرد قرار داده باشد تا هنگامی که انسان آن را در ذهن و دل خود پدید می‌آورد یا بر انجام آن تصمیم می‌گیرد، آن را ثبت کنند. در این‌باره حتی گفته شده است که ممکن است از قلب انسان بویی به مشام فرشتگان برسد که از طریق آن از آنچه در قلب او می‌گذرد آگاه شوند. از ابومعمر پرسیده شد: «اگر انسان خداوند را در قلب خود یاد کند، فرشته چگونه آن را می‌نویسد؟» گفت: «فرشته آن را از طریق بو درمی‌یابد». والله أعلم. بالصواب ارایه 👈 مفتی محمد امینی 🔹🔷🔹 سؤال‌های شرعی خود را به آیدی ذیل بفرستید: 👇 ✉️ 📱 مفتی محمد امینی @Mofti_mohammad_Amini 📱 مفتی عبدالجلیل محمدی: @Mohammady363 ✔️ آدرس کانال ما: دارالإفتاء مدرسه احیاء العلوم_هرات -------- 🌐-------- @DaruleftaaAehyaa

📌 عنوان: نشانه‌های شهادت؛ آیا خروج منی و خون‌ریزی از علائم شهادت است؟ ❓ سؤال: آیا خروج منی، ظاهر شدن نور از بدن یا چهره، و ادامه یافتن خون‌ریزی پس از مرگ، از نشانه‌های شهادت به شمار می‌رود؟ آیا برای اثبات این نشانه‌ها دلیلی از قرآن و سنت وجود دارد؟ 🖋الجواب: خروج منی، از نشانه‌های شهادت به شمار نمی‌رود؛ زیرا در هیچ آیه‌ای از قرآن و هیچ حدیث صحیحی چنین چیزی به‌عنوان علامت شهادت بیان نشده است. دلیل بر این مطلب، روایتی است که از عبدالله بن زبیر رضی‌الله‌عنهما نقل شده است. ایشان می‌گوید: از رسول‌الله ﷺ درباره حنظله بن ابی‌عامر رضی‌الله‌عنه شنیدم. هنگامی که حنظله در میدان نبرد با سپاه دشمن درگیر شد و شدّاد بن اسود با شمشیر او را به شهادت رساند، پیامبر اکرم ﷺ فرمودند: «إِنَّ صَاحِبَكُمْ تُغَسِّلُهُ الْمَلَائِكَةُ» «همانا دوست و یار شما را فرشتگان غسل می‌دهند». صحابه درباره علت این سخن از همسر حنظله پرسیدند. او در پاسخ گفت: هنگامی که صدای دعوت به جهاد را شنید، با شتاب از خانه خارج شد، در حالی که جنب بود. پیامبر اکرم ﷺ در توضیح این امر فرمودند که فرشتگان او را غسل داده‌اند. بنابراین، جنب بودن حنظله و خروج منی از بدن او، نه‌تنها مانع شهادتش نشد، بلکه پیامبر ﷺ از غسل شدن او توسط فرشتگان خبر داد؛ ازاین‌رو، خروج منی را نمی‌توان نشانه شهادت دانست. همچنین ظاهر شدن نور از بدن یا چهره فرد کشته‌شده نیز در منابع معتبر شرعی به‌عنوان علامت شهادت ثابت نشده است. اما درباره ادامه یافتن خون از بدن شهید، روایاتی وجود دارد که نشان می‌دهد بدن برخی از شهدا پس از شهادت همچنان خون داشته است. این مسئله با این حقیقت ارتباط دارد که خداوند متعال درباره شهیدان می‌فرماید:﴿بَلْ أَحْيَاءٌ عِندَ رَبِّهِمْ يُرْزَقُونَ﴾ «بلکه آنان زنده‌اند و نزد پروردگارشان روزی داده می‌شوند»(آل‌عمران: ۱۶۹)در همین زمینه، ابن مبارک در کتاب الجهاد (حدیث ۹۸)، از جابر بن عبدالله رضی‌الله‌عنهما روایت کرده است: > «هنگامی که معاویه رضی‌الله‌عنه تصمیم گرفت مسیر آب را تغییر دهد، اعلام شد: هر کس کشته‌ای از خویشان خود دارد، برای انتقال او بیاید؛ یعنی کشته‌شدگان اُحد. پس ما آنان را بیرون آوردیم، در حالی که بدن‌هایشان تر و تازه بود و اعضای بدنشان به حرکت درمی‌آمد. در همین هنگام، بیل به انگشت یکی از آنان برخورد کرد و از آن خون جاری شد.» این روایت نشان می‌دهد که بدن شهیدان اُحد پس از گذشت سال‌ها، هنگام بیرون آوردن از قبر، همچنان آثار حیات و طراوت داشت و با برخورد بیل، از بدن یکی از آنان خون جاری شد. والله أعلم بالصواب 📚منبع: احسن الفتاوی (۳/۴۱۳) ارایه 👈 مفتی محمد امینی 🔹🔷🔹 سؤال‌های شرعی خود را به آیدی ذیل بفرستید: 👇 ✉️ 📱 مفتی محمد امینی @Mofti_mohammad_Amini 📱 مفتی عبدالجلیل محمدی: @Mohammady363 ✔️ آدرس کانال ما: دارالإفتاء مدرسه احیاء العلوم_هرات -------- 🌐-------- @DaruleftaaAehyaa

📌موضوع: حکم نماز در برابر آینه و سطوح بازتاب‌دهندهٔ تصویر ❓سؤال: حکم شرعی نماز خواندن در برابر آینه یا سطوحی که تصویر نمازگزار را بازتاب می‌دهند چیست؟ با توجه به اینکه امروزه در بسیاری از مساجد و جامع‌ها از شیشه، آینه و سطوح براق و صیقلی استفاده می‌شود و ممکن است تصویر نمازگزار هنگام ادای نماز در آنها بازتاب یابد، آیا قرار گرفتن نمازگزار در برابر چنین سطوحی بر صحت نماز او تأثیری دارد؟ 🖋الجواب: در صورتی که بازتاب تصویر نمازگزار موجب برهم‌خوردن خشوع و خضوع او در نماز نشود و سبب جلب توجه وی نگردد، نماز خواندن در برابر آینه یا سطوح بازتاب‌دهندهٔ تصویر، از نظر شرعی اشکالی ندارد و به صحت نماز آسیبی نمی‌رساند. والله أعلم بالصواب 📚منبع: احسن الفتاوی (۳/۴۱۳) ارایه 👈 مفتی محمد امینی 🔹🔷🔹 سؤال‌های شرعی خود را به آیدی ذیل بفرستید: 👇 ✉️ 📱 مفتی محمد امینی @Mofti_mohammad_Amini 📱 مفتی عبدالجلیل محمدی: @Mohammady363 ✔️ آدرس کانال ما: دارالإفتاء مدرسه احیاء العلوم_هرات -------- 🌐-------- @DaruleftaaAehyaa

📌 موضوع: حکم شرعی سینما و تماشای فیلم ❓ سؤال: آیا رفتن به سینما و تماشای فیلم از نظر شرعی جایز است؟ 🖋 الجواب باسم ملهم الصواب: حکم سینما تابع محتوای آن است. بنابراین، اصلِ سینما و فیلم‌دیدن به خودی خود مباح است؛ به شرط آن‌که محتوای فیلم‌ها از فسق و فجور و امور مخالف با عقاید، احکام و اخلاق اسلامی خالی باشد، انسان را از انجام واجبات دینی و دنیوی باز ندارد و در محیط سینما نیز از اختلاط فاسد و فتنه‌انگیز میان زنان و مردان نامحرم پرهیز شود. این، خلاصه دیدگاه شیخ یوسف قرضاوی رحمه‌الله است. ایشان درباره حکم سینما می‌نویسد: بدون تردید، سینما و ابزارهای مشابه آن، وسیله‌ای مهم برای آموزش، تأثیرگذاری و سرگرمی هستند. حکم این ابزارها مانند هر وسیله دیگری است؛ می‌توان از آن‌ها در راه خیر استفاده کرد و می‌توان در راه شر به کار گرفت. بنابراین، خودِ سینما فی‌نفسه اشکالی ندارد و حکم آن بر اساس محتوایی که ارائه می‌کند و آثاری که بر جای می‌گذارد، تعیین می‌شود. بر این اساس، سینما می‌تواند حلال و پسندیده باشد، بلکه در برخی شرایط حتی ممکن است استفاده از آن مطلوب و ضروری شود؛ مشروط بر اینکه شرایط زیر رعایت گردد: نخست: محتوای فیلم‌ها و برنامه‌هایی که در سینما نمایش داده می‌شوند، باید از بی‌بندوباری، فسق و فجور و هر آنچه با عقاید، احکام و آداب اسلامی ناسازگار است، پاک باشد. فیلم‌ها و داستان‌هایی که غرایز پست را تحریک می‌کنند، انسان را به گناه وادار می‌سازند، او را به ارتکاب جرم تشویق می‌کنند، افکار منحرف را ترویج می‌دهند یا عقاید باطل را تبلیغ می‌کنند، حرام‌اند و برای مسلمان جایز نیست که به تماشای آن‌ها بنشیند یا در ترویج آن‌ها سهم بگیرد. دوم: تماشای فیلم نباید انسان را از انجام واجبات دینی یا مسئولیت‌های ضروری زندگی بازدارد. در رأس این واجبات، نمازهای پنج‌گانه قرار دارد که خداوند هر روز بر مسلمان فرض کرده است. بنابراین، جایز نیست کسی به خاطر تماشای فیلم، نماز فرضی مانند نماز مغرب را به تأخیر بیندازد تا وقت آن بگذرد. خداوند متعال می‌فرماید: ﴿فَوَيْلٌ لِّلْمُصَلِّينَ ۝ الَّذِينَ هُمْ عَن صَلَاتِهِمْ سَاهُونَ﴾ «پس وای بر نمازگزارانی که از نماز خود غافل‌اند».(ماعون: ۴–۵) مفسران، «غفلت از نماز» را از جمله به تأخیر انداختن نماز تا پایان وقت آن تفسیر کرده‌اند. همچنین قرآن کریم یکی از حکمت‌های تحریم شراب و قمار را این دانسته است که انسان را از یاد خدا و نماز بازمی‌دارند. سوم: افرادی که به سینما می‌روند باید از نزدیک‌شدن و اختلاط تحریک‌کننده میان مردان و زنان نامحرم پرهیز کنند؛ زیرا این امر می‌تواند زمینه فتنه و سوءظن را فراهم سازد، به‌ویژه اینکه معمولاً تماشای فیلم در فضای تاریک انجام می‌شود. در حدیث آمده است: «اگر سوزنی از آهن بر سر یکی از شما فرو برده شود، برای او بهتر است از اینکه زنی را لمس کند که بر او نامحرم است». بنابراین، حکم سینما یک حکم ثابت و یکسان برای همه موارد نیست؛ بلکه تابع محتوای فیلم و شرایط استفاده از آن است. اگر محتوای آن مشروع باشد، انسان را از واجبات باز ندارد و موازین شرعی در محیط آن رعایت شود، اصلِ استفاده از سینما و تماشای فیلم اشکالی ندارد؛ اما هرگاه مشتمل بر امور حرام باشد یا موجب ترک واجبات و ارتکاب گناه گردد، به همان اندازه حکم حرمت پیدا می‌کند. والله أعلم بالصواب. ارایه 👈 مفتی محمد امینی 🔹🔷🔹 سؤال‌های شرعی خود را به آیدی ذیل بفرستید: 👇 ✉️ 📱 مفتی محمد امینی @Mofti_mohammad_Amini 📱 مفتی عبدالجلیل محمدی: @Mohammady363 ✔️ آدرس کانال ما: دارالإفتاء مدرسه احیاء العلوم_هرات -------- 🌐-------- @DaruleftaaAehyaa

📌 آیا شخصی که از گناهان گذشته توبه کرده، باید خود را رسوا کند؟ سؤال: شخصی از گناهان و معاصی گذشته خود توبه کرده است؛ آیا لازم است به دوستانش یا به دختری که قصد ازدواج با او را دارد، تمام گناهان گذشته خود را بازگو کند؟ پاسخ: اصل این است که اگر خداوند گناهی را از بنده‌ای پوشانده و او نیز توبه‌ای صادقانه کرده باشد، نباید صرفاً برای بازگو کردن گذشته، پرده‌ای را که خداوند بر او کشیده، خود بردارد و خویشتن را رسوا کند؛ زیرا پیامبر ﷺ از آشکار کردن و بازگو نمودن گناهان نهی فرموده است. اما اگر گناه گذشته مربوط به حق شخص دیگری باشد، یا بیماری، تعهد، مسئولیت و یا امر دیگری از گذشته همچنان باقی مانده و به‌طور مستقیم بر حقوق همسر یا طرف مقابل تأثیر می‌گذارد، حکم متفاوت است. در چنین مواردی باید به اندازه‌ای که برای حفظ حق و جلوگیری از فریب لازم است، حقیقت بیان شود. نتیجه: ✅ گناهی که از آن توبه شده و آثار و حقوق مرتبط با آن باقی نمانده است، لازم نیست برای دیگران بازگو شود. ⚠️ اما مواردی که هنوز بر حقوق طرف مقابل اثر مستقیم دارد، باید به مقدار لازم بیان گردد. منابع: صحیح بخاری، حدیث ۶۰۶۹؛ نووی، ریاض الصالحین، باب ستر عورات المسلمين؛ ابن قدامه، المغنی، مباحث نکاح و عیوب. ارایه 👈 مفتی محمد امینی 🔹🔷🔹 سؤال‌های شرعی خود را به آیدی ذیل بفرستید: 👇 ✉️ 📱 مفتی محمد امینی @Mofti_mohammad_Amini 📱 مفتی عبدالجلیل محمدی: @Mohammady363 ✔️ آدرس کانال ما: دارالإفتاء مدرسه احیاء العلوم_هرات -------- 🌐-------- @DaruleftaaAehyaa

عنوان: حکم نکاح از طریق تماس صوتی و تصویری ❓ سؤال: آیا نکاح از طریق تماس صوتی یا تصویری، در صورتی که جمعی از افراد نیز حضور داشته باشند و ایجاب از یک جانب و قبول از جانب دیگر صورت گیرد، منعقد و صحیح می‌شود یا خیر؟ 🖋 الجواب باسم ملهم الصواب: خیر، نکاح از طریق تماس صوتی یا تصویری به این صورت منعقد نمی‌شود؛ زیرا یکی از شرایط اساسی انعقاد نکاح، اتحاد مجلس ایجاب و قبول است. در تماس تلفنی یا تصویری، مجلس طرفین متحد محسوب نمی‌شود؛ بنابراین صرف حضور جمعی از افراد و شنیدن ایجاب و قبول از طریق تماس، برای انعقاد نکاح کافی نیست. 🔹 شرط اتحاد مجلس: در کتاب «الدر المختار» آمده است: «وَمِنْ شَرَائِطِ الْإِيجَابِ وَالْقَبُولِ: اتِّحَادُ الْمَجْلِسِ.«(الدر المختار، 3/14)» همچنین در «البحر الرائق» آمده است: «شَرَائِطَ الْإِيجَابِ وَالْقَبُولِ فَمِنْهَا اتِّحَادُ الْمَجْلِسِ.(البحر الرائق، 3/89)» 🔸 بنابراین: اگر مرد و زن در دو مکان جداگانه باشند و از طریق تماس صوتی یا تصویری ایجاب و قبول کنند، صرف این تماس موجب انعقاد نکاح نمی‌شود؛ بلکه برای صحت نکاح باید ایجاب و قبول در یک مجلس شرعی، با رعایت سایر شرایط نکاح و حضور شهود صورت گیرد. والله أعلم بالصواب ارایه 👈 مفتی محمد امینی 🔹🔷🔹 سؤال‌های شرعی خود را به آیدی ذیل بفرستید: 👇 ✉️ 📱 مفتی محمد امینی @Mofti_mohammad_Amini 📱 مفتی عبدالجلیل محمدی: @Mohammady363 ✔️ آدرس کانال ما: دارالإفتاء مدرسه احیاء العلوم_هرات -------- 🌐-------- @DaruleftaaAehyaa

عنوان: حکم وضو و نمازِ شخص مبتلا به سلس‌البول و خون‌ریزی مداوم ❓ سؤال: شخصی مبتلا به خروج مداوم قطرات ادرار یا خون است و این قطرات گاهی در هنگام وضو و نماز نیز خارج می‌شود. وظیفه چنین شخصی در مورد طهارت بدن و لباس، وضو و نماز چیست؟ آیا با خروج قطرات ادرار یا خون در هنگام نماز، وضوی او باطل می‌شود؟ و وضوی شخص معذور تا چه زمانی اعتبار دارد؟ 🖋 الجواب: نخست باید گفت این سوال چندین موضوع دارد که باید به آن پرداخت: 🔹 اگر خروج قطرات ادرار همیشگی و پیوسته نیست: چنانچه گاهی قطره‌ای ادرار خارج می‌شود، باید صبر کنید تا خروج ادرار کاملاً متوقف شود؛ سپس خود را تطهیر کرده، وضو بگیرید و نماز بخوانید. 🔹 اگر خروج قطرات ادرار به‌صورت مداوم است: اگر به‌گونه‌ای است که در تمام یا بخشی از وقت نماز، فرصتی پیدا نمی‌کنید که وضو بگیرید و یک نماز فرض را بدون خروج قطره به‌جا آورید، در اصطلاح فقهی «معذور» محسوب می‌شوید و حکم سلس‌البول را دارید. 🟢 وظیفه شخص معذور چیست؟ ۱. پس از تخلیه، محل خروج ادرار را بشویید و تا حد امکان با استفاده از پارچه، دستمال یا وسیله‌ای مناسب، از سرایت نجاست به بدن و لباس جلوگیری کنید. ۲. سپس برای هر نماز فرض، پس از داخل‌شدن وقت آن نماز، وضو بگیرید و نماز خود را ادا کنید. ۳. اگر در هنگام نماز، قطرات ادرار خارج شود، در صورتی که عذر شما استمرار داشته باشد، وضوی شما باطل نمی‌شود و نمازتان صحیح است. ۴. این وضو تا پایان وقت همان نماز معتبر است؛ بنابراین با وضویی که برای یک نماز فرض گرفته‌اید، می‌توانید همان نماز و نمازهای سنت و نفل را نیز بخوانید. ۵. با داخل‌شدن وقت نماز فرض بعدی، باید وضوی جدید بگیرید. 🔸 نکته مهم: اگر در طول یک وقت کاملِ نماز، هیچ قطره‌ای خارج نشود، به‌گونه‌ای که بتوانید در آن وقت وضو بگیرید و نماز فرض را بدون خروج قطره ادا کنید، عذر شما برطرف شده و دیگر حکم معذور را نخواهید داشت. اگر ادرار به بدن یا لباس برسد اگر قطرات ادرار به بدن یا لباس اصابت کرده باشد، محل آلوده را بشویید؛ اما اگر نجاست به بدن یا لباس نرسیده باشد، شستن آن قسمت لازم نیست. حکم عذرهای مشابه این حکم اختصاص به سلس‌البول ندارد؛ بلکه در صورت تحقق شرایط شرعیِ «عذر»، درباره عذرهای مشابه نیز مطرح می‌شود؛ مانند خروج مداوم خون، مذی یا سایر نجاست‌هایی که به‌طور مستمر خارج می‌شوند. خلاصه: شخص معذور پس از داخل‌شدن وقت هر نماز فرض، وضو می‌گیرد و تا پایان همان وقت می‌تواند با آن وضو نماز بخواند؛ خروج قطرات ناشی از همان عذر، وضوی او را باطل نمی‌کند. والله اعلم بالصواب
المستحاضة ومن به سلس البول أو استطلاق البطن أو انفلات الريح أو رعاف دائم أو جرح لا يرقأ يتوضئون لوقت كل صلاة ويصلون بذلك الوضوء في الوقت ما شاءوا من الفرائض والنوافل هكذا في البحر الرائق. وإن توضأ على السيلان وصلى على الانقطاع وتم الانقطاع باستيعاب الوقت الثاني أعاد. كذا في شرح منية المصلي لإبراهيم الحلبي وكذا إذا انقطع في خلال الصلاة وتم الانقطاع. هكذا في المضمرات. ويبطل الوضوء عند خروج وقت المفروضة بالحدث السابق. هكذا في الهداية وهو الصحيح. فتاوى الهندية (1/ 41) دار الفکر (وصاحب عذر من به سلس) بول لا يمكنه إمساكه (أو استطلاق بطن أو انفلات ريح أو استحاضة) أو بعينه رمد أو عمش أو غرب، وكذا كل ما يخرج بوجع ولو من أذن وثدي وسرة (إن استوعب عذره تمام وقت صلاة مفروضة)...(قوله: وحكمه) أي: العذر أو صاحبه (قوله: الوضوء) أي: مع القدرة عليه وإلا فالتيمم (قوله: لا غسل ثوبه) أي: إن لم يفد كما يأتي.الدر المختار وحاشية ابن عابدين (رد المحتار) (1/ 305) دار الفکر
ارایه 👈 مفتی محمد امینی 🔹🔷🔹 سؤال‌های شرعی خود را به آیدی ذیل بفرستید: 👇 ✉️ 📱 مفتی محمد امینی @Mofti_mohammad_Amini 📱 مفتی عبدالجلیل محمدی: @Mohammady363 ✔️ آدرس کانال ما: دارالإفتاء مدرسه احیاء العلوم_هرات -------- 🌐-------- @DaruleftaaAehyaa

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــ 🏷 معرفی مدرسۀ احیاءالعلوم هرات 📚 پنجمین شماره گاهنامۀ علمی، فرهنگی و اجتماعی احیاء #گ
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــ 🏷 معرفی مدرسۀ احیاءالعلوم هرات 📚 پنجمین شماره گاهنامۀ علمی، فرهنگی و اجتماعی احیاء #گاهنامه_احیاء #مدرسه_احیاءالعلوم_هرات @Aehyaa

بیایید در ماه ربیع الاول که جهان میزبان ولادت بهترین هدیه الهی بر اهل زمین شد شادمان باشیم و با این دردانه هستی و محبوب جانها تجدید محبت و عهد نماییم. درست است که عبادت خاصی برای ما تعیین نشده و ما حق نوآوری در دین نداریم. 😢ما چقدر در برابر این خورشید جانها کم هستیم. (آب در کوزه و ما تشنه لبان می گردیم!)

🏷 با سلام به همه همراهان گرامی! در ذیل ده کانال مفیدِ تلگرام در حوزه‌های مختلف را خدمت‌تان تقدیم می‌داریم:

📌 موضوع: صیغه‌های مسنون سلام دادن ❓ سؤال: صیغه‌های مسنون سلام دادن کدام‌اند؟ آیا هر لفظ و صیغه‌ای که میان مردم رایج است، سلام شرعی محسوب می‌شود و جواب آن واجب است؟ 🖋 الجواب: مطابقِ سنت، دو صیغه‌ی سلام داریم: ۱. السَّلَامُ عَلَيْكُم در شروع، «الف و لام» دارد و بر میم، پیش/ضمه است. ۲. سَلَامٌ عَلَيْكُم در شروع، «الف و لام» حذف شده و بر میم، تنوین است. ⤴️ علاوه بر این، تمام صیغه‌ها غیرمسنون و نادرست‌اند و شرعاً جوابِ آن‌ها ضروری نیست. 🔰 چند صیغه‌ی اشتباه سلام که میان مردم جاری و رایج است: (۱) سَلَامْ لِيكُم (۲) سَلَامَا لِيكُم (۳) السَّلَامٌ عَلَيْكُم (۵) السَّامْ لَيْكُم (۶) السَّامْ عَلَيْكُم (۷) سَامْ عَلَيْكُم (۸) سَامْ لَيْكُم (۹) السَّلَامْ عَلِيكُم (۱۰) السَّلَام أَلَيْكُم 🌱 در در مختار است: «أنه لا يجب ردُّ "سلامْ عليكم" بجزم الميم» یعنی جواب چنین سلامی واجب نیست. در شرح آن، علامه شامی نوشته است: «ثم رأيتُ في الظهيرية: ولفظ السلام في المواضع كلها: السلامُ عليكم أو سلامٌ عليكم بالتنوين، وبدونِ هذين كما يقول الجُهالُ، لا يكونُ سلامًا؛ لمخالفته السنة التي جاءت بالتركيب العربي»📚 (الرد مع الدر: ۹/۵۹۶) «وصرح في الضياء بوجوب الرد في بعضها وبعدمه في قوله سلام عليكم بجزم الميم(قوله: بجزم الميم) الأولى بسكون الميم قال ط: وكأن عدم الوجوب لمخالفته السنة التي جاءت بالتركيب العربي ومثله فيما يظهر الجمع»‌‌.📚 (فتاوی شامی: كتاب الحظر والإباحة، ج: ۶، ص: ۴۱۶، ط: ایج ایم سعید) «لو نون المجرد من أل كما هو تحية الملائكة لأهل الجنة يجب الرد فيكون له صيغتان، وهو ظاهر ما قدمناه سابقا عن التتارخانية، ثم رأيت في الظهيرية ولفظ السلام في المواضع كلها: السلام عليكم أو سلام عليكم بالتنوين، وبدون هذين كما يقول الجهال، لا يكون سلاما قال الشرنبلالي في رسالته في المصافحة: ولا يبتدئ بقوله عليك السلام، ولا بعليكم السلام لما في سنن أبي داود والترمذي وغيرهما بالأسانيد الصحيحة عن جابر بن سليم - رضي الله تعالى عنه - قال: «أتيت رسول الله صلى الله عليه وسلم فقلت: عليك السلام يا رسول الله قال: لا تقل عليك السلام فإن عليك السلام تحية الموتى» قال الترمذي حديث حسن صحيح، ويؤخذ منه أنه لا يجب الرد على المبتدئ بهذه الصيغة، فإنه ما ذكر فيه أنه عليه الصلاة والسلام رد السلام عليه بل نهاه، وهو أحد احتمالات ثلاثة ذكرها النووي، فيترجح كونه ليس سلامًا، وإلا لرد عليه».📚 (فتاوی شامی: كتاب الحظر والإباحة، ج: ۶، ص: ۴۱۶، ط: ایج ایم سعید) ارایه 👈 مفتی محمد امینی 🔹🔷🔹 سؤال‌های شرعی خود را به آیدی ذیل بفرستید: 👇 ✉️ 📱 مفتی محمد امینی @Mofti_mohammad_Amini 📱 مفتی عبدالجلیل محمدی: @Mohammady363 ✔️ آدرس کانال ما: دارالإفتاء مدرسه احیاء العلوم_هرات -------- 🌐-------- @DaruleftaaAehyaa

Repost from الفباء
‍ ‍ ‍ 📋 به قلم شما... ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــ 🏷 معرفی کتاب ✍ خلیل الله خبیر؛ طالب العلم مدرسه احیاءالعلوم هرات ‏📖 واین روزها... ‏👤 مؤلف: ادهم شرقاوی ‏📝 مترجم: عبدالرحمن عزام مطالعهٔ این کتاب، دیدگاه مرا نسبت به تاریخ و حوادث روزگار عمیق‌تر ساخت و درس‌های فراوانی از صبر، امید و عبرت‌های زندگی به من آموخت. «و این روزها...» کتابی است که اندیشه را بیدار می‌کند، امید را در دل زنده نگه می‌دارد و خواننده را به تأمل در سنت‌های الهی و حوادث روزگار فرا می‌خواند. مطالعهٔ این اثر برای همهٔ کسانی که به تاریخ، فرهنگ اسلامی و درس‌های زندگی علاقه دارند، بسیار سودمند و لذت‌بخش خواهد بود. نکات جالب و قابل تأمل این کتاب: ۱. تاریخ فقط برای دانستن گذشته نیست! یکی از نکات زیبای کتاب این است که نویسنده تاریخ را صرفاً مجموعه‌ای از تاریخ‌ها و حوادث نمی‌داند؛ بلکه از هر حادثه درسی برای زندگی امروز استخراج می‌کند. انسان با شناخت گذشته می‌تواند اشتباهات را تکرار نکند و راه درست را بهتر بشناسد. ۲. پشت هر حادثه، یک درس وجود دارد! ادهم شرقاوی تلاش می‌کند خواننده فقط حادثه را نخواند، بلکه دربارهٔ علت و نتیجهٔ آن فکر کند. این شیوه باعث می‌شود مطالعه از یک کار ساده به یک تجربهٔ فکری و تربیتی تبدیل شود. ۳. امید در سخت‌ترین روزها! از پیام‌های تأثیرگذار کتاب، توجه به امید و صبر در برابر دشواری‌های زندگی است. حوادث روزگار همیشه یکسان نمی‌مانند؛ سختی‌ها می‌گذرند و شرایط تغییر می‌کند. بنابراین، انسان نباید در برابر مشکلات زود ناامید شود. ۴. انسان و گذر زمان! عنوان «و این روزها...» خود انسان را متوجه ارزش زمان می‌سازد. روزها یکی پس از دیگری می‌گذرند و هر روز بخشی از زندگی انسان است؛ پس باید از فرصت امروز برای یادگیری، اصلاح خود و انجام کارهای نیک استفاده کرد. ۵. نگاه متفاوت به اتفاقات روزمره! یکی از جذابیت‌های کتاب این است که نویسنده از اتفاقات و حوادث، معناهای عمیق‌تری استخراج می‌کند. این موضوع به خواننده می‌آموزد که گاهی یک حادثهٔ ساده نیز می‌تواند انسان را به تفکر دربارهٔ زندگی، انسان‌ها و آینده وادار کند. ۶. ارزش مطالعه و اندیشیدن! کتاب فقط اطلاعات تاریخی نمی‌دهد؛ بلکه خواننده را به فکر کردن دعوت می‌کند. ارزش اصلی چنین کتابی زمانی آشکار می‌شود که انسان پس از مطالعه از خود بپرسد «از این حادثه چه درسی برای زندگی خودم می‌توانم بگیرم؟!» این کتاب با ترجمهٔ استاد عبدالرحمن عزام از زیبایی خاصی برخوردار است؛ ایشان کلمات را چنان هنرمندانه و دقیق در کنار هم چیده‌اند که متن، روان، دلنشین و اثرگذار به نظر می‌رسد. گاهی انتخاب یک واژه یا ترکیب زیبا، چنان با مفهوم جمله هماهنگ شده که خواننده احساس می‌کند متن از ابتدا به زبان فارسی نوشته شده است. #به‌قلم‌شما #سال_اندیشه_ابتکار @Alefba99 | الفباء

💔حکم محروم ساختن برخی ورثه را از میراث پرسیده اند: 🔺فرزندان یک مرد که مادرشان فوت کرده پدرشان را وادار می کنند که مادراندرشان را از ارثش محروم سازد؟ آیا اگر این مرد همه دارایی اش را برای فرزندان خط دهد گنهکار می شود؟ 🔸الجواب: محروم کردن بعضی ورثه وخط دادن دارایی های خود خود براي بقیه به اتفاق همه علماي اسلام، يك گناه کبیره است. اما اگر شوهر این گناه را مرتکب شد و د رحیات خود به فرزندان خط داد این دو حالت دارد: یکی این که خط و سند، شکل وصیت را داشته باشد و آن این است که بنويسد: بعد از مرگ من میراثم از فلانی ها باشد. چنین خطی به اتفاق اهل علم، باطل است و بعد از مرگ این مرد، میراث بر طبق سهم هر یک از ورثه که الله تعیین کرده تقسیم می شود. زیرا پیامبر (ص) فرمودند: «لاوصیة لوارث» (وصیت برای وارث، اعتبار ندارد) حکمت اش این است که الله متعال خودش سهم هر یک را در کتاب خود تعیین کرده است و این فرد می خواهد بعد از مرگ خود این تقسیم الهی را برهم زند، لذا کارش فاقد اعتبار قرار داده شده است. شکل دوم خط دادن این است كه به گونه وصیت نه، بلکه به شکل تملیک باشد، مثلاً: در سند بنویسد که فلان ملک یا املاک را به فلان فرزندانش فروخته –و به دروغ بنویسد که- پولش را گرفته است و یا بنویسد که فلان ملک را برای آنها بخشش کرده است و بعداً آن را به تصرف آن فرزندان در آورد و بعدها بمیرد. اثری که بر این خط مرتب می شود دو گونه است: یکی اثر اخروی که بی شک او نزد الله متعال مقصر وگنهکار است؛ زیرا میان ورثه تبعیض قایل شده (برخی را محروم داشته و به برخی همه را داده) است و هم بخاطر آن که مرتکب دروغ و نیرنگ شده است. اما به لحاظ احکام دنیوی، از آنجا که سند تملیک به آنها داده و از قالبهای مانند بیع و هبه که دو امر معتبر در فقه اسلامی برای تملیک است استفاده کرده لذا انتقال ملکیت از او به فرزندانش در همان حیاتش انجام یافته است و حتی اگر او قبل از مرگش پشیمان شود هم واپس از فرزندان بازستانده نمی تواند. ازین رو، این یک گناه و اشتباه بزرگ است که برخی در حیات خود املاک شان را به برخی وارثان سند ملکیت می دهند و بقیه را محروم می سازند. بخشی از مجازاتی که اینها در دنیا با آن روبرو می شوند این است که وقتی فرزندان وی، خود را مالک و اختیاردار عام و تام آن املاک می بینند بسا دیگر به پدر هم ارزشی قایل نمی شوند و حتی دیده شده که برخی چنین پدرانی از چشم فرزندان افتاده و گاه در تامین مخارج اولیة زندگی شان در میان مانده، بیچاره و پریشان شده اند. الله ما را از اشتباه و جهالت نجات بخشد. ✍️ضیاء احمد فاضلی، مسئول مدرسه احیاءالعلوم هرات.