es
Feedback

¡No caigas en manos de tramposos! Telemetrio encuentra y marca estos canales 👉 Si quieres ver la etiqueta, suscríbete

دكتر على دارابى

دكتر على دارابى

Ir al canal en Telegram

جهت ارتباط با دكتر علي دارابى از طريق آدرس زير اقدام فرماييد @Dr_ali_darabi

Mostrar más
577
Suscriptores
-124 horas
-47 días
+330 días
Archivo de publicaciones
🔻دارابی در گفت‌وگو با میراث‌آریا: 🔷تاریخ شفاهی، پشتوانه تجربه‌گرایی و سرمایه راهبردی توسعه سازمانی است 🔹قائم‌مقام وزیر و معاون میراث‌فرهنگی کشور با تاکید بر اینکه تاریخ شفاهی یکی از ارکان بنیادین حفاظت از میراث‌فرهنگی و حافظه سازمانی است، گفت: بهره‌گیری از فناوری‌های نوین و استانداردهای میراث دیجیتال برای ثبت، پردازش و نگهداری بلندمدت روایت‌ها، پیش‌شرط توسعه حرفه‌ای تاریخ شفاهی و تبدیل دانش تجربی به سرمایه‌ای ماندگار برای نسل‌های آینده است. www.chtn.ir/x4xmK

قائم‌مقام وزیر و میراث‌فرهنگی تشریح کرد: ۵ ضرورت در تاریخ شفاهی؛ پرسشگری دقیق، مستندسازی و صداقت/ رونمایی از کتاب تاریخ شفاهی و کتاب‌شناسی علی دارابی، قائم‌مقام وزیر و معاون میراث‌فرهنگی کشور با تاکید بر ضرورت نگاه حرفه‌ای و تخصصی به تاریخ شفاهی، پنج محور اساسی در این حوزه را تشریح کرد و گفت: پرسشگری دقیق، مستندسازی رویدادها، اعتمادسازی، گردآوری اسناد و پایبندی به صداقت، از الزامات ثبت روایت‌های معتبر و حرکت در مسیر کشف حقیقت تاریخی است. www.chtn.ir/x4xnc

شاهنامه فردوسی و میراث فرهنگ و تمدن ایرانی این کتاب حاصل مجموعه مقالات ارایه شده در همایش بازشناسی نقش شاهنامه فردوسی در فرهنگ و تمدن ایرانی- اسلامی به همت دکتر فرزاد قائمی از انتشارات هنر حماسی (مشهد: ۱۴۰۴) منتشر شده است. افتخار داشتم ریاست این همایش را بر عهده داشتم. این همایش که در ۲۵ و ۲۶ اردیبهشت ۱۴۰۲ در دانشکده ادبیات و علوم انسانی دانشگاه فردوسی برگزار شد شامل : ۴۰ سخنرانی، و از میان ۹۵۶ مقاله داوری شده در نهایت ارائه ۴۵ مقاله همراه بود. 💠 جلد اول این کتاب در ۳۴۲ صفحه شامل تعدادی از سخنرانی ها و مقالات آن همایش است. شاهنامه حکیم ابوالقاسم فردوسی شاهکار جهانی و فنا ناپذیر زبان فارسی در شمار ابیات قریب به ۵۰ هزار بیت بیش از ۶۰۰ بار از خرد و دانش سخن گفته است. 🔸️شاهنامه را شناسنامه ایرانیان، ترازوی زبان فارسی، اوستای پس از اسلام ، اخلاق نامه، خردنامه ، و "سند ثبت احوال ایرانیان "نامیده اند. شاهنامه کلام یک ملت و نه فقط حکیم توس و سند استقلال، غرور ملی ایرانیان و سایه حماسی تاریخ عظیم ایران زمین است. فردوسی در نگارش شاهنامه – هزار سال پیش – زیبایی خلق کرده بود که برای مخاطبی فراتر از یک عصر و برای همیشه ، تاریخ سخن گفته است. ◀️ ما اگر می خواهیم جوانان عزیز کشور با هویت، تاریخ، تمدن، ایران و اصل و ریشه خود آشناتر شوند راه آن مطالعه شاهنامه، بوستان، گلستان، مثنوی، دیوان حافظ و امثال آن است. چه خوش گفت حکیم ابوالقاسم فردوسی: نخست از جهان آفرین کرد یاد ✳️ خداوند خوبی و پاکی و داد ✳️ همی آفرین خواند بر کردگار ✳️ بر آن شادمان گردش روزگار #فردوسی #میراث #فارسی https://www.instagram.com/p/DexGFBxoBEi/?srtk=MXdjMmpkd3pzcTgwcw==

گردیزی با روایت زوال حکومت‌ های پیشین، به‌ویژه سامانیان، می‌کوشد علل سقوط را ریشه‌یابی کند و تلویحاً غزنویان را به بازپس‌گیری قدرت در خراسان و بازگشت به دوران اوج محمود غزنوی تشویق نماید. این انگیزهٔ سیاسی در کنار دلبستگی او به فرهنگ ایرانی، کتاب را به ابزاری برای پیوند هویت ایرانی و اسلامی تبدیل کرده است. گردیزی با برجسته‌ کردن تاریخ ایران پیش از اسلام و همزمان پذیرش چارچوب اسلامی، می‌کوشد هویت دوگانهٔ ایرانی-اسلامی را تقویت کند و حاکمان ترک‌تبار غزنوی را به رعایت عدالت و حفظ این هویت ترغیب نماید. منابع گردیزی متنوع‌اند. علاوه بر دیده‌ها و شنیده‌های شخصی و آثار بیرونی، او از «مسالک و ممالک» ابن‌خردادبه، آثار ابوعبدالله جیهانی، «ربع‌الدنیا» ابن‌مقفع و احتمالاً دیگر آثار جغرافیایی و تاریخی بهره برده است. برای تاریخ خراسان، تکیهٔ اصلی او بر سلمی است که امروز مفقود شده و بخش مهمی از ارزش زین‌الاخبار در حفظ گزیده‌هایی از این منبع گمشده نهفته است. اهمیت زین‌الاخبار در تاریخ تاریخ‌نگاری فارسی چندلایه است. نخست آنکه نخستین تاریخ عمومی مستقل به زبان فارسی است که نه ترجمه است و نه اقتباس صرف. دوم آنکه تمرکز ویژه‌ای بر تاریخ شرق ایران و خراسان دارد و اطلاعات دست‌اولی از دورهٔ سامانی و غزنوی ارائه می‌دهد که در منابع دیگر کمتر یافت می‌شود. سوم آنکه توجه به ابعاد فرهنگی و قوم‌شناختی، آن را از تاریخ‌های سیاسی صرف متمایز می‌کند. چهارم آنکه نثر ساده و روان آن نمونه‌ای عالی از تداوم سنت نثر سامانی در عصر غزنوی است. با وجود این ارزش‌ها،کتاب محدودیت‌ هایی نیز دارد. ایجاز بیش از حد گاه باعث از دست رفتن جزئیات مهم می‌شود. نسخهٔ کامل آن در دست نیست و تنها دو نسخهٔ نسبتاً متأخر (یکی در کمبریج و دیگری در آکسفورد) باقی مانده که هر دو ناقص‌اند. تصحیح انتقادی عبدالحی حبیبی در سال ۱۳۴۷ شمسی مهم‌ترین چاپ موجود است. در مجموع، زین‌الاخبار گردیزی نقطهٔ عطفی در گذار تاریخ‌ نگاری فارسی از مرحلهٔ ترجمه و اقتباس به مرحلهٔ تألیف مستقل است. اگر بلعمی تاریخ طبری را به پارسی آورد، گردیزی تاریخ را از نو و با نگاه خراسانی و ایرانی نوشت. او با نثری موجز و پخته، با توجهی کم‌نظیر به فرهنگ ملل، و با انگیزه‌ای سیاسی برای احیای قدرت غزنوی در خراسان، اثری آفرید که هم سند تاریخی است و هم بازتاب‌دهندهٔ ذهنیت نخبگان شرق ایران در میانهٔ سدهٔ پنجم. گفتار حاضر نشان می‌دهد که چگونه یک مورخ گمنام از گردیز توانست اخبار را چنان «زینت» دهد که هنوز پس از نزدیک به هزار سال، یکی از منابع اصلی شناخت تاریخ خراسان بزرگ به شمار رود.

آینه‌های قدرت: گفتارهایی در تبار تاریخ‌ نگاری ایرانیان از اسلام تامشروطیت۳ اخبار زینت‌یافتهٔ شرق: گردیزی و نخستین تاریخ مستقل فارسی خراسان بزرگ محمدوحیدقلفی ۲۹ مهر ماه ۱۴۰۵ حدود۲۵۰۰کلمه/۳ دقیقه ابوسعید عبدالحی بن ضحاک بن محمود گردیزی، مورخ سدهٔ پنجم هجری، از چهره‌ هایی است که زندگی‌اش در هاله‌ای از ابهام قرار دارد. تاریخ دقیق تولد و مرگ او دانسته نیست، اما از نسبت «گردیزی» پیداست که اهل گردیز، شهری در شرق غزنی و درقلمرو امروز افغانستان بوده است. او در دربار غزنویان می‌زیست و کتاب خود را به سلطان عبدالرشید بن محمود غزنوی(حک ۴۴۰–۴۴۳ ق) تقدیم کرد. نام کتاب، زین‌الاخبار، اشارهٔ روشنی به لقب سلطان، زین‌الملة، دارد. گردیزی احتمالاً در سال‌های پایانی عمر خود، حدود ۴۴۲ یا ۴۴۳/ ۱۰۵۰یا۱۰۵۱، این اثر را به پایان رساند. او خود را شاهد بسیاری از رویداد های نظامی و سیاسی غزنویان معرفی می‌کند، هرچند نه ابونصر عتبی و نه ابوالفضل بیهقی، که معاصر او بودند، نامی از وی نبرده‌اند. زین‌الاخبار یا تاریخ گردیزی را باید نخستین تاریخ مستقل و اصیل به نثر فارسی دانست که نه ترجمهٔ اثری عربی است و نه تلخیص صرف از منابع پیشین. برخلاف تاریخ بلعمی که بازآفرینی فارسی تاریخ طبری بود، گردیزی اثری تازه و مستقل پدید آورد که تاریخ عمومی جهان را با تمرکز ویژه بر شرق ایران، خراسان و ماوراءالنهر در هم آمیخت. کتاب از تاریخ اساطیری ایران (پیشدادیان و کیانیان) آغاز می‌شود، سپس به اشکانیان، ساسانیان، پیامبر اسلام و خلفا می‌پردازد و در ادامه تاریخ امرای خراسان، طاهریان، صفاریان، سامانیان و غزنویان را تا حدود سال ۴۳۲ ق دنبال می‌کند. صفحات آغازین کتاب از میان رفته و متن موجود عملاً از شرح سلسلهٔ پیشدادیان شروع می‌شود. ساختار کتاب ترکیبی از تاریخ عمومی، تاریخ سلسله‌ای و تاریخ محلی است. بخش مربوط به پادشاهان ایران پیش از اسلام از منابع معتبر گرفته شده و بسیاری از این منابع امروز از میان رفته‌اند. بخش خلفای عباسی بسیار مختصر است، اما هنگامی که سخن به امرای خراسان می‌رسد، روایت تفصیلی‌ تر می‌شود. به‌ویژه تاریخ سامانیان و فروپاشی آنان، و سپس برآمدن غزنویان، با جزئیات بیشتری آمده است. گردیزی برای دورهٔ سامانی عمدتاً از کتاب گمشدهٔ «تواریخ ولاة خراسان» اثر ابوعلی سلمی بیهقی بهره برده و برای دورهٔ بعد از آن نیز از ادامه‌های این اثر استفاده کرده است. روایت او از غزنویان از زمان آلپ‌تگین و سبکتگین آغاز می‌شود و با تفصیل بیشتری به سلطنت محمود و مسعود می‌پردازد و تا پایان حکومت مودود بن مسعود ادامه می‌یابد. یکی از برجسته‌ترین ویژگی‌های زین‌الاخبار، توجه ویژهٔ گردیزی به مباحث فرهنگی، قوم‌ شناختی و اجتماعی است. او بخش‌هایی را به اعیاد، رسوم، آداب و جشن‌های ایرانیان، هندوان، ترکان، رومیان و دیگر اقوام اختصاص داده است. این بخش‌ها به‌وضوح تحت تأثیر آثار ابوریحان بیرونی، به‌ویژه «آثار الباقیه» و «تحقیق ماللهند»، قرار دارد. گردیزی خود اذعان می‌کند که مطالبی را مستقیماً از بیرونی شنیده است. این رویکرد مردم‌شناختی، زین‌الاخبار را از تاریخ‌های صرفاً سیاسی متمایز می‌کند و آن را به یکی از نخستین نمونه‌های توجه به فرهنگ ملل مختلف در تاریخ‌نگاری فارسی تبدیل می‌سازد. از نظر سبک و زبان، نثر گردیزی ادامهٔ مستقیم سنت نثر دورهٔ سامانی است، هرچند در عصر غزنوی نوشته شده. جمله‌ها کوتاه، ساده و موجز هستند و از سجع و موازنهٔ تصنعی تقریباً خبری نیست. واژه‌های عربی نسبت به نثر سامانی کمی بیشتر است، اما هنوز نثر فارسی‌تر و روان‌تر از بسیاری از آثار بعدی به شمار می‌رود. گردیزی به ایجاز پایبند است و بیشتر به ذکر رئوس حوادث اکتفا می‌کند تا به جزئیات طولانی. این ایجاز گاه به حدی می‌رسد که روایت اسکلتی خشک به نظر می‌آید، اما در عوض خواننده را خسته نمی‌کند و امکان مرور سریع رویدادها را فراهم می‌سازد. اصطلاحات کهن و فراموش‌شده در متن فراوان است و همین امر ارزش زبانی کتاب را دوچندان کرده است. روش تاریخ‌نگاری گردیزی ترکیبی از رویکرد روایی و گاه تحلیلی است. او برخلاف طبری اسناد طولانی را ذکر نمی‌کند و روایات را به شکلی منسجم و پیوسته ارائه می‌دهد. در برخی مواضع دست به تبیین و نقد می‌زند، هرچند این نقدها سطحی باقی می‌مانند. دیدگاه او نسبت به ادیان و مذاهب دیگر نسبت به بسیاری از معاصرانش تساهل‌ آمیزتر است، هرچند کاملاً بی‌طرف نیست. یکی از ویژگی‌ های مهم تاریخ‌نگری گردیزی، نگاه تقدیر گرایانه همراه با عدم اعتقاد به اطاعت بی‌ چون‌وچرا از پادشاهان است. او به عدالت و انصاف حاکمان اهمیت می‌دهد و گاه زوال سلسله‌ها را نتیجهٔ ظلم و بی‌عدالتی می‌داند. ساختار روایی زین‌ الاخبار دارای بار سیاسی آگاهانه‌ای است.

بلعمی حوادث را تا حدود سال ۳۵۵ قمری ادامه داده و بدین‌ترتیب بخشی از رویدادهای معاصر خود را نیز ثبت کرده است. او در برخی موارد روایات را کوتاه‌تر کرده و در موارد دیگر، به‌ویژه در بخش‌ های مربوط به ایران باستان و برخی رویداد های صدر اسلام، مطالبی افزوده است. مطالعات روایت‌شناختی معاصر نشان می‌دهد که در روایت‌هایی مانند سقیفه یا عاشورا، بلعمی گاه صداهای متفاوت‌تری را نسبت به طبری بازتاب داده و زاویهٔ دید را تغییر داده است. این امر نشان می‌دهد که او نه مترجمی منفعل، بلکه مورخی کنشگر بوده که تاریخ را بر اساس نیازها و دیدگاه‌های فرهنگی- سیاسی زمان خود بازتولید کرده است. اهمیت سیاسی و فرهنگی تاریخ بلعمی را نباید نادیده گرفت. سامانیان که خود را وارث شاهان ایران باستان می‌دانستند، با حمایت از چنین آثاری می‌کوشیدند مشروعیت خود را هم در چارچوب اسلامی و هم در چارچوب ایرانی تثبیت کنند. ترجمهٔ تاریخ طبری به پارسی، همزمان دو هدف را برآورده می‌ساخت: از یک سو دانش تاریخی جهان اسلام را در دسترس نخبگان فارسی‌زبان قرار می‌داد، و از سوی دیگر هویت ایرانی را در دل روایت جهان‌شمول اسلامی تقویت می‌کرد. بلعمی با حذف اسناد عربی و ساده‌سازی روایت، تاریخ را از انحصار عالمان عرب‌زبان خارج کرد و آن را به زبان مردم خراسان آورد. تأثیر تاریخ بلعمی بسیار گسترده و پایدار بود. این کتاب در طول قرون متمادی بارها استنساخ شد و نسخه‌های متعددی از آن در کتابخانه‌های ایران، هند، ترکیه و اروپا باقی مانده است. بعدها به ترکی و حتی دوباره به عربی ترجمه شد و برای قرن‌ها یکی از پر خواننده‌ترین آثار تاریخی در جهان فارسی‌زبان باقی ماند. بسیاری از مورخان بعدی، از جمله مؤلفان مجمل‌التواریخ و القصص، از آن بهره بردند. از نظر تاریخ زبان فارسی نیز، این اثر منبعی بی‌بدیل برای مطالعهٔ تحول نثر فارسی در سدهٔ چهارم است. با وجود اهمیت فراوان، تاریخ بلعمی با چالش‌ هایی نیز روبه‌رو بوده است. یکی از مشکلات اصلی، تفاوت‌های گسترده میان نسخه‌های خطی است. کاتبان در طول قرن‌ها واژه‌های کهن را با واژه‌های جدیدتر جایگزین کرده‌اند و گاه متن را تغییر داده‌اند. این امر کار تصحیح انتقادی را دشوار ساخته است. همچنین، چون کتاب برای مدت‌ها صرفاً به عنوان «ترجمه» شناخته می‌شد، ارزش مستقل تاریخی آن کمتر مورد توجه قرار می‌گرفت. پژوهش‌های جدید نشان داده‌اند که تاریخ بلعمی در واقع اثری بازآفرینی‌ شده و تقریباً مستقل است که بازتاب‌دهندهٔ دیدگاه سیاسی و فرهنگی دربار سامانی است. در پایان باید گفت که تاریخ بلعمی نقطهٔ عطفی در تاریخ تاریخ‌نگاری ایران است. اگر طبری تاریخ را به زبان عربی و با روش محدثان جهان‌شمول ساخت، بلعمی آن را به زبان پارسی آورد، از بند اسناد خشک رها کرد و به آن رنگ و بوی ایرانی بخشید. او با این کار نه تنها نخستین تاریخ عمومی مفصل به زبان فارسی را پدید آورد، بلکه راه را برای شکوفایی نثر تاریخی فارسی در قرن‌های بعد هموار ساخت. گفتار حاضر نشان داد که چگونه یک وزیر سامانی، با فرمان امیر خود، توانست پلی میان دو جهان عربی و ایرانی بزند و تاریخ را از انحصار یک زبان خارج کند. این پل هنوز هم پابرجاست و تاریخ بلعمی همچنان یکی از ستون‌های اصلی فهم ما از چگونگی شکل‌گیری هویت تاریخی ایرانیان در دوران پس از اسلام به شمار می‌رود.

آینه‌های قدرت: گفتارهایی در تبار تاریخ‌نگاری ایرانیان ازاسلام تامشروطیت۲ از عربی به پارسی: بلعمی و تولد نثر تاریخی فارسی در دربار سامانی محمدوحیدقلفی ۲۸ مهر ماه ۱۴۰۵ حدود۳۰۰۰کلمه/۴دقیقه ابوعلی محمد بن محمد بلعمی، معروف به امیرک بلعمی یا بلعمی صغیر، یکی از برجسته‌ترین چهره‌های فرهنگی و سیاسی سدهٔ چهارم هجری است. او در خاندانی دانشمند و دیوان‌سالار پرورش یافت که ریشه‌هایش به مرو بازمی‌گشت. پدرش، ابوالفضل بلعمی (بلعمی بزرگ)، خود از وزیران نامدار سامانیان بود و نقش مهمی در ترویج زبان و ادب فارسی ایفا کرده بود. ابوعلی در اواخر سلطنت عبدالملک بن نوح (حدود ۳۴۹ق) به وزارت رسید و این مقام را در دوران منصور بن نوح سامانی(۳۵۰–۳۶۵ ق) نیز حفظ کرد. او در سال ۳۶۳ یا کمی بعدتر درگذشت، هرچند برخی منابع تاریخ فوت او را تا اوایل دههٔ ۳۷۰ نیز آورده‌اند. اهمیت اصلی بلعمی نه در مقام وزارت، بلکه در نقش او به عنوان مترجم و بازآفرینندهٔ یکی از مهم‌ترین آثار تاریخ‌نگاری اسلامی نهفته است. در سال ۳۵۲ /۹۶۳، به فرمان منصور بن نوح سامانی و از طریق پیام ابوالحسن فایق خاصه، بلعمی مأمور شد تا تاریخ الرسل و الملوک محمد بن جریر طبری را از عربی به پارسی برگرداند. بلعمی در مقدمهٔ کتاب می‌نویسد: «بدانکه این تاریخ‌نامه بزرگست گردآورده ابی‌جعفر محمد بن جریر یزید الطبری رحمه‌الله که ملک خراسان — ابوصالح بن نوح — فرمان داد دستور خویش را ابوعلی محمد بن محمد البلعمی را که این تاریخ‌نامه را که از آن پسر جریر است پارسی گردان هرچه نیکوتر، چنان‌که اندر وی نقصانی نباشد.» این فرمان صرفاً یک دستورترجمهٔ معمولی نبود. دربار سامانی در آن روزگار درگیر پروژه‌ای فرهنگی بزرگ بود: احیای زبان فارسی دری به عنوان زبان رسمی و ادبی، در برابر سلطهٔ چند قرنی عربی. ترجمهٔ تاریخ طبری در کنار ترجمهٔ تفسیر طبری و تدوین شاهنامهٔ ابومنصوری، بخشی از این سیاست فرهنگی آگاهانه بود. بلعمی کار را با دقت و احساس مسئولیت آغاز کرد، اما خیلی زود از محدودهٔ ترجمهٔ تحت‌ اللفظی فراتر رفت و اثری تقریباً مستقل پدید آورد که امروز به نام «تاریخ بلعمی» یا «تاریخ‌نامهٔ بزرگ» شناخته می‌شود. تاریخ بلعمی از نظر ساختار کلی، همان چارچوب طبری را حفظ کرده است: از آفرینش جهان و داستان آدم آغاز می‌شود، تاریخ پیامبران، پادشاهان ایران باستان، روم و عرب جاهلی را در بر می‌گیرد و سپس به تاریخ اسلام تا سال‌های میانی سدهٔ چهارم می‌رسد. اما تفاوت‌های اساسی میان دو اثر وجود دارد. طبری به روش محدثان عمل می‌کرد و برای هر واقعه سلسلهٔ اسناد و روایات متعدد را ذکر می‌نمود. بلعمی تقریباً همهٔ اسناد را حذف کرد، از میان روایات مختلف یک روایت مرجح را برگزید و روایت‌های ناقص را از منابع دیگر تکمیل نمود. او گاه صریحاً یادآور می‌شود که افزوده‌ای از خود اوست. این تغییر روش، تاریخ‌نگاری را از شکل روایی خشک به شکل ترکیبی و روان‌تر تبدیل کرد. یکی از مهم‌ ترین ابعاد کار بلعمی، افزودن مطالب مربوط به تاریخ اساطیری و باستانی ایران است. در حالی که طبری اطلاعات نسبتاً محدودی از منابع پهلوی و ترجمه‌های عربی خدای‌نامه‌ها در اختیار داشت، بلعمی با تکیه بر سنت‌های شفاهی و مکتوب ایرانیِ خراسان، جزئیات بیشتری دربارهٔ پادشاهان پیشدادی و کیانی، جمشید، ضحاک، فریدون و دیگر شخصیت‌های اساطیری ارائه داد. این بخش‌ها بعدها منبع الهام غیر مستقیم برای فردوسی نیز شد و به تقویت حافظهٔ تاریخی ایرانیان کمک کرد. پژوهشگران نشان داده‌اند که بلعمی گاه آگاهانه روایت طبری را از دیدگاه ایرانی (به‌ ویژه خراسانی) بازآرایی کرده است. از نظر زبانی و ادبی، تاریخ بلعمی یکی از کهن‌ترین و مهم‌ترین نمونه‌های نثر فارسی دری است. پس از مقدمهٔ شاهنامهٔ ابومنصوری (۳۴۶ق)، این اثر قدیمی‌ ترین نثر مفصل بازماندهٔ فارسی به شمار می‌رود. نثر بلعمی ساده، روان و نزدیک به زبان گفتار است. جمله‌ها کوتاه‌اند، از سجع و موازنهٔ تصنعی خبری نیست، و واژه‌های عربی به حداقل رسیده است. او کوشیده است تا حد امکان از واژه‌های فارسی کهن بهره ببرد و حتی کلمات عربی را با نشانه‌های جمع فارسی به کار ببرد مانند«خلیفتان»، «ملکان»،«عاملان»محمد تقی بهار این نثر را چنان مهم دانسته که گاه دورهٔ سامانی را «دورهٔ نثر بلعمی» نامیده است. ویژگی‌های سبکی تاریخ بلعمی را می‌توان چنین برشمرد: سادگی و روانی، اطناب در ذکر جزئیات برخی وقایع، استفاده از نوادر لغات و ترکیبات کهن، آوردن مترادفات برای تأکید، و حفظ ساختار نحوی فارسی در برابر تأثیر نحو عربی. بلعمی با وجود آنکه متن مبدأ عربی بوده، توانسته است اسلوب فارسی را حفظ کندو اثری بیافریند که برای مخاطب ایرانیِ آن روزگار کاملاً قابل فهم و دلنشین باشد. این سادگی چنان بود که حتی افراد کم‌سواد نیز می‌توانستند از آن بهره ببرند. تاریخ بلعمی از نظر محتوایی نیز تفاوت‌هایی با اصل عربی دارد.

علی دارابی، قائم‌مقام وزیر و معاون میراث‌فرهنگی کشورمان که برای شرکت در چهارمین اجلاس اتحادیه میراث‌فرهنگی آسیا به چین سفر کرده است، مورد استقبال سرکنسول ایران در شانگهای قرار گرفت. چهارمین اجلاس اتحادیه میراث‌فرهنگی آسیا (آچا) از ۲۵ تا ۲۷ مهر مهرماه جاری با محوریت تبادل تجربیات کشورهای عضو در حوزه حفاظت از میراث فرهنگی و طبیعی در شهر هانگژو برگزار می‌شود. www.chtn.ir/x4x7M

🔷 دیدار قائم‌مقام وزیر و معاون میراث‌فرهنگی کشور با رئیس اتحادیه میراث‌فرهنگی آسیا 🔷 قائم‌مقام وزیر و معاون میراث‌فرهنگی کشور در حاشیه چهارمین اجلاس اتحادیه میراث‌فرهنگی آسیا (ACHA) با رئیس این اتحادیه دیدار و گفت‌وگو کرد. www.chtn.ir/x4x8K

🔻علی دارابی در دیدار با وزیر گردشگری مالزی: 🔷ایران و مالزی ظرفیت‌های بالقوه‌ای برای توسعه همکاری‌های فرهنگی و گردشگری دارند 🔹قائم‌مقام وزیر و معاون میراث‌فرهنگی کشورمان در دیدار با وزیر گردشگری، هنر و فرهنگ مالزی، با اشاره به پیوندهای فرهنگی دو کشور بر گسترش همکاری‌های دوجانبه در حوزه گردشگری حلال، گردشگری فرهنگی و حفاظت از میراث‌فرهنگی تأکید کرد. www.chtn.ir/x4x9F

دارابی: حفاظت از میراث‌فرهنگی آسیا نیازمند همکاری مشترک کشورهای منطقه است قائم‌مقام وزیر و معاون میراث‌فرهنگی کشور در چهارمین نشست شورای اتحادیه میراث فرهنگی آسیا (ACHA) با تأکید بر ضرورت همکاری کشورهای منطقه برای حفاظت از میراث‌فرهنگی گفت: میراث‌فرهنگی آسیا حاصل قرن‌ها خلاقیت، دانش، تعامل و تجربه تاریخی ملت‌های این قاره است و حفاظت از آن، مسئولیتی ملی و تعهدی پایدار به مسئولیت مشترک ملت‌هاست. 👇 www.chtn.ir/x4xbD

🔷 قائم‌مقام وزیر و معاون میراث‌فرهنگی ایران و وزیر فرهنگ یونان بر گسترش همکاری‌های میراث فرهنگی تاکید کردند 🔷 در حاشیه چهارمین اجلاس اتحادیه میراث فرهنگی آسیا (ACHA)، زمینه‌های تقویت روابط فرهنگی دو تمدن کهن ایران و یونان در دیدار علی دارابی با وزیر فرهنگ یونان مطرح شد. www.chtn.ir/x4xbK

پیام قائم‌ مقام وزیر و معاون میراث فرهنگی به مناسبت روز جهانی باستان‌شناسی 🌸 باستان‌شناسی از حوزه‌های مهم دانش است که با اتکا به شواهد عینی، امکان بازخوانی روایت‌های تاریخی و شناخت ابعاد کمتر شناخته‌شده زندگی انسان در گذشته را فراهم می‌کند. ارزش این دانش، افزون بر کشف آثار و شناسایی محوطه‌های باستانی، در بازسازی فرایندهای تاریخی و ارائه تبیین‌های مستند از شکل‌گیری و تحول جوامع انسانی است. امری که مستلزم تحلیل یافته‌ها در بستر تاریخی و فرهنگی و رعایت اصول مستندسازی و نقد علمی است. برای ایران، باستان‌شناسی فراتر از مطالعه آثار منفرد، در شناخت جایگاه این سرزمین در تحولات تاریخی و فرهنگی منطقه‌ای و فرامنطقه‌ای اهمیت دارد. موقعیت جغرافیایی ایران، زمینه‌ساز تعامل جوامع، تبادل اندیشه و فناوری و شکل‌گیری سنت‌های فرهنگی متنوع بوده است. فرایندهایی که شناخت آن‌ها به درک دقیق‌تر تاریخ ایران و پیوندهای آن با دیگر جوامع کمک می‌کند. اهمیت باستان‌شناسی در شرایط بحران و جنگ، به نقش آن در حفظ حافظه تاریخی و تقویت احساس تعلق به سرزمین نیز بازمی‌گردد. شواهد باستان‌شناسی، گواه تداوم زندگی و تعامل جوامع در طول قرن‌هاست و بازشناسی این تجربه تاریخی می‌تواند به شناخت ریشه‌های مشترک ایرانیان و تقویت هویت ملی بر پایه شواهد علمی کمک کند. در شرایط جنگ و بحران، شناخت معتبر و فراگیر از گذشته، با آشکار ساختن پیوندهای تاریخی و فرهنگی نسل‌ها و مناطق مختلف، می‌تواند زمینه تقویت همبستگی اجتماعی را فراهم آورد. از این منظر، صیانت از میراث باستان‌شناسی تنها حفاظت از آثار تاریخی نیست، بلکه پاسداری از سرمایه فرهنگی و حافظه جمعی کشور و انتقال آن به نسل‌های آینده است. همچنین، حفاظت از محوطه‌های باستانی، مستندسازی، مقابله با حفاری‌های غیرمجاز و قاچاق آثار و تداوم پژوهش در شرایط بحران اهمیتی دوچندان دارد زیرا تخریب یک محوطه یا از میان رفتن زمینه اصلی یک اثر، اطلاعات تاریخی و فرهنگی غیرقابل جایگزینی را نابود می‌کند. روز جهانی باستان‌شناسی فرصتی برای توجه بیشتر به جایگاه این دانش در سیاست‌گذاری‌های فرهنگی و پژوهشی کشور است از جمله تقویت پژوهش‌های میدانی، توسعه زیرساخت‌های علمی، حمایت از نسل جوان باستان‌شناسان و گسترش همکاری‌های تخصصی. پیشرفت این حوزه در گرو ارتقاءکیفیت پژوهش های کاربردی و درک حفاظت از میراث باستان‌شناسی به‌عنوان مسئولیتی علمی، فرهنگی و ملی است. اینجانب روز جهانی باستان‌شناسی را به استادان، پژوهشگران، کارشناسان، دانشجویان و تمامی فعالان این حوزه تبریک می‌گویم و تلاش‌های آنان را در صیانت از میراث تاریخی و تقویت پشتوانه‌های علمی و فرهنگی کشور ارج می‌نهم. بی‌تردید، شناخت مستند تاریخ و حفاظت از شواهد باستان‌شناسی، بخشی از مسئولیت ملی ما در پاسداری از هویت تاریخی ایران است. انتظار می‌رود با هم‌افزایی ظرفیت‌های علمی و اجرایی، زمینه صیانت مؤثر از این میراث و انتقال آن به نسل‌های آینده فراهم شود، چرا که آگاهی از پیشینه تاریخی و سرمایه‌های مشترک فرهنگی، به‌ویژه در شرایط دشوار، می‌تواند در تقویت هویت ملی، انسجام اجتماعی و همبستگی پایدار ایرانیان نقشی مؤثر ایفا کند. علی دارابی قائم‌مقام وزیر و معاون میراث فرهنگی https://www.instagram.com/p/DepTXlGowwW/?exln=aHRteXYwMmdsOWlt

🔻دارابی در چهارمین اجلاس اتحادیه میراث‌فرهنگی آسیا: 🔷جنگ به ۱۴۹ اثر تاریخی و فرهنگی ایران آسیب زد/ ضرورت ایجاد سازوکار آسیایی حفاظت از میراث در بحران 🔹قائم‌مقام وزیر و معاون میراث‌فرهنگی کشورمان در چهارمین اجلاس آچا از آسیب‌دیدگی ۱۴۹ اثر تاریخی و فرهنگی ایران در جریان جنگ اخیر خبر داد و سه پیشنهاد برای تقویت همکاری کشورهای آسیایی در حفاظت از میراث‌فرهنگی در شرایط بحران ارائه کرد. www.chtn.ir/x4xdv

🔶در دیدار دارابی با مدیرکل ایکروم مطرح شد: 🔷تدوین برنامه همکاری مشترک ۲ ساله ایران و ایکروم 🔷علی دارابی، قائم‌مقام وزیر و معاون میراث‌فرهنگی کشور در دیدار با ماریا گُجرا مدیرکل ایکروم، درباره همکاری‌های مشترک در حوزه حفاظت از میراث‌فرهنگی، مدیریت بحران و آموزش‌های تخصصی گفت‌وگو کرد. www.chtn.ir/x4xfP

در دیدار دارابی با وزیر فرهنگ و میراث مالدیو مطرح شد: توسعه همکاری‌های ایران و مالدیو در زمینه حفاظت از میراث‌فرهنگی علی دارابی، قائم‌مقام وزیر و معاون میراث‌فرهنگی کشور در دیدار با هینا ولید، وزیر فرهنگ و میراث مالدیو، درباره گسترش همکاری‌های تخصصی در حفاظت و مرمت آثار تاریخی، مقابله با پیامدهای تغییرات اقلیمی و توسعه تعاملات فرهنگی و پژوهشی دو کشور گفت‌وگو کرد. www.chtn.ir/x4xfZ

علی دارابی، قائم‌مقام وزیر و معاون میراث فرهنگی کشور در پیامی درگذشت یوسف مجیدزاده باستان‌شناس برجسته و پژوهشگر تمدن‌های باستانی ایران را تسلیت گفت. www.chtn.ir/x4xhH