IANDS Iran
Ir al canal en Telegram
IANDS Iran گروه وابسته به انجمن بین المللی تحقیقات تجارب نزدیک به مرگ (IANDS) در ایران پیج ما در اینستاگرام www.instagram.com/near_death_studies
Mostrar más3 034
Suscriptores
-124 horas
+57 días
Sin datos30 días
Archivo de publicaciones
3 033
تجربهٔ خروج از بدن در دوران جنینی در پی یک رویداد تهدیدکنندهٔ حیات و پیامدهای مادامالعمر آن
والدینم از نظر روانی و عاطفی وضعیت مناسبی نداشتند.
هر بار که مادرم باردار میشد، پدرم او را نزد یک «قصاب حیاطپشتی» ــ یعنی فردی که بهصورت غیرقانونی سقط جنین انجام میداد ــ میبرد. سرانجام، پس از چندین بار سقط، مادرم دیگر حاضر نشد این کار را انجام دهد. در آن زمان، پدرم ادعا کرد که اگر او بچهای به دنیا بیاورد، دیگر مسئولیتی در قبال آن بچه نخواهد داشت.
پیش از تولد من، مادرم دو دختر داشت. اما زمانی که من را باردار بود، پدرم در تلاش برای پایان دادن به بارداری، با مشت به شکم او زد. این همان زمانی بود که من تجربهای خارج از بدن داشتم؛ تجربهای که آن را به دوران جنینی خود نسبت میدهم. مادرم از آن ضربه جان سالم به در برد و نیازی به مراجعه به بیمارستان پیدا نکرد.
پس از تولد، نوعی آگاهی بسیار نیرومند نسبت به خداوند و امور معنوی در من وجود داشت. این موضوع بخشی از تربیت خانوادگی من نبود. خواهرانم ــ که بعدها یک خواهر دیگر و حدود ده سال بعد، یک برادر نیز به خانواده اضافه شدند ــ فکر میکردند من خیلی عجیب هستم؛ زیرا از همان کودکی باور عمیقی به یک رابطهٔ عاشقانه و جاودانه با خداوند و نجاتدهندهام، عیسی مسیح، داشتم و هرگز از این باور فاصله نگرفتم. هیچکس نتوانست مرا از این باور منصرف کند و تمسخر یا خندیدن دیگران به ایمانم، کوچکترین تأثیری بر من نداشت.
همچنین نوعی آگاهی یا احساس درونی دربارهٔ حافظهام داشتم؛ اینکه حافظهٔ بسیار ضعیفی خواهم داشت. واقعاً هم همینطور شد و هنوز هم همینطور است. در قسمت پشتی چشم راست من، جای زخم بسیار بزرگی وجود دارد که وقتی اپتومتریست آن را کشف کرد، تشخیص داد احتمالاً بر اثر ضربهای بسیار شدید به چشم ایجاد شده است؛ ضربهای که در شرایط معمول میتوانست به بستری شدن در بیمارستان منجر شود. با این حال، من در تمام طول زندگیام هرگز آسیبی به چشمم وارد نشده بود و اکنون ۶۸ سال دارم.
من هرگز از مرگ نترسیدهام. حتی زمانی که بسیار جوان بودم، به خانوادهام گفته بودم که در ۷۴ سالگی خواهم مرد. هنوز هم به این موضوع باور دارم.
من از همان ابتدا نسبت به دیگر اعضای خانوادهام بسیار حساستر بودم و زندگی بسیار پویا و متفاوتی نسبت به آنها داشتهام؛ البته این تفاوتها را همواره به شکلی مثبت تجربه کردهام.
همچنین بارها و بارها با چالشهایی مواجه شدهام که آنها را به شیطان نسبت میدهم؛ حتی یک شب احساس کردم که او از نظر روحی به من حمله کرده است. اما ایمانم باعث شد او را شکست دهم و از خود دور کنم.
گروه وابسته به انجمن بین المللی تحقیقات تجارب نزدیک به مرگ (IANDS) در ایران
@IranNDE
research.iands.org
3 033
ردای شفابخش سنگها
۲۱ دسامبر ۲۰۰۶
تصادف بسیار شدیدی کردم و علائم حیاتیام سه بار به صفر رسید (سه بار احیا شدم). کبد من دچار پارگی، طحال سوراخ، و بیش از ۱۰۰ استخوان در بدنم شکسته شده بود. مرا با بالگرد امداد از کالیفرنیا به رینو منتقل کردند. به یاد دارم که بالای کالبدم شناور بودم و خودم را میدیدم که در پتو پیچیده شده بودم.
روی بدنم معلق بودم و سپس کنار همسرم قرار گرفتم. او داشت به افرادی میگفت که کبدم پاره شده، روی آن یخ گذاشتهاند و ممکن است زنده نمانم. متوجه نمیشدم چرا صدایم را نمیشنود. به او میگفتم حالم خوب است، اما ناگهان گویی به سمت آسمان پرواز کردم؛ جایی که پدرم را دیدم که دو ماه پیش فوت کرده بود.
ظاهر پدرم عالی بود. او بر اثر بیماری سرطان که بسیار رنجور و شکستهاش کرده بود از دنیا رفته بود، اما در آنجا شاداب و دوباره جوان شده بود. به من گفت که کارهای من هنوز روی زمین تمام نشده و باید برگردم. ولی من تمایلی به بازگشت نداشتم.
سپس در میان نوری زرین با یک پیرمرد بومی (سرخپوست) بودم. من و او با هم ردایی شفابخش از سنگها برای پوشیدن من درست کردیم. جنس آن چرمی با پیشسینهای از جنس سنگ ماه (موناستون)، لاجورد و نقره بود. روی بدنم سنگین به نظر میرسید. پیوسته التماس میکردم که بگذارند به آن دنیا بروم، اما گفتند نه. التماس میکردم، چرا که دردی که در انتظارم بود بیش از حد توانم به نظر میرسید. مجبور بودم سه روز با آن ردای شفابخش درون آن نور گرم و طلایی بمانم. چیزهایی به من نشان داده شد که اکنون گاهی به یاد نمیآورم، اما در زمانهای مناسب در ذهنم تداعی میشوند.
پانزده روز بعد، اولین خاطره واقعیام از بیمارستان و وقایع را به یاد میآورم. به من گفتند که ۲۲ واحد خون دریافت کردهام و جراحیهای متعددی برای ترمیم شکستگیها انجام شده است. عفونتهای بدنم آنقدر شدید بود که امیدی به زندهماندنم نداشتند. تصور نمیشد آن ۲۲ واحد خون و ۲۴ ساعت جراحی کمکی بکند؛ اما من زنده ماندم و ظرف سه روز، بهشکلی معجزهآسا رو به بهبودی رفتم. کادر درمان میگفتند زخمهایم بهطور باورنکردنی و شگفتانگیزی التیام یافته است.
نکته عجیب درباره آن ردای شفابخش، منشأ سنگهای آن است (آتلانتیس، همانگونه که در نوشتههای ادگار کِیسی آمده)؛ سنگهایی که باور بر این است به درمان اختلالات خونی و عفونتها کمک میکنند (دقیقاً همان چیزی که نیاز داشتم). زمان زیادی برد تا بتوانم این تجربه را هضم کنم و دوباره با دنیای فیزیکی ارتباط برقرار کنم. من تمام پیامدها و تغییرات رایجِ پس از تجربه نزدیک به مرگ (NDE) را پشت سر گذاشتهام، بنابراین وارد جزئیات نمیشوم؛ اما زندگی من پس از آن ۱۰۰ درصد دگرگون شده است.
گروه وابسته به انجمن بین المللی تحقیقات تجارب نزدیک به مرگ (IANDS) در ایران
@IranNDE
3 033
دکتر نورما ادواردز (تجربهگر نزدیک به مرگ) از قدرت بخشش میگوید:
«وقتی قلبتان با کینهها و افرادی که نبخشیدهاید مسدود شده باشد، مانع از رسیدن برکات و پاسخ دعاهایتان به خودتان میشوید...»
برای جریان یافتن انرژی و برکت در زندگی، قلب خود را سبک کنید:
در مراقبه و سکوت با خود بگویید: «من تو را میبخشم و خودم را نیز میبخشم.»
3 033
وبینار: تجربه تحولآفرین معنوی (STE) چیست؟
Spiritually Transformative Experience
درباره وبینار:
یک «تجربه تحولآفرین معنوی» (STE) میتواند در یک لحظه دیدگاه، جهانبینی و ساختار شخصیتی فرد را برای همیشه دگرگون کند. این تجربیات چه ماهیتی دارند و اثرات روانی و وجودی آنها بر زندگی افراد چیست؟
در این وبینار ۱ ساعته، بر اساس مفاهیم و تعاریف استاندارد واژهنامه تخصصی انجمن بینالمللی مطالعات تجارب نزدیک به مرگ (IANDS)، به بررسی دقیق پدیده STE و ابعاد روانشناختی آن میپردازیم.
🗓 جمعه 6 شهریور | ساعت ۲۱:۳۰ به وقت ایران
⏱️ مدت: 60 دقیقه
💻 آنلاین در Google Meet
👥 ظرفیت: ۶۰ نفر
🎓 ارایه دهنده: دکتر علی قاسمیان
⚠️ لطفاً رأس ساعت ۲۱:۳۰ وارد جلسه شوید. وبینار دقیقاً در زمان اعلامشده آغاز میشود و امکان ورود به جلسه بعد از این ساعت وجود ندارد.
شرکت در این وبینار رایگان است.
در صورت تمایل میتوانید هنگام ثبتنام، مبلغی را به انتخاب خودتان به عنوان کمک (Donation) پرداخت کنید.
تمام مبالغ اهدایی صرف خرید عروسک و اسباببازی برای کودکان بیسرپرست خواهد شد.
کمک مالی کاملاً اختیاری است و برای شرکت در وبینار الزامی نیست.
برای ثبتنام به آی دی زیر پیام ارسال فرمایید:
@mathematicalscience110
3 033
دوره آفلاین «آشنایی با سوگ و چالشهای آن»
سوگ یکی از عمیقترین و پیچیدهترین تجربیات انسانی است؛ مواجههای که نیازمند درک عمیق، مهارتهای علمی و همدلی اصیل است. در این دوره، با رویکردی جامع به بررسی ابعاد نظری، بالینی و انسانی فرایند سوگ میپردازیم.
سرفصلها و محتوای دوره:
مشاوره سوگ: چارچوبهای نظری
مهارتهای کاربردی مشاوره سوگ
پیامدهای فردی و روانشناختی سوگ
چالشهای سوگ در فقدانهای ناگهانی
چالشهای ثانویه سوگ و استراتژیهای سازگاری
نقش آیینها و مراسمها در فرایند پذیرش
تفاوتهای جنسیتی در شیوه مواجهه با سوگ
مراقبت از مراقبین (پیشگیری از فرسودگی)
تجربه نزدیک به مرگ (NDE) و سوگ
این دوره برای چه کسانی مناسب است؟
روانشناسان، مشاوران و درمانگرانی که قصد ارتقای مهارتهای بالینی در کار با مراجعین داغدیده را دارند.
افرادی که میخواهند دانش و بینش خود را درباره پدیده سوگ بهروزرسانی کنند.
کسانی که تمایل دارند به نزدیکان و اطرافیان خود در مواجهه با فقدان کمک کنند.
مدرس: علی قاسمیان
سرمایهگذاری در این دوره:
قیمت اصلی: ۵,۰۰۰,۰۰۰ تومان
تخفیف ویژه و محدود: ۴۹۹,۰۰۰ تومان (بیش از ۹۰٪ تخفیف)
نحوه دریافت دوره:
برای ثبتنام و کسب ا
طلاعات بیشتر، به آیدی زیر در تلگرام پیام ارسال نمایید:
@ImagoOnline
3 033
آیا مغز آگاهی و هوشیاری را خلق میکند یا فقط میزبان آن است؟
دکتر ایبن الکساندر (Dr. Eben Alexander) استدلال میکند که هیچ عصبپژوه زندهای نمیتواند سازوکاری (مکانیسمی) ارائه دهد که نحوه تولید آگاهی توسط مغز فیزیکی را توضیح دهد.
دکتر استیون نوولا (Dr. Steven Novella) پاسخ میدهد که ما برای دانستن این حقیقت به دانستن سازوکار آن نیازی نداریم؛
درست همانطور که مدتها قبل از اینکه کسی بتواند نحوه کارکرد گرانش را توضیح دهد، میدانستیم زمین گرانش تولید میکند.
دیدگاه شما درباره آگاهی و هوشیاری چیست؟ نظرتان را در گروه به اشتراک بگذارید.
3 033
Repost from IANDS Iran
وبینار «شفافیت ذهنی پیش از مرگ»
Terminal Lucidity
گاهی در واپسین ساعات زندگی، فردی که شاید ماهها اطرافیانش را نمیشناخته یا قادر به برقراری ارتباط نبوده، ناگهان هوشیار میشود؛ چشم باز میکند، عزیزانش را میشناسد، نامها را صدا میزند، گفتوگو میکند و گاهی حتی خداحافظی میکند.
این پدیدهٔ شگفتانگیز در پژوهشهای علمی با عنوان Terminal Lucidity شفافیت ذهنی پیش از مرگ شناخته میشود.
در این جلسهٔ ۵۰ دقیقهای درباره این موضوعات صحبت خواهیم کرد:
1⃣ شفافیت ذهنی پیش از مرگ دقیقاً چیست و چه تفاوتی با هذیان و توهم دارد؟
2⃣ شواهد علمی و تازهترین پژوهشها درباره آن چه میگویند؟
3⃣ چرا چنین پدیدهای رخ میدهد؟ سه توضیح احتمالی و آنچه هنوز نمیدانیم
4⃣ اگر بر بالین عزیزی شاهد چنین لحظهای بودیم، چگونه با آن مواجه شویم؟
🗓 جمعه ۳۰ مرداد | ساعت ۲۱:۳۰ به وقت ایران
⏱️ مدت: ۵۰ دقیقه
💻 آنلاین در Google Meet
👥 ظرفیت: ۶۰ نفر
🎓 ارایه دهنده: دکتر علی قاسمیان
⚠️ لطفاً رأس ساعت ۲۱:۳۰ وارد جلسه شوید. وبینار دقیقاً در زمان اعلامشده آغاز میشود و امکان ورود به جلسه بعد از این ساعت وجود ندارد.
شرکت در این وبینار رایگان است.
در صورت تمایل میتوانید هنگام ثبتنام، مبلغی را به انتخاب خودتان به عنوان کمک (Donation) پرداخت کنید.
تمام مبالغ اهدایی صرف خرید عروسک و اسباببازی برای کودکان بیسرپرست خواهد شد.
کمک مالی کاملاً اختیاری است و برای شرکت در وبینار الزامی نیست.
برای ثبتنام به آی دی زیر پیام ارسال فرمایید:
@mathematicalscience110
3 033
🧠 فرضیهٔ «جهان شبحگون» در تجارب نزدیک به مرگ (NDEs / OBEs) رویکردی نو از منظر ایدهآلیسم تحلیلی | دکتر-دکتر برناردو کاستروپ (Bernardo Kastrup PhD, PhD)
📌 ۱. مسئله بنیادین: پارادوکس تکاملی در ادراکات NDE
در پژوهشهای تجارب نزدیک به مرگ و خروج از بدن (OBE)، یکی از متواترترین گزارشها، ادراک حسی محیط فیزیکی (مانند مشاهده جزئیات اتاق احیا و شنیدن مکالمات) در وضعیت مرگ بالینی و فقدان عملکرد مغزی/حسی است.
این پدیده علم و فلسفه را با یک دوگانه و تعارض شناختی مواجه میکند:
👈🏻 از یکسو، گزارشهای تاییدپذیر (Veridical NDEs) چنان پرشمار و منسجماند که نمیتوان آنها را توهم صِرف دانست.
👈🏻 از سوی دیگر، اگر آگاهی بتواند بدون اندامهای حسی (شبکیه، پرده گوش و مسیرهای عصبی)، جهان فیزیکی را با چنین وضوحی ببیند و بشنود، فرآیند تکامل زیستی برای ایجاد این اندامهای پیچیده طی صدها میلیون سال افزونه (Redundant) و بیمعنا خواهد بود. طبیعت قوانین بنیادین خود را بیدلیل تغییر نمیدهد.
🏛 ۲. بستر هستیشناختی: ایدهآلیسم تحلیلی (Analytic Idealism)
کاستروپ برای حل این پارادوکس، نظریه خود را بر مبنای مدل ایدهآلیسم تحلیلی بنا میکند:
▪️ذهن کلان (Mind-at-Large): شالوده واقعیت، میدان واحدی از آگاهی و حالات تجربیِ پیوسته است.
▪️مرزهای تجزیهای (Dissociative Boundaries): موجودات زنده، بخشهای تجزیهشده و تفکیکیافتهای (Alters) از این ذهن کلان هستند (مشابه پدیده چندشخصیتی در روانپزشکی).
▪️فرایند مرگ: مرگ نابودی آگاهی نیست، بلکه فروپاشی این مرز تفکیککننده و اتصال مجدد (Re-association) ذهن فردی با ذهن کلان است.
🧩 ۳. هسته فرضیه: جهان شبحگون (The Phantom World)
هنگامی که انسانها و موجودات میمیرند، «خاطرات رویدادی/ادراکی» (Episodic Memories) آنها که نقشههای کیفیتی جهان (رنگها، صداها، هندسهها و پرسپکتیوها) را در طول عمر ثبت کردهاند، به ذهن کلان بازمیگردند:
▪️ترکیب پازل ادراکی: ذهن کلان بر پایه قوانین شناختی، این میلیاردها قطعه خاطره ادراکیِ ورودی را به هم متصل کرده و یک نقشه شناختی جامع و کلان میسازد.
▪️درونیابی و تکمیل خودکار (Interpolation): بخشهایی از این نقشه که دادهای ندارند، توسط ذهن کلان بهطور خودکار حدس زده و تکمیل میشوند (مشابه خطاهای شناختی و تکمیل بصری اشکال در مغز).
▪️تعریف جهان شبحگون: محصول نهایی، یک جهان شبهادراکی است که با کیفیتهای حسی (رنگ، صدا و فضا) پر شده، اما از خاطرات گذشته موجودات دارای اندامهای حسی شکل گرفته است، نه از ادراک حسیِ مستقیم ماده در لحظه حال.
▪️مکانیسم تجربه در NDE: در وضعیت نزدیک به مرگ، با سستشدن مرز آگاهی فردی، شخص مستقیماً به محتوای این «جهان شبحگون» دسترسی پیدا میکند؛ لذا برای دیدن این فضا نیازی به چشم و گوش فیزیکی سالم ندارد.
🔍 ۴. تبیین دادههای تجربی و آنومالیهای پژوهشی NDE
این فرضیه پاسخهای ظریفی به معماهای مطرح در پژوهشهای بالینی میدهد:
▪️ علت شکست آزمایشهای نشانگرهای پنهان (مانند پروژه AWARE): چرا بیماران در آزمایشهای سام پرنیا و همکاران، نشانگرهای نصبشده روی سقف را که هیچ انسانی از محتوای آنها باخبر نبوده ندیدهاند؟ (فارغ از اینکه در همان تحقیق 2% افراد توانستند اتفاقات-اشیاء فیزیکی دیگری را با چشم بسته به درستی گزارش بکنند)
👈🏻 پاسخ: چون آن نشانهها در میدان ادراکی هیچ فرد زندهای نبوده و در پازل خاطرات ذهن کلان ذخیره نشده است.
▪️پرسپکتیو ناظر از بالا (Bird’s-eye View):
دیدن صحنه از زاویه سقف لزوماً به این معنا نیست که روحی در فضا معلق است؛ بلکه بازآفرینی و دستکاری پرسپکتیو توسط ذهن است (مشابه خطاهای دید و پرسپکتیوی در روانشناسی گشتالت).
▪️دسترسی به وقایع زنده: مشاهده رویدادهای زنده اتاق احیا از طریق اتصال مستقیم تلهپاتیک و ترنسپرسونال به میدان ادراکیِ کادر درمانی حاضر در صحنه رخ میدهد و ذهن تجربهگر آن را به فرم بصری-شنیداری ترجمه میکند.
▪️توجیه تناقضات و خطاهای جزئی گزارشها:
وجود برخی مغایرتهای جزئی در گزارشهای راستیآزماییشده NDE، ناشی از خطاهای ناشی از فرآیند «درونیابی» ذهن کلان در تکمیل بخشهای خالی پازل است.
📑 ۵. جمعبندی و ارزش متدولوژیک
کستروپ تأکید میکند که این فرضیه یک تمرین نظری و تبیین اولیه (Conjecture) در چارچوب فلسفه ذهن است، نه یک نظریه جزمی اثباتشده. اهمیت این مدل در این است که:
▪️ماتریالیسم حذفی (که گزارشها را صرفاً توهم ناشی از کمبود اکسیژن میداند) را کنار میگذارد.
▪️دوگانهانگاری ناپخته (که تکامل زیستی و ضرورت فیزیولوژی حسی را بیاعتبار میکند) را نمیپذیرد.
چارچوبی ارائه میدهد که در آن واقعیبودن گزارشهای NDE با منطق فرگشت سازگار میماند.
گروه وابسته به انجمن بین المللی تحقیقات
تجارب نزدیک به مرگ (IANDS) در ایران
DNDSI.ir
3 033
Repost from علم و معنویت
شواهد مربوط به «انتخاب والدین پیشاز تولد» بسیار فراتر از چیزی است که اینجا فرمودهاند.
علاوهبر گزارشهای پرتکرار تجارب نزدیک به مرگ و خاطرات پیشاز تولد، در کیسهای بسیار قدرتمند تناسخ، مثل کیس «رایان هامونز» و «جیمز لاینینگر»، به این مسئله اشاره شده و مهمتر از این، درستی این خاطرات تأیید هم شدهاند! مثلاً به بخشی از گزارش کیس «جیمز لاینینگر» در کتاب «علم و تناسخ» توجه کنید:
جیمز همچنین داستان جالبی در مورد تولد مجددش داشت. وقتی چهار سال و نیمه بود، یک روز داشت در جمع کردن برگها به بروس کمک میکرد که بروس او را در آغوش گرفت و به او گفت که چقدر خوشحال است که جیمز پسر اوست. جیمز پاسخ داد که وقتی بروس را انتخاب میکرده میدانسته است که پدر خوبی خواهد بود. بروس پرسید منظورش چیست و جیمز گفت که وقتی بروس و آندریا را پیدا کرده، میدانسته که آنها با او خوب خواهند بود. بروس از جیمز پرسید که آنها را کجا پیدا کرده است و جیمز گفت «هاوایی». جیمز همراه با پدر و مادرش در تابستان همان سال به هاوایی رفته بودند، بنابراین بروس به جیمز گفت که آنها را آنجا پیدا نکرده است، زیرا همگی با هم آنجا بودند. جیمز گفت نه، آن زمان نبود بلکه زمانی بود که فقط بروس و آندریا آنجا بودند. بروس از جیمز پرسید که آنها را کجا پیدا کرده است و جیمز گفت، «در هتل صورتی بزرگ .» او توضیح داد که وقتی پدر و مادرش در حال صرف شام در ساحل بودند، آنها را پیدا کرده است. بروس و آندریا در واقع، قبل از تولد جیمز به هاوایی رفته بودند. آنها در هتل رویال هاوایی، یک هتل صورتی رنگ بزرگ در ساحل «وایکیکی» رفته بودند و آنجا با جایی که با جیمز رفته بودند متفاوت بود و در منطقهای متفاوت از «هونولولو» قرار داشت. بروس و آندریا وقت خود را در آنجا با یک شام شبانه در ساحل به پایان رساندند و آندریا به تازگی قرصهای ضدبارداری را کنار گذاشته بود. نهایتا، آندریا در عرض چند ماه بعد، جیمز را باردار شد.🔻 میتوانید کتاب «علم و تناسخ» را از لینک زیر بهطور رایگان دانلود کنید: https://t.me/Near_Death/561 نمونۀ دیگر گزارش دکتر ریموند مودی (محقق معروف) دربارۀ خاطرات تناسخ و پیشاز تولد فرزندخواندهاش، «کارتر»، است. کارتر علاوهبر اشاره به زندگی گذشتهاش، به انتخاب او بهعنوان پدرخواندهاش نیز اشاره میکند؛ دکتر مودی دراینباره میگوید:
[کارتر گفت:] «من بالای درختها بودم... و به تو و مامان نگاه میکردم که روی سبزهها دراز کشیده بودید» و من دقیقاً فهمیدم که کارتر دربارهی چه چیزی صحبت میکند. چون پنج سال قبل از اینکه او به دنیا بیاید، من و همسرم به یونان رفته بودیم...ما به یک محل باستانشناختی رفته بودیم و سرپرستمان که متوجه شد ما بهخاطر سفر خسته شدیم به ما گفت: «روی سبزهها دراز بکشید و کمی چُرت بزنید». آنجا دور و برمان همه جا درخت بود و من و همسرم هم دربارهی به فرزندخواندگی گرفتن یک بچه صحبت میکردیم. کارتر در موقعیت دیگری به من گفت: «بابا، میدونی که من بهخاطر تو اینجا اومدم، مگه نه؟».🔻 صحبتهای دکتر مودی را از ویدئوی زیر با زیرنویس فارسی ببینید: https://t.me/Near_Death/489 بنابراین، ما فقط با تعدادی گزارش طرف نیستیم، بلکه شواهدی تأییدشده در این زمینه داریم؛ بماند که این موضوع در هیپنوتیزم البیال (دکتر نیوتن) و منابع دیگر هم بهطور پرتکرار ذکر شده است. ✍️ احمد بهزادی ➖➖➖➖ 🆔 @near_death
3 033
آیا ما پیش از تولد، والدین و خانوادهمان را انتخاب کردهایم؟
در برخی گزارشهای تجربه نزدیک به مرگ (NDE)، تجربهگران از نوعی «وجود پیش از تولد» سخن گفتهاند؛ حالتی که در آن احساس میکردند پیش از ورود به این زندگی، از بخشهایی از مسیر آینده، خانواده یا شرایط زندگی خود آگاهی داشتهاند یا در انتخاب آن مشارکت کردهاند.
در ادبیات پژوهشی، تجربههایی از این جنس معمولاً در حوزهٔ خاطرات یا ادراکات پیش از تولد (Pre-birth memories / experiences) و گاهی در کنار گزارشهای NDE بررسی میشوند.
اما یک چالش مهم علمی وجود دارد:
پژوهشهای NDE نشان میدهند که افرادی چنین تجربهها و باورهایی را گزارش کردهاند؛ اما آیا این به معنای اثبات علمی این ادعا است که انسانها واقعاً پیش از تولد والدین خود را انتخاب میکنند؟
از دیدگاه علمی، پرسش همچنان باز است:
آیا این گزارشها بازتاب واقعیتی فراتر از زندگی فعلیاند، یا میتوان آنها را با فرایندهای روانشناختی، حافظه، فرهنگ و کارکرد مغز توضیح داد؟
شاید ارزش این تجربهها فقط در پاسخ دادن به این پرسش نباشد؛ بلکه در پرسش تازهای باشد که پیش روی ما میگذارند:
اگر تصور کنیم خانواده و شرایط زندگیمان بخشی از یک مسیر معنادار بودهاند، نگاه ما به رنجها، روابط و فرصتهای رشد چگونه تغییر خواهد کرد؟
3 033
Repost from مجتبی اعتمادی نیا
دیدم که مرا به دوزخ بردندی. دوزخ دیدمی همچون نیستان که سوخته باشد اما هیچ آتش در وی نی. من گفتم: چون است که در دوزخ هیچ آتش نیست؟! گویندهای گفت: اینجا آتش نیست، بلک هر که میآید با خود میآرد.
〰 مقامات شیخ حسن بلغاری، ص۱۰۳.
3 033
Repost from مرکز علم و الهیات دانشگاه شهید بهشتی
🏛 مرکز علم و الهیات دانشگاه شهید بهشتی برگزار میکند
🔹 مرزبان زبان و جهان: نسبت زبان، معنا و زندگی در فلسفۀ ویتگنشتاین متقدم و متأخر
📌 از «سکوت پرمعنای رساله» تا گستردگی «بازیهای زبانی»؛ لودویگ ویتگنشتاین چگونه مرزهای واقعیت، معنا و زیستجهان انسانی را بازتعریف کرد؟
در ادامۀ سلسلهنشستهای علم، فلسفه و الهیات، میزبان دکتر سروش دباغ خواهیم بود تا سیر دگردیسیِ یکی از تأثیرگذارترین فیلسوفان قرن بیستم و پیوندِ عمیقِ اندیشههای او با دغدغههای اگزیستانسیل، زبان و معنای زندگی را واکاوی کنیم.
👤 سخنران: دکتر سروش دباغ
دکترای داروسازی از دانشگاه علوم پزشکی تهران
دکترای فلسفه تحلیلی از دانشگاه واریک انگلستان
🗓 زمان برگزاری:
شنبه، ۲۴ مرداد ۱۴۰۵ (مصادف با ۱۵ آگوست ۲۰۲۶)
⏰ ساعت ۱۹:۳۰ به وقت ایران
⏰ ساعت ۱۷:۰۰ به وقت انگلستان
📍 مکان/بستر برگزاری:
LMS:
https://vc14.sbu.ac.ir/scitheo/
📌 نکته:
دوستان با وارد کردن نامشان میتوانند به صورت مهمان وارد اتاق شوند.
🔸 میزبان: مرکز علم و الهیات، پژوهشکدۀ مطالعات بنیادین علم و فناوری دانشگاه شهید بهشتی
🆔 @The_Science_and_Theology_Center
