میم. معلّق
Ir al canal en Telegram
نه فقط بین ترس و امید یا پزشکی و ادبیات، بین شعر و ویرایش و داستاننویسی و زبانشناسی معلّقم و البته میمِ مولوی هم نیستم! #رزیدنت_زنان https://t.me/mimmostanad http://t.me/HidenChat_Bot?start=175370828
Mostrar más1 379
Suscriptores
-124 horas
-57 días
+8630 días
Archivo de publicaciones
1 379
بیمارهای معمول مت همینجوریش هم توی شرایطی هستن که همدلی و مهربونی بیشتری نسبتتر بیمارهای اغلب تخصصهای دیگع لازم دارن.
ولی ساعت چهار صبح یکی از این هزارتا کشیک پشتسرهم، رفتم ویزیت یه خانمی که با مولتیپلتروما و rape (تجاوز) توی اورژانس جراحی بستری بود و خدا میدونه با اون حجم خستگی و آستانه تحمل خطخطی، چقدر سخت بود که تلاش کنم با بیمار همدلی کنم و حداقل من بهش تروما وارد نکنم.
1 379
کشیک صدوبیستوهشت
۸ شهریور ۰۵
آخرین کشیک از ۱۶تا کشیک یه روز درمیونم قبل آف تابستونمه. دیروز پستکشیک تا ساعت ۵ عصر بیمارستان بودم. تا رسیدم خونه خوابم برد و فکر کنم حدود ۹ شب بود که بابام بیدارم کرد. شام پخته بود. خستگیم مزمن شده، توان معاشرت نداشتم. بابام هم احتمالاً از خونهٔ من تنهاموندن حوصلهش سر رفته بود. شروع کرد به نصیحت و کلیپ از گوشیشنشون دادن که تو باید برنامه روزانه برای خودت داشته باشی و درس بخونی و فلان بخونی و تروفرز باشی و اینجوری کسل و سست نباشی و... هر چی میگفتم «بابا، من الان یه ماهه که ۳۶ساعت بیدار و سر پا و درحال دویدن و کارکردن توی بیمارستانم و تو فقط داری این ۱۲ساعتهای این وسط که میام خونه از خستگی بیهوش میشم رو میبینی و من واقعاً الان که داشتم سفره رو پهن میکردم توی هر قدم پاهام از خستگی میلرزیدن، کدوم برنامه روزانه؟ کدوم وقت برای درسخوندن؟ معلومه وقتی میام خونه منو کسل و کرخت میبینی چون با تمام توانم توی بیمارستان دویدم و کار کردهم.» باورش نمیشد. توی کتش نمیرفت که وقتی من میگم توی کشیک حتی پنجدقیقه چشم روی چشم نذاشتم و حتی نیم ساعت بیکار نبودم یعنی چی. اگه اونقدر خسته نبودم که توان حرفزدن نداشته باشم احتمالاً مکالمهمون به دعوا میرسید. تهش گفتم «واقعاً میزان کار و خستگی سالیکی زنان اون هم اهواز دور از عقله، غیرانسانیه، اون هم اگه وسط سالیکی مامان آدم بمیره که... فکر میکنین برای من راحت بود دو هفته بعد مردن مامان برگردم سر کار و هنوز وقت نکردم عذاداری کنم؟»
بعد بابام گفت: «فکر میکنی برای من راحت بود؟»
و من دهنم بسته شد.
دیشب جون نداشتم دوش بگیرم. صبح که قبل آمادهشدن ربعساعته حمام کردم، یه تاول جدید کف انگشتهای پام پیدا کردم.
تاول پا و تارهای سفید مو، کوچیکترین چیزهاییه که سالیکی بم داده.
#رزیدنت_زنان
1 379
کشیک صدوبیستوهفت
۶ شهریور ۰۵
آیا این کاربر، پونزدهمین کشیک یه روز در میونش رو که قراره پستکشیک فرداش ساعت ۵ عصر آف بشه، میتونه دووم بیاره؟
1 379
Repost from •𝐂𝐚𝐟𝐟𝐞𝐢𝐧𝐞•
روز پزشک و به همه ی پزشکایی که با زحمت و تلاش به این جایگاه رسیدن، کلی شب بیداری و استرس تو این مسیر کشیدن و شیفتای طاقت فرسایی رو پشت سر گذاشتن تا بتونن نجات بخش باشن تبریک میگم. 🤍🌱💫
بویژه برای پزشکهای جذاب چنل نویسی که انگار یه بخشی از خانوادهام شدن هر چند اگر اونا من رو نشناسن اما پایه ثابت چنلشونم:
انیس مهربونم🩺
کوثر قشنگم💅🏻
آقای دکتر ورزشکار و خوش انرژی "سرترالین"
مامان زهرای آروم و صبور
عارفه جون "کاژه"
نفیسه جون
میم معّلق
مائده خانوم
و مانا خانوم
و همچنین تمام دوستای گلم که بعد از کلی تلاش الان دانشجوی این رشتهی پر از عشق و سختی هستن.💞
عسل قانوم، نیایش، و...
و خوشگل بلا هایی که کنکور و ترکوندن قراره امسال دانشجوی این رشته بشن🔥🏆
1 379
Repost from هیلان🌱
دوستهای پزشک قشنگم روزتون مبارررررک❤️
گوزل، الی، مائده، نفیسه، الناز، سولماز، مهسا، مریم، کوثر، خانم میممعلق، سپیده و تموم بچههایی که اینجا هستید و پزشک و دانشجوی پزشکی هستید❤️
امیدوارم حالا که شما دستی هستید برای سلامت مردم، کلی پول به سمت زندگیتون سرازیر بشه و شرایط شغلیتون بهتر بشه❤️
1 379
Repost from ترجمانک | فاطمه مدیحی بیدگلی
اجازه بدید که روز پزشک رو به تنها پزشکی که در این عالم او را دوست میدارم، تبریک بگم. تنها پزشک زنان و زایمان که ازش متنفر نیستم که هیچ، دوستش دارم و آرزوی دیدار دوبارهش یکی از سه تا آرزومه که دوست دارم به غول چراغ جادو بگم.
آن طبیب جانهای خسته که مهرش بر دل نشسته، به قول خودش میم معلق:
https://t.me/mimmoallagh
1 379
Repost from دندانپزشک کوچک
روزتون مبارک خانم دکترای عزیزم✨❤️
بهار خانومم
عارفه ی عزیز و مهربون کاژه
زهرا خانم پر تلاش و خیلی خیلی قوی growing mom
آنای عزیزم
خانم دکتر زرافه ای 😅
جایی برای ما
روزمرگی های طبیب مبتلا
روزهای زندگی
میم معلق
1 379
Repost from Azita
میگن اگه جانی رو نجات بده انگار جهانی رو نجات دادی.
روز پزشک مبارک پزشک های کانالستون .
مبارک تموم کسایی که داریم تلاش های شبانه روزی،بی خوابی ها،خستگی ها،از تفریح زدن ها،پشتکار داشتن هاشون رو میبینیم برای بهترشدن و پیشرفتشون و کمک به آدم هایی ک نمیشناسند.
عارفه عزیزم دکتر زنان باحال و پرانرژی
دکتر امین همشهری خوش اخلاق و باوجدان
دکتر علیرضا ورزش دوست،پرانرژی
دکتر علیرضا ۲ دکتر اطفال با انرژی و تلاش بالا
زهرای عزیزم که یه الگوی کامل از صبر ،خواستن،و پشتکار واقعی هست.
مائده جان زیبا و دوست داشتنی
میم معلق جان اروم و خواستنی در آستانه دکتر زنان شدن
1 379
نه، بودهم. الان که فکر میکنم لحظاتی بوده توی سالیکی که از الان طفلکیتر بوده باشم.
ولی تا حالا از خستگی گریه نکرده بودم.
1 379
یکی از ماماها برام چایی و کوکی اورد و چیفرزیدنت اومده پایین توی اورژانس کمکم پرونده مینویسه و سالدو پیام داد که خودش بخشو جمع میکنه. 🥺
توی هیچ کشیکی تاحالا اینقدر طفلکی نبودم.
1 379
درحالی که پنجتا پروندهٔ ادمیتی جدید رو هنوز ننوشتهم، کارهای بخشم هنوز جمع نیست و حتی نرسیدم Hbهای بخشو چک کنم و دوتا بیمار لیست عمل فردا تازه اومدن که باید معرفی کنم و فایل مورنینگ فردا رو هنوز چک نکردم،
رفتم توی اتاق ربع ساعت از خستگی گریه کردم
و برگشتم.
#رزیدنت_زنان
1 379
در آستانهٔ روز پزشک، بعد ۱۲تا کشیک ۳۶ساعتهٔ یهروز در میون که هنوز ۴تاش مونده، یهجوری خسته و آشفته و آژیته و تحریکپذیرم و دمبهگریه که هر لحظه ممکنه بزنم زیر همه چیز و ترک کشیک کنم برم خونه گوشیمو خاموش کنم بخوابم.
#رزیدنت_زنان
