es
Feedback
پاپیلون(افق رویداد)

پاپیلون(افق رویداد)

Ir al canal en Telegram

◾دیالوگ های فلسفی

Mostrar más
1 925
Suscriptores
Sin datos24 horas
+27 días
-930 días
Atraer Suscriptores
sep '26
septiembre '26
+12
en 0 canales
agosto '26
+12
en 0 canales
Get PRO
julio '26
+25
en 1 canales
Get PRO
junio '26
+31
en 1 canales
Get PRO
mayo '26
+7
en 0 canales
Get PRO
abril '260
en 0 canales
Get PRO
marzo '26
+1
en 0 canales
Get PRO
febrero '26
+30
en 0 canales
Get PRO
enero '26
+19
en 1 canales
Get PRO
diciembre '25
+28
en 2 canales
Get PRO
noviembre '25
+26
en 2 canales
Get PRO
octubre '25
+17
en 2 canales
Get PRO
septiembre '25
+15
en 1 canales
Get PRO
agosto '25
+21
en 1 canales
Get PRO
julio '25
+35
en 5 canales
Get PRO
junio '25
+40
en 4 canales
Get PRO
mayo '25
+29
en 1 canales
Get PRO
abril '25
+32
en 1 canales
Get PRO
marzo '25
+33
en 3 canales
Get PRO
febrero '25
+31
en 4 canales
Get PRO
enero '25
+23
en 4 canales
Get PRO
diciembre '24
+32
en 3 canales
Get PRO
noviembre '24
+42
en 6 canales
Get PRO
octubre '24
+43
en 3 canales
Get PRO
septiembre '24
+20
en 1 canales
Get PRO
agosto '24
+35
en 5 canales
Get PRO
julio '24
+44
en 2 canales
Get PRO
junio '24
+52
en 4 canales
Get PRO
mayo '24
+44
en 3 canales
Get PRO
abril '24
+48
en 6 canales
Get PRO
marzo '24
+55
en 4 canales
Get PRO
febrero '24
+50
en 1 canales
Get PRO
enero '24
+64
en 5 canales
Get PRO
diciembre '23
+56
en 3 canales
Get PRO
noviembre '23
+40
en 2 canales
Get PRO
octubre '23
+57
en 2 canales
Get PRO
septiembre '23
+23
en 0 canales
Get PRO
agosto '23
+31
en 0 canales
Get PRO
julio '23
+37
en 0 canales
Get PRO
junio '23
+43
en 0 canales
Get PRO
mayo '23
+28
en 0 canales
Get PRO
abril '23
+38
en 0 canales
Get PRO
marzo '23
+33
en 0 canales
Get PRO
febrero '23
+14
en 0 canales
Get PRO
enero '23
+16
en 0 canales
Get PRO
diciembre '22
+22
en 0 canales
Get PRO
noviembre '22
+20
en 0 canales
Get PRO
octubre '22
+55
en 0 canales
Get PRO
septiembre '22
+33
en 0 canales
Get PRO
agosto '22
+24
en 0 canales
Get PRO
julio '22
+36
en 0 canales
Get PRO
junio '22
+22
en 0 canales
Get PRO
mayo '22
+38
en 0 canales
Get PRO
abril '22
+38
en 0 canales
Get PRO
marzo '22
+34
en 0 canales
Get PRO
febrero '22
+29
en 0 canales
Get PRO
enero '22
+43
en 0 canales
Get PRO
diciembre '21
+23
en 0 canales
Get PRO
noviembre '21
+27
en 0 canales
Get PRO
octubre '21
+31
en 0 canales
Get PRO
septiembre '21
+26
en 0 canales
Get PRO
agosto '21
+26
en 0 canales
Get PRO
julio '21
+59
en 0 canales
Get PRO
junio '21
+26
en 0 canales
Get PRO
mayo '21
+37
en 0 canales
Get PRO
abril '21
+23
en 0 canales
Get PRO
marzo '21
+17
en 0 canales
Get PRO
febrero '21
+16
en 0 canales
Get PRO
enero '21
+2
en 0 canales
Get PRO
diciembre '20
+7 516
en 0 canales
Fecha
Crecimiento de Suscriptores
Menciones
Canales
24 septiembre+2
23 septiembre0
22 septiembre+1
21 septiembre0
20 septiembre+1
19 septiembre+1
18 septiembre+2
17 septiembre0
16 septiembre+1
15 septiembre0
14 septiembre0
13 septiembre0
12 septiembre+2
11 septiembre0
10 septiembre0
09 septiembre+2
08 septiembre0
07 septiembre0
06 septiembre0
05 septiembre0
04 septiembre0
03 septiembre0
02 septiembre0
01 septiembre0
Publicaciones del Canal
رودان، هرمزگان | ۱۳۵۵ در میان حصیر و خاک، کودکی می‌خندد؛ و زنان، آرام و بی‌شتاب، مشغول گفت‌وگویی هستند که شاید هیچ دوربینی بر
رودان، هرمزگان | ۱۳۵۵ در میان حصیر و خاک، کودکی می‌خندد؛ و زنان، آرام و بی‌شتاب، مشغول گفت‌وگویی هستند که شاید هیچ دوربینی برایش لازم نبود. لحظه‌ای ساده از زندگی، در گوشه‌ای از ایران که سال‌هاست تغییر کرده است. عکاس: بهروز رشاد #هرمزگان

2
انبوه کلاه‌خودهای سربازان آلمانی بعد از تسلیم به متفقین | می ۱۹۴۵ پایان جنگ جهانی دوم
انبوه کلاه‌خودهای سربازان آلمانی بعد از تسلیم به متفقین | می ۱۹۴۵ پایان جنگ جهانی دوم
84
3
. بوی ماه مهر تصویر یک گذار اجتماعی ( عکس را از صفحه کانون هنر دانشگاه تهران .) .
. بوی ماه مهر تصویر یک گذار اجتماعی ( عکس را از صفحه کانون هنر دانشگاه تهران .) .
233
4
ضمن تبریک خدمت دانش آموزان عزیزم و امید برای حضوری بودن کلاس ها درس خواندن فقط سواد یاد گرفتن نیست بسیاری از رفتارهای اجتماعی
ضمن تبریک خدمت دانش آموزان عزیزم و امید برای حضوری بودن کلاس ها درس خواندن فقط سواد یاد گرفتن نیست بسیاری از رفتارهای اجتماعی . ادبی و اخلاقی بچه ها ریشه در مدرسه و همسالان و مربیان دارد مدرسه را جدی بگیرید
144
5
+1
نسخه صوتی کتاب قدرت بی‌قدرتان نوشته : واتسلاف هاول ترجمه : احسان کیانی خواه
135
6
از مجموعه‌ی قوانین هم -مثل ایدئولوژی- به‌ شکل یک دستاویز استفاده می‌شود. اِعمال بی‌شرمانه‌ی قدرت، ملبّس به جامه‌ی فاخرِ نص قا
از مجموعه‌ی قوانین هم -مثل ایدئولوژی- به‌ شکل یک دستاویز استفاده می‌شود. اِعمال بی‌شرمانه‌ی قدرت، ملبّس به جامه‌ی فاخرِ نص قانون می‌شود؛ توهّم خوشایندی به‌وجود می‌آورد که عدالت در حال اجراست، جامعه در امن و امان است و نظارت بی‌طرفانه‌ای بر اِعمال قدرت وجود دارد. همه این‌ها برای مخفی نگه‌داشتن ذات واقعی رویه‌ی قانونی در نظامِ پساتوتالیتر است؛ یعنی ملعبه کردن کامل جامعه. قدرتِ بی‌قدرتان #واتسلاف_هاول #احسان_کیانی‌خواه
134
7
"ارتش گرسنگی" ارتش گرسنگی راه می‌رود راه می‌رود تا دلی از عزای نان درآورد تا دلی از عزای گوشت درآورد تا دلی از عزای کتاب درآو
"ارتش گرسنگی" ارتش گرسنگی راه می‌رود راه می‌رود تا دلی از عزای نان درآورد تا دلی از عزای گوشت درآورد تا دلی از عزای کتاب درآورد تا دلی از عزای آزادی درآورد راه می‌رود، پل‌ها را در می‌نوردد، چون دَمِ شمشیر می‌بُرد راه می‌رود، درهای آهنین را می‌درّد، حصار دژها را واژگون می‌کند پای در خون راه می‌رود. ارتش گرسنگی راه می‌رود با گام‌های تندر با سرودهای آتش با امید به‌بیرقِ شعله شکلش با امید به‌امید. ارتش گرسنگی راه می‌رود شهرها را به‌دوش می‌کشد با کوچه‌ها و خانه‌های تاریک‌شان، دودکش‌های کارخانه‌ها را به‌دوش می‌کشد و خستگی بی‌پایان خروجی کارخانه‌ها را. ارتش گرسنگی راه می‌رود به‌دنبال خویش می‌کشد و می‌برد راسته‌های زاغه‌نشینان را و آنان را که می‌میرند بدون مشت خاکی بر این خاک نامتناهی. ارتش گرسنگی راه می‌رود راه می‌رود تا گرسنگان را نان دهد. تا آزادی دهد بدانها که ندارند پای در خون راه می‌رود. «ناظم حکمت»
126
8
خنده‌دارترین بخش ماجرا این است که وقتی مردم دیگر نمی‌توانند مثل گذشته از شما سوء استفاده کنند، می‌گویند: تو تغییر کرده‌ای. زی
خنده‌دارترین بخش ماجرا این است که وقتی مردم دیگر نمی‌توانند مثل گذشته از شما سوء استفاده کنند، می‌گویند: تو تغییر کرده‌ای. زیگموند فروید .
162
9
. #سال_تحصیلی محرومیتِ عریان. کلاس درسی در استان سیستان‌ و بلوچستان
. #سال_تحصیلی محرومیتِ عریان. کلاس درسی در استان سیستان‌ و بلوچستان
158
10
۲۱ شهریور روز ملی سینما یادآور رویا و خیال روی پرده نقره‌ای بر همه عاشقان هنر هفتم همه شمایی که سینما بخشی از وجودتان و روحتا
۲۱ شهریور روز ملی سینما یادآور رویا و خیال روی پرده نقره‌ای بر همه عاشقان هنر هفتم همه شمایی که سینما بخشی از وجودتان و روحتان است مبارک باد. * بهمن عبداللهی/ کافه دونده کلیپ از: شاهین سپهری
181
11
ما فقیر نیستیم؛ فقیر شده‌ایم! نه منظورم حساب بانکی است، نه قیمت خانه و ماشین، نه دلار و طلا و تورم. حرف از فقر دیگری است؛ فقری که آرام‌آرام وارد رفتارمان شده و شاید از فقر اقتصادی هم خطرناک‌تر باشد. ما کم‌کم در حال فقیر شدن از اعتماد، انصاف، رفاقت، وجدان و ملاحظه‌ی یکدیگر هستیم. آدمی که وقتی دوستش زمین می‌خورد، به جای دست گرفتنش دنبال این است که ببیند چطور از او جلو بزند. همکاری که موفقیت همکارش را تهدید می‌بیند. کاسبی که مشتری را فقط یک کیف پول متحرک می‌بیند. آدمی که اگر بتواند در صف جلو بزند، می‌زند؛ اگر بتواند از قانون فرار کند، می‌کند؛ اگر بتواند مسئولیت اشتباهش را گردن دیگری بیندازد، می‌اندازد. بعد شب، از بی‌اعتمادی جامعه شکایت می‌کنیم! اعتماد را چه کسی باید بسازد؟ همان جامعه‌ای که هرکداممان فکر می‌کنیم فقط «دیگران» خرابش کرده‌اند؟ ما از اختلاس‌های بزرگ عصبانی می‌شویم، اما گاهی در اندازه‌ی کوچک‌تر همان منطق را در زندگی خودمان اجرا می‌کنیم: «اگر من نخورم، یکی دیگر می‌خورد.» این جمله شاید یکی از خطرناک‌ترین جمله‌های اخلاقی جامعه باشد. چون با همین منطق، دزدی کوچک توجیه می‌شود، دروغ کوچک عادی می‌شود، زیرآب‌زنی اسمش می‌شود زرنگی، دور زدن قانون می‌شود هنر و فریب دادن دیگری می‌شود «سیاست». فساد فقط آن‌جایی شروع نمی‌شود که یک نفر میلیاردها تومان جابه‌جا می‌کند. گاهی از جایی شروع می‌شود که یک نفر برای چند میلیون، وجدانش را معامله می‌کند و بعد به خودش می‌گوید: «همه همین کار را می‌کنند.» و این «همه همین کار را می‌کنند» شاید خطرناک‌ترین مواد اولیه‌ی فروپاشی یک جامعه باشد. ما برای نمایش، هنوز سخاوتمندیم. مهمانی می‌دهیم، عکس می‌گیریم، سفر می‌رویم، برند می‌پوشیم، از لوکس بودن زندگی‌مان حرف می‌زنیم و برای دیگران نسخه‌ی موفقیت می‌پیچیم. اما گاهی وقتی پای یک انسان گرفتار وسط می‌آید، ناگهان هزار دلیل پیدا می‌کنیم که چرا وظیفه‌ی ما نیست. برای یک جشن چند برابر توانمان خرج می‌کنیم؛ اما برای درمان یک آدم گرفتار، دنبال «مطمئنی؟» می‌گردیم. برای ظاهر زندگی هزینه می‌کنیم؛ برای کیفیت زندگی نه. برای دیده شدن وقت داریم؛ برای شنیدن درد دیگری نه. و عجیب‌تر اینکه هنوز خودمان را ملت مهمان‌نواز، باگذشت، با مرام و اصیل می‌دانیم. شاید هستیم. اما سؤال تلخ این است: این صفات را فقط وقتی راحتیم داریم؟ مرام واقعی آنجایی خودش را نشان می‌دهد که منفعتت در میان نباشد. انصاف آنجایی معنا دارد که بتوانی حق دیگری را بخوری و نخوری. شرافت آنجایی ارزش دارد که هیچ‌کس تو را نبیند. و انسانیت دقیقاً آنجایی معنا پیدا می‌کند که کمک کردن، هیچ سودی برایت نداشته باشد. ما از تنهایی آدم‌ها حرف می‌زنیم، در حالی که خودمان یکی از دلایل تنهایی یکدیگریم. پیام همدیگر را می‌بینیم و جواب نمی‌دهیم. درد همدیگر را می‌دانیم و خودمان را به ندیدن می‌زنیم. موفقیت همدیگر را با لبخند تبریک می‌گوییم و در خلوت تحملش نمی‌کنیم. شکست همدیگر را گاهی پنهانی جشن می‌گیریم. و بعد می‌گوییم: «مردم چرا این‌قدر بی‌اعتماد شده‌اند؟» مردم بی‌اعتماد نشده‌اند؛ اعتمادشان بارها مصرف شده است. این جامعه فقط با فقر اقتصادی آسیب نمی‌بیند. جامعه وقتی واقعاً فقیر می‌شود که آدم‌ها دیگر نتوانند به حرف هم اعتماد کنند؛ نتوانند روی رفاقت حساب کنند؛ نتوانند مطمئن باشند اگر زمین خوردند، کسی از رویشان رد نمی‌شود. و شاید باید یک چیز را خیلی صریح بگوییم: هر جامعه‌ای ابتدا از جیب مردم فقیر نمی‌شود؛ گاهی اول از وجدان مردم فقیر می‌شود. بعد که وجدان کم شد، اعتماد کم می‌شود. وقتی اعتماد کم شد، آدم‌ها قرارداد می‌خواهند. وقتی قرارداد کافی نبود، ضمانت می‌خواهند. وقتی ضمانت کافی نبود، چک و سفته و وثیقه می‌خواهند. وقتی هیچ‌کدام کافی نبود، دیگر حتی به نزدیک‌ترین آدم زندگی‌شان هم اعتماد نمی‌کنند. و آن وقت جامعه‌ای ساخته‌ایم که همه کنار هم زندگی می‌کنند، اما هیچ‌کس واقعاً به دیگری تکیه نمی‌کند. این یعنی فقر. نه فقرِ جیب. فقرِ سرمایه‌ای که با هیچ پولی خریدنی نیست: اعتماد. وجدان. انصاف. شاید روزی برسد که دیگر نپرسیم: «چقدر پول داری؟» بپرسیم: «وقتی هیچ‌کس حواسش به تو نیست، چقدر آدم می‌مانی؟» چون جامعه را آدم‌های پولدار نمی‌سازند؛ آدم‌هایی می‌سازند که حتی وقتی می‌توانند حق دیگری را پایمال کنند، انتخاب می‌کنند این کار را نکنند. و شاید تلخ‌ترین حقیقت همین باشد: ما فقیر نیستیم؛ داریم فقیر می‌شویم... در چیزهایی که اگر از دست بروند، هیچ بانکی قادر به پس‌انداز کردنشان نیست. #دکتر_روژن_کامیاب ✍ ۳۱ شهریور ۱۴۰۵
180
12
Sin texto...
154
13
کتاب‌خانه‌ٔ سیار کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان استان لرستان، اواخر دهه‌ٔ چهل
کتاب‌خانه‌ٔ سیار کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان استان لرستان، اواخر دهه‌ٔ چهل
168
14
. دردها فراموش می شوند ولی حرام زاده ها ؛ هرگز ...! لوئی فردینان سلین
. دردها فراموش می شوند ولی حرام زاده ها ؛ هرگز ...! لوئی فردینان سلین
162
15
. بازگشایی مدارس در زیر سایه‌ی استبداد و جنگ تجاوزکارانه این عکس مادر بی‌حجاب و کودک دبستانی با حجاب و یونیفورم اجباری، نیاز
. بازگشایی مدارس در زیر سایه‌ی استبداد و جنگ تجاوزکارانه این عکس مادر بی‌حجاب و کودک دبستانی با حجاب و یونیفورم اجباری، نیاز به هیچ شرح و بسطی ندارد. زنان و دختران ایرانی، نه فقط در جنبش زن زندگی آزادی، بلکه به صورت دوفاکتو( حقوق عملی) در این چهار ساله در رفراندوم عینی و عملی، هم درباره‌ی پوشش و هم وضعیت فرهنگی و اجتماعی و سیاسی در این بحران و انواع تبعیض‌های فرهنگی و اقتصادی و اجتماعی و بن‌بست سیاسی و فقر فزاینده و تورم و گرانی کمرشکن، ابراز داشته‌اند.
186
16
Sin texto...
179
17
سیروس ابراهیم‌زاده دوست عزیزمان در فیسبوک امروز ما را ترک کرد. یادش گرامی باد. #سیروس_ابراهیم‌زاده (۱۲ فروردین ۱۳۱۶ – ۳۰ شهری+3
سیروس ابراهیم‌زاده دوست عزیزمان در فیسبوک امروز ما را ترک کرد. یادش گرامی باد. #سیروس_ابراهیم‌زاده (۱۲ فروردین ۱۳۱۶ – ۳۰ شهریور ۱۴۰۵) بازیگر سینما، تلویزیون و تئاتر ایران بود. او دارای مدرک کارشناسی ارشد تئاتر از انگلستان بود. وی در سال ۱۳۱۶ در اردبیل متولد شد. پس از تحصیلات مقدماتی در ایران در رشته زبان و ادبیات انگلیسی از دانشگاه تهران جهت تحصیل در رشته تئاتر عازم انگلستان گردید؛ و همزمان در رشته موسیقی دانشگاه بیرمنگام فارغ‌التحصیل گردید. در شهریور ۱۳۹۶ در مراسم نکوداشت‌های نوزدهمین جشن سینمای ایران در تالار ایوان شمس، از سیروس ابراهیم‌زاده تجلیل شد. سیروس ابراهیم‌زاده در ۳۰ شهریور ۱۴۰۵ و پس از تحمل دوره‌ای بیماری، در سن ۸۹ سالگی درگذشت. فعالیت هنری او فعالیتش را از سال ۱۳۴۶ در تلویزیون و رادیو شروع کرد. بازی در فیلم حسن کچل به کارگردانی علی حاتمی نخستین تجربه سینمایی اوست. از جمله فعالیت‌های وی در تئاتر می‌توان به نمایش‌های «اتللو»، «جعفرخان از فرنگ برگشته»، «ملیحه» و … اشاره کرد.
208
18
Sin texto...
193
19
. پسربچه‌ای که خواهر نوزادش را در میان جنگ با خود حمل کرد | مجارستان، ۱۹۴۵ میلادی وقتی والدین آرون به دست نازی‌ها گرفتار شدند
. پسربچه‌ای که خواهر نوزادش را در میان جنگ با خود حمل کرد | مجارستان، ۱۹۴۵ میلادی وقتی والدین آرون به دست نازی‌ها گرفتار شدند، آرون که تنها ۱۰ سال داشت، خواهر نوزادش را به پشت خود بست و راهی سفری ۷۶ مایلی، حدود ۱۲۲ کیلومتری، به سوی جایی شد که گفته می‌شد امن است. او برای به‌دست آوردن شیر، سیب‌زمینی‌هایش را با دیگران معامله می‌کرد و برای یافتن سرپناه، از غریبه‌ها کمک می‌خواست. او بعدها گفت: «نقشه‌ای نداشتم؛ فقط نفس‌های او را روی گردنم احساس می‌کردم.» هر دو زنده ماندند. خواهرش سال‌ها بعد نام پسر خود را «آرون» گذاشت؛ به یاد برادری که به گفته او، دو بار زندگی‌اش را نجات داده بود. آرونِ ۱۰ ساله نه نقشه‌ای داشت، نه محافظی و نه کسی که راه را به او نشان دهد؛ تنها چیزی که داشت، نفس‌های خواهر نوزادش بر گردنش بود. سفر ۱۲۲ کیلومتری او در میان آشوب‌های جنگ، به روایتی از شجاعت، فداکاری و پیوندی تبدیل شد که تا پایان عمر ادامه یافت؛ داستان برادری که حاضر نشد خواهر کوچکش را رها کند. 🖌 @papilonn
193
20
پسربچه‌ای که خواهر نوزادش را در میان جنگ با خود حمل کرد | مجارستان، ۱۹۴۵ میلادی وقتی والدین آرون به دست نازی‌ها گرفتار شدند، آرون که تنها ۱۰ سال داشت، خواهر نوزادش را به پشت خود بست و راهی سفری ۷۶ مایلی، حدود ۱۲۲ کیلومتری، به سوی جایی شد که گفته می‌شد امن است. او برای به‌دست آوردن شیر، سیب‌زمینی‌هایش را با دیگران معامله می‌کرد و برای یافتن سرپناه، از غریبه‌ها کمک می‌خواست. او بعدها گفت: «نقشه‌ای نداشتم؛ فقط نفس‌های او را روی گردنم احساس می‌کردم.» هر دو زنده ماندند. خواهرش سال‌ها بعد نام پسر خود را «آرون» گذاشت؛ به یاد برادری که به گفته او، دو بار زندگی‌اش را نجات داده بود. آرونِ ۱۰ ساله نه نقشه‌ای داشت، نه محافظی و نه کسی که راه را به او نشان دهد؛ تنها چیزی که داشت، نفس‌های خواهر نوزادش بر گردنش بود. سفر ۱۲۲ کیلومتری او در میان آشوب‌های جنگ، به روایتی از شجاعت، فداکاری و پیوندی تبدیل شد که تا پایان عمر ادامه یافت؛ داستان برادری که حاضر نشد خواهر کوچکش را رها کند.
6