روانشناسی-احساس خوب
Ir al canal en Telegram
ادمین ن.اوحدی روانشناس بالینی سکس تراپ زوجدرمانکر دارای پروانه از سازمان نظام روانشناسی Admin: @OHADIpsychologist
Mostrar más719
Suscriptores
-4024 horas
+2997 días
+29030 días
Archivo de publicaciones
تکنیک هایی مدیریت رابطه با جنس مخالف در نوجوانان
زمانی که چهارچوبها رعایت شود
داشتن چهارچوب در رابطه با جنس مخالف در هر سنی مهم است اما در نوجوانی اهمیتش دو چندان است. اگر قرار است نوجوان حس کنجکاویاش را در رابطه با جنس مخالف تجربه کند و در این راه از راه صحیح و اصولی آموزش ببیند به هیچ عنوان به معنی این نیست که راحت است تا هرآنچه در ذهن دارد تجربه کند! شاید با خود بگویید هر خانواده چهارچوبهای خاص خودش را دارد، برای یک خانواده اینکه فرزندش با جنس مخالف به کافی شاپ بروند موضوع سادهای است و برای خانواده دیگری حتی صحبت تلفنی مساله دارد، بله این عقیده تا حدودی درست است و هر خانواده عقاید فرهنگی، اجتماعی و مذهبی خودش را دارد اما اصول و چهارچوبهای عینی و جدیتری نیز وجود دارد. مثلا میتوان گفت پیشگیری از رابطه جنسی قبل از ۱۸ سالگی تقریبا در همه جای دنیا یک اصل اساسی است. شما هم باید یکسری چهارچوب جدی برای فرزندتان تعیین کنید، چهارچوبهایی مانند تنها نماندن در خانه با جنس مخالف، محل قرارهای عمومی، ساعت بازگشت به خانه، وارد نشدن به موضوع رابطه جنسی و ازدواج و … .
قبل از برقراری ارتباط با جنس مخالف چطور باید با فرزندم برخورد کنم؟
واضح درباره این موضوع صحبت کنید
شما وظیفه دارید در مورد مسائل جنسی و عاطفی در هر مقطع سنی فرزندتان به نسبت سن و فهمش با او صحبت کنید. مثلا از همان ۳ سالگی باید مراقبت از قاط حساس بدن را به فرزنتان آموزش دهید، در ۵ سالگی در مورد تفاوت دختر و پسر برایش توضیح دهید و … . در آستانه نوجوانی هم شما باید درباره بلوغ جسمی و جنسی، بلوغ عاطفی و هرآنچه او پیش رو دارد به اندازه فهم خودش برایش توضیح دهید و این اطمینان را به بدهید که به سوالاتش در این زمینه پاسخ خواهید داد!
رفیق باشید
تا زمانی که نتوانید با نوجوانتان دوست باشید این مسائل را با شما در میان نمیگذارد. مهم است که فرق دوست عادی و دوستی یک والد را بدانید. دوستی صحیح والد با نوجوانش به این شکل است که فرد اقتدار والدگریاش را حفظ میکند، حد و مرز دارد، برای خانه و نوجوانش قوانین مشخص دارد و به آن پایبند است اما در عین حال هرگز نوجوانش را تحقیر نمیکند، او را تنبیه نمیکند، عزت نفسش را نمیکشد، قضاوتش نمیکند، نصیحت نمیکند و مانند یک پایگاه امن برای نوجوانش عمل میکند که نوجوانش میداند با وجود خطاها و اشتباهاتش همیشه کنار او جایش امن و ارزشمند است.
آماده باشید
شما یک نوجوان در خانه دارید پس منتظر روزی باشید که کنجکاویهای جنسی و عاطفیاش شروع شود! نباید با فهمیدن این موضوع شوکه شوید! این روند طبیعی رشد اوست. همانطور که منتظر راه رفتنش، سخن گفتنش و … بودید باید منتظر این مرحله نیز باشید. پس دست و پایتان را گم نکنید و برای هر دو طرفتان کار را پیچیدهتر نکنید. او به اندازه کافی سردرگم و بی پناه در طوفانی از هورمونها و هیجاناتش هست شما باید پناه گاهش باشید و آرامش کنید.
https://t.me/ehsasekhooob
ای مادرهای سرزمینم❗
با دخترهای خود حداقل هر هفته دو بار خلوت کنید و به آنها بگویید؛ دخترکم! برای بزرگتر شدن عجله نکن. اتفاق ِ زندگی خواه ناخواه تو را به بزنگاه هم آغوشی خواهد رساند اجازه ده میوه ی درخت زندگیِ تو فقط وقتی که رسیده است چیده شود.
به او بگوئید؛ دخترم! برای آزادی، برای شکستن سنتهای غلط، برای در #آغوش کشیدن سرنوشت و حتی برای رسیدن به خدا شتابزده عمل نکن چرا که به دلیل ناکافی بودن اطلاعاتِ تو، دیگران با بهانه کردن رساندن تو به آنها، شاید خوشبختی را از دستان تو بربایند. به هیچ کس جز #پدر و مادر اعتماد مطلق نداشته باش که عشق را از دست میدهی و بعد از آن نمی توانی دوست داشتنِ عمیق را تجربه کنی چرا که اطمینان را از دست خواهی داد و چیزی ارزشمندتر از اطمینان در زیستن، وجود ندارد.
_دخترم! با عجله کردن برای بزرگتر شدن خودت را زودتر از سنت پیر نکن. هدفهایی برای خودت انتخاب کن که سبب افتخار خود و خانواده ات شوی. به فکر خوشبختی دادن به همه باش و در راه موفقیت هرگز نا امید نشو ولی بدان از هم اکنون تو هم به سمت مرگ در حرکت هستی، برای آن ملاقات هم آماده باش.
به دخترها اطمینان دهید دوستشان دارید و هر روز آن را یادآوری کنید عشق اول هر دختری پدر اوست پدر در عشق ورزی باید بیشتر مواظب باشد چرا که اگر کوتاهی کند بعد از دخترش اولین نفری که بیشترین آسیب را خواهد دید خودِ اوست. کودکان و خصوصا دخترها همیشه بدنبال عشق و محبت هستند محبت خود را با امید "روزی بهتر" از آنها دریغ نکنید.
به دخترتان بگویید؛ کوتاه فکر نباش! خودت را برای دلخواه مرد بودن آزار نده. به جای اندام، تفکرت را با علم زینت کن هر مردی را تشنه ی خود خواهی ساخت.
#آشنا
روز دختر مبارک🌺
اگزیستانسیالیسم و خودشناسی
اگزیستانسیالیسم یا فلسفه وجودی، که تأثیر عمیقی بر روان درمانی گذاشته و در واقع روان درمانی اگزیستانسیال از بستر آن برخاسته، سه توصیه مهم برای انسان دارد: خودت باش، خودت را باش و خود را بشناس.
اگزیستانسیالیستها دو نقد اساسی بر زندگی انسانها دارند. یکی اینکه انسانها خودشان نیستند. به عبارت دیگر ما وقتی به خود نگاه می کنیم می بینیم در هر موقعیتی نقشی داریم و مطابق آن نقش رفتار می کنیم. مثلا در خانه پدر یا مادر و همسر هستیم و باید آنگونه که این نقشها و دیگران انتظار دارند رفتار کنیم. بیرون از خانه یک شهروندیم و باید مطابق عرف رفتار کنیم، در محل کار هم باید آنگونه که رئیس و همکاران انتظار دارند و قوانین و دستورالعملها تعیین کرده اند باید رفتار کنیم... پس ما کی خودمان هستیم؟ همش باید نقش های کلیشه ای را بازی کنیم؟ بنابراین ما تقریبا هیچ وقت خودمان نیستیم بلکه مجموعه ای از نقشهایی هستیم که برای دیگران بازی میکنیم.
از طرف دیگر همین کلیشه ها و نقشهای مشابه و مطابق عرف به تدریج همه ما را تا حدی شبیه هم می کنند و فردیت و منحصر به فرد بودن را از ما می گیرند، به عبارتی اکثریت قریب به اتفاق ما انسانهایی میانمایه و متوسط الحال می شویم که برجستگی خاص نداریم. به عبارت دیگر اکثرا همرنگ جماعتیم تا رسوا نشویم و همرنگ جماعت شدن در حقیقت یعنی هیچ ویژگی ممتازی نداشتن. چون ممتاز بودن یعنی متفاوت بودن. البته ما از همرنگ جماعت بودن راضی هم هستیم چون یک امنیت خاطری به ما می دهد . ممتاز بودن اضطراب زاست.
به باور اگزیستانسالیستها این شیوه بودن در واقع این «خود نبودن» عملا ما را از خودشناسی نیز باز می دارد چون با همرنگی با جماعت عملا خود واقعی خود را فراموش میکنیم. مگر نه اینکه هر چیزی را با توجه به همنوعانش که در عین حال با آن متفاوت هستند می توان شناخت!! شما کیفیت یک تلویزیون را وقتی می شناسید که آن را با تلویزیونهای دیگر مقایسه کنید و تفاوتهای آن را با بقیه درک کنید. در اینجا آنها مفهوم جالبی را مطرح می کنند که ما را از این همرنگی و شباهت کسالت آور زندگی روزمره و کلیشه ای رها می سازد و آن "موقعیتها یا شرایط استثنایی یا مرزی" است. موقعیتهایی که ما را از زندگی روزمره جدا کرده و تا حدی به خود می آورند. وقتی انسان در برخورد با حادثه یا موقعیتی استثنایی واکنش خود را می بیند، تاحدی بیشتر خود را می شناسد. در زندگی روزمره تشخیص اینکه کدام یک از ما ترسو، شجاع یا بی باک هستیم خیلی ساده نیست اما کافی است در موقعیتی خطرساز قرار بگیریم تا بفهمیم چقدر با هم تفاوت داریم. تقریبا همه اگزیستانسیالیستها مفهوم موقعیت استثنایی یا مرزی را قبول دارند اما تعبیرهایی گوناگون از آن کرده و مصداق های متفاوتی برای آن قائل شده اند. از نظر کرکگور، نخستین فیلسوفی که به عنوان اگزیستانسیالیست شناخته شده است، مهمترین موقعیت استثنایی احساس غمی است که علتش را نمی دانیم. یعنی وقتی احساس غم می کنیم اما نمی دانیم چرا، فرصت خاصی است برای خودشناسی. کارل یاسپرس، فیلسوف و روانپزشک اگزیستانسیالیست چهار موقعیت استثنایی یا مرزی برای انسان قائل بود: احساس نزدیکی به مرگ، احساس گناه، نومیدی و اضطراب. هایدگر نیز با یاسپرس موافق بود. او گفت موقعیتهای مرزی فقط زمانی پدید می آیند که انسان به آینده و به مرگ خود فکر کند، آنهایی که از اندیشیدن درباره مرگ خود فارغ هستند هیچ وقت خود را نمی شناسند. اگر طالب خودشناسی هستید کاری کنید که مرگ را از نزدیک ببینید
یاسپرس و هایدگر نیز رفتن به جبهه جنگ را برای خودشناسی خیلی مفید می دانستند. حالا توصیه های فراوان اسلام به اندیشیدن درباره مرگ و رفتن به مکانهایی که یادآور مرگ هستند را به یادآرید.
اقتباس از مصطفی ملکیان ، در رهگذار باد و نگهبان لاله، جلد دوم
*خرافات و شبه علم در حال خفه کردن مردم است! انرژی و امواج مثبت و منفی! سو استفاده از مفاهمیم آگاهی و مکانیک کوانتومی!*
*نشر:* گاهنامه مدیر
■این روزها همه از فیزیک کوانتومی صحبت می کنند. از رمال ها و فالگیرها و شیادان مستند راز و درمانگرهای معنوی و شعور کیهانی گرفته تا سایر مروجان شبه علم و خرافات. کافیست نگاهی به شبکه های اجتماعی و رسانه ها و نشریات زرد بیندازید تا ببینید بسیاری از باورهای شبه علمی معاصر با کلماتی مانند فیزیک کوانتوم؛ الکترومغناطیس؛ فرکانس؛ انرژی و نظایر آن توضیح داده می شوند.
□بسیاری از افراد خرافاتی و مروجان شبه علم در صحبت های خود اصرار دارند که بگویند از علم و مفاهیم علمی سر در می آورند. در این بین؛ فیزیک کوانتومی به دلیل نام پرطمطراق و پرطنینی که دارد و همچنین به دلیل پیچیدگی محتوایی اش بیش از هر شاخه دیگر علمی، مورد سوء استفاده مجریان برنامه فریب عمومی و اصحاب شبه علم قرار گرفته است.
●این گزافه گویی از آنجا ناشی می شود که این افراد نمی خواهند به کهنه پرستی و خرافه باوری متهم شوند. چنین افرادی اغلب به صورت ناشیانه از کلمات و واژگان حیطه علم مانند انرژی و کوانتوم و کوارک و … استفاده می کنند تا عقاید خود را سازگار با علم جا بزنند. فیزیک کوانتومی از هر جهت سوژه ای جذاب برای سوء استعمال مجریان برنامه فریب عمومی است.
●اجازه بدهید بدون تعارف بگویم. عباراتی نظیر “اسرار کوانتومی موفقیت” یا “اندیشه کوانتومی مولانا” و نظایر آن بی محتوا هستند. نه موفقیت انسان، اسرار کوانتومی دارد و نه اندیشه مولانا ارتباطی به فیزیک کوانتومی دارد. این دسته از افراد رمال چون هیچ دلیل علمی برای چپاول کردن مردم ندارند سعی میکنند از مفاهیم علمی برای واقعی بودن حرفهای خود استفاده کنند که کمتر کسی از انها اطلاع دارد.
○این افراد تصور میکنند که فیزیک کوانتومی به دلیل توصیف پدیدههای عجیب جهان، راز آلود و بنابراین تعریف و مفهومی معنوی است. آنها باور دارند که کوانتوم جاییست که اتفاقات ماورایی و معنوی و فراطبیعی رخ میدهد و میتوان برای توصیف یا توجیه هر چیز غریبی به سراغ کوانتوم رفت.
■غالباً از سوی این افراد، اصرار عجیبی روی این موضوع وجود دارد که هر چه فیزیک جدید (از کوانتوم گرفته تا نسبیت و نظریه ریسمانها) به آن رسیده، پیشینیان میدانستهاند. تلفیق عرفان و معنویات با مفاهیم علمی، یکی از پرطرفدارترین بازارهای شبهعلم است و در این بین، فیزیک کوانتومی به دلیل ثقیل و پیچیده بودن مفاهیم؛ دستاویز خوبی برای فضلفروشی و اظهار نظرهای به ظاهر عمیق (ولی در باطن توخالی) است.
□در ایران نیز کتابهای پرفروش بسیاری در این خصوص نوشته شده و اقبال عمومی به همایشها و سخنرانیهایی با اصطلاحات پرطمطراق و پرطنینی مثل فیزیک کوانتومی، جهانهای موازی و متافیزیک بسیار بالاست. استقبال عوام از این گفتهها (بیخاصیت برای عموم و پر کننده جیب فریبکاران) چنان است که عاقبت به چاپ چرندیات شبهعلمی با عناوینی مغلوط همچون صفر: تولد و مرگ در فیزیک جدید، جهان هولوگرافی، اندیشه کوانتومی مولانا و شعور آب و راز قانون جذب و غیره منجر میشود.
●درک اشتباهی که از آزمایش دو شکاف یانگ در فیزیک، در خصوص شناخت سرشت موجی یا ذرهای نور وجود دارد به این باور دامن زده که عدهای تصور کنند که ذرات نیز شعور و آگاهی دارند و بنابراین میتوانند هومیوپاتی و یا باورهای عرفانی را با آن تطبیق بدهند. حتی دستاندرکاران برنامههای فریب عمومی، رمالان حرفهای، فالگیرهای اینترنتی یا کسانی که مدعیاند با وصل شدن به یک مفهوم انتزاعی مثل حلقههای شعور کیهانی میتوان بیماریها را درمان کرد؛ نیز از فیزیک کوانتوم صحبت میکنند تا آموزههای خود را ژرف و به عبارت دیگر علمی جلوه دهند.
○در گفتههای رمالان و فالگیران و ارسالکنندگان انرژی و درمانگرهای ماورایی دیگر صحبت از «قمر در عقرب» و «قفل کردن بخت» و «نفرین جن نامسلمان» نیست؛ بلکه آنها از «جذب نامناسب انرژی» و «ارتعاش نادرست» و «ارسال انرژی منفی» و «موجودات غیر اورگانیک» برایتان میگویند تا با ترکیبی جدید از واژههای نامأنوس و شبهعلمی شما را مسخ کنند. آنها برای علمی و تخصصی جلوه دادن گفتههایشان از بیگبنگ و بوزونهیگز و کوانتوم و ارتباطش به رویای صادقه میگویند، خمش فضا را به سرعت جبرئیل ربط میدهند و برای هر ادعا از دانشمندان خیالی گواه میآورند.
■مدعیان عوامفریب امروز انبانی از کلمات قلنبه سلنبه دارند که در هر مبحث دست در انبان کرده و تعدادی کلمه بیرون کشیده و با قطار کردن آنها جملات بیمعنی میسازند و با لفاظی و سفسطه نوع جدیدی از شبهعلم را روایت میکنند.
منبع: عرفان کسرایی، دانشگاه کاسل آلمان، نشریه گمانه
----------
❌ لحظهٔ خشم و عصبانيت و يا عشق تصمیم نگیرید
🔹تحقیقات روانشناسی نشان داده که وقتی انسان هیجان زده میشود، عقل و خِرد او «به یک سوم، افت پیدا میکند . . .
(چه مثبت و چه منفی، چه عاشق و چه عصبانی، پر از خشم و نفرت و يا محبت افراطی و ...)
🔹 يعنی اگر ما ۱۸۰ درجه IQ (ضریب هوشی) داشته باشیم و جزو نوابغ باشیم، وقتی هیجانزده شویم، ضریب هوشی مان به ۶۰ میرسد
(نُرمالِ ضریب هوشی، ۱۰۰ است)
یعنی مثل یک آدم عقبمانده تصمیم میگیریم😳
💚خونسردی؛ آرامش و متانت
و تصميم نگرفتن در لحظه های خشم
و عصبانيت و يا عشق زياد
راهِ درست زندگی کردن و
موفق و خوشبخت شدن است....
عشق در نهایت آن چیزی نیست که شما حس میکنید، بلکه مهارتی است که باید آموخته شود.
دیدن ورای آدمها آسان است، ولی ما را به جایی نمیرساند. به عبارت دیگر چه آسان و چه بیفایده در افراد عیب مییابیم. آیا وقتی عاشق میشویم بعضا به این دلیل نیست که، حتی به بهای کوری خودمان در این فرآیند و آن لحظه خواستهایم، دیدن ورای آدمها را نفی کنیم؟ اگر بدبینی و عشق دو گزینه متقابل باشند، آیا عاشق شدن ما به این دلیل نیست که میخواهیم از موضوع ضعف بدبینی، نجات یابیم؟ آیا در هر «عشق در نگاه اول» نوعی گزافهپردازی نسبت به خصوصیات معشوق وجود ندارد؟ نوعی گزافهپردازی که ما را از منفینگری معمولمان منفک میکند و تمرکز و نیرویمان را معطوف کسی میکند که چنان باورش داریم که هرگز حتی خود را چنین باور نداشتهایم.
#آلن_دوباتن
#عشق_کار_و_منزلت
«تربیت کودک»
من تعجب میکنم از کسانی که کتابهایی مینويسند به عنوان "چگونگی تربيت کودک" و نظير آن. تمام اين کتابها بايد درباره چگونگی تربيت خود ما باشد.
مسأله خود ما هستيم، نه کودک. اگر ما توانستيم قالبی را که به عنوان هويت برای خود قائليم از ذهن خارج کنيم، تمام زندگی، رفتار و روابطمان يک کيفيت مفيد، معقول، منطقی و هنجار پيدا خواهد کرد؛ و در آن صورت لازم نيست از ديگران سؤال کنيم که بچه را چه جوری بايد تربيت کرد.
يک وجود معنوی سالم خودبخود منجر به تربيت معنوی سالم خواهد شد. ولی تا زمانی که قالب حاکم بر وجود ما است هزارها کتاب و دستور تربيتی هم که بخوانيم بیتأثير است.
تئوریهایی که از کتاب ياد میگيريم برای ما به صورت الگوهای ايدهآلی در میآيد؛ ولی در رابطۀ واقعی با ديگران عملاً از آنچه خودمان هستيم مايه میگذاريم.
با وجود قالب فکریای که اساس آن بر شرارت و شيطنت است، سعی برای تربيت صحيح کودک درست مثل اين است که شيطان بخواهد فرشتهای را تربيت کند. شيطان جز شيطنت کاری نمیتواند بکند، جز با شيطنت با چيز ديگری آشنا نيست!
I am surprised by those who write books with titles such as “How to educate your child.” All of these books should be about educating us as a human race. The problem is us, not the child. If we could get rid of the mold of thought identity for ourselves, our lives, our behaviors, and our relationships would enjoy a useful, rational, and harmonious quality. And then there would be no need to ask others how we should educate our children. A healthy spiritual being will automatically result in a healthy spiritual upbringing. But as long as the mold identity has its grip on us, reading thousands of educational books and guides will have no effect. What we learn as theories from these books simply become “ideal” patterns for us, yet still in our relationships with others we relate from the standpoint of who and what we think we are.
کتاب «تفکر زائد»
محمدجعفر مصفا
ترجمه: سعید امدادی
✍اصالت هیچ ربطی به اینکه کجا
و تو چه خانوادهای به دنیا اومدی نداره
همین که شرایطِ بد، شما رو یه آدم بد نکنه
«اصیلی»..
https://t.me/ehsasekhooob
نوزادتان كه به شش ماهگي رسيد بايد خانه را برای كودك كنجكاوتان امن كرده باشيد. وسايل شكستني و خطرناك از دسترس او دور باشد.
كودكان عاشق بازي كردن با وسايل آشپزخانه هستند، بايد كابينت يخچال و اجاق گاز امن براي رفت و امد كودك باشد. در دستشويي، پودر لباس شويي صابون خمير دندان و دستمال كاغذي از دسترس كودك خارج باشد.
كشوي كمد براي كودك تبديل به پله هاي خطرناك ميشود. تلويزيون، كامپيوتر، و وسايلي كه بزرگسالان به آن توجه مي كنند رقيب بزرگي براي كودكان هستند پس طبيعي است كه تلاش كنند به آنها آسيب برسانند. "نه" گفتن برگ برنده شماست. آنها را صرف مراقبت از وسايل منزل نكنيد. كودكان دانشمندان كوچكي هستند كه بايد محل زندگي خود را كشف كنند.
هنگامي كه خرابكاري ميكنند يادتان باشد كه اين شما بوديد كه فراموش كرده ايد محيط را امن نگه داريد.
♥️▪️از دشمنی تا دوستی"یک لبخند"
از جدائی تا پیوند"یک قدم"
از توقف تا پیشرفت"یک حرکت"
از کینه تا بخشش"یک گذشت"
و از نفرت تا علاقه"یک محبت"است..
مواظب این یکها باشیم.
🪴
باران اردیبهشت را
باید غرق بوسہ ڪرد ۰۰۰
بدون چتر بہ استقبالش رفت ۰۰۰
دانہ دانہ عشق را
در دامن گلدار ِ مهربانے ریخت ۰۰۰
باید خیس شد، خندید، رقصید ۰۰۰
سرود و نوشت ۰۰۰
آخر، یڪسال است و چهار فصل و
دوازدہ ماہ ویڪ اردیبهشت زیبا ۰۰۰
اردیبهشت را باید در آغوش ڪشید ۰۰۰
بہ جاے تمام دلتنگیها، در ازاے تمام ِ
آرزوهاے دور و دراز
اردیبهشت را باید بوسید....
جا نزن
جسور باش
این قانونِ ارتفاع است ؛
هرچه بیشتر اوج می گیری ؛
باد و باران ، بی رحم تر می شود ،
و نفس کشیدنت سخت تر !
تو اما محکم باش !
نه به زمزمه یِ پرنده هایِ پایین دست ، توجهی کن ،
نه هیاهویِ لاشخورهایِ حسود !
عقاب باش !
ارتفاعاتِ بالا ، جایِ پرنده هایِ ضعیف نیست...
https://t.me/ehsasekhooob
چرا "عشق به خود مقدمه عشق بر دیگران است؟؟"
خودشیفتگی اولیه بانی و انگیزانند رشد و تحول انسان است.
والد باید با آیینه وار عمل کردن نشان دهد که از داشتن کودک خرسند و خوشحال است تا بتدریج کودک این موضوع را درونی کند. زیرا در ابتدا والد همچون بخشی از کودک است.
کودکی که مادری پاسخ دهنده (آیینه ای) ندارد بعدها در بزرگسالی افسرده می شود یا پیوسته در زندگی دنبال عشق و محبت می گردد.
همچنین کودکی که رابطه ای با والد آرمانی و مقتدر خود ندارد، همیشه به دنبال همسر یا دوست ایده آل یا کامل می گردد و همیشه شکست می خورد چون کسی نمی تواند مطابق معیارهای او باشد.
روانشناسی خود نویسنده :کوهات
کتاب نظریه های مشاوره و روان درمانی
نویسنده:ریچارد .اس شارف
