روانشناسی-احساس خوب
Ir al canal en Telegram
ادمین ن.اوحدی روانشناس بالینی سکس تراپ زوجدرمانکر دارای پروانه از سازمان نظام روانشناسی Admin: @OHADIpsychologist
Mostrar más422
Suscriptores
-124 horas
-77 días
-730 días
Archivo de publicaciones
فیلمAfterlife of the Party (2021)بازیرنویس https://www.namasha.com/v/RO9IW57X/%D9%81%DB%8C%D9%84%D9%85Afterlife_of_the_Party__2021_%D8%A8%D8%A7%D8%B2%DB%8C%D8%B1%D9%86%D9%88%DB%8C%D8%B3
زندگی پس از پارتی (به انگلیسی: Afterlife of the Party) یک فیلم کمدی فراطبیعی محصول سال ۲۰۲۱ آمریکا به کارگردانی استیون هرک و نویسندگی کری فریدل است. در این فیلم، ویکتوریا جاستیس در نقش کاسی و میدوری فرانسیس در نقش لیزا، دو دوست که پس از رسیدن به بزرگسالی با چالش هایی در رابطه خود مواجه می شوند، بازی می کنند.
محور مغز-روده:
میکروبیوم چگونه بر احساسات و سلامت روان تاثیر میگذارد؟
تا به حال شده بیدلیل دچار اضطراب یا بیحوصلگی شوید؟
در چنین مواقعی، معمولا ذهن ما به دنبال دلایل بیرونی میگردد؛ در حالی که شاید ریشه ماجرا در اکوسیستم پرجنبوجوش رودهها پنهان باشد!
درون رودههای ما، میلیاردها میکروب در حال گفتوگو با مغز هستند.
پژوهشها نشان میدهند که میکروبیوم روده میتواند بر خلقوخو، تمرکز و حتی بیماریهایی مثل افسردگی، آلزایمر و پارکینسونتأثیر بگذارد.
✅مشاوره پیش از ازدواج
✅زوج درمانی
✅سکس تراپی
✅درمان خیانت زناشویی
و
✳️افسردگی
✳️وسواس فکری
✳️ اضطراب
✳️ فوبی های خاص
با تکنیک های:
✅CBT
✅Schema therapy
✅paradoxical
✅DBT
❇️ و به زودی با دستگاه واقعیت مجازی
💢 حضوری
💢تلفنی
💢آنلاین ( ایران و خارج از کشور)
🅰 آدرس
خیابان شریعتی .جنب مترو دکتر شریعتی . ساختمان پزشکان نیکان. طبقه پنجم . کلینیک کوشان
☎️۰۲۱-۲۶۷۰۵۷۳۴
📱۰۹۱۲۴۸۸۷۲۷۸
📱۰۹۱۹۶۰۵۰۶۰۲
@OHADIpsychologist
شماره نظام 4949
🔴 آیا من اضطراب خواب دارم؟
🛏 اضطراب خواب یعنی ترس یا نگرانی از اینکه نتونی بخوابی یا توی خواب بمونی. این وضعیت میتونه باعث بشه نتونی به اندازه کافی استراحت کنی. همچنین میتونه باعث بشه همش نگران این باشی که خواب کافی خواهی داشت یا نه.
📝 نشونههای اضطراب خواب
آدمایی که از اضطراب خواب رنج میبرن، معمولاً خوابیدن رو یه فرآیند ساده و طبیعی نمیدونن و اون رو با ترس و نگرانی تجربه میکنن. نشونههایی که ممکنه تجربه کنن:
- نگرانی در مورد کارهایی که باید فردا انجام بدن.
- استرس درباره کارهایی که روز قبل انجام ندادن.
- نگرانی همیشگی از اینکه آیا میتونن بخوابن یا نه.
- چک کردن مکرر ساعت و ناراحتی از مدت زمانی که طول میکشه تا خوابشون ببره.
- فکر و خیال مداوم در مورد اینکه چرا نمیتونن بخوابن.
- ترس از رفتن به رختخواب و ناتوانی در خوابیدن.
🤯 اضطراب خواب اغلب یه نوع اضطراب عملکردی به حساب میاد. این نوع اضطراب وقتی اتفاق میافته که آدم نگران اینه که بتونه یه کار خاص رو انجام بده یا نه. برای مثال، همونطور که ممکنه از سخنرانی در جمع یا امتحان دادن اضطراب بگیریم، اضطراب خواب هم مربوط به ترس از ناتوانی در "عملکرد" خواب میشه. وقتی نگرانی در مورد توانایی به خواب رفتن شدید بشه، افکار منفی و تمرکز بیش از حد روی اون، خوابیدن رو سختتر میکنه.
😰 اضطراب خواب میتونه یه چرخه معیوب ایجاد کنه؛ کمبود خواب، اضطراب رو بیشتر میکنه و اضطراب، خوابیدن رو سختتر. و از طرفی وقتی در رختخواب باشید و دیر به خواب برید نشخوارهای فکری شروع میشه و مثل یک باتلاق شمارو به عمق خودش میکشه.
✅ اگر چنین دغدغهای دارید نیازه که حتماً با روانشناس در میون بذارید تا سوالاتی ازتون بپرسه و بر اساس شرایط زندگی و بدنتون بهتون راهکارهای لازم ارائه بده.
🦋🌺🦋
Repost from Science Magazine
آگاهی صرفا از قشر مخ نیست!
مقالهای از ساینتیفیک امریکن به بررسی مطالعهای میپردازد که ساختاری در مغز را شناسایی کرده که آگاهی را فیلتر میکند.
عصبشناسان مشاهده کردهاند که چگونه ساختارهای عمیق مغز، بهویژه تالاموس، در طول درک آگاهانه فعال میشوند.
این مطالعه شامل شرکتکنندگانی بود که تحت درمان برای سردردهای شدید بودند و این امکان را به محققان داد تا فعالیت عصبی در تالاموس و قشر مغز را ثبت کنند.
یافتهها نشان میدهند که تالاموس بهعنوان یک فیلتر عمل میکند و کنترل میکند که کدام افکار به آگاهی میرسند.
این تحقیق درک آگاهی را فراتر از قشر مغز گسترش میدهد و با مطالعات قبلی روی حیوانات همخوانی دارد.
این مطالعه بهعنوان یکی از تحقیقات گسترده در مورد نقش تالاموس در آگاهی شناخته میشود، اگرچه سوالاتی درباره اینکه آیا واقعاً فعالیت عصبی مرتبط با تجربه آگاهانه را ثبت میکند یا فقط توجه به یک محرک را دنبال میکند، باقی میماند.
✅ Source
🆔 Science Magazine
✅ "۱۳ دلیل کینهای بودن آدمها"
🔸 آیا تاکنون با آدمهایی برخورد کردهاید که رفتارهایشان سرشار از خشم و نفرت است و حضورشان شما را آزرده میکند؟ آدمهایی که بیشتر اوقات کینهای و خشمگین هستند. دلیل کینهای بودن و خشم پیوسته آدمها چیست؟
🔸 شاید در نگاه اول به نظر برسد که برخی افراد بدون دلیل همیشه خشمگین و کینهتوز هستند، اما پشت این رفتارها دلایل عمیقتری نهفته است. نفرت، احساسی نیست که بهطور اتفاقی یا بیدلیل شکل بگیرد؛ بلکه اغلب ریشه در مشکلات روانی، عاطفی یا اجتماعی دارد که به درستی حل نشدهاند.
🔸 در این مقاله از «چطور»، به ۱۳ دلیل اصلی که ممکن است پشت رفتارهای افراد کینهتوز و نفرتآمیز باشد، میپردازیم. علاوه بر این به شما کمک میکنیم با شناخت بهتر این دلایل، بتوانید با چنین افرادی به شکلی مؤثرتر برخورد کنید.
🔅۱) آدمهای کینهای غرق حس ناامنی هستند
🔺 آدمهای کینهای که از دیگران نفرت دارند، معمولاً احساس ناامنی عمیقی در درون خود دارند. این آدمها اغلب نمیتوانند با عیوب و کمبودهای شخصی خود روبهرو شوند. در نتیجه برای جلوگیری از مواجهه با این حس منفی، این حس را به دیگران منتقل میکنند. مثلا اگر فردی احساس کند که بهاندازه کافی توانمند یا جذاب نیست، ممکن است برای بهتر کردن حس و حال خود، دیگران را تحقیر کند.
این رفتار مانند سپری برای حفاظت در برابر ضعفها است، اما در واقع این سپر آنها را منزوی میکند. چنین آدمی باید بدانند که پذیرش ضعفها و کار روی آنها، مسیر بهتری برای رشد شخصی است.
🔅۲) نمیتوانند مشکلات و رنجهای گذشته را رها کنند
🔺 آسیبها و رنجهای روانی گذشته، اگر حلنشده باقی بماند، میتواند به نفرت و کینه منجر شود. آدمهایی که چنین مسائلی را تجربه کردهاند، معمولاً در گذشته گرفتار میشوند و دیگران و دنیا را مقصر میبینند. این آدمها بهجای تلاش برای بهبود و رهایی، به زخمهای خود میچسبند و آن را به بخشی از هویت خود تبدیل میکنند.
رهایی از دردهای گذشته، مستلزم تمرین بخشش و پذیرش است. بخشش، نه تنها دیگران، بلکه خود شخص را نیز آزاد میکند. با این حال، بسیاری از آدمهای کینهتوز این کار را نمیکنند چون نمیخواهند خطر تغییر و از دست دادن کنترل را تجربه کنند.
🔅۳) ترس از دست دادن قدرت کنترل
🔺 برای برخی آدمها، نفرت، کینه و خشم ابزاری است برای حفظ کنترل بر دیگران. وقتی زندگی آشفته میشود آدمهای کینهای با ایجاد ترس یا تحقیر دیگران، تلاش میکنند کنترل را در دست بگیرند. این شیوه توهمی بیش نیست و در نهایت به کنترل بیشتر منجر نمیشود.
💢 ادامه مطلب:
https://psychnews.ir/25552/۱۳-دلیل-کینهای-بودن-آدمها.html
یک لحظه مکث: چرا قبل از تصمیمگیری باید تأمل کنیم؟
چند بار پیش آمده که بدون فکر واکنشی نشان دادهاید و بعد پشیمان شدهاید؟ این اتفاق به دلیل بازداری پاسخ رخ میدهد؛ مهارتی شناختی که به مغز کمک میکند قبل از تصمیمگیری یا واکنش، مکث کند و شرایط را ارزیابی کند.
دو بخش مهم مغز در این فرآیند نقش دارند:
- آمیگدال: مرکز هیجانات سریع. وقتی با موقعیتی ناگهانی روبهرو میشوید، آمیگدال فعال شده و باعث واکنش فوری میشود—مثل ترس، خشم یا اضطراب.
- قشر پیشپیشانی: مرکز تفکر منطقی و مهار هیجانات. وقتی مکث میکنید، این بخش فعال شده و به شما کمک میکند اطلاعات را پردازش کرده و واکنش سنجیدهتری داشته باشید.
اما اگر همیشه تصمیمهای هیجانی بگیرید، قشر پیشپیشانی ضعیفتر شده و آمیگدال کنترل را به دست میگیرد. نتیجه؟ واکنشهای تکانشی بیشتر، تصمیمات نادرست و پشیمانیهای مداوم.
تنها چند ثانیه مکث قبل از تصمیمگیری یا واکنش، میتواند تأثیر بزرگی بر زندگی بگذارد. با تقویت بازداری پاسخ، استرس کاهش مییابد، روابط بهبود پیدا میکند و تصمیمهای بهتری میگیرید.
یک لحظه مکث: چرا قبل از تصمیمگیری باید تأمل کنیم؟
چند بار پیش آمده که بدون فکر واکنشی نشان دادهاید و بعد پشیمان شدهاید؟ این اتفاق به دلیل بازداری پاسخ رخ میدهد؛ مهارتی شناختی که به مغز کمک میکند قبل از تصمیمگیری یا واکنش، مکث کند و شرایط را ارزیابی کند.
دو بخش مهم مغز در این فرآیند نقش دارند:
- آمیگدال: مرکز هیجانات سریع. وقتی با موقعیتی ناگهانی روبهرو میشوید، آمیگدال فعال شده و باعث واکنش فوری میشود—مثل ترس، خشم یا اضطراب.
- قشر پیشپیشانی: مرکز تفکر منطقی و مهار هیجانات. وقتی مکث میکنید، این بخش فعال شده و به شما کمک میکند اطلاعات را پردازش کرده و واکنش سنجیدهتری داشته باشید.
اما اگر همیشه تصمیمهای هیجانی بگیرید، قشر پیشپیشانی ضعیفتر شده و آمیگدال کنترل را به دست میگیرد. نتیجه؟ واکنشهای تکانشی بیشتر، تصمیمات نادرست و پشیمانیهای مداوم.
تنها چند ثانیه مکث قبل از تصمیمگیری یا واکنش، میتواند تأثیر بزرگی بر زندگی بگذارد. با تقویت بازداری پاسخ، استرس کاهش مییابد، روابط بهبود پیدا میکند و تصمیمهای بهتری میگیرید.
.
تو الان تو گذشته ی آیندتی
پس جایی برای پشیمونی نذار"
ماهادانا
#موزیک_مدیتیشن
شب ارام🌷
"آینه فقط سطح رو نشون میده، عمق رو نه. ممکنه یه ترک کوچیک، تمام تصویر رو مخدوش کنه. اما یادت باشه، پشت این ظاهر، یه دنیای درونیه پر از قدرت، ضعف، امید و ترس. همهشون بخشی از وجود تو هستن. خودت رو کامل ببین، نه فقط تصویری که تو آینه میبینی."
چگونه آرامش داشته باشیم و شاد زندگی کنیم
اگرچه زندگی همیشه مطابق میل ما پیش نمیرود، اما ما میتوانیم با اصلاح سبک زندگی و ایجاد تغییرات مثبت، احساس خوشبختی بیشتری داشته باشیم. روانشناسان معتقدند که شادی تنها به عوامل بیرونی وابسته نیست، بلکه از درون ما سرچشمه میگیرد. تمرین عادتهای سالم و تغییر نگرش نسبت به زندگی میتواند تاثیر شگرفی بر میزان شادی و آرامش ما داشته باشد.
اما چگونه میتوانیم به آرامش ذهنی دست یابیم و شادی واقعی را در زندگی خود تجربه کنیم؟ در این مقاله، راهکارهایی عملی و اثباتشده برای داشتن زندگی شاد و آرام ارائه خواهیم داد.
مدیتیشن روزانه
مدیتیشن یکی از موثرترین روشها برای کاهش استرس، منتالیزیشن و دستیابی به آرامش ذهنی است. مدیتیشن به ما یاد میدهد که به جای تمرکز بر آنچه خارج از کنترل ماست، توجه خود را به لحظهی حال معطوف کنیم. دکتر جان کابات زین، بنیانگذار مدیتیشن ذهنآگاهی، میگوید: «مدیتیشن به ما میآموزد که در لحظه زندگی کنیم و از نگرانیهای آینده و پشیمانیهای گذشته فاصله بگیریم.»
برای شروع، کافی است روزانه ۱۰ تا ۱۵ دقیقه در یک محیط آرام بنشینید، چشمان خود را ببندید و روی نفسهای خود تمرکز کنید. تمرینهای مدیتیشن به بهبود کیفیت خواب، کاهش فشار خون و افزایش احساس شادی کمک میکنند. تحقیقات نشان داده است که تمرین مدیتیشن روزانه سطح اضطراب را کاهش داده و تمرکز را افزایش میدهد.
شاد زندگی کنیم
شناسایی افکار محدودکننده و طرحوارههای ناسازگار
ذهن ما بهطور طبیعی تمایل دارد روی افکار منفی تمرکز کند. این الگوی ذهنی که به آن «سوگیری منفی» گفته میشود، مانع از شادی ما میشود. برای مقابله با این افکار، ابتدا باید آنها را شناسایی کنیم. دکتر آلبرت الیس، بنیانگذار رفتاردرمانی عقلانی-هیجانی، معتقد است که بسیاری از مشکلات روحی ما ناشی از باورهای غیرمنطقی و افکار محدودکننده است.
پس از شناسایی این افکار و طرحواره های ناسازگار، میتوانیم با آنها مقابله کنیم. بهعنوان مثال، اگر ذهن شما میگوید «من بهاندازهی کافی خوب نیستم»، میتوانید این فکر را به چالش بکشید و به دستاوردهای خود توجه کنید. نوشتن افکار منفی و سپس تحلیل آنها به شما کمک میکند تا متوجه شوید که بسیاری از این باورها منطقی نیستند و قابل تغییرند.
علاوهبر این، استفاده از تکنیکهای شناختدرمانی و جایگزین کردن افکار منفی با باورهای مثبتتر، تاثیر بسزایی در افزایش آرامش دارد. بهجای تمرکز بر نقاط ضعف، سعی کنید موفقیتهای خود را یادداشت کنید و بر جنبههای مثبت زندگی تمرکز داشته باشید.
یادگیری مهارتهای نرم
یادگیری مهارتهای نرم
مهارتهای نرم مانند مدیریت استرس، هوش هیجانی، ارتباط موثر و تفکر مثبت، تاثیر قابلتوجهی در بهبود کیفیت زندگی دارند. این مهارتها نهتنها در محیط کاری مفید هستند، بلکه در روابط شخصی نیز نقش مهمی ایفا میکنند. دکتر دانیل گلمن، نویسندهی کتاب «هوش هیجانی»، بیان میکند که توانایی مدیریت احساسات و درک دیگران میتواند شادی ما را افزایش دهد.
برای مثال، داشتن مهارتهای ارتباطی قوی به شما کمک میکند تا روابط بهتری با دیگران داشته باشید. وقتی بتوانید احساسات خود را بهدرستی بیان کنید و درک بهتری از احساسات دیگران داشته باشید، تعارضات کاهش مییابد و روابط شما سالمتر و شادتر خواهد شد.
همچنین، مهارتهای مدیریت استرس به شما کمک میکنند تا در شرایط دشوار آرامش خود را حفظ کنید. یادگیری تکنیکهای کنترل اضطراب، مانند تنفس عمیق و برنامهریزی ذهنی، به شما این امکان را میدهد که در موقعیتهای چالشبرانگیز، آرامش بیشتری داشته باشید و شادی خود را حفظ کنید.
Repost from همچون درخت | نیما اورازانی
زخمهای یک ناگفتگو
۱
گاه تصور میکنی در حال گفتگو هستی. اما فراموش میکنی که این تو نیستی که میتوانی «وارد» گفتگو شوی، بلکه تو میتوانی برای گفتگو وارد تعامل شوی، اما این دیگری است که اگر بخواهد تو را وارد گفتگو میکند یا به عبارت دیگر گفتگو را به تو اعطا میکند یا تو را به گفتگو راه میدهد. از این حیث اغلب کنشها - در این مورد خاصْ گفتگو - در تمامیتشان، از پیش نزد من یا تو نیستند که رها از دیگری آنها را به چنگ آریم. غالب کنشها نزد ما ناتماماند. آنکه به کنش تمامیت میبخشد غالبا مخاطب ما در تعامل است. به همین دليل گفتگو، یک هم-کنشی (co-action) است. گفتگو جایی، در توافقی بین ما - و نه صرفا نزد من یا نزد تو - قرار دارد. تا زمانی که این توافق در رابطه آشکار نشود گفتگویی که من یا تو در پیاش هستیم نیز محقق نخواهد شد.
۲
در گفتگو بغایت تلاش میکنی تا دیگری را جدی بگیری. به تکتک نکاتش تا آنجا که میتوانی دقت میکنی و کموبیش آنها را در پاسخهایت لحاظ میکنی. در عوض اما، آنچه میگویی یا نادیده گرفته میشود یا به صورت انتخابی مورد توجه قرار میگیرد. در حقیقت در اینجا آنچه تو میگویی مهم نیست. بلکه آنچه وی توان پاسخ دادنش را دارد مهم است. بقیهٔ آنچه گفتهای اضافاتی است که باید نادیده گرفته شوند. آنچه میگویی طعمهای است برای فربه کردن نظر طرف مقابل. در اینجا با نوعی پارادوکس طرفیم. گفتگو فاصله را بیشتر و گسل را عمیقتر میکند، چرا که همانطور که اشاره کردم بخشی از آنچه میگویی قرار است نه برای تامل که تنها برای استفادهٔ طرف مقابل مورد توجه قرار گیرد. استفادهای که که در نهایت قرار است به تایید نظر وی بینجامد.
۳
آنچه رنج را بیشتر میکند این است که گفتگو با رنگی از جدیت آغاز میشود. جدیتی که در نظر نخست اصیل به نظر میرسد. اما تنها «به نظر میرسد». به ناگاه درمییابی که برای دیگری از پیش از بن و بنیاد «معلومی». آری، تو از پیش در مقولاتی خاص گنجانده شدهای و برای هر حرفت که از یک یا چند مقولهٔ از پیش تعریف شده میآید پاسخهایی از پیش تعیین شده نیز وجود دارد. خط سیری از استدلال از پیش چیده شده تا تو را منکوب کند. در حقیقت، تو از پیش تمامیتات به همان مقولات فروکاسته شده است. نوعی خشونت در پس چنین رویکردی نهفته است. خشونت است چون تمایل به حذف تو دارد. تو مجموعهای از همان پیشداوریهایی هستی که خودت ایجاد کردهای!!! وگرنه مگر مخاطب پیشداوریاش را از هوا آورده است؟ با چنین استدلالی نه تنها پیشداوری توجیه میشود بلکه تو خود مقصر پیشداوری قلمداد میشوی. آری، اگر کسی تو را از پیش در مقولاتی محدود تعریف کرده و جا داده است مقصر او نیست بلکه مشکل از توست!!!
۴
در برابر این مقولات که تو به آنها کاسته شدهای اما مقولات دیگری هستند که متعلق به طرف دیگر به اصطلاح گفتگو هستند. اعتبار این مقولات باید تاسیس شود. أصلا هدف گفتگو برای طرف مقابل همین است. بنابراین تو از پیش آن موضع شر یا دست کم خصم فکریای هستی که باید فرونشانده شوی. در اینجا اساسا تو در مقام یک طرف گفتگو - چیزی که اصلا در میان نیست - سوژگی نداری. و همین مهم است. سوژگی تو از سوی دیگران ناتمام میماند. و همین نکته در روانشناسی اجتماعی از اهمیت برخوردار است. سوژگی من غالبا به نحو خودبنیاد تاسیس نمیشود. من مشروط به دیگری هستم.
۵
به هر تقدیر آنچه باید از آن اجتناب کرد همین چیزی است که رنگ و لعاب گفتگو با خود دارد یا تلاش میشود تا رنگ و لعاب گفتگو به آن داده شود. اما تنها چیزی که نیست گفتگو است. از این حیث سکوت فضیلت بزرگی است. باید سکوت کرد.
📒 حساسیت یا زود رنجی
حساسیت و زود رنجی که در روانشناسی تحت عنوان تحریک پذیری زیاد نیز شناخته میشود به معنای این است که فرد بیشتر از سایرین تحت تأثیر رویدادها و جریانات زندگی قرار میگیرد و دچار هیجانات منفی میشود.
عوامل مختلفی میتوانند دست به دست هم دهند تا برخی افراد نسبت به دیگران از آسیبپذیری و حساسیت بیشتری برخوردار باشند.
از جمله مهمترین عوامل میتوان به ویژگیهای زیستی، شخصیتی، محیطی که فرد در آن رشد کرده و نحوه تربیت خانوادگی اشاره کرد. معمولاً یک عامل به تنهایی منجر به زود رنجی فرد نمیشود، بلکه مجموعهای از این عوامل در کنار هم منجر به بروز این ویژگی میشوند.
درمان حساسیت و زودرنجی تا حد زیادی به یادگیری مهارت تنظیم هیجانی و کنترل احساسات بستگی دارد. برای اینکه بتوانید زودرنجی خود را درمان کنید و این مهارتها را بیاموزید، لازم است که به یک روانشناس مراجعه کنید.
برای اینکه از زود رنجی جلوگیری کنیم در ابتدا باید سعی کنیم ؛
فرزندان خود را درست تربیت کنیم : یعنی والدین باید طوری با فرزندان خود برخورد نمایند که در نوجوانی ، جوانی و بزرگسالی با کوچکترین مشکل و برخورد نامناسب شکننده نباشند.
بعد از هر جر و بحث به آن فکر نکنیم.
با اینکه رفتارمان را کنترل می کنیم ولی دیگران را از شرایط روحی خود مطلع کنیم.
مثلا بگوییم که این رفتار شما باعث ناراحتی من شده است.
برای ارزیابی یک برخورد با افراد عاقل و با تجربه صحبت کنید این کار باعث آرامش انسان می شود.
برای کنار آمدن با احساس شدید ناراحتی خود، با خودتان مهربان باشید.
وقتی از چیزی میرنجید، چند دقیقه تأمل کنید و به چیزهایی بیندیشید که از وجود آنها در زندگیاتان سپاسگزار هستید.
مثبت اندیشی را تمرین کنید.
