IANDS Iran
Ir al canal en Telegram
IANDS Iran گروه وابسته به انجمن بین المللی تحقیقات تجارب نزدیک به مرگ (IANDS) در ایران پیج ما در اینستاگرام www.instagram.com/near_death_studies
Mostrar más3 048
Suscriptores
-124 horas
+57 días
+930 días
Archivo de publicaciones
3 048
سگی آلوده و کثیف خود را به یکی از مشایخ صوفیه میمالید و میگذشت.
شیخ هم با خونسردی میرفت و سگ را نمیراند
یکی از مریدان پرسید: ای شیخ،
این سگ نجس است، چرا از او دوری نمیکنی؟
شیخ گفت: این سگ ظاهری کثیف دارد و من باطنی آلوده دارم.
چگونه از او دوری گزینم که خود همان دارم!!
اندکی از پلیدی درون، بسی بدتر از همه آلودگی های برون است،
که این به آبی پاک شود و آن به عمری پاک نگردد.
شیخ ابو سعید ابوالخیر
3 048
🔺 دانشمند برجسته ثابت میکند: تلهپاتی ممکن است واقعی باشد! | «مرگ و فضا-زمان یک توهم هستند» 🔺
📌 معرفی دانشمند مصاحبهشونده:
👤 پروفسور دونالد هافمن (Donald Hoffman): دارای مدرک دکتری (PhD) در روانشناسی محاسباتی «Computational Psychology» از دانشگاه MIT آمریکا، دانشمند علوم شناختی «Cognitive Science» و دانشمند پژوهشی (Research Scientist) سابق در آزمایشگاه هوش مصنوعی دانشگاه MIT، استاد بازنشسته Professor Emeritus در دانشگاه کالیفرنیا، ایرواین (UC Irvine) آمریکا، پژوهشگر پیشگام که با ترکیب مدلهای ریاضیاتی، فیزیک نظری و نظریه بازیهای تکاملی، موجه میکند که «فضا-زمان» یک توهم است و آگاهی زیربنای غایی هستی محسوب میشود.
📌 خلاصه مصاحبه:
در این گفتگوی عمیق و ساختارشکن، دونالد هافمن به تشریح چارچوب علمی و ریاضیاتیِ نظریه خود میپردازد که در آن مفهوم «فضا-زمان بنیادی نیست» را بسط میدهد. او با استناد به فیزیک نظریِ انرژی بالا و صورتبندی ریاضی نظریه تکامل داروین، استدلال میکند که سیر تکامل، حواس ما را نه برای «درک حقیقت مطلق»، بلکه صرفاً برای «بقاء» شکل داده است.
هافمن، فضا-زمان و اشیای فیزیکیِ درون آن را به یک «هدست واقعیت مجازی (VR)» و نمادهای یک رابط کاربری تشبیه میکند (مشابه بازی ویدیویی GTA). از این منظر، مغز، نورونها و اشیای فیزیکی در واقعیتِ بنیادین وجود مستقلی ندارند، مگر در لحظهای که توسط یک عاملِ آگاه ادراک (Render) شوند.
📌 محورهای کلیدی این مصاحبه:
🔷 تقدم آگاهی بر ماده: هافمن رویکرد فیزیکالیستی رایج در علوم اعصاب را به چالش میکشد. او معتقد است این مغز نیست که آگاهی و ادراک را تولید میکند؛ بلکه مغز و شبکههای عصبی تنها بازنمودی از تعاملِ آگاهیِ ما در این رابط کاربری (هدست) هستند. تلاش برای یافتن منشأ تجربه آگاهانه در محاسبات عصبی، تلاشی از پیش شکستخورده است.
🔷 توهم مرگ و تجسم فیزیکی: او با استفاده از مدلهای مبتنی بر زنجیرههای مارکوف و مفهومی ریاضیاتی به نام «منطق ردپا» (Trace Logic)، به این نتیجه شگفتانگیز رسیده است که وابستگی آگاهی به یک کالبد فیزیکی، نه یک قاعده، بلکه یک «استثنا با احتمال صفر» است! مرگ در واقع صرفاً درآوردن این هدست و رهایی آگاهی از محدودیتهای پردازشی این کالبد است؛ موضوعی که در طول مصاحبه با گزارشهای تجربههای نزدیک به مرگ (NDE) کاملاً همخوانی پیدا میکند، جایی که فرد ادراک ۳۶۰ درجه و رهایی از فرم را تجربه میکند.
🔷 هوش مصنوعی و توهم ادراک: هافمن تاکید دارد که هیچ سیستم مبتنی بر محاسبات الگوریتمی (مانند AI)، هرگز نمیتواند آگاهی و تجربه ذهنی تولید کند. ساختار محاسباتی اساساً فاقد ظرفیت ایجاد کیفیات ذهنی (مانند درک طعم نعناع) است.
🔷 تلاقی علم و خرد مکاتب غیردوگانه (Non-duality): یکی از زیباترین بخشهای مصاحبه، پیوند خوردن یافتههای ریاضیِ هافمن با خرد باستانی است. او نتیجه میگیرد که مرزها، فاصلهها و زمان توهمی بیش نیستند؛ تنها «یک آگاهی واحد» وجود دارد که از زاویه دید آواتارهای بیشمار در حال تجربه هستی است. بر این اساس، غایت و هدف نهایی، درک این یگانگی است: «دیگری همان توست، در آواتاری دیگر.»
📚 منبع:
Top Scientist PROVES: Telepathy May Be Real! | "Death & Space-Time Are an ILLUSION" | Donald Hoffman: https://youtu.be/t_gfE9G9Yz0
3 048
امروز برای خدا چه کردهای؟
اگر از ما بپرسند «امروز برای خدا چه کردهای؟»، شاید بگوییم: نماز خواندم و روزه گرفتم. این عبادات بیشک موجب تزکیه نفس است، اما سود اصلی آنها به خود ما بازمیگردد.
عبادت والاتر دیگری نیز هست: خدمت خالصانه به خلق خدا.
دستگیری از افتادگان، گرهگشایی از کار فروبستگان، نشاندن لبخند بر لب اندوهگینان و یاری مظلومان، صرفاً رفتاری اخلاقی نیست؛ بلکه کوتاهترین راه برای رهایی از دایرهی «من» و رسیدن به «او» است.
شرط بنیادین: نیت و اخلاص خدمت به خلق زمانی به اوج ارزش میرسد که آلوده به خودپسندی، غرور و انتظارِ تشکر دیگران نشود. مجاهده واقعی، پاک نگه داشتن نیت است؛ اینکه بدانیم ما تنها واسطهای از سوی خداوند برای رساندن رحمت به بندگانش هستیم.
در پایان هر روز از خود بپرسیم: آیا توانستهام باری از دوش کسی بردارم و دلی را تنها برای رضای خدا شاد کنم؟
3 048
Repost from علم و معنویت
در جامعهای که روزبهروز قطبیتر میشود، حرفزدن اغلب به نظر خطرناکترین کاری میآید که میتوانیم انجام دهیم. مشکل اصلی ضعف در ارتباطات نیست، بلکه گسستی است که وقتی بهجای دیالوگ، با مونولوگهای موازی حرف میزنیم، ایجاد میشود.
وقتی به تقسیمبندیهای شدید سیاسی و جبههگیریهایی فکر میکنید که در سالهای اخیر دوستیها را نابود کرده و مسائل حیاتی را لاینحل گذاشتهاند، نیاز به یافتن راهی بهتر برای ارتباط کاملاً آشکار است.
هدف ما خلق دنیایی بهتر است؛ جایی که از تعارض به اتصال و پیوند و از پیروزی فردی به ذهنیت برندهـبرندۀ جمعی گذر کنیم. دنیایی که در آن، روابط انسانی در اولویت باشند. ما میخواهیم طلایهدار تمدنی جدید ـ تمدن رابطهمحور ـ باشیم و از شما دعوت میکنیم نهتنها گفتگوی امن را در آغوش بگیرید، بلکه مانند مشعلی به دست به دیگران بسپارید. این تنها یک تکنیک نیست، بلکه انقلابی در شیوۀ بودن ما با یکدیگر است. همین امروز میتوانید نخستین گام را بردارید: با یک گفتگوی بدون قضاوت، با گوشدادن برای فهمیدن (نه برای جوابدادن) و با جایگزینکردن کنجکاوی بهجای ترس. همهچیز از یک مکالمۀ امن آغاز میشود. آیا آمادهاید جهان را از همین نقطه تغییر دهید؟بریدههایی از کتابِ 📘 چگونه با هرکسی دربارۀ هرچیزی گفتگو کنیم ▪️ نوشتۀ دکتر هارویل هندریکس و دکتر هلن لاکلی هانت ▪️ ترجمۀ دکتر علی قاسمیاننژاد و دکتر اپامه اشرفیفر 🔻🔻🔻 https://t.me/ImagoIran/2225
3 048
Repost from مجتبی اعتمادینیا
به سراغم خواهی آمد
در روزی یا شبی که دیگر جانی در بساط ندارم
تو ای فرشته مرگ!
چه چیز را به پیشگاه خداوند خواهی برد؟!
۱۴۰۵/۷/۱۰
3 048
پرسش:
آیا میتوان تجربههای نزدیک به مرگ (NDE) را با آیات قرآن تطبیق داد؟
پاسخ:
بله، میتوان چنین مقایسهای انجام داد اما باید با دقت علمی و بدون پیشداوری باشد.
در تجربههای نزدیک به مرگ، برخی افراد از تجربههایی مانند احساس جدا شدن از بدن، مشاهده نور، دیدن افراد درگذشته، مرور بخشهایی از زندگی، احساس حضور موجودات معنوی و بازگشت به بدن سخن میگویند.
از سوی دیگر، قرآن درباره موضوعاتی مانند مرگ، نفس، خواب، توفی، زندگی پس از مرگ و مشاهده اعمال انسان سخن گفته است.
بنابراین میتوان پرسید:
1⃣آیا میان این تجربهها و مفاهیم قرآنی شباهتی وجود دارد؟
2⃣ کدام شباهتها واقعی و قابل دفاعاند و کدامها صرفاً برداشت شخصی هستند؟
3⃣ آیا فرهنگ و باورهای دینی بر نحوه تفسیر NDE تأثیر میگذارند؟
هدف چنین پژوهشی نباید این باشد که از ابتدا ثابت کند «قرآن NDE را توصیف کرده است»؛ بلکه باید با یک روش علمی بررسی کند که تجربههای نزدیک به مرگ و توصیفهای قرآنی از مرگ و جهان پس از آن، در چه نقاطی به هم نزدیک یا از هم متفاوتاند.
شاید این مقایسه بتواند پنجرهای تازه برای گفتوگو میان علم، تجربه انسانی و قرآن باز کند.
3 048
پرسش:
آیا این باور که «ما پیش از تولد مسیر و چالشهای این زندگی را انتخاب کردهایم»، با اصل مسئولیتپذیری انسان در تضاد نیست؟
مگر انتخاب واقعی مشروط به آگاهیِ بیدار نیست؟ وقتی چیزی را به خاطر نمیآوریم، آیا آن اتفاقات نوعی تحمیل و جبر به حساب نمیآیند؟
پاسخ:
در نگاه اگزیستانسیال و روانشناختی کلاسیک، انتخاب زمانی اصالت دارد که در مدار آگاهی و هشیاری حاضر رخ دهد و فراموش کردنِ چراییِ یک مسیر، ممکن است فرد را در جایگاه انفعال قرار دهد. اما با نگاهی عمیقتر و با توجه به گزارشهای تجارب نزدیک به مرگ (NDE)، میتوان این مسئله را از سه زاویه بازخوانی کرد:
1⃣ مرز حافظه و اصالت انتخاب: فراموشی لزوماً اصالت یک تصمیم را باطل نمیکند. در زندگی روزمره نیز بسیار پیش میآید که انگیزهها و جزئیات اولیه یک تصمیم از خاطرمان میرود، اما در ژرفای وجود، تبعات و مسئولیت آن مسیر را مال خود میدانیم.
2⃣ گستره آگاهی: اگر دایره «من» را فراتر از ذهن هشیار روزمره و ناخودآگاه شرطیشده بدانیم، انتخابی که در لایههای عمیقتر وجود یا آگاهی پیشاتولدی صورت گرفته، از بیرون تحمیل نشده است؛ بلکه بخشی از اراده خود بنیادین ماست که شیوه پاسخگویی امروز ما به رخدادها را معنادار میکند.
3⃣ کارکردِ فراموشی برای اصالت تجربه: اگر تمام جزئیات، انگیزهها و نقشهها در حافظه کنونی ما حاضر بود، مواجهه با رنج، رشد فردی و تلاش در لحظه حال معنای واقعی خود را از دست میداد. فراموشی شاید خود بخشی از همان انتخابِ نخستین بوده تا امکان سنجش واقعی اراده، خلاقیت و مسئولیتپذیری در بستر این جهان خاکی فراهم شود.
به بیانی دیگر، مواجهه با شرایط زندگی، تسلیم شدن در برابر یک سرنوشت تحمیلی نیست؛ بلکه فراخوانی برای بازشناسی و بیدار کردن همان انتخابهای عمیق در مدار آگاهی امروز است.
3 048
Repost from رَوا | روانشناسی دین
نگاه عمومِ مردم به خداناباوران
در بسیاری از جوامع اعتماد به خداناباوران، بهویژه برای سپردن مسئولیتهای حساس و مهم، پایین است. اما چرا چنین است؟ ریشهی این بیاعتمادی چیست؟ آیا خود خداناباوران هم در روابطشان به خداناباوران دیگر کمتر اعتماد میکنند؟ و آیا واقعاً شواهدی وجود دارد که نشان دهد خداناباوران کمتر قابل اعتمادند؟ در این ویدئو این موضوعات توسط عظیم شریف و ویل جروی بررسی میشود.
🏷ترجمه و زیرنویس: پانیذ بوذری
رَوا | روایتی روادارانه از روانشناسی دین
ravaschool.com
t.me/Ravaschool
3 048
وبینار آنلاین: دیدار با کسانی که نمیدانستیم مردهاند!
بررسی و روایت نمونههای مستند پدیده «قله در دارین» (Peak in Darien)
گاهی افراد در آستانه مرگ یا در جریان یک تجربه نزدیک به مرگ (NDE)، با کسانی روبهرو میشوند که اصلاً از مرگشان باخبر نبودهاند؛ پدیدهای شگفتانگیز که در پژوهشهای علمی به نام «قله در دارین» شناخته میشود.
در این وبینار ۴۰ دقیقهای:
1⃣ آشنایی ساده با مفهوم و ریشه نام «قله در دارین»
2⃣ روایت و بررسی چند نمونه واقعی و ثبتشده از این دیدارها
3⃣ چرا این مشاهدات خطای حافظه یا توهم ساده نیستند؟
💻 نحوه برگزاری: آنلاین
📅 زمان: دوشنبه ۶ مهرماه
⏰ ساعت: ۲۱:۳۰ (۹:۳۰ شب) به وقت ایران
🎟 شرایط شرکت: حضور در وبینار رایگان است؛ علاقهمندان در صورت تمایل میتوانند با حمایت مالی اختیاری خود، پشتیبان فعالیتهای پژوهشی و آگاهیبخش گروه ایندز ایران (IANDS Iran) باشند.
🔗 ثبتنام و دریافت لینک وبینار:
جهت ثبتنام، کلمه «دارین» را به آیدی تلگرام زیر ارسال فرمایید:
👉 @imagoonline
IANDS Iran
3 048
موقع خداحافظی گفتم: «در پناه خدا.»
گفت: «من به خدا اعتقادی ندارم.»
گفتم: «پس در پناه طبیعت و کائنات.»
گفت: «آنها هم تکیهگاه مطمئنی نیستند؛ خودم پناهِ خودمم.»
نگاهش کردم و گفتم:
«پس در پناه خودت... اما یادت باشد بیپناهترین موجودِ عالم همین "من" است. اضطرابِ بنیادین آدمی دقیقاً از همینجا آغاز میشود: وقتی کشف میکنی پناهگاهت، خودش سرچشمهی همهی ناامنیهاست. انسان گاهی باید از ناامنیِ خودش، به ساحت دیگری پناه ببرد.»
3 048
ما را شب و روز بتپرستی کار است
بر کف ناقوس و بر میان زنٌار است
هم سجدهی بت کنیم و هم خدمت دیر
کاری که نمیکنیم، استغفار است...
مولاناحزینی
3 048
Repost from IANDS Iran
کتاب الکترونیکی
«هدف زندگی: در پرتو تجربههای نزدیک به مرگ از سراسر جهان»
(اثر دیوید سانفلو | نشر الکترونیکی: آیندز ایران)
خلاصه مبسوط و منسجمی از کتاب به زبان فارسی
آیا رخدادهای زندگی تصادفیاند یا نظمی الهی پشت تکتک لحظات ما در جریان است؟
اگر به مفاهیمی همچون جهان پس از مرگ، معنویت اصیل، چرایی خلقت و تجارب نزدیک به مرگ (NDE) علاقهمندید، این کتاب پاسخی معتبر و مستند بر پایه بیش از ۴۰ سال پژوهش و گردآوری دهها روایت شگفتانگیز از سراسر گیتی است.
برای خرید و دریافت فایل پی دی اف به آی دی زیر پیام ارسال فرمایید:
@imagoonline
گروه وابسته به انجمن بین المللی تحقیقات تجارب نزدیک به مرگ (IANDS) در ایران
@IranNDE
3 048
وبینار آنلاین: دیدار با کسانی که نمیدانستیم مردهاند!
بررسی و روایت نمونههای مستند پدیده «قله در دارین» (Peak in Darien)
گاهی افراد در آستانه مرگ یا در جریان یک تجربه نزدیک به مرگ (NDE)، با کسانی روبهرو میشوند که اصلاً از مرگشان باخبر نبودهاند؛ پدیدهای شگفتانگیز که در پژوهشهای علمی به نام «قله در دارین» شناخته میشود.
در این وبینار ۴۰ دقیقهای:
1⃣ آشنایی ساده با مفهوم و ریشه نام «قله در دارین»
2⃣ روایت و بررسی چند نمونه واقعی و ثبتشده از این دیدارها
3⃣ چرا این مشاهدات خطای حافظه یا توهم ساده نیستند؟
💻 نحوه برگزاری: آنلاین
📅 زمان: دوشنبه ۶ مهرماه
⏰ ساعت: ۲۱:۳۰ (۹:۳۰ شب) به وقت ایران
🎟 شرایط شرکت: حضور در وبینار رایگان است؛ علاقهمندان در صورت تمایل میتوانند با حمایت مالی اختیاری خود، پشتیبان فعالیتهای پژوهشی و آگاهیبخش گروه ایندز ایران (IANDS Iran) باشند.
🔗 ثبتنام و دریافت لینک وبینار:
جهت ثبتنام، کلمه «دارین» را به آیدی تلگرام زیر ارسال فرمایید:
👉 @imagoonline
IANDS Iran
3 048
مرگ یک اتفاق دور در آینده نیست؛ همین حالا کنار ما نشسته است.
زندگی پر از خداحافظیهای ریز و درشتِ هرلحظه است. ما مدام داریم با چند دقیقه پیش خداحافظی میکنیم و به همین ثانیهای که در آن هستیم سلام میدهیم. با خودِ چند دقیقه قبلمان که شاید عصبانی، خسته یا شاد بود خداحافظی میکنیم و به این «من» جدیدی که همین الان شکل گرفته سلام میکنیم.
حتی وقتی به بچهمان نگاه میکنیم، داریم با آن نسخهای از او که چند لحظه پیش حرف زد یا خندید خداحافظی میکنیم و فرزندی را در آغوش میگیریم که یک لحظه بزرگتر شده و تغییر کرده است.
مرگ همیشه با ماست، نه برای اینکه بترسیم، بلکه فقط برای اینکه یادمان بیاورد هیچچیز نمیماند. ما در هر ثانیه یک تکه از گذشته را از دست میدهیم تا جا برای همین لحظه باز شود؛
و واقعیت سادهی انسان بودن یعنی همین: مدام رها کردن و دوباره سلام کردن.
3 048
Repost from مجتبی اعتمادینیا
Two prisoners whose cells adjoin communicate with each other by knocking on the wall. The wall is the thing which separates them but it is also their means of communication. It is the same with us and God. Every separation is a link.
دو زندانی که سلولهایشان به هم نزدیک است، با ضربه زدن به دیوار با هم ارتباط برقرار میکنند. دیوار چیزی است که آنها را از هم جدا میسازد اما وسیلۀ ارتباطشان نیز هست. درمورد ما و خداوند نیز همینگونه است. هر جداییای یک پیوند است.
〰 Simone Weil, Gravity and Grace (2004), Emma Crawford and Mario von der Ruhr (trans), New York: Routledge, p.145.
3 048
Repost from مجتبی اعتمادینیا
زوربای یونانی(۱۹۶۴) ساخته مایکل کاکویانیس
برگرفته از رمانی به همین نام نگاشته نیکوس کازانتزاکیس
3 048
من کاملاً از زندگی زمینیام آگاه بودم. هیچ جدایی و گسستی حس نمیشد، جز اینکه در آن «بُعد» دیگر ناگهان از همه چیز آگاه شدم ، از تمام پیوندها، تمام «چراها» و پاسخِ تمام چراهای زندگی گذشتهام. گویی در تمام طول این زندگی در وضعیتی از نیمههوشیاری یا فراموشی و نسیان به سر میبردم؛ سرگردان بودم و مدام میپرسیدم: «من کیستم؟ چرا اینجایم؟ چرا همه چیز اینقدر سخت است؟ چرا؟ چرا؟ چرا؟» و در آن قلمروِ دیگر، سرانجام تصویر کامل شد. من تمام پاسخها را دریافت کردم، یا بهتر بگویم، همۀ پاسخها را به یاد آوردم.
و بله، بینشی ژرف و چشمگیر نسبت به افرادی که در آن دوره با آنها در ارتباط بودم به دست آوردم، به ویژه نامادریام. به من نشان داده شد_یا توانستم ببینم_تمام سرگذشت او، تقلاها و کشمکشهایش، ترسهایش، و هر آنچه او را به انسانی که بود تبدیل کرده بود. بالاخره توانستم ببینم که بدرفتاریها و آزارهای او ناشی از این نبود که من کودک «بدی» بودم. همۀ آن رفتارها صرفاً به خاطر ترسهای خودش، فراموشیِ زمینی خودش، و کشمکشها و ناامنیهای درونیاش بود. دیدم که او در دوران رشد و کودکیاش مورد آزار و آسیب قرار گرفته بود.
تجربهگر نزدیک به مرگ: آمفیاندا بسکت
منبع: کتاب«هدف زندگی: در پرتو تجربههای نزدیک به مرگ از سراسر جهان»
(اثر دیوید سانفلو | نشر الکترونیکی: آیندز ایران)
برای خرید و دریافت فایل پی دی اف این کتاب به آی دی زیر پیام ارسال فرمایید:
@imagoonline
گروه وابسته به انجمن بین المللی تحقیقات تجارب نزدیک به مرگ (IANDS) در ایران
@IranNDE
3 048
Repost from مرکز علم و الهیات دانشگاه شهید بهشتی
🔺خلاصهای از مقالهی جدید دکتر مهدی گلشنی تحت عنوان «علم و معنویت در عصر ما»🔺
مقاله «علم و معنویت در عصر ما» نوشتهٔ مهدی گلشنی، دکترای فیزیک از دانشگاه برکلی کالیفرنیا و استاد ممتاز فیزیک دانشگاه صنعتی شریف، به تحلیل تاریخی و فلسفی رابطهٔ علم، دین و معنویت در دوران معاصر میپردازد. نویسنده با ترسیم سیر تحولات فکری غرب از قرن هفدهم تاکنون، نشان میدهد که چگونه تجربهگرایی و جهانبینی مکانیکی، دین و متافیزیک را به حاشیه راندند، اما از نیمهٔ دوم قرن بیستم، نشانههای جدی بازگشت به معنویت پدیدار شده است.
نویسنده در آغاز، سه مفهوم کلیدی را تعریف میکند:
الف) علم: علمی که در پی کشف نظم موجود در طبیعت است و این نظم را در قالب قوانین توصیف میکند.
ب) دین: دین پاسخی به یک موجود متعالی است که زندگی ما را دگرگون میسازد و به آن معنا میبخشد.
پ) معنویت: در گذشته، معنویت جزئی جداییناپذیر از تجربهٔ دینی تلقی میشد، اما با افول دینهای سازمانیافته و رشد سکولاریسم در غرب، معنویت معنایی گستردهتر یافت. امروزه معنویت میتواند به سفری درونی برای کشف جوهر و ارزشهای فردی، به عمل به دعا و مراقبه، و یا به تعهدی عمومی به یک مرجعیت اشاره داشته باشد.
نویسنده توضیح میدهد که چگونه انقلاب علمی قرن هفدهم، با تلاشهای فرانسیس بیکن، دکارت، گالیله، نیوتن و بویل، منجر به ترویج تجربهگرایی و گسترش جهانبینی مکانیکی شد. به تدریج با قدرت گرفتن نظام نیوتنی، نقش خدا ابتدا به «آغازگر جهان» تقلیل یافت و سپس در جریان روشنگری فرانسوی به کلی حذف شد.
در ادامه، با ظهور فیلسوفان و دانشمندانی چون هیوم، کانت، اگوست کنت، مارکس، داروین، دورکیم، فروید و پوزیتیویستهای منطقی، تجربهگرایی به فلسفهٔ غالب تبدیل شد و در نتیجه، متافیزیک، دین و معنویت به حاشیه رانده شدند. در واقع، مکتب تجربهگرایی، بهویژه در شکل پوزیتیویستی آن، تأثیر عمیقی بر فیزیکدانان گذاشت و حتی پس از افول پوزیتیویسم در دهههای اخیر، روحیهٔ پوزیتیویستی همچنان در بسیاری از محافل فیزیک غالب است.
مقاله تأکید میکند که از نیمهٔ دوم قرن بیستم، جریانهای مهمی برای احیای دین و معنویت شکل گرفت. در این دوره، برخی دانشمندان برجستهٔ معاصر — از جمله برخی غیرخداباوران — بر ضرورت فراتر رفتن از ویژگیهای مادی زندگی و توجه به جنبههای معنوی آن مانند ارزشها و معناها تأکید کردند.
گلشنی برای اثبات اینکه علم بهتنهایی برای تبیین تمام ساحتهای تجربهٔ انسانی کافی نیست، به چند نکته اشاره میکند:
الف) پیامدهای منفی علم مدرن و ناتوانی آن در پاسخ به پرسشهای غایی زندگی: پرسشهایی دربارهٔ معنا، اخلاق و غایت هستی.
ب) محدودیتهای نظری علم: اشاره به نظریههای علمی مانند کوانتوم و آشوب، و همچنین قضیهٔ گودل و نقد تقلیلگرایی.
پ) نقش پیشفرضهای متافیزیکی در خود علم: علم بدون پیشفرضهای متافیزیکی نمیتواند بهطور کامل عمل کند.
ت) شواهد تجربی از احیای دین و معنویت در محافل دانشگاهی.
نویسنده نتیجه میگیرد که ما نیازمند چارچوبی جامعتر هستیم که هم علم را تأیید کند و هم بتواند به پرسشهای نهایی و دغدغههای اخلاقی انسان پاسخ دهد. به باور او، جهانبینی الهی، بهویژه در سنت اسلامی، چنین ظرفیتی دارد. در این دیدگاه، انسان دارای دو بُعد مادی و معنوی است، اما آنچه شخصیت انسان را میسازد و سعادت ابدی او را رقم میزند، بُعد معنوی اوست. بنابراین، انسان باید بُعد مادی خود را در خدمت بُعد معنوی قرار دهد.
📚 منبع:
Golshani, M. (2026). Science and spirituality in our era. Journal of Philosophical Investigations, 20(54), 175–186.
Direct article link: https://philosophy.tabrizu.ac.ir/article_21148.html
DOI link: https://doi.org/10.22034/jpiut.2026.71194.4421
PDF link: https://philosophy.tabrizu.ac.ir/article_21148_43f28a60482411a30362cb90a1bf1d49.pdf
🌐 پژوهشکدهٔ مطالعات بنیادین علم و فناوری دانشگاه شهید بهشتی؛ مرکز علم و الهیات.
🆔@The_Science_and_Theology_Center
3 048
📚 بهزودی منتشر میشود:
✨«کاوش در ماوراء»
به روایت چهار گروه از تجربهکنندگان نزدیک به مرگ: پزشکان، کودکان، بازماندگان خودکشی، تجربههای جهنمی
⚡️روایتهایی شگفتانگیز از یکی از بزرگترین رازهای هستی:
آنسوی مرز زندگی و مرگ چه میگذرد؟ و پیام اصلی تجربهکنندگان نزدیک به مرگ چیست؟
بهزودی منتظر انتشار این مجموعه باشید.
3 048
پس از یک تجربهٔ دگرگونکننده در زندگی، همهچیز روشن شد: عشق و محبت تنها چیزهایی هستند که واقعاً اهمیت دارند. ❤️
تجربهٔ «کریستن اشنایدر» درک او از هدف زندگی را متحول کرد؛ و این حقیقت را آشکار ساخت که خدا، جهان هستی، و خودِ زندگی، همگی در عشق ریشه دارند. اکنون، این درک عمیق به انگیزهای برای عمل تبدیل شده است: کمک به دیگران، ترویج مهربانی، انجام کارهای داوطلبانه، و تبدیل محبت و همدلی به بخشی از زندگی روزمره.
گاهی بزرگترین هدف ما چیز پیچیدهای نیست؛ بلکه میتوان آن را در کوچکترین رفتارهای محبتآمیز و نحوهٔ برخوردمان با یکدیگر پیدا کرد.
چه میشود اگر هدف ما واقعاً تا این حد ساده باشد: دوست داشتن، کمک کردن و مراقبت از همدیگر؟
