es
Feedback
دوردست ترین جای جهان

دوردست ترین جای جهان

Ir al canal en Telegram
2 509
Suscriptores
-424 horas
-37 días
+4830 días
Archivo de publicaciones
هوای فردا دوده آبیه،زرده سارینه، خردله رنگین‌کمون نجاسته هوا پسه بچه تا می‌تونی بخند بزرگ نشو بچه! رادیو چهرازی
هوای فردا دوده آبیه،زرده سارینه، خردله رنگین‌کمون نجاسته هوا پسه بچه تا می‌تونی بخند بزرگ نشو بچه! رادیو چهرازی

یه چیزی که ناراحتم کرده اینه که بارها پیش اومده وقتی آشغال هارو خواستم بندازم تو سطل زباله‌ی بیرون و ماشین های جمع‌آوری زباله هم همزمان اونجا بوده وقتی به اون نیروهای شهرداری سلام و خسته نباشید میگم هیچوقت بهم جوابی نمیدن و حتی گاهی با تعجب بهم نگاه میکنن! یعنی از اینکه احتمال احترام اینقدر تو تجربه‌ی روزمره‌شون کم‌رنگ بوده که براشون غریب شده قلبم رو چنگ میزنه و میگم کاش فقط از خستگی حوصله ی جواب دادن بهم رو ندارن...

آلبالوهای نمک زده‌ رو گذاشتم جلو آفتاب برا خشک شدن،از این کارای ریز ریز خوشم میاا انگار عین مورچه طعم های خوشمزه رو جمع میکنم
آلبالوهای نمک زده‌ رو گذاشتم جلو آفتاب برا خشک شدن،از این کارای ریز ریز خوشم میاا انگار عین مورچه طعم های خوشمزه رو جمع میکنم برای روزهای آینده!

صبح رفتیم سونوگرافی و بعدش پیش متخصص و معلوم شد سنگ توی لوله‌ی حالب گیر کرده،چند تا دارو داد و گفت اگر دفع نشد،باید بره برا ل
صبح رفتیم سونوگرافی و بعدش پیش متخصص و معلوم شد سنگ توی لوله‌ی حالب گیر کرده،چند تا دارو داد و گفت اگر دفع نشد،باید بره برا لیزر. وسط شلوغی‌ها خواهرم زنگ زد و بین احوال‌پرسی ها گفت که :سالگرد فوت مامانش هم هفته‌ی دیگه‌ست. ممکنه این روزها آستانه‌ی تحملش پایین‌تر باشه،بیشتر هواش رو داشته باش. بعد از اینکه تلفن رو قطع کردم مدام به اون جمله فکر می‌کردم اینکه چقدر این مدل نگاه چند سال ناآشنا بود! با خودم فکر کردم شبکه‌های اجتماعی با همه‌ی ایرادهاشون از این جهت خیلی به ما کمک کردن،اینکه آدم‌های متخصص و آگاه درباره‌ی سوگ و سلامت روان و تجربه‌های انسانی حرف زدن و این باعث شده‌ کمی بیشتر همدیگه رو بفهمیم.

تهران یا کرج کسی هست که تو کار فروش پکیج و رادیاتور باشه؟ می‌خوام چند تا قیمت بپرسم. 😁

بعد از مدت‌ها، دوباره آنلاین کنار هم خواهیم بود.💻 ________ می‌دونیم این روزها خیلی‌ها به خاطر فاصله، جابه‌جایی یا شرایط زندگ
+4
بعد از مدت‌ها، دوباره آنلاین کنار هم خواهیم بود.💻 ________ می‌دونیم این روزها خیلی‌ها به خاطر فاصله، جابه‌جایی یا شرایط زندگی، امکان حضور در رویدادهای حضوری روزنه رو ندارن. برای همین تصمیم گرفتیم بعد از مدت ها گفت‌وگوی آزاد آنلاین روزنه رو برگزار کنیم.👤 موضوع این نشست «آنچه با ما ماند» است؛ گفت‌وگویی درباره‌ی زخم‌هایی که بعد از تغییر، فقدان و جابه‌جایی، هنوز در زندگی ما حضور دارند.🩹 📅جمعه ۹ مرداد 🕗ساعت ۱۷ تا ۱۹ 📍آنلاین در بستر سایت برای ثبت‌نام و دریافت اطلاعات بیشتر به اکانت روزنه پیام بدید: @rowzanehcenter ——— https://t.me/rowzaneh_event

هرکسی هرجایی هست یه قدم از کندن چسب پنجره ها دور بشه! 🤣

AnimatedSticker.tgs0.04 KB

چسب پنجره های آشپزخونه رو بالاخره کامل درآوردم و شیشه هارو پاک کردم پس طبق قانون مورفی جنگ میشه! :))

این مرد طفلک رو برداشتم بردم اسباب کشی گفتم این کارتن کتاب های منو خودت جابه‌جا کن من خیالم راحت باشه سالم به مقصد میرسه! از اون روز سه تا سنگ کلیه دفع کرده و در حال درد کشیدنه،منم روم نمیشه بگم نصف کتاب‌ها هنوز مونده! :))

فقط اون شیشه پستونک بچه 🥺😁

از عصر یه جمعه‌ی معمولی ...
از عصر یه جمعه‌ی معمولی ...

Repost from شده دیگه
موقت شبانه. دیروز و امروز که شنیدم در تهران باران باریده است، ناگهان، ناخواسته در دل گفتم: آه، تیشتر در نخستین پیکار، پیروز گشته است!

Repost from شده دیگه
اَپوش و تیشْتَر. یکی از کهن‌ترین و زیباترین اسطوره‌های ایرانی، اسطورهٔ اپوش و تیشتر است. اپوش، دیوِ خشکسالی، و تباه‌کنندهٔ زندگی؛ و تیشتر، ایزد و ستارهٔ باران‌ است. آن را با شِعرای یَمانی که روشن‌ترین ستارهٔ آسمان است، یکی دانسته‌اند. تیشتر، که حامیِ آناهیتا، ایزدبانوی آب‌هاست، دِلیرانه به مصافِ اپوش می‌رود. چرا که نخست باید این ایزدِ نگهبان، در نبردی سخت، دیوِ خشکسالی را شکست دهد تا خدابانوی آب، بارور شود و باران را بیافریند. بهمن نیز (که از اَمْشاسْپَندان است) در این نبردِ هولناک، از یاورانِ تیشتر است. در تیرماه، که اوجِ گرمای تابستان است، ستارهٔ تیشتر نیز به اوجِ درخشندگی می‌رسد. و ایرانیانِ باستان، در این سرزمینِ خشک و کم‌آب، این‌گونه تصوّر کرده‌اند که این ستاره‌خدایِ باران‌کردار، خود را برای نبردی سخت با اپوش آماده می‌کند. تیشتر، به مدّت یک ماه، آمادهٔ پیکار می‌شود. نخستین نبردِ اپوش و تیشتر، در مردادماه است. چنان‌که ابرهای سپیدی در آسمان پدیدار می‌شود، امّا از این ابرهای نابارور، بارانی حاصل نمی‌شود: تیشتر شکست خورده است. این اپوش است که پیروزِ میدان است و اینک جهانْ رو به ویرانی و تباهی دارد. تیشتر، خسته‌پیکر و اندوهگین، دادخواهی به اهوره‌مزدا می‌بَرَد که مردمان، آن‌چنان که باید، مرا نیایش نکرده‌اند و قربانی نداده‌اند. اهوره‌مزدا، خود برای تیشتر قربانی می‌دهد. اپوش و تیشتر، دوباره در هم می‌آویزند و این‌بار، در پایانِ تابستان، تیشتر که از نیایشِ مردمان و اهوره‌مزدا، نیرویی فزون یافته است، اپوش‌ را در هم می‌کوبد. آب‌ها از بندِ این دیو، رها می‌شوند. باران می‌بارد. جهان تازه می‌شود. #اسطوره #فاطمه_مدرسی

بخش سخت اسباب‌کشی برای من اینه که انگار خود زندگی هم میره توی کارتن. این روزها نصف زندگیم اینجاست،نصفش اونور. روتینم گم شده! سرگرمی‌ها و عادتهام هرکدوم توی یه جعبه خوابیدن. دلم میخواد چشم هامو ببندم و برم به روزی که همه‌چیز از توی کارتن‌ها بیرون اومده و زندگیم شبیه قبلش شده...

حالا درسته بارون میا ولی یه بوی گند و گهی بلند شده :)) اصلا هم بو خاک نمیا 🤣

با بوی بارون بیدار شدم!

کرمانشاهی‌ های عزیز زدید یا زدنتون؟ 😅

در راستای اون پست عکس بچگی هامو ببینید،قشنگ شرارت میباره از چشم هام! 🫣
در راستای اون پست عکس بچگی هامو ببینید،قشنگ شرارت میباره از چشم هام! 🫣