حلقه تجریش
Ir al canal en Telegram
2 495
Suscriptores
-424 horas
Sin datos7 días
+130 días
Archivo de publicaciones
2 495
Repost from نقد
🔹 ستیز با صهیونیسم و یهودستیزی
انزو تراورسو
ترجمه: کمال خسروی
اکتبر 2026
توضیح مترجم: چندی پیش گفتگوی انزو تراورسو، متفکر ایتالیایی، با روزنامهای آلمانی در «نقد» منتشر شد. موضوع آن گفتگو جُستار تازهی تراورسو دربارهی غزه، زیر عنوان «غزه از چشم تاریخ» بود. جُستار ارزشمند مزبور مجموعهی کوتاهی از آثار این نویسنده دربارهی غزه است که پیشتر به مناسبتهای گوناگون طرح شدهاند. متن پیشِرو ترجمهی یکی از بخشهای این مجموعه زیر عنوان «ستیز با صهیونیسم و یهودستیزی» [Antisemitismus] است. بیگمان «سامیستیزی» معادل درخورتری برای «آنتیسمیتیسم» بود، بهویژه که «پسافاشیسم» کنونی در غرب، بهجای یهودستیزی، ستیز با مهاجران مسلمان و نمادهای فرهنگی و دینی اسلام را پیشه کرده است. اما از آنجا که در این متن غرض از «آنتیسمیتیسم»، افترای یهودستیزی است، معادل «یهودستیزی» را ترجیح دادهایم. 🔸 امروز دانشجویان طرفدار فلسطین از سوی جاروجنجال مداومِ رسانهای بهعنوان یهودستیز معرفی میشوند. آنها در دانشگاههای خود در آمریکا در لیست سیاه قرار دارند یا با مجازات تهدید میشوند، زیرا در تظاهرات علیه نسلکشی در غزه شرکت کردهاند. آنگاه که اصل مقدس آزادی بیان مزاحم بانیان مالی قدرتمند دانشگاههای بزرگ میشود و به اصلی غیرقابل تحمل بدل میگردد، از اینطریق ثابت میشود که این دانشگاهها بیشتر مؤسساتی انتفاعی اند تا فضایی آزاد [برای اندیشه و تحصیل]. انجمن ضدصهیونیستیِ صدای یهود برای صلح در بسیاری از دانشگاههای آمریکا ممنوع شده است. در ایتالیا تظاهراتها در دفاع از فلسطین بهنحو وحشیانهای سرکوب میشوند. 🔸اتهام یهودستیزی که به حربهای در مبارزه بدل شده (یا آنطور که آمریکاییها میگویند به سلاحی جنگی مبدل شده) است، آنهم نه به یهودستیزی سابق که آماجش یهودیان بود، بلکه سامیستیزیِ متوهمانه و تازهای که هر انتقاد به اسرائیل را جرمی جنایی تلقی میکند. 🔸چنین کژدیسگیِ فراگیرِ واقعیتْ پیآمدهای ناگزیری دارد که باید به تحقیق پیرامون پسزمینهشان پرداخت. امروز مبارزه با سامیستیزی بهمراتب دشوارتر میشود، چراکه چنین کژدیسه شده و معنایی وارونه یافته است. خطر مبتذلسازی، خطری واقعی و جدی است: آنگاه که بهنام و زیر پرچم مبارزه با یهودستیزی میتواند جنگی نسلکشانه پیشه شود و پیش رود، احتمالاً بسیاری انسانهای صادق فکر میکنند بهتر میبود چنین رویکرد پرسشبرانگیزی را ادامه ندهند. امروزه هیچکس دیگر نمیتواند نامی از هولوکاست ببرد، بیآنکه موجب سوءظن و ناباوری شود. 🔹 متن کامل این مقاله را در لینک زیر بخوانید: https://wp.me/p9vUft-5V0 #غزه #نسلکشی #فلسطین #انزو_تراورسو #کمال_خسروی #ستیز_با_صهیونیسم #یهودستیزی @naghd_com
2 495
✏️سفر خصوصی در سایۀ سرخ یک چتر
▪️گلاله هنری
📎متن را در سایت حلقه تجریش مطالعه و یا فایل آن را از اینجا دانلود کنید.
https://www.tajrishcircle.org/re80505/
https://www.tajrishcircle.org/wp-content/uploads/2026/10/طاهره-صفارزاده.pdf
#نوشتارهای_دریافتی
2 495
✏️نئولیبرالیسم ترکیبی: توسعۀ سرمایهدارانه در ایران معاصر
▪️نویسنده: کیهان ولدبیگی
▪️ترجمه: علی ذوالقدر
📎متن را در سایت حلقه تجریش مطالعه و یا فایل آن را از اینجا دانلود کنید.
https://www.tajrishcircle.org/p140508/
https://www.tajrishcircle.org/wp-content/uploads/2026/10/نئولیبرالیسم-ترکیبی.pdf
2 495
Repost from مدرسه تهران
📣 «سینماتک #مدرسه_تهران» برگزار میکند:
اکران فیلمِ:
📌 «افسانه دژ سورام» [۱۹۸۵]
■ ساختهی: سرگئی پاراجانف
[متن معرفی]
با نقد و بررسی:
■ فرزاد عظیمبیک
(منتقد سینما و پژوهشگر هنر)
حضوری، آنلاین، آفلاین شنبه [۱۸ مهر]، ساعت ۱۷ نجاتالهی، صارمی، پلاک ۳۲📮 جهت ثبتنام به آیدی زیر مراجعه کنید: ● @pouya_teh_82
2 495
🚨دوستان مشغول تصحیح و باز طراحی سایت هستیم. درهم ریختگی های سایت از این جهت رخ داده است. به سرعت اشکالات را رفع خواهیم کرد. 🚨
2 495
Repost from N/a
نگاهی دوباره به کتاب آگاهی زن، جهان مرد
شیلا روباتم
حمید ذوالقدر
https://prometheepub.com/e14/
#مقالات
#مطالعات_جنسیت
#شیلا_روباتم
#مارکسیسم
#سمیرا_حسنجانزاده
#حمید_ذوالقدر
https://prometheepub.com
https://t.me/Prometheepub
https://instagram.com/prometheepub
2 495
Repost from N/a
آگاهی زن، جهان مرد
نویسنده: شیلا روباتم
مترجم: سمیرا حسنجانزاده
انتشارات اسطوره پرومته
چاپ اول تابستان ۱۴۰۵
۱۶۴ صفحه، رقعی، شومیز
کاغذ: بالک روسی
قیمت ۷۰۰٫۰۰۰ تومان
#نشر_اسطوره_پرومته
#کتاب_جدید
#مطالعات_جنسیت
#فمینیسم
#شیلا_روباتم
#آگاهی
#جنبش_زنان
#سمیرا_حسنجانزاده
#پرومته
https://prometheepub.com
https://t.me/Prometheepub
https://instagram.com/prometheepub
2 495
Repost from کانون هستان
فصلنامهٔ «وضعیت»، شمارهٔ دو: فلسطین منتشر شد.
مدیرمسئول: شورای سیاستگذاری فصلنامهٔ وضعیت
ویراستار: گروه ویراستاری وضعیت
تیزر و موشن: آتلیهٔ گرافیک وضعیت
طراحی کاور و یونیفورم: گروه هنری وضعیت
مدیر هنری: استودیو گرافیک وضعیت
ناشر: کانون هستان
طراح و سردبیر: طه رادمنش
کانون هستان را در پلتفرمهای زیر دنبال کنید:
اینستاگرام | فیسبوک | یوتیوب | تلگرام
2 495
Repost from کانون هستان
فصلنامهٔ «وضعیت»، شمارهٔ دو: فلسطین منتشر شد.
کانون هستان را در پلتفرمهای زیر دنبال کنید:
اینستاگرام | فیسبوک | یوتیوب | تلگرام
2 495
بخشی از متن: متن پیش رو گفتگویی است میان سه نظریهپرداز هنر که فعالیتشان بر سیاستهای رهاییبخش جریانهای چپ، متمرکز است و همگی در رویدادهای هنری اخیر در اروپا، که به بررسی بازگشت سیاستهای فاشیستی پرداختهاند، شرکت داشتهاند. این گفتگو این پرسش را مطرح میکند[4]: چه ارتباطی ممکن است میان عادیشدن روزافزون چشمانداز سیاسیای که با عناصر فاشیستی آمیخته است و موقعیت پیچیدهی هنر در میانه (یا حتی فراتر) وضع موجود و فروپاشی آن وجود داشته باشد؟ در اینجا، «هنر» نه صرفاً بهمعنای آثار هنری، بلکه بهعنوان کلیتِ کنشها و اقداماتی در نظر گرفته میشود که آنچه را ما «عرصهی هنر» مینامیم شکل میدهند، در حالی که « چشمانداز سیاسی» در هر صورت، از خلال هژمونی نئولیبرالیسم مفصلبندی میشود. این پرسش به خودی خود دلالت بر آن دارد که ما در مقطع بحرانیای ازروند تضادهایی زندگی میکنیم که میراث قرن بیستماند. لحظهی کنونی ما با تلفیقها و جابهجاییهای چشمگیر ایدئولوژیک تعریف میشود؛ با میانجیگریِ فزایندهی فناوری بر سوژهها و بر فضاهای فرهنگیای که بر برتری استوارند؛ با جذابیت روزافزون اقتدارگرایی انحصارطلب راست افراطی و مواضع ضدرهاییبخش؛ و با تجلیهای چندگانهی نفرت اجتماعی، چه در سطح گفتمانی و چه در قالب خشونت عینی علیه هر کسی که به نحوی در جایگاه اجتماعیِ «مطرود» قرار گیرد. نقطهای که در آن بیانهای نو از ذهنیت فاشیستی شکل میگیرد، باور عمومی مبنی بر اینکه بازارهای سرمایهداری بیشترین سود را از دموکراسی لیبرال میبرند به آزمایش میگذارد، در حالی که چپ، چه به طور کلی و چه در حوزه هنر، در بازتولید افق سرمایهداری نقش داشته است. این میزگرد با هدف تلاش برای اندیشیدن علیه پیشروی این دینامیک فرهنگی و سیاسی برگزار میشود و در گام نخست، به دنبال ارائهی مسیرهای ممکن برای نقد است تا بتوان نظریهای هنری و خودآگاهانه در مخالفت با فاشیسم شکل داد. بحث بر سه محور اصلی متمرکز است: الف) هنر در نسبت با روابط قدرت در سرمایهداری، ب) نقش فناوری در شکلگیری سوژه، ج) جنسیت و سفیدبودن.
2 495
✏️میزگرد: نظریه هنر ضد فاشیستی
▪️لارن اَبس گوگارتی، آنجلا دیمیتراکاکی، مارینا ویشمیدت
▪️آزاده حسینی
📎متن گفتگو را در سایت حلقه تجریش مطالعه و یا فایل آن را از اینجا دانلود کنید.
https://www.tajrishcircle.org/art240505/
https://www.tajrishcircle.org/wp-content/uploads/2026/08/نظریه-هنر-ضد-فاشیستی.pdf
2 495
بخشی از متن: مقاله «امر شخصی، سیاسی است» در اصل در یادداشتهایی از سال دوم: رهایی زنان [1] در سال ۱۹۷۰ منتشر شد و در سالهای بعد بهطور گسترده تجدید چاپ و در سراسر جنبش و فراتر از آن دست به دست شد. من نمیدانستم تا چه اندازه دهان به دهان چرخیده بود تا آنکه جستجویی در گوگل انجام دادم و متوجه شدم به زبانهای مختلف راجع به آن بحث میشود.
جهت شفافسازی مایلم تصریح کنم که عنوان مقاله، «امر شخصی، سیاسی است» را من تعیین نکردهام. تا جایی که مطلعم این کار را ویراستاران نشریه «یادداشتهایی از سال دوم» شولی فایرستون[2] و آنه کودت[3] انجام دادند، آن هم پس از آنکه کیتی سارا چایلد[4] این نوشتار را به عنوان مقالهای (مناسب) برای چاپ در آن مجموعه اولیه به آنها پیشنهاد داد. همچنین، واژه «سیاسی» در اینجا به معنی وسیع کلمه، سروکار داشتن با روابط قدرت بهکار رفته است و نه به معنی دیدگاه محدود به سیاست انتخاباتی.
درواقع این مقاله در آغاز یادداشتی بود که آن را در فوریه 1969 زمانی که در گینزویل، فلوریدا بودم نوشتم. این یادداشت را برای فراکسیون زنان صندوق آموزشی کنفرانس جنوبی(SCEF)[5] ارسال کردم، گروهی که برای آنها به عنوان سازماندهندهای با دستمزد حداقلی کار میکردم و مشغول پژوهش اکتشافی برای راهاندازی پروژهای برای رهایی زنان در جنوب (ایالات متحده) بودم. این یادداشت در اصل چنین نامگذاری شده بود «تأملاتی در پاسخ به افکار داتی راجع به جنبش رهایی زنان» و در پاسخ به یادداشت یکی دیگر از اعضای کارکنان،داتی زلنر[6] ، نوشته شد؛ کسی که مدعی بود افزایش آگاهی صرفا نوعی رواندرمانی است و این سوال را مطرح کرد که آیا جنبش مستقل رهایی زنان[7] به راستی «سیاسی» است یا خیر.
این واکنشی غیرمعمول به ایدههای فمنیستی رادیکال در اوایل 1969 نبود. گروههای جنبش رهایی زنان در سراسر کشور و جهان در حال ظهور یافتن بودند. جنبشهای رادیکال حقوق مدنی، جنبشهای ضد جنگ ویتنام و گروههای چپ قدیمی وچپ نوظهور که بسیاری از ما ازدل آنها برخاستهایم، بهصورت کلی مردسالار بودند و در رابطه با جنبش زنان و بهخصوص سایه تهدیدآمیز رشد سریع جنبش مستقل رهایی زنان احساس نگرانی شدیدی میکردند، جنبشی که من مدافع سرسخت آن بودم. بعد از ده ماه فعالیت در جنبش حقوق شهروندی میسیسیپی با ورود به شهر نیویورک گروه SCEF که یکی از گروههای پختهتر و مترقیتر بود را یافتم. این گروه سابقه خوبی در زمینه کارهای نژادی، اقتصاد و عدالت سیاسی از دوران نیو دیلز[8] داشت و من در سال 1966 به عنوان مدیر دفتر شعبه نیویورک به اعضای کارکنان گروه پیوستم. SCEFبه زنان رادیکال نیویورک اجازه ملاقات در دفتر نیویورک، جایی که در آن مشغول به کار بودم را میداد و با درخواست من مبنی بر بررسی امکان راهاندازی پروژه رهایی زنان در جنوب موافقت شد. در هرحال، بسیاری از کارکنان SCEF، چه مرد و چه زن، سرانجام به منتقدانی پیوستند که گرد هم آمدن زنان در گروههای افزایش آگاهی برای بحث درمورد ستمی که مختص آنان بود را «خودکاوی بیحاصل» و «رواندرمانی شخصی» و قطعا «غیر سیاسی» تلقی میکردند.
2 495
✏️امر شخصی، سیاسی است
▪️کارول هانیش
▪️پارسا شامحمدی، آیدا راوری
📎متن را در سایت حلقه تجریش مطالعه و یا فایل آن را از اینجا دانلود کنید.
#نوشتارهای_دریافتی
https://www.tajrishcircle.org/rec180505/
https://www.tajrishcircle.org/wp-content/uploads/2026/08/امر-شخصی-سیاسی-است.pdf
2 495
Repost from N/a
چگونه ماکیاولی بخوانیم؟
نویسنده: مائوریتسیو ویرولی
مترجم: شیرزاد احمدیوند
انتشارات اسطوره پرومته
چاپ اول تابستان ۱۴۰۵
۱۲۶ صفحه، رقعی، شومیز
مجموعه ژانوس
کاغذ: بالک روسی
قیمت ۵۵۰٫۰۰۰ تومان
#نشر_اسطوره_پرومته
#کتاب_جدید
#ژانوس
#ماکیاولی
#مائوریتسیو_ویرولی
#سیاست
#فلسفه_سیاسی
#شیرزاد_احمدیوند
#پرومته
https://prometheepub.com
https://t.me/Prometheepub
https://instagram.com/prometheepub
2 495
در بخشِ پایانی مقاله، بهاختصار روانشناسی این قاتلانِ نسلکش را شرح خواهم داد، در حالی که همزمان پروژه اجتماعیشان را بهپیش میبرند. چگونه فرد در این چارچوبِ بزرگتر به قاتل بدل میشود؟ کدام نیروهای اجتماعی او را وادار به اطاعت میکنند، و چه فرایندهای روانشناختی او را به عامل کشتار تبدیل میسازند؟ فیالحال بگذارید با بررسی پدیدههای درهمتنیده یعنی: مدرنیته، دولت-ملت، دموکراسی و نسلکشی آغاز کنیم – تا دریابیم که چگونه دموکراسی و نسلکشی مدرن نه پدیدههای منحصربهفردِ متضاد و در تقابل با یکدیگر، چنانکه دوست داریم تا اینگونه باور کنیم، بلکه بهلحاظِ تاریخی فرایندهای به همپیوسته هستند.
2 495
بخشی از متن:در ۳۱ ژوئیه ۱۹۳۲، نازیها در انتخابات ملی آلمان پیروز شدند و درصدد آن برآمدند تا قدرت را بهدست بگیرند. سیزده سال بعد، بخشهای وسیعی از جهان به ویرانه بدل گشته بود و میلیونها انسان بیگناه جان باخته بودند و زیر آوار مدفون مانده بودند. حدوداً شش میلیون یهودی در اتاقهای مخصوصِ گاز و در سرتاسر حومههای شهر اروپای شرقی هلاک گشتند. کابوس بیمانندی بر قلبِ حیاتی اروپا – که تا آن زمان مرکز تمدنِ والا بهشمار میرفت – فرود آمد. پرسشِ «چطور چنین چیزی ممکن شد؟» خیلی زود در آثارِ روشنفکران غربی به کلیشهای تکراری بدل گشت؛ و عبارتِ «هرگز دوباره!» چهبسا حتی بیش از آن بر زبانِ بازماندگان جاری بود. و با این همه، پرسش همچنان زنده ماند و مطرح بود، زیرا این غریوِ داد و فریادِ مُصمم، در عمل ثابت کرد که از هرگونه محتوا یا پشتوانهی سیاسی واقعی تهی است. نسلکشیها پس از جنگ جهانی دوم تداوم یافتند، و هر بار بهطور عوامپسندانهی ازمنظرِ عکسالعملهای سیاسی و واکنشهای شدید پیشامدرن: همچون قبیلهگرایی، دشمنیها و کینهای کهن یا شکستِ دموکراسی توضیح داده شده و توجیه میشدند. اما این تفاسیر و تعابیر بهکلی آن نکته اصلی را از کف میدهند – و آن هم به دلیلی مهم این چنین است. در واقع، اگر ما تماماً ریشههای راستین نسلکشی مدرن را پذیرا بوده و بدانها اذعان کنیم، آنگاه سایهای سنگین و اتهامبرانگیزی بر روندِ توسعه و شکلگیری و سیرهی خودِ تمدنمان خواهد افتاد، و برخی از لحظههای تاریخی که میآموزیم تا این روند توسعه و سیرت را پُرافتخار دانسته و تمجید گزاف کنیم، خصوصیتی بهمراتب شیطانیتر و منحوستر به خود خواهد گرفت. ۳۱ ژوئیه ۱۹۳۲ در آلمان سرنخی مهم برای این معما به دست میدهد؛ اما حقیقت بسیار برآشوبندهتر و زجرآورتر از آن است، چرا که زمینههای پیدایش و پیششرطهای ظهورِ نازیسم و هولوکاست در واقع نه سرچشمهگرفته از آلمانِ فئودالی، بلکه نشأت گرفته از فرانسه پیشرو بوده است(Wokler, 2000). همانطور که یورگن هابرماس ادعا میکند، نازیسم شاید عاقبتِ ناکامی آلمان در پیروی از بریتانیا و فرانسه درجهتِ برقراری تعادل شکننده میان عناصرِ جهانشمولگرایانه و خاصگرایانه هویت ملی بود(Fleming, 2003, p. 99). اما بااینحال میبایستی توجه داشت که پیشرفتهای نظری و سیاسی لازم برای نسلکشی مدرن در اصل زاده انقلابهای لیبرال و اختراع آنها بودند؛ یعنی ایدههای «دولت-ملت»[nation-state]، «دموکراسی» و «حقوق بشر»[rights of man]. تمامی اینها (دستکم تا حدی) در سالهای ۱۷۷۶ و ۱۷۸۹ تحقق یافتند، و همراه با آنها پیششرطهای نسلکشی مدرن نیز پا به عرصه وجود گذاشتند. در این مقاله، در وهلهی نخست به این گرایشِ تاریک و مخوفتر میپردازم و نشان میدهم که چگونه پاکسازی قومی[3] و نسلکشی مدرن، برخاسته از همان بنیادهای ایدئولوژیکی هستند که دموکراسی – و بهراستی خودِ مدرنیته – بر آنها متکی گشتهاند. بنابرین بخشِ نخست این مقاله به پیوندهای ساختاری میان دموکراسی و نسلکشی مدرن خواهد پرداخت: زایشِ دولت-ملت، آرمانهای دموکراتیک آن و تأثیرشان بر دورههای بعدی خشونتِ قومی. از دریچهی نسلکشی مدرن که بنگریم، بطرز وحشتناکی آشکار میگردد که روندی که به دولت-ملت و دموکراسی آن انجامید، به همان اندازه که ابداعِ «ما، مردم»[We, the People] بود، تعریف و تعیین «دیگری»[the Other] نیز بود. برای آنکه یک «ما» وجود داشته باشد، مسلماً میبایستی یک «آنهایی» نیز وجود داشته باشند. در تاریخِ پیش از این، خطوطِ بنیادین جدایی و تقسیمبندی، بیشتر بر مبنای طبقاتِ اجتماعی نامگذاری میشد. اکنون دموکراسی این تبعیض و جداسازیها را به چالش کشید و تقسیمبندیهای نوینی آفرید: میان شهروند و ناشهروند. مادامی که این روند با سپیدهدمانِ نژادپرستی[racism] و شکوفایی فناورانه جامعه مدرن درهم آمیخت، آنگاه بود که جاده رسیدن به نسلکشی تمامعیار هموار گشت. لیکن، دموکراسی بهمثابهی یک سیستم صرفاً از رهگذر همان فرایندهای تاریخی به نسلکشی مدرن پیوند ندارد، و بهواقع دموکراسیها تنها فقط بهطور غیرمستقیم بر قتلعامِ جمعی دامن نمیزنند؛ بلکه روابط علّی مستقیمی نیز میان رژیمهای دموکراتیک و رژیمهای نسلکشی وجود دارد، چرا که دموکراسیهای قدرتمند، کشورها و کل مناطق را بیثبات و متزلزل میکنند، و سرانجام به نسلکشی تشبث میجویند. افزون بر آن، هرگاه که نسلکشی در چنین مناطقی قریبالوقوع و یا در شُرف وقوع و غیرقابل پیشبینی است، دموکراسیهای غربی گویا همیشه در پیشگیری یا متوقف کردن آن شکست میخورند. در آنگاه، عاملان نسلکشی و مرتکبان جنایت عملاً بدون کمترین مانعی، آزاد هستند تا به برونریزی نیاتِ شیطانی و پلید خود بپردازند.
2 495
✏️نسلکشی در سایهی دموکراسی: روان-سیاستِ قَتلعامهای مُدرن
▪️یوهانس لانگ
▪️شهام شریفی
📎متن را در سایت حلقه تجریش مطالعه و یا فایل آن را از اینجا دانلود کنید.
#نوشتارهای_دریافتی
https://www.tajrishcircle.org/re11055/
https://www.tajrishcircle.org/wp-content/uploads/2026/08/نسلکشی-در-سایهی-دموکراسی.pdf
2 495
Repost from نقد اقتصاد سیاسی
مهرداد وهابی چهگونه میاندیشد؟ آیا دیدگاههای اقتصادی وی در مجموعهی چپ یا اقتصاددانان دگراندیشِ چپگرا جای میگیرد؟
____________
👈متن کامل
2 495
Repost from کارگاه دیالکتیک
#ترجمه
فاشیسم بهسان یک مفهوم فراتاریخی
جستاری از انزو تراورسو
ترجمه: امین حصوری
۳ مرداد ۱۴۰۵
یادداشت مترجم:
امروزه، با نظر به رشد سریع سازوکارها و گرایشهای انسانستیز در ساحتهای داخلی و جهانی، باید دربارهی فاشیسم بازاندیشی کرد، تا گامی باشد برای چارهاندیشی/پیکار علیه روند تاریخیِ برآمدن آن. ترجمهی پیش رو، فشردهایست از رویکرد انزو تراورسو به تجلیهای فاشیسم معاصر (یا «پسافاشیسم» در واژگان او)، که خود وی در قالب یک سخنرانی (۲۰۲۰) و سپس در قالب یک مقاله (۲۰۲۴) بیان کرده است. تراورسو، مورخ ایتالیایی، از پژوهشگران سرشناس در حوزهی مطالعات فاشیسم، نظریهی انتقادی، و تاریخ فکری و سیاسی اروپای قرن بیستم است. از میان آثار او در زمینهی فاشیسم میتوان به کتابهای زیر اشاره کرد: «خاستگاه خشونت نازی: یک تبارشناسی اروپایی» (۲۰۰۳)، «آتش و خون: جنگ داخلی اروپایی در فاصلهي ۱۹۱۴ تا ۱۹۴۵» (۲۰۰۷)، و «چهرههای جدید فاشیسم: پوپولیسم و راست افراطی» (۲۰۱۷).
توضیح جانبی: دربارهی برخی اسامی خاصْ اطلاعات مقدماتیِ فشردهای را در پانویس صفحات آوردهام تا دنبالکردن رشتهی بحث برای خوانندگان سادهتر شود.
ا. ح. – ۳ مرداد ۱۴۰۵
———————————
چکیده:
فاشیسم در سرآغاز قرن بیستویک به چه معناست؟ این واژه چشمانداز تاریکی از سالهای میان دو جنگ، که سرشار از خشونت، دیکتاتوری و نسلکشی بود را تداعی میکند. با مشاهدهی دوبارهی صعود راست افراطی در مقیاسی جهانی، از اروپا تا ایالات متحده و برزیل، چنین تصاویری خودبهخود به افکار ما بازمیگردند. با این حال، فاشیسم پوست انداخته است. این جریانْ ویژگیهای فاشیستیِ متداول را بهطور نمایانی عرضه میکند: رهبری اقتدارگرا و کاریزماتیک، نفرت از دمکراسی، تحقیر قانون، ریشخندِ حقوق بشر، نژادپرستیِ علنی (بهویژه علیه سیاهپوستان، لاتینتبارها و مسلمانان)، زنستیزی (misogynism) و همجنسگراهراسی (homophobia)؛ ولی درعین حال، بلاغت (rhetoric) فاشیستیِ قدیمی را کنار گذاشته است. جنبشهای پسافاشیستی خود را بهعنوان مدافعان هویتهای ملی تصویر میکنند که از سوی جهانیشدن، مهاجرت تودهای و بنیادگرایی اسلامی مورد تهدید قرار گرفتهاند. این «پسافاشیسم» (post-fascism) بهسانِ پدیدهای ترکیبی (hybrid phenomenon)، نه بازتولید فاشیسمِ قدیمیست، و نه چیزی کاملاً جدید؛ این جریانْ میان آیندهای ناشناخته و گذشتهای کابوسوار و گریبانگیرْ معلق باقی میماند.
کلیدواژهها: فاشیسم، پسافاشیسم، خشونت، پوپولیسم، بیگانههراسی (xenophobia)، کمونیسمستیزی.
———————————
لینک مقاله در وبسایت کارگاه دیالکتیک:
https://kaargaah.net/?p=1742
نسخهی پی.دی.اف
———————
@kdialectic
