544
Suscriptores
-124 horas
Sin datos7 días
-530 días
Archivo de publicaciones
544
...
ایران و برادران دائمی!!!
#حمید_آصفی
یک بیماری مزمن در سیاست خارجی جمهوری اسلامی وجود دارد: خودفریبی مزمن.
حاکمیت سالهاست با همان لبخندهای نصفهنیمه، نسخهای میپیچد که بارها امتحان شده و هر بار نتیجهاش فلاکت بیشتر برای مردم بوده است.
آقای دکتر پزشکیان گفته است که آمریکا با مکانیسم ماشه به دنبال ایجاد نارضایتی داخلی است و اگر روابط با همسایگان بهبود یابد، فشارها جبران خواهد شد.
این گزاره بیش از آنکه تحلیل باشد، یک سراب سیاسی است؛ همان خطای راهبردی که در دولت رئیسی و پیش از آن نیز تکرار شده است.
همسایگان ایران؟ عراق، امارات، قطر… همه تا جایی کنار تهران میایستند که خط قرمز آمریکا را رد نکرده باشند. هر حرکت تهران زیر ذرهبین واشنگتن است و هر گامی اشتباه میتواند همکاریها را به صفر برساند.
عراق، همان همسایهای که مقررات بانکیاش با کوچکترین فشار واشنگتن سخت میشود. امارات روابطش با تهران را هر وقت لازم بداند باز و بسته میکند.
خیال خام اینکه همسایگان حاضرند منافع ملی خود را فدای ایران کنند، چیزی جز یک توهم خطرناک نیست.
لحظه تاریخی که غنیسازی ایران عملاً از انتفاع افتاده بود فراموش نشده است. جمهوری اسلامی میتوانست با یک تصمیم به موقع، مکانیسم ماشه را متوقف کند. اما در تهران آنچه بود نه تدبیر، بلکه لجاجت و توهم. فرصت سوخت. مردم دوباره باید هزینه بدهند.
پرسش ساده اما بیرحمانه این است: چرا همیشه خطای محاسباتی حاکمیت از جیب سفره مردم پرداخت میشود؟
بزرگنمایی نقش چین نیز بخشی از همین خطای مزمن است. هنوز تفاوت میان تعارف دیپلماتیک و پشتوانه عملی بهدرستی درک نشده است. چین در ظاهر علیه تحریم و زور سخن میگوید، اما در عمل دقیقاً قواعد بازی بینالمللی را رعایت میکند.
همین کشور بود که پولهای ایران را مسدود کرد و سپس با سود به تهران قرض داد؛ همان کشوری که نفت ایران را با تخفیفهای سنگین خرید و بازار کالاهایش را به ایران تحمیل کرد. تهران گمان میکرد این حمایت یک تضمین عملی است، اما واقعیت چیز دیگری بود: چین حاضر نیست پای منافع خود را قربانی کند و خودش را در سیبل برخورد و جریمه خزانهداری آمریکا قرار دهد.
در پرونده ایران و اسرائیل نیز پیام صریح است: دخالت مستقیم در پروندههای پرهزینه جایی در سیاست پکن ندارد. هرگونه تصور داخلی مبنی بر اینکه همسایگان و چین میتوانند فشار تحریمها را خنثی کنند، یک خطای استراتژیک است. ایران در دام خودفریبی افتاده و فرصتهای طلایی برای کاهش تنشها از دست میرود.
ای کاش این اشتباهات فقط در کتابهای سیاست خارجی ثبت میشد. مشکل آنجاست که نتیجه این خطاها مستقیم بر زندگی مردم اثر میگذارد؛ از قیمت نان تا دارو، از بیکاری تا مهاجرت. حاکمیت خطا میکند، اما مردم تاوان میدهند. این معادله سالهاست تکرار میشود.
ایران امروز نه صرفاً درگیر پرونده هستهای است و نه تنها در تقابل با آمریکا. ایران گرفتار یک معضل عمیقتر است؛ فهم نادرست حاکمیت از منطق قدرت. وقتی شعارهای چین و روسیه جای تضمین واقعی مینشیند، وقتی همسایگی با «برادری ابدی» اشتباه گرفته میشود و وقتی هزینههای سیاست غلط به گردن مردم میافتد، نتیجه چیزی جز فرسایش کشور نخواهد بود.
تاریخ یک پیام ساده دارد: ملتهایی که واقعیت را نمیپذیرند، دیر یا زود مجبور میشوند آن را با هزینهای خونبارتر بپذیرند.
544
...
۱۱۰ ها ...
اگر دزدی بیایید خانهمان و یا کیفقاپی بیاید سمتمان یا جیببری بیاید سمت جیبمان، جلدی زنگ میزنیم ۱۱۰ که به دادم برسید غارت شدم.
اما وقتی با دلار ۱۱۰ هزاری مورد دستبرد قرار میگیریم با آنکه میدانیم آنچه از ما میبرد خیلی خیلی بیشتر از آنیست که آن دزد و کیفقاپ و جیببر میبرد و میدانیم انچه که از دارایی ما میبرد قابل جبران نیست و میدانیم سالها به عقبمان پرتاب میکند اما به هیچجایی زنگ نمیزنیم و هیچ فریاد و اعتراضی نداریم و فقط میایستیم و تماشا میکنیم تا کاسب تحریم و کاسب دلار بیاید خورجینش را پر کند و برود !
انگار که جادویمان کرده باشند که این از دستدادن مهم نباشد و ضرر دلاری و ارزی مهم نباشد و گرانتر خریدن مهم نباشد. دلار ۱۱۰ از دیوار جیبمان بالا آمده خوشکل میروبد و میبرد و به روی خودمان نمیآوریم اما اگر جیببری اسکناسی را از اسکناسهای جیبمان کم کند به ۱۱۰ زنگ میزنیم و اهل دفاع از مال و ثروتمان میشویم !
بانمکش اینجاست که بعضی وقتها نه تنها اعتراض نداریم که بعضیهایمان به خاطر چُس دلاری که زیر متکایمان قایم کردیم از امدن دلار ۱۱۰ هزاری خوشحال هم میشویم ...
#علی_قاینی
544
اگر دزدی بیایید خانه یمان و یا کیف قاپی بیاید سمتمان یا جیب بری بیاید سمت جیبمان جلدی زنگ میزنیم ۱۱۰ که به دادم برسید غارت شدم اما وقتی با دلار ۱۱۰ هزاری مورد دستبرد قرار میگیریم با انکه میدانیم آنچه از ما میبرد خیلی خیلی بیشتر از آنی ست که آن دزد و کیف قاپ و جیب بر میبرد و میدانیم انچه که از دارایی ما می برد قابل جبران نیست و میدانیم سالها به عقبمان پرتاب میکند اما به هیچ جایی زنگ نمیزنیم و هیچ فریاد و اعتراضی نداریم و فقط می ایستیم و تماشا میکنیم تا کاسب تحریم و کاسب دلار بیاید خورجینش را پر کند و برود ! انگار که جادویمان کرده باشند که این از دست دادن مهم نباشد و ضرر دلاری و ارزی مهم نباشد و گرانتر خریدن مهم نباشد . دلار ۱۱۰ از دیوار جیبمان بالا آمده خوشکل میروبد و میبرد و به روی خودمان نمی اوریم اما اگر جیب بری اسکناسی را از اسکناسهای جیبمان کم کند به ۱۱۰ زنگ میزنیم و اهل دفاع از مال و ثروتمان میشویم ! نمکینش اینجاست که بعضی وقتها نه تنها اعتراض نداریم که بعضیهایمان به خاطر چُس دلاری که زیر متکایمان قایم کردیم از امدن دلار ۱۱۰ هزاری خوشحال هم میشویم ...
علی قاینی
544
...
《عوامفریبی؛ همیشه با امید شروع میشود.》
▪︎کمونیستها گفتند: «نان برای همه»، قحطی و مرگ میلیونها انسان شد.
▪︎هیتلر گفت: «نجات ملت آلمان»، جهان را به آتش کشید.
▪︎موسولینی وعده داد: «افتخار ایتالیا را بازمیگردانم»، اما کشورش به فقر و جنگ کشیده شد.
▪︎پینوشه گفت: «اقتصاد آزاد و شکوفا» ، آزادی را در زندانها خفه کرد.
▪︎قذافی گفت: «بهشت روی زمین میسازم»، اما سالها دیکتاتوری و سرکوب به جا گذاشت.
▪︎صدام حسین وعده «عراق قدرتمند» داد، اما کشورش را به ویرانهای از جنگ و تحریم بدل کرد.
▪︎چاوز در ونزوئلا گفت: «برابری برای همه»، اما تورم و فقر خانمانبرانداز شد.
▪︎کیم ایل سونگ وعده «بهشت سوسیالیستی» داد، اما ملت کره شمالی را در قفس فقر و ترس زندانی کرد.
▪︎پول پوت (خِمرهای سرخ) وعده «جامعهای برابر و بیطبقه» داد، اما میلیونها نفر را قتلعام کرد.
▪︎رابرت موگابه گفت: «استقلال و رفاه»، اما زیمبابوه را به یکی از فقیرترین کشورهای جهان رساند.
▪︎استالین وعده «بهشت کارگران» داد، اما اردوگاههای کار اجباری و سرکوب خونین به جا گذاشت.
همه اینها یک نقطه مشترک دارند:
همه شعارها زیبا بودند،
«نان»، «آزادی»، «عدالت»، «رفاه
اما آنچه باقی ماند، زنجیری بود که با لبخند بسته شد.
مردم دست زدند، امید بستند، فریب خوردند…
و وقتی چشم باز کردند، دیر شده بود.
همه این ملت ها دو وجه مشترک داشتند:
۱_ بدون مطالعه، بدون پرسش "هورا کشیدند"
۲_به جای برنامه، به جای کار، به دنبال منجی و قهرمان بودند.
#ع_ق
¡Ya disponible! Investigación de Telegram 2025 — los principales insights del año 
