es
Feedback
☫•كآفِه رَحيـــٓــمی•☫

☫•كآفِه رَحيـــٓــمی•☫

Ir al canal en Telegram

«خداوندا! مرا پاكيزه بپذير...» •نویسـندهٔ متـن‌هایِ طولانـی| متن‌ها کُپـی نیستند. •بدونِ صلوات کُپی نکنید| گرچه فوروارد بهتر است. کانال «بله» هم با همین آیدی فعاله. • دورهمیِ کوچکِ غیرجدی‌: https://t.me/+7bGhUfdHZhw1ZTI0

Mostrar más
4 966
Suscriptores
+624 horas
+1047 días
+25130 días
Archivo de publicaciones
این «مردم» سال‌ها به عشق اقامهٔ نمازِ عشق، به امامتِ تو می‌آمدند مصلی. به عشقِ شنیدن صوت خوشِ «اللهم اهل‌الکِبریاء و العظمه…»
+1
این «مردم» سال‌ها به عشق اقامهٔ نمازِ عشق، به امامتِ تو می‌آمدند مصلی. به عشقِ شنیدن صوت خوشِ «اللهم اهل‌الکِبریاء و العظمه…» حالا با پرچم‌هایِ سرخ خونخواهی، با مشت‌های گره‌کرده، انتقام از قاتلانِ تو را فریاد می‌زنند! بعد از صد و بیست و اندی شب از رفتنت؛ هنوز قدم‌هایشان استوار است. چه مردمی تربیت کردی آقاسیدعلی! چقدر عاشق داری آقاسیدعلی…

می‌بینید؟ از پیکرِ شهید ما هم دست برنمی‌دارن این اراذل منفعت‌طلبِ جناحِ قدرت‌طلب سیاسی در مجازی. سید ما رو در طول حیاتش با زخ
می‌بینید؟ از پیکرِ شهید ما هم دست برنمی‌دارن این اراذل منفعت‌طلبِ جناحِ قدرت‌طلب سیاسی در مجازی. سید ما رو در طول حیاتش با زخم‌زبان آزار دادن، هرچی آقای شهید گفت برعکسش رو عمل کردن، زمینه رو برای شهادتش فراهم کردن و حالا فکر می‌کنن با قیاسِ امام‌خمینی با شاگردِ تراز و بی‌نظیرش؛ دوگانگی می‌سازن. عجب حماقتی! ابله‌هایِ تشنهٔ قدرت! اگر یک‌دهمِ تلاشی که برای اهانت به امام شهید می‌کنید رو می‌ذاشتید برای شناختِ «خمینی‌کبیر» از زبانِ مبارکش می‌شنیدید: «اگر کلِ تاریخ را بگردید کسی را پیدا نمی‌کنید که مثلِ آقای خامنه‌ای متعهد به اسلام باشد و خدمتگزار، و بنای قلبی‌ا‌ش بر‌ این باشد که به این ملّت خدمت کند. پیدا نمی‌کنید!» اما دردِ شما که خمینیِ کبیره نیست. درد شما عشقِ دو طرفهٔ امامِ راحل و امامِ شهیده که فرصتِ جاه‌طلبی رو از شما گرفت. دردِ شما ارادت بی‌پایانِ مردم مبعوث‌شده به امامِ‌شهیده! که جایی برای عرض اندام شما نمی‌ذاره. دردِ شما آیت‌الله سیدمجتبی خامنه‌ایِ عزیزه، که با بیعت مردم رویاهای شما بر باد رفت. خواهید دید «مردم» برایِ بدرقهٔ امامِ شهید چه خواهند کرد…

عزیزدلم. غرورِ جوانی‌ام. فخرِ زندگی‌ام. نماز‌جمعهٔ نصر را یادت هست؟ از شبِ قبلش نخوابیده بودم، غسلِ شهادت کردیم و راه افتادیم
عزیزدلم. غرورِ جوانی‌ام. فخرِ زندگی‌ام. نماز‌جمعهٔ نصر را یادت هست؟ از شبِ قبلش نخوابیده بودم، غسلِ شهادت کردیم و راه افتادیم به شوقِ دیدن روی ماهِ تو. نه… به شوق شنیدنِ صدای گرفتهٔ باصلابتِ مقتدر، اما مهربانت! «بسم‌الله‌‌الرحمن‌الرحیم، إِذَا جَآءَ نَصۡرُ ٱللَّهِ وَٱلۡفَتۡحُ…» عجب صلابتی! عجب نمازی! عجب شجاعتی… من از هیچ‌چیز نمی‌ترسیدم آن روز. تو بودی! تهدیدت کرده بودند. اما تو با آرامش و صلابت وارد مصلی شدی. من خودم را آماده کرده بودم تا اگر بنایِ رفتن باشد؛ با تو بروم. اما نشد. امروز آمدم مصلی جانِ من. برای دوباره دیدنت از دور. برایِ شنیدن صدایِ گرفته‌ات که هربار آنقدر نگرانش می‌شدم که خدا می‌داند. هرچه گفتم ای پسرِ فاطمه منتظر تو هستیم اما قدم‌هایت را ندیدم، خیلی چشم چرخاندم. آرام خوابیده بودی. کنارِ عزیزانت. کنار زهراکوچولویِ ۱۴ ماهه. کنار دخترت، عروست، دامادت. عزیزِ من! من خودم را آماده کرده بودم تا باهم برویم، نه! تا زودتر بروم، مَرد خدا، بامعرفت، عزیزِ من، بابا، سید، آقا، غیورِ مظلوم، پیر و مرادِ من، کجا رفتی…؟

خیلی کار دارم. باید دست روی زانوی لرزانم بگذارم و بلند شوم، باید خودم را جمع و جور کنم، باید این سنگ‌ریزه‌هایِ مسیرِ خورشید را از روی زمین بردارم، باید بمانم، باید فجرِ صادقِ این شب را ببینم، باید… اما چرا چند روز است نمازم به ناچار نشسته اقامه می‌شود؟ چند روز است بدونِ تکیه بر تکیه‌گاهی راه رفتن برایم سخت شده،‌ چند‌‌ روز است پاهایم می‌لرزد، کم می‌آورد، عصا لازم‌شده‌ام انگار. اسم این حالم خستگی و بی‌خوابی و مریضی نیست. نمی‌دانم! چیزی شبیه به انکَسَر ‌‌ظَهری. شاید درست گفته‌اند «جوان ز حادثه‌ای پیر می‌شود گاهی…» می‌دانم آقا. می‌دانم «غم‌هایی هست که کوه را می‌شکند، اما انسانِ مومن را نمی‌تواند بشکند» اما من تابحال کوه روی دوش نگرفته‌ام، از سنگینیِ اسمش هم همهٔ جانم درد می‌کند…

Repost from Stars_motion.ir
امامِ امت به سلامت… دیدارمان به روز رجعت… @stars_motion_ir

خدایا جانی بده تا روایت کنم این جانِ از بدن رفته‌ام‌ را.

خدایا، از این‌که خفتِ هم‌پیالگیِ با بد‌مستانِ کودک‌آزار و آدم‌خوار و صهیونیست‌هایِ انسان‌کش را بر ما روا نداشتی از تو ممنونم. اما از آن مهم‌تر! از تو ممنونم که ما را تا این‌جایِ کار از شبیه‌ شدن به آن‌ها که دین‌داری‌شان را در صلح و سلم خلاصه می‌کنند و العجل‌العجل گفتن‌هایِ راکدشان را با «بی‌طرفی» در معرکهٔ حق و باطل؛ به خونِ پاک‌ترین و مجاهد‌ترینِ بندگانت آغـشته می‌کنند دور کرده‌ای. من از شمر و یزید و عمرِ سعد شدن که هیچ! من از شبیه شدن به سلیمان صردِ ‌خزاعی که عابد و عالِمِ دوران خودش بود اما در بزنگاه هم «امام» را، و هم «نائبِ امام» را تنها گذاشت هم می‌ترسم. لطفاً نگاهت را لحظه‌ای از ما برندار که در کمتر از آنی کله‌پا می‌شویم...

دردت نشد معلــوم علی؛ مظلوم علی، مظلوم علی…

رهبرِ من، طـلایه‌دارِ لاله‌هایـی… امیدِ قلبِ عاشقایی…
رهبرِ من، طـلایه‌دارِ لاله‌هایـی… امیدِ قلبِ عاشقایی…

ریخت بر‌ هـم با تیر خوردنت، دنیــایِ من… دیدی آخر چشم خوردی، خوش قد و بالایِ من…؟ بیا و باز دستی تکان بده برای خیلِ عاشقانت،
ریخت بر‌ هـم با تیر خوردنت، دنیــایِ من… دیدی آخر چشم خوردی، خوش قد و بالایِ من…؟ بیا و باز دستی تکان بده برای خیلِ عاشقانت، دنیایِ من، دنیایِ من، دنیایِ من…

- پست رو فوروارد کرده نوشته «ایشون از اون آدماییه که تکلیفش معلومه.» وا. اره عزیزم، معلومه که تکلیفِ من معلومه. تکلیفِ من با اون‌هایی که جلوی آتیش‌زدنِ اتوبوس‌ها و بانک‌ها و بیت‌المالِ مردم توسط اراذل سکوت کرده بودن؛ اما الان یهویی نگرانِ بیت‌المال شدن خیلی معلومه. تکلیفِ من با اون‌هایی که هم‌صدا شدن با سوت‌زنانِ جلوی موشک‌هایِ امریکایی، خیلی وقته که معلومه. از اون مهم‌تر! تکلیفِ من با آدم‌هایی که برای شهادت بزرگ‌ترین عالِمِ جهان شیعه به همراهِ خانواده‌اش، ایرانی‌ترین رهبرِ مظلوم و مقتدر‌‌ایران که همهٔ عمر و جانش رو برایِ سربلندی ایران گذاشته بود؛ کلامی صحبت نکردن به قیمتِ هم‌صدا شدن با هلهله‌کن‌هایِ بی‌شرف؛ خیلی وقته معلومه. بعلاوه تکلیفِ من با اون‌هایی که با ژستِ بی‌طرفـی؛ هنوزم فرقِ «بدرقهٔ شهادت بزرگترین رهبرِ ایران، جهانِ اسلام و تشیّع؛ در راستایِ یک انجام‌ وظیفهٔ جمعی و قدر‌شناسی از سال‌ها مجاهدتِ منجر به شهادتش، بعنوان عظیم‌ترین رخدادِ قرن حاضر» رو با «ریخت‌ و‌‌ پاش‌هایِ کاملاً شخصی، ثروت‌اندوزی‌ شهوت‌پرستانه و عیش و نوش‌هایِ خاندانِ فراری، هوس‌ران، پول‌دزد و وطن‌فروشِ پهلوی» نمی‌فهمن از همه معلوم‌تره. نگران نباشید، ممنونم.🤍🙏🏻

راضی نیستید از بیت‌المال برای تشییعِ امامِ شهید خرج شود؟ به جهنم. وقتی اتوبوس‌ها، شیشه‌های متروهای شهر، بانک‌ها، بیمارستان‌ها، مساجد و حسینیه‌ها را آتش می‌زدید و می‌شکستید ما راضی بودیم؟ وقتی به مغازه‌ها و خانه‌ها حمله می‌کردید و با کوکتل‌مولوتوف مبارزهٔ مدنی(!) می‌کردید ما راضی بودیم؟ وقتی از عمو ترامپ و عمو بی‌بی‌تان التماس می‌کردید تا به زیرساخت‌هایِ مملکت حمله کنند و برای‌تان آزادی بیاورند ما راضی بودیم؟ وقتی با اولین صدایِ موشک حرامزاده‌های امریکایی، از پشت پنجره‌های تاریک‌تان سوت می‌زدید ما راضی بودیم؟ وقتی روی خونِ بچه‌های میناب و لامِرد می‌رقصیدید ما راضی بودیم؟ وقتی اعتراض‌هایِ به حق مردم را با اراذل و اوباشِ موسادی و پهلوی‌چی‌تان به انحراف می‌کشیدید ما راضی بودیم؟ وقتی در هر فتنه‌ای، یک‌پایِ ثابت «بحران‌سازی» بودید ما راضی بودیم؟ وقتی داعش‌وارانه آرمان را یک گوشهٔ شهر، سلاخی کردید ما راضی بودیم؟ وقتی در بلوار‌طبرسیِ مشهد، در همان دی‌ماهِ کذایی آن جوان را با تبر تکه‌تکه کردید و فیلم هم گرفتید ما راضی بودیم؟ وقتی درمانگاه‌ِ امام‌سجادِ رشت را که تجهیزاتش را خیّرین تهیه کرده بودند؛ با کادرِ درونش آتش زدید و پرستار مرضیه نبوی را زنده‌زنده کشتید ما راضی بودیم؟ وقتی امامزاده سبزه‌قبا را آتش زدید تا برای فردای آزادیِ کذایی‌تان شراب‌خانه بسازید؛ ما راضی بودیم؟ وقتی از سال ۸۸ تا همین امروز، بیشترین تحریم‌ها را با ادعاهای دروغ‌تان، با اداهایِ روشنفکری‌تان، با اراذلِ مجازی و خیابانی‌تان علیهِ این مردم به ارمغان آوردید ما راضی بودیم؟ وقتی سرِ مردم را در خیابان می‌بریدید ما راضی بودیم؟ وقتی به فروشگاه‌ها حمله می‌کردید و برنج و گندم و نانِ مردم را کف زمین می‌ریختید و سلبریتی‌هایِ بی‌مصرف‌تان برای این وحشی‌گری‌تان شعر می‌گفتند؛ ما راضی بودیم؟ وقتی با رقص به پیشوازِ باخت تیم‌ملیِ ایران می‌رفتید و در دانشگاه‌ها پرچمِ ایران را اتش می‌زدید و روی دانشجوها چاقو می‌کشیدید ما راضی بودیم؟ وقتی به دروغ می‌گفتید رهبرِ شهید در پناهگاه‌ست، رفته مسکو، فرار کرده ونزوئلا، بدل دارد!!! در قعر زمین مخفی شده! و بذرِ شک و نفاق را در دلِ مردم می‌کاشتید؛ ما راضی بودیم؟ شما عمله‌‌های تاریخ‌مصرف‌گذشتهٔ موساد اصلا کِی قرابتی با «ایران» داشتید که نگران بیت‌المالِ ایران می‌شوید؟ مال که هیچ؛ ما با جان‌مان «آقای شهیدِ ایران‌ساز» را که همهٔ عمر و جان و خانواده‌اش را برایِ همین «مردمِ خدایی» گذاشت بدرقهٔ آسمان می‌کنیم. راضی نیستید؟ به جهنم.

حاج‌مهدی آقای رسولی! از «یا‌مرگ، ‌یا‌خامنه‌ای» که خوانده بودی و پشت‌سرت در بیست و دومِ بهمن‌‌ با خیل عظیمِ آدم‌ها در خیابان‌ها تکرار می‌کردیم و مشت گره می‌کردیم و از تکرار نامش اشکِ بی‌اختیار شوق می‌باریدیم، تا «یا لَثارات‌الإمام»ِ امروزت، فقط ۴ ماه و چند‌روز می‌گذرد. از مشت‌های گره‌کردهٔ ما تا مشتِ گره‌کردهٔ او اما انگار سال‌ها می‌گذرد. چه گردِ‌سفیدی پاشیده‌اند روی موهای ما. انگار صدسال طول کشیده، چه صدسالِ تازه‌ای. ما در میانِ سختیِ راه گاهی خسته شدیم، اما او تا آخرش برای ما، به پای ما ایستاد. دیدی ما برایِ او شعار دادیم، او برای ما «جان» داد…؟

خدا همیشه «بعثت‌یافتگان» رو آزمایش می‌کنه به ابتلائاتِ عظیم. از لحظه‌ای که «مبعوث» شدی با خونِ ولیّ‌خدا؛ نقطهٔ آغاز مسئولیتته. شبیه بعثت پر آزمایش پیامبر‌ها. بینِ توء مبعوث‌شده، تا توء عادی فاصله‌هاست! فاصله‌هایی تا مقصد، که آسون نیست.

انقدر دست به‌‌حاشیهٔ بعضیا در فضای مجازی و رسانه‌ای خوبه؛ که رفتم از تلوبیون نزدیک ۵۰ دقیقه گفتگوی اقای قالیباف رو بی‌وقفه دی
انقدر دست به‌‌حاشیهٔ بعضیا در فضای مجازی و رسانه‌ای خوبه؛ که رفتم از تلوبیون نزدیک ۵۰ دقیقه گفتگوی اقای قالیباف رو بی‌وقفه دیدم، و این تصویر رو هم اسکرین‌شات گرفتم. تصویرِ بالا برای دقایقِ آغازِ گفتگوعه که زیرنویس تصریح کرده «بخش‌ اول گفتگو» و تصویرِ پایین برای دقایق پایانی که نوشته «بخش‌ دوم گفتگو فرداشب (یعنی امشب) پخش می‌شه.» یعنی از اول برنامه اعلام شده و تقطیعِ ناگهانی و سانسور غیرمنتظره‌ای در‌کار نبوده. بعضی از عزیزان چطور بقیه رو دعوت به تقوای فردی می‌کنن اما این‌طور به هیاهوهای بی‌محل دامن می‌زنن و در راستای همین حواشی، به اول و اخرِ آقایان جبلی، جلیلی و… هم فحش میدن؟ الله‌اعلم. (لینک بخش اول گفتگوی اقای قالیباف.) من کامل دیدم نه از روی تیترها. از بعضی موارد استفاده کردم، و کماکان ‌به بعضی موارد هم نقد دارم.

به امیدِ دیدار، اقایِ‌ سرو‌ قامتِ ایران. به امیدِ دیدار، معمارِ اقتدار و امنیتِ ایران! آقای صبورِ تنها، مظلومِ مقتدر. به امید
به امیدِ دیدار، اقایِ‌ سرو‌ قامتِ ایران. به امیدِ دیدار، معمارِ اقتدار و امنیتِ ایران! آقای صبورِ تنها، مظلومِ مقتدر. به امیدِ دیدار عزیز من! ای تكیه‌گاه و پنـاهِ زيباترين لحظه‌هایِ پرعصمت و پر‌شكـوهِ تنهایـی و خلوتِ من…

حاج‌آقا قنبریان: «مگه می‌شه یه آدم تو خیابون چاقو بخوره و قصاص داشته باشه، اما رهبر یک کشور قصاص نداشته باشه؟» پ.ن: آقایان، بدیهیه که خون‌خواهیِ نهایی امام فتح قدس و نابودی استکبار و پیروزیِ مطلق حق بر باطله. همون‌طور که خون‌خواهیِ اصلیِ اباعبدالله پیروزی و فتحِ نهایی به دست حضرت عدل منتظَره. اما آیا مختار هم باید در قضیهٔ قصاص قاتلانِ اباعبدالله، خون‌خواهی رو به فتحِ نهایی موکول می‌کرد و دست از قصاص قاتلین برمی‌داشت؟! لااقل در کلام، پشت تریبون‌های رسمی، همون‌قدر که دشمنِ شما به قتل رهبر دینی و سیاسیِ امت افتخار می‌کنه، به خون‌خواهی اشاره کنید! جلوی تهدید دوباره به جان ولی‌‌فقیه رو بگیرید. «بالاخره یک غلطی کردند، بایستی انتقام پس بدهند. هم آمر و هم قاتل…»

عکسو باز کنید و بیانات رهبرِ‌شهید درباره انتقام حاج‌قاسم رو بخونید. «…قاتلِ سلیمانی و آمر به قتل سلیمانی باید انتقامشان را پس
عکسو باز کنید و بیانات رهبرِ‌شهید درباره انتقام حاج‌قاسم رو بخونید. «…قاتلِ سلیمانی و آمر به قتل سلیمانی باید انتقامشان را پس بدهند؛ آن به جای خودش محفوظ است….» آقاسیدمجتبی خامنه‌ای هم دربارهٔ مسئلهٔ انتقام گفتن: «هر خونی، خون‌بهائی دارد که قاتلینِ جنایتکار شهیدان باید بزودی آن را بپردازند.» حذف یا کمرنگ‌شدنِ سیاست و ادبیات انتقام از قاتل؛ از سمت مسئولان نسبت به #قتلِ رهبر انقلاب؛ یعنی حذف بخشی از بازدارندگی دربارهٔ قتل‌ها و تهدید‌های آینده نسبت به رهبر جدید! وقتی آقاسید‌مجتبی در پیام خودشون از عبارتِ «هر شهید یک پروندهٔ انتقام» استفاده می‌کنن؛ کمترین توقع ما هم حفظ ادبیاتِ انتقام در بیان مسئولانه. اونم نسبت به رهبرِ این کشور! چرا نیست؟ این‌که سرِ قاتلِ رهبر شهید هم بره، اندازهٔ ارزش بند کفشِ امامِ ما هم نیست که خیلی واضحه! غیب گفتید؟! وظیفهٔ شما خون‌خواهی #رهبرِ شهیده. هم در کلام هم در عمل…

عکسو باز کنید و بیانات رهبرِ‌شهید درباره انتقام حاج‌قاسم رو بخونید. «…قاتلِ سلیمانی و آمر به قتل سلیمانی باید انتقامشان را پس
عکسو باز کنید و بیانات رهبرِ‌شهید درباره انتقام حاج‌قاسم رو بخونید. «…قاتلِ سلیمانی و آمر به قتل سلیمانی باید انتقامشان را پس بدهند؛ آن به جای خودش محفوظ است….» آقاسیدمجتبی خامنه‌ای هم دربارهٔ مسئلهٔ انتقام گفتن: «هر خونی، خون‌بهائی دارد که قاتلینِ جنایتکار شهیدان باید بزودی آن را بپردازند.» حذف یا کمرنگ‌شدنِ سیاست و ادبیات انتقام از قاتل؛ از سمت مسئولان نسبت به #قتلِ رهبر انقلاب؛ یعنی حذف بخشی از بازدارندگی دربارهٔ قتل‌ها و تهدید‌های آینده نسبت به رهبر جدید! وقتی آقاسید‌مجتبی در پیام خودشون از عبارتِ «هر شهید یک پروندهٔ انتقام» استفاده می‌کنن؛ کمترین توقع ما هم حفظ ادبیاتِ انتقام در بیان مسئولانه. اونم نسبت به رهبرِ این کشور! چرا نیست؟ این‌که سرِ قاتلِ رهبر شهید هم بره، اندازهٔ ارزش بند کفشِ امامِ ما هم نیست که خیلی واضحه! غیب گفتید؟! وظیفهٔ شما خون‌خواهی #رهبرِ شهیده. هم در کلام هم در عمل…