روانشناسی-احساس خوب
Ir al canal en Telegram
ادمین ن.اوحدی روانشناس بالینی سکس تراپ زوجدرمانکر دارای پروانه از سازمان نظام روانشناسی Admin: @OHADIpsychologist
Mostrar más425
Suscriptores
-124 horas
-57 días
-530 días
Archivo de publicaciones
Repost from 🔱كلينيك روانشناختى توحيد🔱
🎞گلشيفته در نقش روانكاو
در فیلم کمدی و روانشناختى «کاناپه ای در تونس»
▪️زيرنويس چسبيده فارسى
▫️با عنوان فرانسوى
Un divan à Tunis
و عنوان عربى «نغمه های عرب»
(Arab Blues)
توضيحات: وقتى گلشيفته از پاريس به تونس ميرود و در همان مواجهه اول وقتی مردم با خبر میشوند روانکاوی به شهر آمده، گروه بزرگی جلوی دفتر کاش صف میبندند هرچند همان مواجهههای اول، فوقالعاده، هم با نمک است و هم تلخ. مثلاً یکی گواهی پزشکی میخواهد، یکی شلوار خود را بیرون میآورد چون شنیده زن جوانی با یک کاناپه دفتر باز کرده و خیال دیگری پرورده و البته قوانین و مقررات و چارچوبهای روانکاوی و به ویژه حد و مرزی که میان ابژه و سوژه تعیین میشود برای مردمان قابل درک و هضم نیست
#مـعرفى_فيلم
| کانال تلگرام | صفحه اینستاگرام |
✳️ طبق گفتهٔ گاتمن ها، انتقاد بیان می کند که ایرادی در وجود همسرتان هست، و او کمبودی دارد.
پادزهر آن عبارت است از شروع آرام بحث، مثلاً صحبت در مورد احساسات، استفاده از جملات همراه من، و آنگاه بیان نیاز به شکل مثبت و نه منفی (آنچه می خواهید نه آنچه نمی خواهید).
❇️ مثال: "تو همیشه در مورد خودت صحبت می کنی. خیلی خودخواهی." پادزهر آن: "من احساس کردم در صحبت امشب نادیده گرفته شدم. ممکنه بیشتر در مورد این از من بپرسی که روزم را چگونه گذراندم؟"
#جان_گاتمن
🌈⭕️🌈⭕️🌈
❤️It's okay to make mistakes.
It's okay to have bad days.
It's okay to be less than perfect.
It's okay to do what's best for you. And
it's okay to be yourself...
اشکالی نداره که اشتباه کنی.
اشکالی نداره که روزهای بد داشته باشی.
اشکالی نداره که کامل نباشی.
انجام دادن بهترین کاری که به نفع خودته اشکالی نداره.
و اینکه خودت باشی هم اشکالی نداره...
در تئوری انتخاب ویلیام گلسر، رفتارهای پیوند دهنده شامل اعمالی هستند که به تقویت روابط مثبت و بهبود ارتباطات میان افراد کمک میکنند. این رفتارها شامل همدلی 🤗
تشویق 👏🏻
گوش کردن 👂
پذیرش 🤝
اعتماد✋🏻
احترام🫂
گفتگو🗣️
است که باعث کاهش تنشها و افزایش احساس امنیت و رضایت در روابط میشود. افراد با انتخاب این رفتارها، میتوانند به تقویت روابط خود پرداخته و از قطع ارتباطات و ناراحتیها جلوگیری کنند.
برعکس، رفتارهای مخرب به اعمالی اطلاق میشود که موجب آسیب به روابط و افزایش تنش میگردند . این رفتارها شامل
❌انتقاد کردن
❌سرزنش کردن
❌غر زدن
❌تهدید کردن
❌تنبیه کردن
❌مقایسه کردن
❌باج دادن برای کنترل دیگری
است که باعث ایجاد احساس بیارزشی، نارضایتی و دور شدن افراد از یکدیگر میشود.
🔍گلسر معتقد است که این رفتارها ناشی از نیازهای برآورده نشده افراد هستند و اغلب در مواقعی که فرد مسئولیت رفتارهای خود را نپذیرد، بروز میکنند.
## غم از منظر روانکاوی: سفری به اعماق ناخودآگاه
با نگاهی به یافتههای نوروساینس، میتوانیم تحلیل روانکاوانهای عمیقتری نیز داشته باشیم. در روانکاوی، غم، تجربهای پیچیده است که ریشه در ناخودآگاه دارد و اطلاعات ارزشمندی درباره ساختار روانی، روابط و الگوهای رفتاری فرد ارائه میدهد.
۱. غم و سوگ:
* فرآیند سوگ: روانکاوی، غم را با فرآیند سوگ مرتبط میداند، فرآیندی برای پذیرش فقدان. مراحل سوگ (از انکار تا پذیرش) نشاندهنده تلاش ناخودآگاه برای کنار آمدن با فقدان است. نگاه شما به غم بهعنوان یک "ترمز" میتواند با مرحله افسردگی در سوگ همخوانی داشته باشد، جایی که انرژی برای پذیرش واقعیت و بازسازی درونی ذخیره میشود.
* کار سوگ: روانکاوی معتقد است کار سوگ، آزاد کردن انرژی روانی است که به شیء از دست رفته پیوند خورده است. این انرژی به خود فرد بازگردانده میشود و به او اجازه میدهد با واقعیت فقدان روبرو شود و به زندگی خود ادامه دهد.
۲. غم و مکانیسمهای دفاعی:
* مکانیسمهای دفاعی: در سوگ، مکانیسمهای دفاعی مانند انکار، واکنشسازی و درونفکنی فعال میشوند.
* غم و مکانیسمهای دفاعی: نگاه شما به غم بهعنوان یک "ترمز" میتواند با این مکانیسمها مرتبط باشد. غم میتواند از استفاده بیش از حد از مکانیسمهای دفاعی ناسالم جلوگیری کند و به پذیرش واقعیت کمک کند.
۳. غم و روابط شیء:
* ریشههای غم: روانکاوی، ریشههای غم را در روابط اولیه فرد با مراقبین خود میداند.
* ارتباط با نگاه شما به غم: نگاه شما به غم میتواند نشاندهنده توانایی شما در پردازش روابط باشد. با پذیرش غم و تفکر در مورد فقدان، میتوانید الگوهای روابط خود را شناسایی کنید.
۴. غم و خود:
* تغییر در خود: فقدان میتواند باعث تغییراتی در احساس فرد از خود شود.
* غم بهعنوان فرصتی برای رشد: نگاه شما به غم بهعنوان یک "مُرشد" و یک "فرصت برای رشد" با این دیدگاه همخوانی دارد. با پذیرش غم، میتوانید خود را بهتر بشناسید، الگوهای رفتاری خود را تغییر دهید و به یک فرد قویتر تبدیل شوید.
نتیجهگیری:
از دیدگاه روانکاوی، غم یک تجربه پیچیده است که ریشه در ناخودآگاه دارد و اطلاعات ارزشمندی درباره ساختار روانی فرد ارائه میدهد. نگاه شما به غم بهعنوان یک "ترمز" و "مُرشد" با این دیدگاه همخوانی دارد و نشاندهنده درک عمیق شما از نقش حیاتی غم در فرآیند سوگ، مکانیسمهای دفاعی، روابط و بازسازی خود است. این تحلیل، نشان میدهد که شما در حال پردازش عمیق فقدان هستید و در مسیر رشد و خودآگاهی قدم برمیدارید.
Repost from روانشناسی-احساس خوب
✅مشاوره پیش از ازدواج
✅زوج درمانی
✅سکس تراپی
✅درمان خیانت زناشویی
❌ مشاوره تغییر جنسیت
✳️افسردگی
✅✳️وسواس فکری
آدرس جدید
خیابان شریعتی .جنب مترو دکتر شریعتی . ساختمان پزشکان نیکان. طبقه پنجم . کلینیک کوشان
☎️۰۲۱-۲۶۷۰۵۷۳۴
@OHADIpsychologist
شماره نظام 4949
⚕️ اینکه میگویند آدمها را باید در سفر شناخت یا مثلاً در همخانگی، یا چند روزی همزیستی، یا مثلاً وقت تقسیم تهدیگ ماکارانی و چیزهایی شبیه این؛ همگی معیارهای خوبیاند ولی ممکن است بهخاطر مهارت در بازیگری، یا نقابهای ضخیمِ ناخودآگاه، همچنان شناخت کاملی به آدم ندهند.
به تجربهی من بهترین لحظهی شناخت آدمها، و حتی خودمان، هنگام تعارض منافع است؛ بهویژه تعارضهای جدی که حالا یا پای محصولِ درشتی در میان باشد؛ یا راهحلِ نه سیخ بسوزه نه کباب، برای آن پیدا نشود. حالا میخواهد پول باشد یا جایگاه، یا اعتبار و آبرو، یا حتی خنک شدن دل و آرامش و ...
خود من در این چند دهه زندگی که اصلاً نفهمیدم چطور شد یکهو چل چلی را هم تمام کردم، رفقایِ گرمابه و گلستانی داشتهام که علی الظاهر برای هم میمردیم؛ اما وقت تعارض منافع چنان کردند که انگار گلهی کفتار بزند به یک بچه آهوی تنها.
بدیِ اینطور شکار شدنهای ناغافل هم این است که آدم دیگر حالش خوب نمیشود با بقیه. دیگر حس و حالت به آدمها آنی نمیشود که قبلاً داشتی. اگر هم بشود، به سختی. یکجور زیستن در موقعیت صفر مرزی است که همیشه حالتِ گوش به زنگی داری. و چقدر زندگیِ همیشه گوش به زنگ آدم را زود پیر و فرسوده میکند. چیزی شبیه به زندگی در کشوری بیثبات و پیشبینیناپذیر.
راستش از آنجا که آدمیزاد خوبیهای خودش و بدیهای دیگران را بیشتر یادش میماند، حقیقتاً یادم نمیآید که آیا جایی بوده که من در حق بقیه آنطوری کرده باشم و یک بیچارهی دیگری آهوی من شده باشد یا نه؟ کاش طرف بیاید تلافی کند، و کارمان به روز داوری نیفتد.
البته برای من که تا خرتناق تکاملی میاندیشم و سرد و گرم جهان را هم اندازهی خودم چشیدهام، انتظار آنجور رفتارها در تعارض منافع، و قربانی کردن دیگران برای خود، یکجورایی از هر کسی طبیعی است.
برای آدمیزاد، سود و زیان خودش، و بعد خویشانِ نزدیک ژنتیکیاش بر هر چیزی مقدم است.
ولی خب یک تکامل هم تکامل فرهنگی و اخلاقی است دیگر. اصلاً فرق ما مثلاً با شامپانزهها که حدود 98 درصد اشتراک ژنتیکی با آنها داریم، مگر در چیست، که باعث شده فقط گونهی ما این تمدن باشکوه را پدید بیاورد؟
همیشهی خدا که نباید بیمعرفتی کرد. حتی در بین گرگها هم رحم و مروّت پیدا میشود. همیشه که آدم نباید رشد خودش را در خراب کردن دیگری ببیند. یک وجب کمتر رشد میکند و میگذارد بقیه هم یک بند انگشت بالا بیایند.
و چقدر این آدمهای با فرهنگ، دوست داشتنی و ماندگارند. سعدیا مرد/زن نکوکار نمیرد هرگز. از اینجور آدمها هم در زندگیام کم نداشتهام.
حقیقتش وقتی به موضوع رابطه با دیگران فکر میکنم، میبینم بیشترین رنج و آسیبی که آدمها میبرند از مشخص نکردن نقش خودشان و طرف مقابلشان در آن رابطه است. یا اگر هم نقشها در ذهنشان مشخص است، به لوازم آن پایبند نمیمانند.
در روانکاوی به درمانگر میگویند حواست باشد که نقش تو فقط درمانگری است. تو نه معجزهکنندهای، نه دوست دختر/پسر مراجعهکنندهای، نه پدر و مادرش، نه شریک مالی، نه کارپرداز اداری، و نه هیچ چیز دیگری جز درمانگر. و البته، او هم متقابلاً برای تو.
مراجعهکننده ممکن است بهخاطر حالش، خودآگاه یا ناخودآگاه کاری کند یا حرفی بزند که تو نقش خاصی را بگیری (باصطلاح، انتقال). مثلاً در تو احساس غم و همدردی غیرطبیعی بهوجود آورد، یا کاری کند عاشقش شوی. اینها طبیعی است. آدمیزادیم دیگر. اما باید حواست باشد که سریع به نقش خودت برگردی. تو فقط یک درمانگری یا اصول و قواعد و چارچوبی که برایت تعریف شده. نباید تخطّی کنی. وگرنه، هم آسیب میزنی؛ هم میخوری.
بقیهی روابط هم همین است. آدم باید همیشه چند تا دایرهی تو در تو، مثل سیبل تیراندازی بکشد، و برای هر دایره اسمی بگذارد: دایرهی صمیمت و یکرنگی کامل (مثل پدر مادری)؛ دایرهی زناشویی؛ دایرهی روابط تفریحی؛ دایرهی روابط عاشقانه؛ دایرهی روابط تحصیلی؛ دایرهی روابط کاری؛ دایرهی روابط همسایگی؛ دایرهی سلام علیک معمولی؛ ... یا هر دایره و حلقهی دیگری که دوست دارید.
چارچوب و لوازم هر کدام را هم بشناسد، در عمل به آنها پایبند باشد و قاطیشان نکند.
اگر چنین نکردی، یا به لوازم هر رابطه پایبند نبودی و مرزشکنی کردی؛ مثلاً همکاران کاری یا شرکای مالی خود را بردی در حلقهی اول (صمیمیت کامل)، یا همسر خود را بردی در سلام علیک معمولی، و بعدش ضربه خوردی، کسی جز خودت را ملامت نکن.
مملکت هم همین است. آشفتگیِ یک مملکتِ فرضی هم درست از روزی جرقه میخورد که به همریختگی نقشها شروع شود. یعنی، کسی سر جای خودش نباشد. اصلاً دولتهای مدرن بهخاطر همان تلخیهای ناشی از بههمریختگی نقشها بود که این همه قوا و نهاد و ستاد را با چارچوب مجزا و معین برای مسئولیت و پاسخگویی تعریف کردند.
دکتر محسن زندی
*عمر ۱۴۰ ساله؟ نه ممنون!*
— فرانسیس فوکویاما میگوید باید از تلاش برای طولانیتر کردن عمر انسانها دست برداریم!
■آیندهای که فناوری به ما وعده میدهد، اغلب با تصویر انسانهایی جاودانه همراه است: سالم، تیزهوش و بینیاز از وداع با زندگی. اما فرانسیس فوکویاما، فیلسوف سیاسی سرشناس، با این تصور نهتنها موافق نیست، بلکه آن را خطری برای زیست اجتماعی انسان میداند. او میگوید وقتی به آدمهای کهنسالی نگاه میکنیم که به لطف پیشرفتهای پزشکی زنده ماندهاند، اما دچار دردها و ناتوانیهای شدید هستند، باید از خودمان بپرسیم: آیا ایدۀ عمر طولانی واقعاً به همان اندازه که میگویند، رؤیایی است؟
□در سالهای اخیر، چندین نفر از غولهای سیلیکونولی، از جف بزوس تا پیتر تیل، سرمایهگذاریهای عظیمی در زمینۀ تحقیقات مربوط به طول عمر کردهاند. فوکویاما میگوید شاید این پروژهها، در سطح فردی قابلدرک -گرچه ترحمانگیز- باشد، اما اگر این میل همهگیر شود، میتواند پیامدهای فاجعهباری داشته باشد.
●پزشکی مدرن در سدۀ گذشته دستاوردهای عظیمی در این زمینه داشته است. کاهش مرگومیر کودکان، بهداشت عمومی و کشف آنتیبیوتیکها، متوسط عمر انسانها را بیش از سیسال افزایش داده است. اما پژوهشهای معاصر در حوزهی طول عمر، بر دو حوزۀ متفاوت متمرکز است: یکی، درمان بیماریهایی که با افزایش سن بروز میکنند و دیگری، تلاش برای دستکاری در روند پیری در سطح مولکولی، از جمله تغییراتی در تلومرها که با زمان مرگ سلولها مرتبطاند. احتمالاً تنها مسیر دوم است که میتواند نتایجی چشمگیر و پیامدهایی شایان توجه داشته باشد.
○فوکویاما میگوید تمرکز تحقیقات پزشکی بر زندهنگهداشتن جسم، میتواند با بیتوجهی عمیق به «کیفیت زندگی» همراه باشد. این مسیری است که علم خیلی وقت است که پیش گرفته و نتیجۀ آن جسمهایی زنده، اما پیر و ناتوان است.
■اما مشکل اصلی چیز دیگری است: «تصلب شناختی». انسانها معمولاً در اوایل زندگی، چشماندازهای فکری و سیاسی خود را تثبیت میکنند: لیبرال یا محافظهکار، ملیگرا یا جهانوطن، ریسکپذیر یا محتاط. و پس از آن، در طول دوران بزرگسالیشان بر همین عقاید میمانند. گرچه برخی افراد در سالخوردگی همچنان ذهنی باز و پذیرا دارند، اما بهطور کلی، تغییر بنیادی در نگرشها با افزایش سن بسیار دشوار میشود. این مسئله میتواند توانایی ما در شناخت حال را با مشکل مواجه کند. یک شوخی قدیمی میگوید: «علم اقتصاد فقط با مرگ اقتصاددانان پیشرفت میکند.»
□معمولاً دنیای ما را با تضاد میان «دو» نسل -جوانان و پیرها- توصیف میکنند. حالا فرض کنید که آدمها ۱۴۰ سال عمر کنند. آنگاه چند نسل باید با هم بجنگند؟ از آن گذشته، مشکل اصلی نهفقط تضاد، بلکه کندشدن تدریجی آهنگ تغییر اجتماعی خواهد بود.
●هیچ نشانهای وجود ندارد از اینکه جامعهای پیر، حتی اگر سالم هم باشد، بهتر از جامعهای جوان است. جهان ۱۴۰ سالهها جهانی است ایستاتر، هم از نظر اقتصادی و هم اجتماعی؛ با جمعیت قابل توجهی از ناتوانان. پیامدهای اقتصادی چنین وضعیتی بسیار سنگین خواهد بود؛ و همین حالا هم در شرق آسیا شاهد آن هستیم: بالاترین نرخهای امید به زندگی، همراه با پایینترین نرخهای زاد و ولد، باعث شده است تا ساختار جمعیتی این کشورها از «هرم» به شکل «جام» دربیاید. چیزی که باعث کاهش ثبات و پایداری جامعه میشود. وقتی دربارۀ جامعه میاندیشیم، باید از مرگ هم در جای خود دفاع کنیم.
📌آنچه خواندید برگرفته از مقالۀ «علیه طول زندگی» (Against Life Extension)، نوشتۀ اخیر فرانسیس فوکویاما، فیلسوف سیاسی آمریکایی، در وبسایت Persuasion است که در تاریخ ۲۷ می ۲۰۲۵ منتشر شده است.
---------------
*پانوشت:*
در مصاحبه با اینسایدر، از مدیرعامل تسلا ایلان ماسک پرسیدند آیا برنامهای برای افزایش طول عمر انسان دارد و آیا خودش دلش میخواهد بیشتر عمر کند یا نه؟!
- ماسک گفت: اگر افراد بخواهند مرگ خود را به تعویق بیندازند، پیشرفت بشر را نیز عقب خواهند انداخت.
- او گفت: «به گمان من نباید تلاش کنیم که انسانها عمر خیلی طولانی داشته باشند. این موجب خفگی جامعه میشود، زیرا در حقیقت بیشتر مردم ذهنیتهای خود را عوض نمیکنند و میمیرند. اگر انسانها نمیرند، اسیر افکار کهنه خواهیم ماند و جامعه پیشرفت نخواهد کرد.»
- ماسک گفت: جهان هماکنون درگیر مشکل بزرگ «پیرسالاری» است و شمار زیادی از رهبران کشورها از سالمندان هستند. او استدلال میکند این شکاف سنی باعث میشود پیوند روسا با اکثریت مردم قطع شود و کارکرد دموکراسی محدود شود.
*عمر ۱۴۰ ساله؟ نه ممنون!*
— فرانسیس فوکویاما میگوید باید از تلاش برای طولانیتر کردن عمر انسانها دست برداریم!
■آیندهای که فناوری به ما وعده میدهد، اغلب با تصویر انسانهایی جاودانه همراه است: سالم، تیزهوش و بینیاز از وداع با زندگی. اما فرانسیس فوکویاما، فیلسوف سیاسی سرشناس، با این تصور نهتنها موافق نیست، بلکه آن را خطری برای زیست اجتماعی انسان میداند. او میگوید وقتی به آدمهای کهنسالی نگاه میکنیم که به لطف پیشرفتهای پزشکی زنده ماندهاند، اما دچار دردها و ناتوانیهای شدید هستند، باید از خودمان بپرسیم: آیا ایدۀ عمر طولانی واقعاً به همان اندازه که میگویند، رؤیایی است؟
□در سالهای اخیر، چندین نفر از غولهای سیلیکونولی، از جف بزوس تا پیتر تیل، سرمایهگذاریهای عظیمی در زمینۀ تحقیقات مربوط به طول عمر کردهاند. فوکویاما میگوید شاید این پروژهها، در سطح فردی قابلدرک -گرچه ترحمانگیز- باشد، اما اگر این میل همهگیر شود، میتواند پیامدهای فاجعهباری داشته باشد.
●پزشکی مدرن در سدۀ گذشته دستاوردهای عظیمی در این زمینه داشته است. کاهش مرگومیر کودکان، بهداشت عمومی و کشف آنتیبیوتیکها، متوسط عمر انسانها را بیش از سیسال افزایش داده است. اما پژوهشهای معاصر در حوزهی طول عمر، بر دو حوزۀ متفاوت متمرکز است: یکی، درمان بیماریهایی که با افزایش سن بروز میکنند و دیگری، تلاش برای دستکاری در روند پیری در سطح مولکولی، از جمله تغییراتی در تلومرها که با زمان مرگ سلولها مرتبطاند. احتمالاً تنها مسیر دوم است که میتواند نتایجی چشمگیر و پیامدهایی شایان توجه داشته باشد.
○فوکویاما میگوید تمرکز تحقیقات پزشکی بر زندهنگهداشتن جسم، میتواند با بیتوجهی عمیق به «کیفیت زندگی» همراه باشد. این مسیری است که علم خیلی وقت است که پیش گرفته و نتیجۀ آن جسمهایی زنده، اما پیر و ناتوان است.
■اما مشکل اصلی چیز دیگری است: «تصلب شناختی». انسانها معمولاً در اوایل زندگی، چشماندازهای فکری و سیاسی خود را تثبیت میکنند: لیبرال یا محافظهکار، ملیگرا یا جهانوطن، ریسکپذیر یا محتاط. و پس از آن، در طول دوران بزرگسالیشان بر همین عقاید میمانند. گرچه برخی افراد در سالخوردگی همچنان ذهنی باز و پذیرا دارند، اما بهطور کلی، تغییر بنیادی در نگرشها با افزایش سن بسیار دشوار میشود. این مسئله میتواند توانایی ما در شناخت حال را با مشکل مواجه کند. یک شوخی قدیمی میگوید: «علم اقتصاد فقط با مرگ اقتصاددانان پیشرفت میکند.»
□معمولاً دنیای ما را با تضاد میان «دو» نسل -جوانان و پیرها- توصیف میکنند. حالا فرض کنید که آدمها ۱۴۰ سال عمر کنند. آنگاه چند نسل باید با هم بجنگند؟ از آن گذشته، مشکل اصلی نهفقط تضاد، بلکه کندشدن تدریجی آهنگ تغییر اجتماعی خواهد بود.
●هیچ نشانهای وجود ندارد از اینکه جامعهای پیر، حتی اگر سالم هم باشد، بهتر از جامعهای جوان است. جهان ۱۴۰ سالهها جهانی است ایستاتر، هم از نظر اقتصادی و هم اجتماعی؛ با جمعیت قابل توجهی از ناتوانان. پیامدهای اقتصادی چنین وضعیتی بسیار سنگین خواهد بود؛ و همین حالا هم در شرق آسیا شاهد آن هستیم: بالاترین نرخهای امید به زندگی، همراه با پایینترین نرخهای زاد و ولد، باعث شده است تا ساختار جمعیتی این کشورها از «هرم» به شکل «جام» دربیاید. چیزی که باعث کاهش ثبات و پایداری جامعه میشود. وقتی دربارۀ جامعه میاندیشیم، باید از مرگ هم در جای خود دفاع کنیم.
📌آنچه خواندید برگرفته از مقالۀ «علیه طول زندگی» (Against Life Extension)، نوشتۀ اخیر فرانسیس فوکویاما، فیلسوف سیاسی آمریکایی، در وبسایت Persuasion است که در تاریخ ۲۷ می ۲۰۲۵ منتشر شده است.
---------------
*پانوشت:*
در مصاحبه با اینسایدر، از مدیرعامل تسلا ایلان ماسک پرسیدند آیا برنامهای برای افزایش طول عمر انسان دارد و آیا خودش دلش میخواهد بیشتر عمر کند یا نه؟!
- ماسک گفت: اگر افراد بخواهند مرگ خود را به تعویق بیندازند، پیشرفت بشر را نیز عقب خواهند انداخت.
- او گفت: «به گمان من نباید تلاش کنیم که انسانها عمر خیلی طولانی داشته باشند. این موجب خفگی جامعه میشود، زیرا در حقیقت بیشتر مردم ذهنیتهای خود را عوض نمیکنند و میمیرند. اگر انسانها نمیرند، اسیر افکار کهنه خواهیم ماند و جامعه پیشرفت نخواهد کرد.»
- ماسک گفت: جهان هماکنون درگیر مشکل بزرگ «پیرسالاری» است و شمار زیادی از رهبران کشورها از سالمندان هستند. او استدلال میکند این شکاف سنی باعث میشود پیوند روسا با اکثریت مردم قطع شود و کارکرد دموکراسی محدود شود.
📌 نفس عمیق بکش!
🔘 استرس و اضطراب یه بخش طبیعی از زندگیه، اما وقتی زیادی میشن، میتونن زندگی رو سخت و طاقتفرسا کنن.
☑️ امروز میخوام یه تمرین ساده و علمی بهتون معرفی کنم که میتونه بهتون کمک کنه:
✅تمرین تنفسی✅
❗️چند نکته مهم حین تمرین:
روی تنفس خودتون تمرکز کنین و به حواستون توجه کنین.
اگه افکارتون شروع به پرسه زدن کرد، به آرومی تمرکزتون رو به تنفست برگردونین.
این تمرین رو هر روز چند بار انجام بدین تا به آرامش بیشتری برسین.
❓چرا این تمرین؟
چون علمی هست و
* تنفس عمیق سیستم عصبی پاراسمپاتیک شما رو فعال میکنه، که مسئول آرامش بدن و ذهن شماست.
* این کار همچنین میتونه هورمونهای استرس مانند کورتیزول رو کاهش بده.
* تمرین تنفس عمیق به شما کمک میکنه تا توی شرایط استرسزا حاضر و متمرکز بمونین.
+ علاوه بر تمرین تنفسی، این فعالیتها هم میتونن به شما کمک کنن:
- ورزش منظم
- خواب کافی
- گذروندن وقت توی طبیعت
- صحبت با یه دوست یا مشاور
- انجام فعالیتهای مانند یوگوسلاوی و مدیتیشن
🔴 جهت تعیین وقت جلسات آنلاین
۰۹۱۲۴۸۸۷۲۷۸
