es
Feedback
نشریۀ دردانشکده

نشریۀ دردانشکده

Ir al canal en Telegram

نشریۀ دانشکدۀ مهندسی شیمی و نفت دانشگاه صنعتی شریف صاحب امتیاز: انجمن علمی-دانشجویی کیمیا هر چه می‌خواهد دل تنگت، بگو: ✉️ - @DarDaneshkadeh_Admin 🏷 - DarDaneshkadeh.kimia@gmail.com

Mostrar más
1 167
Suscriptores
Sin datos24 horas
-17 días
+730 días
Archivo de publicaciones
ارکیدهٔ عشق #بالبداهه #ازدردانشکده - «حمید، پاشو بیا! کارت دارم.» - «جانم، داداش‌جان؟ چیزی شده؟» عموجان یک هفته‌ای می‌شود که در خانهٔ ما زندگی می‌کند. مادر می‌گوید که معلوم نیست باز چه دسته‌گلی به آب داده و آمده اینجا قایم شود. جدا از این‌ها، پدر که معمولاً دلِ خوشی از عموجان ندارد، این روزها بی‌استثنا با عمو به‌دلایل کاری عبورومرور می‌کند. - «حمید، خجالتمان نده؛ یک بار ما را شرمنده نکن.» - «جای خوبی آمده‌ای خان‌داداش، کار، کار من است.» - «آخر ارکیده؟ خیلی مرفه‌گونه نیست؟ به ما می‌چسبد؟» - «چسب می‌خواهی بهر چه، داداش‌جان؟ کار باید دلی باشد؛ شما هم دل در کار داری، بقیه‌اش با من.» عبورومرورها هر روز بیشتر می‌شوند. در مورد ارکیده‌ها صحبت می‌کنند. حقیقتاً با آن سبیل پدر، نمی‌دانم ارکیده به چه کارش می‌آید. البته احتمالش هست که ارکیده اسمی از معشوقه‌های عمو باشد و دنبال خواستگاری‌اند؛ آخر عمو کم عاشق نمی‌شود. - «خانم، تولدت مبارک.» - «وا! مرد، چه کرده‌ای؟» پدر کادویی روی میز گذاشت، همراه با یک گل ارکیده. سپس به آن سمت اتاق رفت و به دیوار لم داد؛ انگار پردهٔ سینماست. مادر آرام‌آرام سمت کادو رفت، گل کنارش را کمی پایید و جعبه را باز کرد. در جعبه یک گردن‌بند با پلاکی به طرح گل ارکیده بود. پدر آرام دهانش را باز کرد: - «مرفه‌ها می‌گویند ارکیده نشان عشق ابدی است.» - «وا! شما را چه به این کارها!» مادر که لبخندش تا بناگوش باز بود و گونه‌هایش همچو لبو قرمز، به‌سمت آینهٔ اتاق رفت و در آینه، گردن‌بند را به گردن بست. سپس گردن‌بند به گردن، به‌سمت پدر رفت، پشتش نشست و گفت: - «دستتان درد نکند.» من به‌نوعی داشتم دزدکی این اتفاقات را می‌دیدم، از پشت پنجرهٔ ایوان؛ هرچند عمو هم داشت با من جاسوسی می‌کرد و زیر لب می‌گفت: - «ای ای ای! گفتم مرد، خودت گردن‌بند را به گردن زنت بینداز! این حیای اضافی چیست که به‌خرج می‌دهی آخر؟» آدم‌بزرگ‌ها عجیب‌اند.
خاطرات ممدعلی ازدر دانشکده سال ۱۳۵۰
🖊 #محمد_بابازاده 🗞 نشریهٔ دردانشکده

حیثیت #پشت_درهای_شریف #تماشاخانه #کیوان_مؤمنی 🔸 هنگامی که رقابت از مرز انگیزه‌ای برای پیشرفت فراتر می‌رود، به خصومتی عمیق بدل می‌شود که حتی می‌تواند باعث پسرفت و ویرانی شود. در این رقابت کورکورانه، شاید ارزش‌های انسانی همان چیزی باشد که دچار افول می‌شود؛ ارزش‌هایی که طرفین برای غلبه بر یکدیگر به‌تدریج از آن‌ها فاصله می‌گیرند. 🔹 فیلم سینمایی «حیثیت» (The Prestige)، اثری در ژانر معمایی و درام، محصول سال ۲۰۰۶ و اقتباسی بر پایهٔ رمانی به همین نام، به کارگردانی «کریستوفر نولان» است. نولان در این اثر به مفاهیمی مانند حسادت، فداکاری، خیانت و مرزهای میان علم و جادو می‌پردازد. ▪️ کارگردان: کریستوفر نولان ▪️ نویسندگان: کریستوفر و جاناتان نولان ▪️ مدت‌زمان: ۱۳۰ دقیقه ▪️ IMDb: 8.5 ▪️ Rotten Tomatoes: 76% ⏯ متن کامل این یادداشت را می‌توانید در تلگراف و امیگوی نشریهٔ دردانشکده مطالعه کنید. 🗞 نشریهٔ دردانشکده

حیثیت #پشت_درهای_شریف #تماشاخانه #کیوان_مؤمنی اسم مرحلهٔ دوم «دگرگونی» است، جایی که شعبده‌باز آن چیز معمولی را برمی‌دارد و با
حیثیت #پشت_درهای_شریف #تماشاخانه #کیوان_مؤمنی
اسم مرحلهٔ دوم «دگرگونی» است، جایی که شعبده‌باز آن چیز معمولی را برمی‌دارد و با آن کاری شگفت‌انگیز انجام می‌دهد. حالا شما می‌خواهید راز قضیه را بفهمید؛ اما نمی‌توانید، چون درست به ماجرا نگاه نمی‌کنید. چون شما واقعاً نمی‌خواهید بدانید.
🗞 نشریهٔ دردانشکده

حیثیت #پشت_درهای_شریف #تماشاخانه #کیوان_مؤمنی اسم مرحلهٔ دوم «دگرگونی» است، جایی که شعبده‌باز آن چیز معمولی را برمی‌دارد و با
حیثیت #پشت_درهای_شریف #تماشاخانه #کیوان_مؤمنی
اسم مرحلهٔ دوم «دگرگونی» است، جایی که شعبده‌باز آن چیز معمولی را برمی‌دارد و با آن کاری شگفت‌انگیز انجام می‌دهد. حالا شما می‌خواهید راز قضیه را بفهمید؛ اما نمی‌توانید، چون درست به ماجرا نگاه نمی‌کنید. چون شما واقعاً نمی‌خواهید بدانید.
🗞 نشریهٔ دردانشکده

هبوط بی‌کران‌ها #پشت_درهای_شریف #بشنو_از_نی #کوروش_م‌عبدی 🎵 مرگ‌بار‌تر از غم و اندوه برای انسان چیزی وجود ندارد. بااین‌حال، نور هم شکست می‌خورد، آسمان هم زمین می‌خورد. به‌مناسبت وقوع انقلاب تابستانی، ناخودآگاه به یاد قطعه‌ای سروده‌شده از «احسان حائری» می‌افتم؛ فردی که تسلط و آشنایی خوبی بر ادبیات کهن پارسی دارد و اعجاز و ایهام زیبایی از عناصر طبیعت به کار می‌برد. 🪞 حتی وقتی که احساس می‌کنیم آسمان به زمین رسیده، یاد بعضی چیز‌ها ما را همچنان زنده نگه می‌دارد؛ مثل ترجیع‌بندی که وفور عشق را به تصویر می‌کشد. بدون یاد آن چیز‌ها، نا و امیدی برای ادامهٔ هیچ‌چیز نیست. آینه‌ای‌‌ است از درون که غصه و شادابی را با هم در آن می‌بینی. به‌دنبال معنا می‌گردی. اعماق آینه را که کشف می‌کنی؛ در غیاب تو کائناتش فرومی‌پاشد‌. دیگر اکنون زمان آن رسیده تا به این قطعه گوش جان سپاریم. 🗞 نشریهٔ دردانشکده

اَزما #تقویم‌ها_گفتند | روز جهانی زنان مهندس #ستایش_حنفی ▪️ نقطهٔ آغاز هرچیزی پر از چالش و سختی است‌؛ اما همواره در تاریخ کسانی بوده‌اند که برای اولین بار در مسیری نو گام برداشته‌اند و ردپایی پررنگ از خود به جای گذاشته‌اند. ردپا‌هایی که سبب نشان‌دادن راه به دیگران شده است. ▪️ حضور زنان در جامعه و بسیاری از موقعیت‌ها هم دقیقاً روایتگر داستانی مشابه است. یک روز یکی از ما برای اولین بار این جمله را شنید که «فضای مهندسی مناسب یک دختر نیست» و چه بسیار حرف‌های دیگر؛ ولی نقطهٔ آغاز دقیقاً همین‌جاست که با تمام این تفکرات جنسیت‌زده و غلط، عده‌ای در این مسیر گام گذاشتند و پیشگامان این حوزه شدند. احتمالا اگر آن‌ها نبودند، من و شما هم اکنون اینجا نبودیم! ▪️ درست در حوالی دههٔ ۳۰ بود که پای زنان و دختران برای اولین بار به دانشکدهٔ فنی دانشگاه تهران باز شد. مستند «اَزما»، اولین زنان مهندسی ایران، روایتی از چهار زن پیشگام در این مسیر است. روایتی که توسط دکتر «افسر سیار»، مهندس «سیمین‌دخت انواری» و مهندس «مرسده صارم‌پور» بیان می‌شود. آن‌ها در این مستند فضای آن زمان و تجربه‌هایشان را روایت می‌کنند، روایتی که حتی بعد از گذر سال‌ها همچنان برای ما می‌تواند آشنا باشد. ▪️ به مناسبت روز جهانی زنان مهندس پیشنهاد می‌کنم این مستند کوتاه را ببینید. به امید اینکه با بزرگداشت این روز و اهمیت‌دادن به آن حداقل برای نسل‌های بعدی این شکاف ایجاد شده، ترمیم شود. 🤍 نشریهٔ دردانشکده

احکام اخراج و تعلیق باید شکسته شوند: بیانیهٔ مشترک جمعی از نشریات دانشجویی ▪️ما، جمعی‌ از نشریات دانشجویی، همراهی خود را با نامهٔ جمعی‌ از دانشجویان و فارغ‌التحصیلان دانشگاه شریف که خواستار شکسته‌شدن احکام تعلیق و اخراج هستند، اعلام می‌کنیم. ما معتقدیم که تداوم این روند نه تنها به افزایش فشار روحی و اجتماعی به دانشجویان منجر می‌شود بلکه زیست بوم دانشگاه را فرسوده و ناامید می‌سازد. ▪️ما به‌خوبی آگاهیم که در فضای کنونی، شاید امضای یک نامه نتواند به‌ تنهایی رویهٔ مستقر را تغییر دهد و فرآیند صدور احکام را فوراً متوقف کند؛ اما این اقدام، پیش و بیش از هر چیز، خط بطلانی بر انفعال بدنهٔ دانشجویی است. ما نمی‌توانیم دست روی دست بگذاریم، صرفاً تماشاگر باشیم و حذف و اخراج هم‌کلاسی‌هایمان را در سکوت نظاره کنیم. ثبت این امضاها، حداقل کاری است که برای ایستادن در کنار یکدیگر و ثبت موضع و مسئولیت‌پذیری‌مان در این برهه می‌توانیم انجام دهیم. ▪️در این فرصت کوتاهی که برای تغییر این احکام ناعادلانه باقی مانده، از تمامی دانشجویان و فارغ‌التحصیلان مسئولیت‌پذیر دعوت می‌کنیم با امضای این نامه و دعوت از دیگران برای همراهی با آن، صدای هم‌دانشگاهی‌های خود باشند. 👍 متن کامل و اسامی نشریات امضاکننده را می‌توانید در اینجا ببینید. 🤍 نشریهٔ دردانشکده

نغمه‌های رهایی #تقویم‌ها_گفتند | روز جهانی موسیقی #پشت_درهای_شریف #بشنو_از_نی 🎶 نام‌گذاری «روز جهانی موسیقی» با یک فلسفهٔ ساده شروع شد: «موسیقی و شادی حق تمامی انسان‌ها است.» ▪️ حتی اگر دیوارها سر به فلک بکشند و باورهای تهیِ سرکوبگر تازیانه بیفکنند، صدای صلح و آزادیِ موسیقی، هرگز در بند نمی‌ماند؛ این نوا نسل‌به‌نسل طنین‌انداز خواهد شد. 🗞 نشریهٔ دردانشکده

زندگی ناتمام #پشت_درهای_شریف #بشنو_از_نی #فاطمه‌زهرا_موسوی 🎶 اگر روزی برای مفهوم «ادامه‌دادن، علی‌رغم همه‌چیز» لیستی از قطعات موسیقی جمع‌آوری شود، قطعهٔ «زندگی ناتمام» بی‌شک در این لیست خواهد بود. در این قطعه از آلبوم «Tree of Life» که ١٣ سال از انتشار آن می‌گذرد، گروه «Audiomachine» از سبک حماسی همیشگی خود فاصله می‌گیرد و چیزی عمیقاً شخصی می‌سازد. 🎼 این قطعه با پیانویی ساده شروع می‌شود و بعد سازهای زهی وارد می‌شوند تا این سمفونی را تکمیل کنند. زندگی ناتمام، موسیقی متنِ زندگی تک‌تک انسان‌های خسته‌ای است که بی‌سر‌وصدا ادامه می‌دهند. موسیقی‌ای که تا مدت‌ها در ذهن می‌ماند. 🗞 نشریهٔ دردانشکده

هميشه تکیه‌گاه #پشت_درهای_شریف #رادیو_دردانشکده #تقویم‌ها_گفتند | روز جهانی پدر #محمدیاسین_اسعدی
تن من تشنهٔ جان بود و باران تو نازل شد تویی که سایه‌ات از ابتدا سقفِ امانم بود به راه افتادم و دستم میان دست تو گم شد همان دستی که تنها تکیه‌گاه این جهانم بود مرا بر روی دوشت می‌نشاندی تا فرازِ عرش زمین، پست آید و ترسی نباشد در دل زارم نمی‌دانستم آن روزی که سرو قامتی بودی خودت خم می‌شوی تا من، سرافرازی به بار آرم درون سینه‌ات یک کوه غم از روزگاران بود ولی آن را تکاندی پشت در، آرام و پنهانی که تا با روی خندان پا گذاری در دل خانه نبیند اهل تو، در چشمهٔ چشمت پریشانی چقدر این مهر و این عشقِ پدر بودن عجیب است که سرمایه، جوانی، زندگی را می‌دهی آسان تمام روز می‌سوزی میان کار و سختی‌ها فقط تا طفل تو خوشبخت باشد در دل دوران گشاده‌دستی‌ات سهم تمام روزهایم شد خودت بی‌ادعا از آرزوهایت گذر کردی برای هرچه می‌خواستم تو مایه بستی از جانت برايم تا سحر بیدار ماندی و سفر کردی بزرگ گشتم ولی دنیا به چشم سر نخواهد دید که پشت سفرهٔ ما، همت یک شاهِ پنهان بود برای طالع و فالم با تقدیر جنگیدی که رنجت آتشی در سینه و چشمت غزل‌خوان بود به قربان تمام تارِ موهای سپید تو که در هر رشته‌اش راز جوانیِ خودم دیدم جهان هرچه فروخت از رنگ و نیرنگش، نخواستم من حقیقت را فقط من در وجود تو پرستیدم
🤍 نشریهٔ دردانشکده

شعری نیست #شماره_۱۰۶ #تقویم‌ها_گفتند #دو_خط_شعر #محمد_بابازاده ▫️ یک سال پیش در چنین روزی، جنگی آغاز شد که ۱۲ روز به طول انجا
شعری نیست #شماره_۱۰۶ #تقویم‌ها_گفتند #دو_خط_شعر #محمد_بابازاده ▫️ یک سال پیش در چنین روزی، جنگی آغاز شد که ۱۲ روز به طول انجامید. ۱۲ روزی که نظم زندگی را در هم شکست و زندگی‌هایمان را برای همیشه تغییر داد. ماه‌ها بعد، جنگ دیگری از راه رسید که تا امروز ادامه دارد و سرانجامش همچنان مبهم است. ⏸ حال به همین مناسبت، می‌توانید شعرِ «شعری نیست» که در ویژه‌نامهٔ جنگ دوازده‌روزه منتشر شده بود را در ادامه بخوانید.
تو گو شعری مگر می‌ماندم جانا؟ چه شعری گویمت؟ شعری مگر داریم؟ دلم تنگ است تنگ آن عزیزانی که در تهران رها کردم دلم تنگ است تنگ بید مجنونی که هر صبح از کنارش من گذر کردم و شعری نیست که من را بازگرداند به آنجایی که دست گرم یاری هست دلم تنگ است تنگ دست یارانم دلم تنگ است شعری هم نمی‌آید
🗞 نشریهٔ دردانشکده

جعبه‌‌سیاه کارآموزی #آموختن_کار 💠 با نزدیک‌شدن به فصل تابستان، دغدغهٔ پیدا کردن موقعیت کارآموزی مناسب و عبور از مراحل اداری آن، برای بسیاری از دانشجویان پررنگ‌تر می‌شود. گهگاهی با #آموختن_کار در کانال و شماره‌های نشریه به موضوع کارآموزی پرداخته بودیم، در ادامه این مطالب برای دسترسی راحت‌تر گردآوردی شده‌اند. 🔹 در یادداشت «کاربیآموز» در شمارهٔ ۹۸ نشریه، تلاش شده با بررسی دقیقِ روند نامه‌نگاری‌ها، مراحل اداری و سؤالات متداول دانشجویان، نقشهٔ راه روشنی برای این مسیر ترسیم شود. 🔹 پس از آشنایی با چارچوب‌های اداری، مرور تجربهٔ افرادی که پیش‌تر این مسیر را پیموده‌اند، می‌تواند درک روشن‌تر و واقع‌بینانه‌تری از کارآموزی به ما بدهد. می‌توانید متن کامل این تجربه‌ها را از طریق لینک‌های زیر مطالعه کنید:
🔗 صنعت نزدیک به آکادمی | کارآموزی در شرکت «EIED» 🔗 صد در صدر | کارآموزی در شرکت پاسارگاد 🔗 از آکادمی تا صنعت | کارآموزی در دکل نفتی 🔗 آنجا لبۀ دنیاست! | کارآموزی در دکل نفتی 
📌 همچنین، می‌توانید برای اطلاعات بیشتر به اطلاعیهٔ شورای صنفی و برای برای مشاهدهٔ آیین‌نامه و فرم‌های دورهٔ کارآموزی می‌توانید به این بخش از سایت دانشکده مراجعه کنید. 🗞 نشریهٔ دردانشکده

صنعت نزدیک به آکادمی #آموختن_کار #صالح_پیران‌خو ◽️ در دوران کارشناسی پس‌ از گذراندن واحدهای درسی مرتبط، دانشجویان برای شرکت در دورۀ کارآموزی آماده می‌شوند. شرکت «EIED» یکی از محل‌های معرفی‌شده برای کارآموزی بود. ⚙️ این شرکت در حوزۀ طراحی و مهندسی پروژه‌های صنعتی، به‌ویژه در صنایع نفت، گاز، پتروشیمی و انرژی فعالیت دارد. دامنۀ خدمات آن شامل طراحی مفهومی، طراحی پایه، طراحی تفصیلی واحدهای فرایندی، تهیه و بررسی مدارک مهندسی، تدوین نقشه‌های فرایندی و همکاری در مراحل مختلف اجرای پروژه‌های صنعتی است. تمرکز اصلی این مجموعه بر ارائۀ خدمات مهندسی و فنی بوده و پروژه‌ها عمدتاً با رویکرد طراحی و تحلیل فرایندهای صنعتی مورد بررسی قرار می‌گیرند... ⏸ متن کامل این یادداشت را می‌توانید در تلگراف و امیگوی نشریهٔ دردانشکده مطالعه کنید. 🤍 نشریهٔ دردانشکده

سقوط تیسپون #زمان‌گویه‌ها #قسمت_چهارم #محمدحسین_هاشمی ▫️ در قسمت سوم از زمان‌گویه‌ها، روزها و اتفاقات نبرد قادسیه را روایت کردیم. در این قسمت به اتفاقات، غارت‌‌ها و تاراج‌هایی که اعراب پس از پیروزی‌شان انجام دادند می‌پردازیم؛ اما شوربختانه از این قسمت تاریخ در شاهنامه اثری یافت نمی‌شود. ▫️افتادن پیکر بی‌جان «رستم فرخزاد» بر خاک، آب سردی بر جان سپاهیان ایرانی بود. آن‌ها سراسیمه شده بودند و نبرد لحظه‌به‌لحظه به سود اعراب پیش می‌رفت. بااین‌حال سربازان ایرانی باز هم دست از نبرد نکشیدند. از آن دلیر‌مردان نه ترس و فرار، بلکه تنها رشادت و شجاعت و تا پای جان جنگیدن برای وطن بر جای ماند... ⏸ متن کامل این یادداشت را می‌توانید در تلگراف و امیگوی نشریهٔ دردانشکده مطالعه کنید. 🗞 نشریهٔ دردانشکده

یک کوچ اجباری! #ناگفته‌ها #Gap_GPT 💭 شمارهٔ ۱۱۲، هشتاد روز پس از قطعی اینترنت منتشر شد. در تمام این مدت، دسترسی به اینترنت بین‌الملل ممکن نبود. گفت‌وگویی که طبق رسم نشریه در صفحهٔ آخر شماره با «Chat GPT» شکل می‌گرفت، این بار ناگزیر با «Gap GPT» انجام شده است. اگر تا الان فرصتی برای مطالعهٔ آن نداشتید، فایل ضمیمه را ملاحظه کنید. 📬 با اشتیاق فراوان منتظر دریافت پیشنهادات، دل‌نوشته‌ها، انتقادات و هر چه در دل دارید برای شماره‌های آینده هستیم. به امید اینکه دیگر به اجبار به «Gap GPT» کوچ نکنیم. لطفاً از طریق 🔗اکانت دردانشکده🔗 پرسش‌ها و نوشته‌های خود را با ما به اشتراک بگذارید تا ما نیز [در صورت امکان] آن‌ها را منتشر کنیم. 🤍 نشریهٔ دردانشکده

بر اساس گزارش‌های منتشرشده در فضای دانشجویی، آریانا کوچکی، دانشجوی کارشناسی ورودی سال ۱۴۰۰ مهندسی صنایع، دیروز توسط نیروهای ا
بر اساس گزارش‌های منتشرشده در فضای دانشجویی، آریانا کوچکی، دانشجوی کارشناسی ورودی سال ۱۴۰۰ مهندسی صنایع، دیروز توسط نیروهای امنیتی بازداشت شده است. از شرایط وی خبری در دسترس نیست. 🆔 @Sharif_Senfi

👋🏻😌 بیا بریم دردانشکده! ⏰ جلسهٔ نقد شمارهٔ ۱۱۲، سه‌شنبه ۱۲ خردادماه، ساعت ۱۸ به‌صورت مجازی در اتاق دردانشکده برگزار خواهد
👋🏻😌 بیا بریم دردانشکده! ⏰ جلسهٔ نقد شمارهٔ ۱۱۲، سه‌شنبه ۱۲ خردادماه، ساعت ۱۸ به‌صورت مجازی در اتاق دردانشکده برگزار خواهد شد. ✍🏻❤️ پیشاپیش قدردان همکاری شما عزیزان و منتظر حضور پرمهرتان هستیم‌. 🤍 نشریهٔ دردانشکده

📌 نامۀ مشترک گروه‌های دانشجویی دانشگاه صنعتی شریف در اعتراض به احکام اخیر کمیته‌های انضباطی دانشگاه 🗞نشریهٔ دردانشکده
+1
📌 نامۀ مشترک گروه‌های دانشجویی دانشگاه صنعتی شریف در اعتراض به احکام اخیر کمیته‌های انضباطی دانشگاه 🗞نشریهٔ دردانشکده

تلخ‌کام یا محزون؟! #دانم_که_ندانم #ستایش_حنفی 📚 این تصور آزاردهنده که دیگران همه راضی و خوشحال‌ هستند و فقط ماییم که با غم‌های خود تنها مانده‌ایم، می‌تواند باعث شود روحیه‌مان را ببازیم. به همین ترتیب دانستن اینکه غم و رنج همه‌جا پیدا می‌شود و بی‌دلیل نیست که اغلب احساس می‌کنیم، زندگی جهنمی است؛ کمی مایهٔ آسودگی خیال است. ▪️ «آلن دو باتن» در کتاب «در باب امیدواری» به بررسی این تصور، مفهوم امیدواری و دلایلی که می‌توانند الهام‌بخش و آرام‌بخش باشند، می‌پردازد. در ادامه به بررسی فصل هفتم از بخش اول (دلایل تاریکی) این کتاب می‌پردازیم که در فضایی میان فلسفه و روان‌شناسی به مزایای محزون‌بودن پرداخته است.
می‌توان دو راه اصلی رویارویی با تیره‌بختی را از هم تمیز داد: یکی تلخی و دیگری حزن. هم فرد تلخ‌کام و هم فرد محزون آشفته‌اند و ممکن است اشک بریزند اما شباهت‌هایشان همین‌جا تمام می‌شود. فرد تلخ‌کام معتقد است، اتفاقات وحشتناکی که برایش افتاده امری غیر معمول است. بنا نبود چنین اتفاقاتی بیفتد. شخص تلخ‌کام مصرانه بر این باور است باید عدالتی وجود داشته باشد، چون جهان اساساً بر پایهٔ عدل است و فقط و فقط او بوده که کارت‌های بازی بدی گیرش آمده است. آن‌ها غرق در کینه هستند و تا روز مرگشان زخم‌های خود را تازه می‌کنند. درست مانند شخص تلخ‌کام فرد محزون نیز احساس می‌کند به گونه‌ای تنبیه شده است؛ اما هرگز تا جایی پیش نمی‌رود که تصور کند این رنج، فقط مختص او و یک استثناست. حتی اگر همسایه‌شان در ظاهر چیزی شبیه بدبختی‌های آن‌ها را تجربه نکند آن‌ها می‌دانند؛ هرکس در پس ظاهر آرام با چالش‌های بزرگ خود دست‌و‌پنجه نرم می‌کند. افراد محزون تصور نمی‌کنند زندگی برای دیگران، حتی برای برخوردارها آسان‌تر است. آن‌ها گول لبخندهای ظاهری و دسترسی به تجملات مادی را نمی‌خورند؛ اما در عین حال، لحظه‌ای به این خیال باطل راه نمی‌دهند که در پشت رنج، عدالتی نهفته است. آن‌ها می‌دانند مجازات‌ها و سختی‌ها فارغ از شخصیت افراد قِسم می‌شود. دلیل ویژه‌ای پشت بیماری‌ها و آسیب‌هایی که به افراد می رسد وجود ندارد: دنیا نوعی دادگاه حقوقی با هیئت منصفه نیست. این دو فلسفه دیدگاه‌های متفاوت فرد تلخ‌کام و فرد محزون را نشان می‌دهد. فرد تلخ‌کام بی‌قرار است، بی‌قراری‌اش پایان ندارد و خشمش هرگز فروکش نمی‌کند. فرد محزون اما آرام است. آن‌ها به سرعت با کابوس‌هایی که برایشان اتفاق افتاده است کنار می‌آیند؛ اگرچه پیشاپیش نیز تا حدی از وقوعشان نگران بوده‌اند و انتظارش را داشته‌اند. ✍در باب امیدواری | بخش اول، فصل هفتم: مزایای محزون‌بودن | آلن دو باتن
▪️ در ادامهٔ این فصل بیان می‌شود که برای فرد محزون برخلاف فرد تلخ‌کام این مورد بدیهی است که زندگی، تکلیفی دردناک خواهد بود. همان‌طور که «بلز پاسکال» گفته است: «عظمت انسان در این است که از بدبختی خود خبر ندارد.» یا «شوپنهاور» که حکمتی مشابه دارد و می‌گوید: «هرکس به پوچی دنیا پی نبرد، خود پوچ‌ترین است.» کلام آخر را اما باید از بزرگ‌ترین متفکر محزون و سودازدهٔ دوران فیلسوف رواقی «سِنِکا» شنید: «چه نیازی است برای قسمت‌هایی از زندگی زار بزنیم؟ کلیت زندگی اشک انسان را در می‌آورد». 🤍 نشریهٔ دردانشکده

🛢 پترونامه 📌 برای دسترسی راحت‌تر می‌توانید متون شمارهٔ ۱۱۲ نشریه را از طریق لینک‌های زیر مطالعه کنید. ▫️ مرثیه‌ای برای یک رؤیا/ سرمقاله ▫️ روزی روزگاری اينترنت/ هشتاد روز تاریکی دیجیتال؛ ارزیابی یک فاجعه ▫️ آجرهای قرمز پریشان/ بالبداهه ▫️ تقویم پتروشیمی/ بررسی تاریخچهٔ پیدایش صنعت پتروشیمی ▫️ هیدروکربن‌ها در منزل/ نگاهی مختصر به بعد فنی و تجهیزات پتروشیمی‌ها ▫️درخت زنجیرۀ ارزش/ بررسی جایگاه مواد در زنجیرهٔ ارزش نفت و گاز ▫️ مهندسی شیمی؛ مغز پتروشیمی/ نقش مهندسی شیمی در پتروشیمی ▫️ برش پتروشیمی در کیک اقتصاد/ بررسی سهم پتروشیمی در اقتصاد و آسیب‌های جنگی ▫️ تحریم؛ هم‌نشین نامحرم/ بررسی انواع تحریم و اثرات آن روی صنعت پتروشیمی ▫️ این‌سوی جبر/ خشت دوم ▫️ وقتی دست صلح را می‌بندن‍د‍!/ از نافرمانی پنهانی مدیران شوروی تا بستن دست صلح در ایران ▫️آسمان میز من/ خشت سوم 🗞 نشریهٔ دردانشکده