es
Feedback

¡No caigas en manos de tramposos! Telemetrio encuentra y marca estos canales 👉 Si quieres ver la etiqueta, suscríbete

روانشناسی-احساس خوب

روانشناسی-احساس خوب

Ir al canal en Telegram

ادمین ن.اوحدی روانشناس بالینی سکس تراپ زوج‌درمانکر دارای پروانه از سازمان نظام روانشناسی Admin: @OHADIpsychologist

Mostrar más
737
Suscriptores
-3524 horas
+3377 días
+33030 días
Archivo de publicaciones
#باهوش_بار_آوردن_کودکان به زبان آدمیزاد #مارلن_ترگ_بریل @kettab22 🌺🍃

#باهوش_بار_آوردن_کودکان به زبان آدمیزاد #مارلن_ترگ_بریل @kettab22 🌺🍃
#باهوش_بار_آوردن_کودکان به زبان آدمیزاد #مارلن_ترگ_بریل @kettab22 🌺🍃

شاید تعجب کنید اگر بگویم مغز ما با همه پیچیدگیش قادر نیست جملات منفی را از مثبت تفکیک کند: به جمله ً منفی ً زیر توجه کنید: " لطفا به فیل قرمز فکر نکنید " ذهن شما اکنون به چه چیزی فکر می کند؟ بدون شک ذهن شما اکنون در حال فکر کردن به فیل قرمز است. به نظر شما اگر به کودکی گفته شود دست مرا ول نکن، به پریز برق دست نزن،  امروز با بچه ها در مهد دعوا نکن، چه پیغامی در مغز او مخابره میشود؟ همه این جملات در ذهن او مثبت برداشت شده و گویی که به او دستور داده اید که این کار را انجام دهد، در واقع در فرمان دادن باید به کودک گفته شود چه کاری باید انجام دهد نه اینکه چه کاری نباید انجام دهد. بنابراین با کودک خود اینگونه سخن بگویید: - به جای مخالفت نکن ؛ بگو کاری که گفتم را انجام بده - به جای فحش نده ؛ بگو حرف خوب بزن - به جای دستم را ول نکن؛ بگو دستم را محکم بگیر - به جای ندو ؛ بگو آرام راه برو https://t.me/ehsasekhooob

موفقیت یعنی حرکت از یک شکست به شکست دیگر، بدون اینکه اشتیاق خود برای کسب موفقیت را از دست بدهی. ✍ #وینستون_چرچی موفقیت یعنی حرکت از یک شکست به شکست دیگر، بدون اینکه اشتیاق خود برای کسب موفقیت را از دست بدهی. ✍ #وینستون_چرچیل https://t.me/ehsasekhooob

این نزدیک بودن قیمت‌ها باعث می‌شود ما عامل قیمت را نادیده بگیریم و تنها به این توجه کنیم که ظرف بزرگ‌تر حجم بیشتری پاپ کورن دارد. علاوه بر این، بعد از تصمیم‌گیری بر اساس چند عامل محدود راحت‌تر می‌توانیم انتخاب‌مان را ارزیابی کنیم و از تصمیم‌مان نیز مطمئن‌تر خواهیم بود. ▪︎ویژگی سوم اثر فریب‌گر این است که ما به‌طور غریزی تمایل داریم از ضرر کردن دوری کنیم. این به آن معناست که به‌طور مثال زمانی که در جیبمان به‌طور اتفاقی ۵۰ هزار تومان پیدا می‌کنیم، برای مدتی خوشحال هستیم ولی اگر به‌طور اتفاقی ۵۰ هزار تومان گم کنیم ممکن است کل روز ناراحت باشیم. ■اما اینکه چه چیزی به‌عنوان ضرر تشخیص داده می‌شود یک فرمول ثابت ندارد و در نسبت با محیط اطرافش تعیین می‌شود. به‌طور مثال، زمانی که برای انتخاب ظرف پاپ کورن تنها دو گزینه کوچک و بزرگ را داشتیم، ظرف کوچک در مقایسه با ظرف بزرگ از یک جهت (قیمت) امتیاز مثبت داشت و از جهتی دیگر (حجم) امتیاز منفی. اما زمانی که گزینه ظرف متوسط اضافه شد، ذهن ما تصمیم گرفت روی امتیاز منفی ظرف کوچک متمرکز شود تا بتواند راحت‌تر تصمیم بگیرد. دلیل این اتفاق این است که طبق تحقیقات، ذهن ما قیمت بالاتر را (به‌عنوان یک امتیاز منفی) به کیفیت پایین (حجم کم) ترجیح می‌دهد. بگذارید با مثال دیگری قدرت این اثر را بیشتر به شما نشان بدهیم. □آیا من واقعا به پاپ کورن بیشتری احتیاج دارم؟ یکی از معروف‌ترین آزمایش‌های اثر فریب‌گر را دن اریلی (Dan Ariely) انجام داده است. او زمانی که می‌خواست اشتراک مجله اکونومیست (The Economist) را خریداری کند با گزینه‌های عجیبی روبرو شد. ۱) اشتراک نسخه آنلاین مجله: ۵۹ دلار ۲) اشتراک نسخه چاپی مجله: ۱۲۵ دلار ۳) اشتراک نسخه آنلاین و چاپی مجله: ۱۲۵ دلار اینکه هزینه اشتراک نسخه چاپی مجله با اشتراک نسخه چاپی و نسخه آنلاین یکی بود، دن را متعجب کرد. به همین دلیل سعی کرد با مسئولین مجله مکاتبه کند و از آن‌ها دلیل این قیمت‌گذاری را بپرسد. اما در زمانی که قرار بود آن‌ها تبلیغشان را چک کنند و ببینند مشکل کجاست، دن متوجه شد که تبلیغ را حذف کرده‌اند. اما این اتفاق به او ایده انجام یک آزمایش را داد. ●او برای ۱۰۰ نفر از دانشجویان دانشگاه MIT یک نظرسنجی برگزار کرد و همین گزینه‌ها را در اختیارشان قرار داد و نتایج به این صورت بود: ۱) اشتراک نسخه آنلاین مجله: ۵۹ دلار ⇐ ۱۶ درصد ۲) اشتراک نسخه چاپی مجله: ۱۲۵ دلار ⇐ ۰ درصد ۳) اشتراک نسخه آنلاین و چاپی مجله: ۱۲۵ دلار ⇐ ۶۸ درصد ○هیچکس گزینه دوم را انتخاب نکرده بود. دن به این فکر کرد که اگر یک گزینه داشته باشیم که هیچکس انتخابش نمی‌کند، پس چرا این گزینه را حذف نکنیم؟ ■بنابراین از ۱۰۰ دانشجوی دیگر نیز نظرسنجی کرد اما این بار گزینه دوم را از میان گزینه‌ها برداشت. نتایج به این صورت بود: ۱) اشتراک نسخه آنلاین مجله: ۵۹ دلار ⇐ ۶۸٪ ۲) اشتراک نسخه آنلاین و چاپی مجله: ۱۲۵ دلار ⇐ ۳۲٪ □محبوبیت گزینه‌ها تنها با حذف گزینه دوم، کاملا برعکس شده بود. دن آریلی متوجه شد گزینه دوم در تعرفه‌های مجله اکونومیست، برای افرادی که می‌خواستند اشتراک مجله را بخرند کاملاً بلااستفاده به نظر می‌رسید. اما در واقع بلااستفاده نبود: فایده‌اش این بود که افراد با دیدن آن، گزینه سوم یعنی اشتراک نسخه آنلاین و چاپی به قیمت ۱۲۵ دلار را بی‌درنگ انتخاب کنند. اینکه گزینه دوم که نه تنها مزیتی نسبت به گزینه سوم نداشت بلکه هزینه‌اش هم به اندازه گزینه سوم زیاد بود، باعث شد عامل «قیمت» در ذهن مشتری نادیده گرفته شود و تنها این را ببیند که با انتخاب گزینه سوم علاوه بر نسخه چاپی، نسخه آنلاین را نیز دریافت خواهد کرد. اما نکته‌ای که شاید مشتری به آن توجه نمی‌کند این است که «آیا واقعا به نسخه آنلاین نیاز دارد؟» «آیا واقعا به پاپ کورن بیشتر نیاز دارد؟» یا تنها مزیت این گزینه نسبت به گزینه فریب‌گر آن‌ها را به انتخابش وادار می‌کند؟ این پرسش ما را کنجکاو می‌کند که اثر فریب‌گر چه تأثیرات منفی می‌تواند داشته باشد؟ ●اثر فریب‌گر می‌تواند از دو جنبه زندگی ما را تحت‌الشعاع قرار دهد: این اثر باعث می‌شود ما بیشتر از آنچه می‌خواهیم پول خرج کنیم و بیشتر از حد نیازمان مصرف کنیم. گزینه فریب‌گر باعث می‌شود ما به جای آنکه تصمیم‌هایمان را بر مبنای نیاز و شرایط شخصی خودمان تنظیم کنیم، بر اساس آنکه چه انتخابی «ظاهراً» سود بیشتری دارد، تصمیم بگیریم. اما تأثیرات این اثر می‌تواند عمیق‌تر از چیزی باشد که فکر می‌کنیم. بسیاری از محصولاتی که اثر فریب‌گر ما را در جهت خرید و مصرف آن هدایت می‌کند، برای سلامت ما مضر‌ند. مانند نوشیدنی‌های شکردار و محصولاتی از این قبیل که در درازمدت ما را در ریسک ابتلا به دیابت و مشکلات قلبی قرار می‌دهند. 

*چگونه در خرید، فریب می‌خوریم؟* 🖊️سارا مقدسی *نشر:* گاهنامه مدیر ■فرض کنید به سینما رفته‌اید و می‌خواهید برای تماشای فیلم، پاپ کورن بخرید. پاپ کورن در ظرف‌هایی با دو اندازه کوچک و بزرگ فروخته می‌شوند. قیمت ظرف کوچک، ۸ هزار تومان و قیمت ظرف بزرگ، ۱۴ هزار تومان است ما با دیدن این دو گزینه‌ و بر اساس نیازمان ظرف کوچک یا ظرف بزرگ را انتخاب کنیم. از آن‌جایی که اغلب اوقات می‌خواهیم صرفه‌جویی کنیم، ظرف کوچک را انتخاب می‌کنیم. اما مطمئناً فروشنده پاپ کورن می‌خواهد ما ظرف بزرگ را انتخاب کنیم. پس از چه استراتژی‌ای برای رسیدن به این هدفش استفاده می‌کند؟ □یکی از راه‌ها این است که روی ظرف بزرگ‌تر، تخفیف بگذارد. اما او یک راه دیگر هم برای ترغیب ما به خرید ظرف بزرگ‌تر دارد؛ بدون اینکه آن را به قیمت کمتری بفروشد! فروشنده علاوه بر دو گزینه کوچک و بزرگ، یک انتخاب دیگر نیز به شما می‌دهد: ظرف متوسط پاپ کورن به قیمت ۱۳ هزار تومان. ●حالا شما چه انتخابی می‌کنید؟ بسیاری از ما ظرف بزرگ را انتخاب می‌کنیم چون با وجود گزینه سوم، خرید ظرف بزرگ‌تر دیگر زیاده‌روی به‌ نظر نمی‌آید و حتی اینطور حس می‌کنیم که با انتخاب گزینه بزرگ در مقابل گزینه متوسط که فریب‌گر (Decoy) نامیده‌ می‌شود، برد کرده‌ایم. اما آیا واقعا این‌طور است؟ ○در مثال پاپ کورن، با اضافه شدن گزینه سوم یعنی ظرف متوسط، تغییری در ارزش ظرف بزرگ ایجاد نمی‌شود اما ذهن ما این‌طور تحلیل می‌کند که اگر ظرف بزرگ‌تر را بخریم نفع بیشتری می‌بریم. پیش از آن‌که به شما بگوییم چرا این اتفاق می‌افتد، بگذارید کمی مثال پاپ کورن را بشکافیم. ■تصور کنید به جای آن‌که ظرف متوسط ۱۳ هزار تومان باشد، فروشنده قیمت آن را به ۹ هزار تومان تغییر دهد. در این صورت انتخاب‌تان چه خواهد بود؟ معلوم است که ظرف متوسط را انتخاب می‌کنید چون با ظرف کوچک اختلاف کمی دارد و در عین حال، حجمش بیشتر از آن است. در اینجا ظرف کوچک است که نقش فریب‌گر را ایفا می‌کند. ذهن ما خیلی راحت گول می‌خورد، نه؟ بگذارید اثر فریب‌گر را بهتر برایتان توضیح بدهیم. □در یک موقعیت ایده‌آل برای ایجاد اثر فریب‌گر، سه گزینه وجود دارد: ▪︎گزینه هدف (The Target): گزینه‌ای که می‌خواهند شما انتخاب کنید. ▪︎گزینه رقیب (The Competitor): گزینه‌ای که به‌َعنوان رقیبی برای گزینه هدف مطرح می‌شود. ▪︎گزینه فریب‌گر (The Decoy): گزینه‌ای که برای هدایت شما به انتخاب گزینه هدف طراحی می‌شود. ●در مثال پاپ کورن، شما به‌عنوان مشتری، گزینه‌ها را با دو معیار بررسی می‌کنید: اندازه ظرف و قیمت. ظرف بزرگ، گزینه هدف است و ظرف کوچک گزینه رقیب. ظرف متوسط به‌عنوان فریب‌گر عمل می‌کند. با اینکه این گزینه نسبت به ظرف کوچک حجم بیشتری پاپ کورن را در خود جای می‌دهد، قیمت بیشتری هم دارد. به همین دلیل می‌توانیم بگوییم فقط در معیار حجم از ظرف کوچک‌تر برتری دارد. اما ظرف بزرگ‌تر نسبت به ظرف متوسط هم پاپ کورن بیشتری دارد هم تفاوت قیمت زیادی نسبت به آن ندارد به همین دلیل به نظر می‌آید گزینه بهتری باشد. برای اثبات چنین پدیده‌ای، نشنال جئوگرافیک (National Geographic) این آزمایش را به صورت واقعی روی چند تماشاچی سینما انجام داد. آن‌ها زمانی که تنها دو گزینه کوچک و بزرگ داشتند، فقط به گزینه کوچک فکر می‌کردند اما با اضافه شدن گزینه فریب‌گر ظرف متوسط، دیگر نمی‌توانستند در برابر گزینه بزرگ مقاومت کنند. اما چرا این اتفاق می‌افتاد؟ ○اثر فریب‌گر با چند ویژگی می‌تواند ما را تحت تأثیر قرار دهد. ▪︎اول اینکه به ما القا می‌کند که دلیلی منطقی و موجه برای انتخابمان وجود دارد. این در حالی است که اگر روی تصمیم‌مان دقیق شویم نمی‌توانیم این دلیل را پیدا کنیم. علت این اتفاق این است که اثر فریب‌گر نوعی طراحی و هدایت رفتار (Behavioural Nudge) است. طراحی و هدایت رفتار، ما را با زور و تهدید به انجام کاری وادار نمی‌کند بلکه با ایجاد تغییراتی نامحسوس در محیط یا شرایط ما را در جهت گرفتن تصمیمی مشخص هدایت می‌کند. همین نامحسوس بودن باعث می‌شود تأثیر آن بسیار زیاد باشد. ▪︎ویژگی دوم اثر فریب‌گر این است که فرایند تصمیم‌گیری را برای ما ساده می‌کند. اگر برای انتخاب، تعداد زیادی گزینه پیش رو داشته باشیم، پارادوکس انتخاب اتفاق می‌افتد. در این زمان ما چندین عامل را مدنظر قرار می‌دهیم و هر چه این عوامل کمتر شوند ما راحت‌تر تصمیم می‌گیریم. در مثال پاپ کورن، گزینه کوچک و بزرگ در دوعامل با هم تفاوت زیادی دارند: هم حجم‌های متفاوتی دارند هم قیمت‌هاشان متفاوت است. بنابراین نمی‌توان به‌راحتی آن‌ها را با هم مقایسه کرد. گزینه متوسط و بزرگ حجم‌های متفاوتی دارند اما قیمتشان بسیار به یکدیگر نزدیک است.

«‌تربیت کودک» من تعجب می‌کنم از کسانی که کتاب‌هایی می‌نويسند به عنوان "چگونگی تربيت کودک" و نظير آن. تمام اين کتابها بايد درباره چگونگی تربيت خود ما باشد. مسأله خود ما هستيم، نه کودک. اگر ما توانستيم قالبی را که به عنوان  هويت برای خود قائليم از ذهن خارج کنيم، تمام زندگی، رفتار و روابطمان يک کيفيت مفيد، معقول، منطقی و هنجار پيدا خواهد کرد؛ و در آن صورت لازم نيست از ديگران سؤال کنيم که بچه را چه جوری بايد تربيت کرد. يک وجود معنوی سالم خودبخود منجر به تربيت معنوی سالم خواهد شد. ولی تا زمانی که قالب حاکم بر وجود ما است هزارها کتاب و دستور تربيتی هم که بخوانيم بی‌تأثير است. تئوری‌هایی که از کتاب ياد می‌گيريم برای ما به صورت الگوهای ايده‌آلی در می‌آيد؛ ولی در رابطۀ واقعی با ديگران عملاً از آنچه خودمان هستيم مايه می‌گذاريم. با وجود قالب فکری‌ای که اساس آن بر شرارت و شيطنت است، سعی برای تربيت صحيح کودک درست مثل اين است که شيطان بخواهد فرشته‌ای را تربيت کند. شيطان  جز  شيطنت کاری نمی‌تواند   بکند، جز با شيطنت با چيز ديگری آشنا نيست!    I am surprised by those who write books with titles such as “How to educate your child.” All of these books should be about educating us as a human race. The problem is us, not the child. If we could get rid of the mold of thought identity for ourselves, our lives, our behaviors, and our relationships would enjoy a useful, rational, and harmonious quality. And then there would be no need to ask others how we should educate our children. A healthy spiritual being will automatically result in a healthy spiritual upbringing. But as long as the mold identity has its grip on us, reading thousands of educational books and guides will have no effect. What we learn as theories from these books simply become “ideal” patterns for us, yet still in our relationships with others we relate from the standpoint of who and what we think we are. کتاب «تفکر زائد» محمدجعفر مصفا ترجمه: سعید امدادی

برخی والدین امروزی، خود نیاز به تربیت دارند !!! در منزل دوستی که پسرش دانش‌آموز ابتدایی بود و داشت تکالیف درسی‌اش را انجام میداد بودم زنگ منزل را زدند و پدر بزرگ خانواده از راه رسید. پدربزرگ با لبخند، یک جعبه مداد رنگی به نوه اش داد و گفت: این هم جایزۀ نمرۀ بیست نقاشی‌ات. پسر ده ساله، جعبۀ مداد رنگی را گرفت و تشکر کرد و چند لحظه بعد گفت: بابا بزرگ باز هم که از این جنس‌های ارزون قیمت خریدی الان مداد رنگی‌های خارجی هست که ده برابر این کیفیت داره. مادر بچه گفت: می‌بینید آقاجون؟ بچه‌های این دوره و زمونه خیلی باهوش هستند. اصلا نمی‌شه گولشون‌زد و سرشون کلاه گذاشت. پدربزرگ چیزی نگفت. برایشان توضیح دادم که این رفتار پسر بچه نشانۀ هوشمندی نیست، همان طور که هدیۀ پدربزرگ برای گول زدن نوه‌اش نیست. و این داستان را برایشان تعریف کردم آن زمان که من دانش‌آموز ابتدایی بودم، خانم بزرگ گاهی به دیدن‌مان می‌آمد و به بچه‌های فامیل هدیه می‌داد، بیشتر وقت‌ها هدیه‌اش تکه‌های کوچک قند بود. بار اول که به من تکه قندی داد یواشکی به پدرم گفتم: این تکه قند کوچک که هدیه نیست پدرم اخم کرد و گفت: خانم بزرگ شما را دوست دارد هر چه برایتان بیاورد هدیه است، وقتی خانم بزرگ رفت، پدر برایم توضیح داد که در روزگار کودکی او، قند خیلی کمیاب و گران بوده و بچه‌ها آرزو می‌کردند که بتوانند یک تکه کوچک قند داشته باشند. خانم بزرگ هنوز هم خیال می‌کند که قند، چیز خیلی مهمی است. بعد گفت: ببین پسرم قنددان خانه پر از قند است، اما این تکه قند که مادرجان داده با آنها فرق دارد، چون نشانۀ مهربانی و علاقۀ او به شماست. این تکه قند معنا دارد ، آن قندهای توی قنددان فقط شیرین هستند اما مهربان نیستند. وقتی کسی به ما هدیه می‌دهد، منظورش این نیست که ما نمی‌توانیم، مانند آن هدیه را بخریم، منظورش کمک کردن به ما هم نیست. او می‌خواهد علاقه‌اش را به ما نشان بدهد می‌خواهد بگوید که ما را دوست دارد و این، خیلی با ارزش است. این چیزی است که در هیچ بازاری نیست و در هیچ مغازه‌ای آن را نمی‌فروشند. چهل سال از آن دوران گذشته است و من هر وقت به یاد خانم بزرگ و تکه قندهای مهربانش می‌افتم، دهانم شیرین می‌شود، کامم شیرین می‌شود، جانم شیرین می‌شود..... ﻫﻤﻪ ﻣﯽ ﺗﻮﺍﻧﻨﺪ ﭘﻮﻟﺪﺍﺭ ﺷﻮﻧﺪ ﻭﻟﯽ ﻫﻤﻪ ﻧﻤﯽ ﺗﻮﺍﻧﻨﺪ "ﺑﺨﺸﻨﺪﻩ "ﺷﻮﻧﺪ؛ ﭘﻮﻟﺪﺍﺭﯼ ﯾﮏ ﻣﻬﺎﺭﺗﻪ ﻭ ﺑﺨﺸﻨﺪﮔﯽ ﯾﮏ ﻓﻀﯿﻠﺖ ﻫﻤﻪ ﻣﯽ ﺗﻮﺍﻧﻨﺪ ﺩﺭﺱ ﺑﺨﻮﺍﻧﻨﺪ ﺍﻣﺎ ﻫﻤﻪ " ﻓﻬﻤﯿﺪﻩ " ﻧﻤﯽ ﺷﻮﻧﺪ؛ ﺑﺎﺳﻮﺍﺩﯼ ﯾﮏ ﻣﻬﺎﺭﺗﻪ ﺍﻣﺎ ﻓﻬﻤﯿﺪﮔﯽ ﯾﮏ ﻓﻀﯿﻠﺖ ﻫﻤﻪ ﯾﺎﺩ ﻣﯽ ﮔﯿﺮﻧﺪ ﺯﻧﺪﮔﯽ ﮐﻨﻨﺪ ﺍﻣﺎ ﻫﻤﻪ ﻧﻤﯽ ﺗﻮﺍﻧﻨﺪ ﺯﯾﺒﺎ ﺯﻧﺪﮔﯽ ﮐﻨﻨﺪ؛ ﺯﻧﺪﮔﯽ ﯾﮏ ﻋﺎﺩﺗﻪ ﺍﻣﺎ ﺯﯾﺒﺎ ﺯﻧﺪﮔﯽ ﮐﺮﺩﻥ ﯾﮏ ﻓﻀﯿﻠﺖ... https://t.me/ehsasekhooob

هنگامی که والدین به طور کار آمد هیجانهای خود را مهار می کنند، فرزندانشان هم یاد می گیرند تا به همین شیوه عمل کنند. روشی که والدین برای مدیریت خود در شرایط انفجاری (عصبانیت بیش از حد) به کار می برند، الگویی برای فرزندشان می شود تا به هنگام خشم یا اندوه از آن الگو تبعیت کنند. بنابراین مدیریت خشم و عصبانیت چیزی است که همه والدین به آن نیازمندند. خود مهار گری روشی برای کمک به والدین است تا از وارد کردن صدمه به فرزندشان اجتناب کنند. با کسب این مهارت، والدین خواهند توانست تا با فرزندشان به شیوه هایی موثر حتی در لحظات تنش زا، تعامل کنند. مثلا وقتی کودک ما شاهد است که به نظر خیلی عصبانی می آییم، چند دقیقه ای از او بخواهیم محیط را ترک کند تا کنترل خود را دوباره به دست آوریم، او نیز از این شیوه استفاده خواهد کرد. در واقع رفتارهای خشن فرزندانمان بازتابی از رفتار والدین است. خشم، هیجان پایه ای است که هر کسی آن را می فهمد. می توان به افراد آموزش داد که چگونه خشم خود را بدون آسیب زدن به خود یا دیگران مهار کنند. آنچه حائز اهمیت است قبول مسئولیت اعمال خود و پذیرش احساسات به عنوان بخشی از ماهیت بشری است.

مستقل بودن فرق داره با استقلال داشتن!! ممکنه تو سالها تنها زندگی میکنی و از لحاظ مالی و اجتماعی مستقل هستی ولی این دلیل نمیشه
مستقل بودن فرق داره با استقلال داشتن!! ممکنه تو سالها تنها زندگی میکنی و از لحاظ مالی و اجتماعی مستقل هستی ولی این دلیل نمیشه استقلال فکری و عاطفی داشته باشی!! ممکنه تو پنجاه سالت باشه ولی هنوزم تا مادرت یا پدرت یا همسرت کاری رو تایید نکنن یا باهات هم عقیده نباشن دلت به انجام اون کار قرص نمیشه!! این یعنی تو بند نافت هنوز به اونها وصله! بند ناف عاطفیت هنوز پاره نشده! ممکنه فکر کنی بدون برادر بزرگترت از پس مدیریت بیزینس ات برنمیای! این یعنی درسته مستقل شدی ولی هنوز بندناف شغلی ات به برادرت وصله!!

۱۰ کاری که نباید در بحث انجام داد : ۱. فرار نکنید! ۲. میون حرف هم نپرید! ۳. به همدیگر توهین نکنید! ۴. تهدید به رفتن از رابطه نکنید! ۵. بچه‌ها رو قاطی بحث‌هاتون نکنید! ۶. اگر حرف بدی زد، شما حرف بدتری نزنید! ۷. بیش از حد از ناراحت شدن طرف مقابل نترسید! ۸. به جای اهمیت به حاشیه، روی حل مسئله تمرکز کنید! ۹. از در میون گذاشتن احساسات و نیازهاتون چشم‌پوشی نکنید! ۱۰. با پیش کشیدن بحث‌های قدیمی، مشکل اصلی و فعلی را فراموش نکنید!

📈آیا مصرف طولانی مدت قرص خواب ملاتونین بی خطر است ؟ ‼️حدود 50 درصد از بزرگسالان هر از چند گاهی با مشکل خواب مواجه می‌شوند. و حدودا برای 30 درصد این افراد بی خوابی به یک مشکل مزمن تبدیل شده است. 📝براساس مطالعات انجام شده، نوجوانان بیشتر دچار بی خوابی هستند. نتایج یک پژوهش 2015 نشان می دهد  از هر 10 دانش آموز راهنمایی، 6 نفر و از هر 10 دانش آموز دبیرستانی، 7 نفر کمتر از میزان توصیه شده می‌خوابند. 💊بنابراین جای تعجب نیست که بسیاری از افراد برای حل مشکل خواب خود سراغ قرص خواب می روند. یکی از داروهای خواب آور محبوب ملاتونین است. 🔎 به دلیل اینکه ملاتونین مکمل است و دارو محسوب نمی شود و بدون نسخه می توان آن را از داروخانه ها تهیه کرد. اما مصرف ملاتونین به صورت روزانه چقدر ایمن است؟ 🌐 مقاله کامل را در لینک زیر بخوانید: https://beheshtiyan.ir/melatonin-side-effects/ https://t.me/ehsasekhooob

*آیا شما ضداولویت دارید؟* 🖊دکتر مجتبی لشکربلوکی *نشر:* گاهنامه مدیر ■پروفسور پیتر دراکر را احتمالا بشناسید و یا دست کم نامش را شنیده باشید. ادبیات مدیریت مدرن با او شروع می شود. مجله بیزنس ویک او را «ماندگارترین متفکر مدیریت زمان ما» نامیده. بگذریم. او از مفهومی در آموزه هایش استفاده می کند که تقریبا معادل فارسی مناسبی برای آن نمی توان یافت. □همه ما با اولویت و اولویت بندی آشنا هستیم که ترجمه کلمه Priority است. اما او از واژه posteriority در آموزه هایش استفاده می کند که هر چند در فارسی می توان معادل هایی برایش پیدا کرد. اما شاید بد نباشد که فعلا اول تعریفش کنیم بعد واژه برایش پیشنهاد کنیم. ●او می گوید هر کسی (مثلا مدیر ارشد سازمان/کشور) باید برای خودش فهرستی از اولویت ها داشته باشد. امروزه این حرف او بدیهی است. اما در کنارش می گوید هر کسی باید فهرستی از کارهای که نمی خواهد انجام دهد یا کارهایی که می خواهد کنار بگذارد هم داشته باشد. که شاید بد نباشد به آن بگوییم: ضداولویت ها یا اولویت های معکوس. (یادآوری: واژه اولویت معکوس را وام دار اردلان لقائی از نشریه ترجمان هستم.) ○برخی امور هستند که باید در اولویت قرار بگیرند و منابع محدودمان (زمان، انرژی، پول، اعتبار اجتماعی و بهترین افرادمان) را به آن تخصیص دهیم. خُب! تا اینجا مشکلی نیست. اما مساله این است که همه آن ها که گفتیم محدودند: هم زمان، هم انرژی، هم پول و هم اعتبار اجتماعی و هم بهترین افراد. اینجاست که شما باید ضد اولویت های تان را هم مشخص کنید. تا منابع محدودتان آزاد شود برای اولویت ها. بدون ضد اولویت ها صحبت کردن در مورد اولویت ها یک شوخی زشت است. یک بار دیگر برگردید و این جمله را بخوانید! ■حالا این ضد اولویت یعنی چه؟ یعنی فهرستی داشته باشیم از این سه مورد: ◻️کارهایی که باید متوقف کنیم. ◻️کارهایی که هرگز شروع نمی کنیم. ◻️کارهایی که به صورت استراتژیک به تعویق می اندازیم. □دقت کنید نه اینکه این موارد بالا بد هستند، اگر بد بودند که اصلا نیاز به تصمیم نبود. مساله این است که احتمالا کارهایی که باید متوقف کنیم، توجیحاتی برای ادامه دارند. کارهایی که شروع نمی کنیم هم به ما چشمک می زنند و دلبری می کنند، و کارهایی که به تعویق می اندازیم هم جذابیت هایی دارند اما ما تصمیم می گیریم برای آن که به اولویت هایمان برسیم لازم است که برخی امور را کنار بگذاریم. ●بگذارید مثالی بزنم. وقتی شما برنامه توسعه یک کشور را می خوانید و ۱۲۶۱ آرزو، ایده، برنامه، خواسته، هدف، در آن دیده می شود و تقریبا همه را راضی کرده است، بدون آن که معلوم شود کدام موارد حیاتی است یعنی اینکه شما ضداولویت های روشن ندارید بنابراین اولویت هایتان عملا بی فایده و غیرزهردار است. ○یا وقتی یک مدیر سازمان در سال جدید ۱۵ اولویت اعلام می کند که هر کدام فیل افکن است از جمله اینکه در سال جدید هم مهندسی مجدد کنیم و هم به سمت تعالی حرکت کنیم و هم صادراتی شویم و هم با سه شریک تجاری، برای اولین بار همکاری استراتژیک کنيم و هم اینکه در کل کشور شبکه فروش مویرگی راه بیاندازيم و هم... این یعنی اینکه ایشان در عمل اولویت ندارد! ■تجویز راهبردی جالب این جاست که خیلی وقت ها مساله در تشخیص اولویت ها نیست همه ما کمابیش می فهمیم که مهم ترین امور چیستند. مساله معمولا جای دیگری است. به قول پیتر دراکر مهم ترین چیز در مورد اولویت ها و ضد اولویت ها، بصیرت (تحلیل هوشمندانه) نیست، بلکه جسارت (انتخاب شجاعانه) است. □خودم سالانه اولویت ها و اهدافم را می نوشتم. اما در سال جدید ضد اولویت ها هم به سند اهداف و اولویت های سالانه ام راه پیدا کرد. پیشنهاد می کنم شما هم چنین کنید. بدون ضد اولویت ها، اولویت ها معنادار نیستند! ----------  🌈🌈🌈🌈🌈

💢The Manipulator's Mind يا به اصطلاح "مخ زن ها" 💢وقتى كه طرف مقابل در رابطه، دكمه ها (نقاط حساس) ما را شناسايى كرده و فشار ميدهد چه عكس العملى داشته باشيم؟ 🔸افرادى كه اشتباهاتشان را نميپذيرند 💢اين افراد به چه كسانى جذب ميشوند؟ Part1️⃣ دكتر نهضت فرنودى

💢The Manipulator's Mind يا به اصطلاح "مخ زن ها" 💢وقتى كه طرف مقابل در رابطه، دكمه ها (نقاط حساس) ما را شناسايى كرده و فشار ميدهد چه عكس العملى داشته باشيم؟ 🔸افرادى كه اشتباهاتشان را نميپذيرند 💢اين افراد به چه كسانى جذب ميشوند؟ Part1️⃣ دكتر نهضت فرنودى

کدام اول بوده: مرغ یا تخم‌مرغ؟ ساختار ذهنی برخی افراد به گونه‌ای است که ابهام را برنمی‌تابد و خواهان مشخص شدن مرزهای پدیده‌ها است. در کسانی که گرایش راست افراطی دارند چنین پدیده‌ای بیشتر قابل ردیابی است و به همین دلیل نیز مشخص بودن مرز میان خودی از غیرخودی برای ایشان اهمیت بیشتری دارد. بنابراین می‌توان حدس زد که معمای مرغ و تخم‌مرغ و کاربست‌های استعاری آن (مثلا اینکه ایدئولوژی‌ها برآمده از ساختارهای ذهنی‌اند یا ایدئولوژی‌ها هستند که ساختارهای خاص ذهنی را شکل می‌دهند) نیز برای این افراد جدی‌تر مطرح شود. از جمله دلایل مخالفت راست‌گرایان با نظریه‌ی تکامل یکی این است که مرز گونه‌ها از منظر ایشان باید مشخص باشد در حالیکه در نگاه تکاملی چنین نیست. جالب آنکه اکنون نظریه‌ی تکامل زیستی که معمولا به دلیل مبهم ساختن مرز گونه‌ها باعث آشفتگی خاطر این عده بود نور تازه‌ای بر معمای سنتی مرغ و تخم‌مرغ انداخته است، هرچند که بعید است بتواند راحتی خاطر ایشان را فراهم سازد. مطابق باور رایجِ تکامل‌گرایان، نیاکان دور پرندگان، که البته هنوز پرنده نشده بودند، به هنگام خروج از دریاها و ورود به خشکی شروع به تخم‌گذاری کرده‌اند. مطابق این نظر سخت شدن تدریجی پوسته‌ی تخم‌ها محافظی برای خشک نشدن نطفه در خشکی بوده است. به این ترتیب ابتدا تخم‌ها بوده‌اند و طی میلیون‌ها سال بعد پرندگان از این نیاکان تخم‌گذار تکامل یافته‌اند. اما مطابق پژوهشی که نتایج آن چند روز پیش در ژورنال نیچر منتشر شده این خوانش رایج با شبهاتی مواجه شده. مطابق این نظریه‌ی جدید، باید حالت سوم و بینابینی میان دوگانه‌ی زنده‌زایی (که در آن مراحل زیادی از رشد در بدن مادر انجام می‌شود و در نهایت با تولد زادگان موجوداتی نسبتا کامل از بدن مادر خارج می‌شوند) و تخم‌زایی (که در آن تقریبا تمامی مراحل رشد جنین در خارج از بدن مادر و در درون تخم انجام می‌شود) را نیز جدی گرفت: حالتی که در مارمولک‌ها و مارهای امروزین شایع است و در آن نوزادان در بدن مادر نگهداری می‌شوند و بسته به مساعد بودن شرایط محیطی آزاد می‌شوند. پژوهش‌گران دانشگاه بریستول با همکاری پژوهش‌گران دانشگاه نانجینگ در چین با بررسی ۵۱ فسیل به این نتیجه رسیده‌اند که احتمالا نیاکان مرغ‌ها تا زمانی طولانی از این راهبرد سوم بهره برده باشند. به عبارتی، ممکن است ابتدا پرندگانی که از این راهبرد سوم، که «نگهداری طولانی‌مدت جنین» خوانده می‌شود، بهره برده‌اند تکامل یافته باشند و از زمانی به بعد پرندگانی که نیاکان مرغ‌های امروزی بوده‌اند شروع به تخم‌گذاری کرده باشند. به عبارتی پیشینه‌ی پرندگان طولانی‌تر از قدمت شروع تخم‌گذاری است. بنابراین شاید با قدری تسامح بشود گفت اول مرغ‌ها بوده‌اند و بعد تخم‌مرغ‌ها. دقیق‌تر آنکه بگوییم ابتدا پرندگانی با راهبرد «نگهداری طولانی‌مدت جنین» بوده‌اند که از جایی به بعد شروع به تخم‌گذاری کرده‌اند و مرغ‌های امروزی از این تبار هستند. البته می‌تواند حدس زد که این پاسخ به دلیل آنکه دقیقا زمان آغازینی را برای تخم‌گذاری مشخص نمی‌کند نیز نمی‌تواند افرادی را که به لحاظ ساختار ذهنی خواهان کشیدن مرزهای دقیق هستند راضی کند. آدرس مقاله: Jiang, B., He, Y., Elsler, A. et al. Extended embryo retention and viviparty in the first amniotes. Nat Ecol Evol (2023).   https://t.me/ehsasekhooob

امواج زندگی را بپذیر، حتی اگر گاهی تورا به عمق ببرند، آن ماهی آسوده که بر سطح دریا میبینی مرده است. #نلسون_ماندلا https://t.me/ehsasekhooob