es
Feedback
پناه

پناه

Ir al canal en Telegram

مثل هذیانِ دم مرگ از آغاز، چنین درهم و برهم گفتیم. http://t.me/HidenChat_Bot?start=715334132

Mostrar más
254
Suscriptores
Sin datos24 horas
+17 días
+230 días
Archivo de publicaciones
خدایا چه‌قدر از همه‌جا بی‌خبرم.

می‌شه یکی خیلی شفاف برای من توضیح بده چرا یهو از نادر ابراهیمی متنفر شدید؟

البته اگر خواستید برام کتاب هدیه بگیرید، قبلش حتماً به پروفایل بهخوان‌ام سر بزنید. ممنونم.

یا مثلاً دلتون نمی‌خواد به دوست خوبتون کتاب هدیه بدید؟ آیا رواست که تعداد کتاب‌هایی که تا الان هدیه گرفتم، به تعداد انگشتان یک دست هم نرسیده باشه؟ 💔

احیاناً کسی از شما اینجا نیست که کتابخونهٔ خودش یا پدربزرگ مهربونش زیادی پر شده باشه و بخواد تعدادی از کتاب‌هاش رو ببخشه به یه دوست خوب؟ :(

کاش می‌تونستم به سال‌های گذشته سفر کنم و با کلی کتاب برگردم به زمان حال.

نه عیزم گریه کافیه بیا بغلم.

photo content

تنها کسی که حاضرم هر شب براش شعر بخونم زهره‌ست.

Repost from N/a
واقعا برام شده پناه.
واقعا برام شده پناه.

Help me to carry the fire To keep it alight together

sticker.webp0.09 KB

نویسندهٔ موردعلاقه‌م (۲) پیدا شد.

من چرا تا الان از جناب جمال‌زاده چیزی نخونده بودم؟!

در ستایش حافظهٔ شنیداری می‌خوام بگم که شما یک موسیقی رو بعد از مدت‌ها دوباره می‌شنوید و حتی میزان گرمای هوای آن روزها رو هم با پوست احساس می‌کنید.

کم مونده زنگ بزنم به استاد و بگم ببخشید اون جلسه که بحث دیدار سعدی و‌ مولانا بود...

رسماً دارم التماس چت جی‌پی‌تی می‌کنم که اون یک بیت شعری که سر کلاس شنیدم و فقط مضمونش رو به خاطر دارم رو به یادم بیاره. نمی‌دونم چطور برخی افراد انقدر حضور ذهن دارن که میلیون‌ها شعر حفظن و لابه‌لای حرف‌هاشون یک‌هو یک بیت از آستین درمیارن و تقدیمت می‌کنن.

داشتم می‌دیدم سال‌های پیش این موقع در چه حال بودم، که به این پیام برخوردم؛ سرم رو چرخوندم و چشمم افتاد به همون تابلو. بامزه. :)

الان چهارسال گذشته و به‌جای من، دیوار خونهٔ تو این تابلو رو بغل کرده.
+1
الان چهارسال گذشته و به‌جای من، دیوار خونهٔ تو این تابلو رو بغل کرده.

حالا عیبی نداره که! شاید شما جزو اون یک درصد بودی. :(
حالا عیبی نداره که! شاید شما جزو اون یک درصد بودی. :(