es
Feedback
2 489
Suscriptores
Sin datos24 horas
-37 días
-930 días
Archivo de publicaciones
✔️🔻احیاء متن اصلی النخبة و ارائه ترجمه آن در‌میان آداب دینی، «دعاء» به‌طور عام و تعقیبات نمازهای شبانه‌روزی به‌طور خاص جایگاه ویژه‌ای دارد و در دستورهای آیینی، بسیار بر آن تأکید و به آن ترغیب شده است. در حدیث است که انّ الدعاء مخّ العبادة (بحار الأنوار، ج۹۰، ص۳۰۲) و درباره تعقیبات فرموده‌اند: «تعقیب رساننده‌تر است به رزق از رفتن در بلاد به‌جهت تحصیل رزق» و «تعقیب خواندن بعداز هر نمازى افضل است از نافله گزاردن بعداز آن، مگر در جایى که به‌خصوص رسیده باشد» (دعائم الحکمة (فارسی)، ج۹، «کفایة المسائل جلد (۱)»، ص۲۳۲). ازاین‌جهت عالم ربانی و حکیم صمدانی، مرحوم آقای حاج محمدکریم کرمانی اعلی الله مقامه، رساله‌ای نگاشته‌اند برای موفقیتِ هرچه بیشترِ مکتبیان به خواندن تعقیبات نمازهای شبانه‌روزی و دعاهای صبح و شام. در وصف این اثر نورانی، استاد ما حفظه‌الله چنین فرموده‌اند: «کتاب مبارک نخبه چه کتاب بابرکتی است. در این دعاهایی که آقای مرحوم انتخاب فرموده‌اند، یک دوره معارف و یک دوره طریقت وجود دارد» (سخنرانی ۸ ماه رمضان ۱۴۰۲ ق). در دعاهای این کتاب، موضوع ولایت اولیاءالله و برائت از اعداءالله (رکن رابع ایمان) پررنگ است و این با بیان مرحوم آقای کرمانی اعلی الله مقامه بی‌مناسبت نیست که در مقدمه این رساله، دعاهای برگزیده را مناسب حال خود معرفی می‌کنند و می‌فرمایند: «و هذه نخبتی منها [...] علی ما يناسب حالی التی انا فيها» (مکارم الأبرار (عربی)، ج۲۳، «رسالة النخبة»، ص۳۳۳). رساله النخبة سال‌ها پیش، به‌ضمیمهٔ احراز و ادعیه و زیاراتی، به‌چاپ رسیده بود و چند مرتبه تجدیدچاپ شد. در آن چاپ‌ها، عبارات مرحوم آقای کرمانی اعلی الله مقامه را به فارسی برگردانده‌اند، ولی نه نام مترجم مشخص است و نه به عربی بودنِ اصلِ رساله اشاره‌ای شده است. چون نسخه اصل نخبه در‌دست نبوده، همان نسخۀ ترجمه‌شده، با افزودن ضمیمه‌هایی دیگر، بارها تکثیر می‌شده و در‌اختیار برادران و خواهران ایمانی قرار می‌گرفته است. اینک که نوبت تجدیدچاپ این اثر ارزنده است، به‌جا است که اصلِ عباراتِ آن عالم ربانی را احیاء کنیم. اقداماتی که در این چاپ صورت گرفته به این شرح است: ۱) فرمایشات مرحوم آقای کرمانی اعلی الله مقامه از جلد ۲۳ مکارم الأبرار (عربی)، صفحه ۳۳۳ تا ۳۴۲، آورده شده و به فارسی ترجمه شده است. ۲) متن دعاهای النخبة با نسخه مکارم الأبرار مطابق شده است و غلط‌هایی که در چاپ‌های گذشته بود اصلاح گشته است. چند موضع که در منابعِ رواییِ موجود عباراتی مانندِ متن یافت نشد، در پانوشت به آن‌ها اشاره شده یا عبارت منابع آمده است؛ مگر دو تعبیر که با بهره‌گیری از نسخه‌ای خطی، کتابت‌شده در سال ۱۳۰۱ ق، تصحیح شده است. ۳) آنچه در چاپ‌های گذشته با نسخه مکارم الأبرار متفاوت بوده است و در بعضی منابع روایی هست، برای آشنایی اهل تحقیق، در جدولی ارائه گردیده و در متن هم با * مشخص شده است. ۴) در بخش «منتخبات از ادعیه و احراز و زیارات»، این منتخبات با منابعِ رواییِ در‌دست مطابق شده و گزیده‌های دیگری نیز به این بخش افزوده شده است. ۵) ترجمه دعاهای هر دو بخش نخبه و منتخبات، به‌طور لفظ‌به‌لفظ، به‌صورت زیرنویس آورده شده است. ۱۴۴۶ ق @AghayedNet

🔺کتاب تازه‌منتشرشده چاپ جدیدی از رساله النخبة از آثار عالم ربانی مرحوم حاج محمدکریم کرمانی اعلی الله مقامه @AghayedNet
🔺کتاب تازه‌منتشرشده چاپ جدیدی از رساله النخبة از آثار عالم ربانی مرحوم حاج محمدکریم کرمانی اعلی الله مقامه @AghayedNet

🔺کتاب‌تازه‌منتشرشده تعلیقة علی القوانین المحکمة مباحث الأدلة العقلیة از آثار شیخ محمدتقی هروی اصفهانی، از شاگردان عالم ربانی
🔺کتاب‌تازه‌منتشرشده تعلیقة علی القوانین المحکمة مباحث الأدلة العقلیة از آثار شیخ محمدتقی هروی اصفهانی، از شاگردان عالم ربانی مرحوم سید محمدکاظم رشتی اعلی‌ الله مقامه. وی علاوه‌بر این رسائل علمی، میراثی ارزشمند از بیانات سید مرحوم رفع الله شأنه باقی گذارده است. از جمله تقریرات دروس خطبه شرح القصیدة، تقریرات دروس اللوامع الحسینیة، خلاصه تفسیر آیة‌الکرسی، لطائف الفوائد (فوائدی مسموعه از سید مرحوم نفعنا الله بعلومه) و... . @AghayedNet

✔️🔻تشکری از دکتر رسول جعفریان جهت معرفی معاندان مرحوم آقای کرمانی و قَشمشمان! بخش دوم و پایانی بسیار عجیب و از‌طرفی جالب است که این شخص که به‌احتمال بسیار قوی از اتّجاه احقاقیه است، همان اشکالی را بر مرحوم آقای کرمانی وارد می‌کند که قرةالعین وارد کرده. این نویسنده نوشته است که آقای کرمانی خود را «آثم» معرفی کرده. سپس این واژه را بررسی می‌کند و آقای مرحوم را گناهکار معرفی می‌کند (مقالات و رسالات تاریخی، دفتر چهاردهم، ص۶۵). قرةالعین نیز در یکی از رساله‌هایش در رد این بزرگوار و اثبات حقیت باب(!) همین را جزء ایرادهای نخستینش بر مرحوم آقای کرمانی آورده و از این‌که ایشان خود را «اثیم» نامیده‌اند سوءاستفاده کرده است (ظهور الحق، ج۳، ص۵۰۴). شایان ذکر است که این بزرگوار رساله‌ای مرقوم فرموده‌اند و درباره استفاده از تعبیر اثیم، طبق آیات و روایات و کلمات علماء توضیح فرموده‌اند (مکارم الابرار (عربی)، ج۹، «رسالة فی استعمال لفظة اثیم»، ص۳۵۷ تا ۳۶۲). نویسنده ادعا کرده که مرحوم آقای کرمانی کتاب قوانین الاصولِ میرزای قمی را سوزانده‌اند (مقالات و رسالات تاریخی، دفتر چهاردهم، ص۴۸). و‌حال‌آن‌که این مطلب هیچ‌کجا گزارش نشده و کمترین طلبه می‌داند که در این کتاب، آیه و روایات هست و «بسم‌ الله» هست. هم‌چنین وقتی که نسخ متعددی از این کتاب موجود است، اصلاً سوزاندن این کتاب معنا ندارد. بنای مرحوم آقای کرمانی نیز بر حرکات نمادین نبوده است، هم‌چون حرکتی که در سال‌های اخیر انجام شد و کتاب پزشکی هاریسون سوزانده شد. اما نویسنده برخلاف «اذا جاءکم فاسق بنبإ فتبیّنوا» عمل کرده و این ادعا را در کتاب خود منعکس نموده است. به‌نظر می‌رسد این نویسنده، با این سطح از سواد و علمیت، این چند ورق را برای طیفی از عوام سیاه کرده است تا شاید در روحیه آنان اثر بگذارد. درنتیجه، این رساله یک سمساری از تهمت‌ها به مرحوم آقای کرمانی است. مثل این‌که نوشته است: مردم برای کیمیا اطراف مرحوم آقای کرمانی جمع شدند (ص۶۷) و دیگر از ترّهات و مزخرفات. هرچند محقق محترم در مقدمه (ص۴۰) نگاشته‌اند که این رساله حاوی نکات بدیعی است! اما با همه دشمنی با مرحوم آقای کرمانی، نتوانسته از حق بگذرد و در مواضعی برحسب فطرت جاری شده و اذعان کرده که رد بر مرحوم آقای کرمانی بسیار دشوار است؛ چراکه آنچه در کتب ایشان است «مطالب آن دو بزرگوار است» یعنی شیخ و سید (ص۶۵) و «علما از‌عهده این امر [رد مرحوم آقای کرمانی] برنمی‌آیند؛ زیرا که واضح و روشن است که نمی‌توانند. چراکه دارای مطالب شیخ مرحوم و سید مرحوم می‌باشد» (ص۶۴). و در جای دیگر می‌گوید: «چون بسیار به آیات و احادیث و مطالب شیخ مرحوم احاطه دارد، همین باعث شده که امر بر مردم مشتبه شده» (ص۵۰). تکلیف این نویسنده با خودش مشخص نیست. همان بهتر که او را نویسنده‌ای متوسط با سوادی عادی بدانیم که قشمشم و خودآرا و خودنما است و از هر جرحی جهت بی‌حرمتی به مرحوم آقای کرمانی خودداری نکرده است و ایشان را ملعون و سامری خوانده است. ارائه این رساله توسط دکتر جعفریان، هم روحیات مخالفان و معاندان مرحوم آقای کرمانی را نشان داد و هم این سؤال مهم را پیش‌رو قرار داد: به‌راستی چه می‌شود که شخصی زحمات مرحوم آقای کرمانی در رد بابیه را نبیند و حقیقت را وارونه سازد و ایشان و ملعون باب را در یک ردیف قرار دهد و همان ایرادات بابیه را بر مرحوم آقای کرمانی تکرار کند؟! نعوذبالله من بوار العقل و قبح الزلل. سید محمدصادق موسوی جمادی‌الآخره ۱۴۴۶ @AghayedNet

✔️🔻تشکری از دکتر رسول جعفریان جهت معرفی معاندان مرحوم آقای کرمانی و قَشمشمان! بخش اول مدتی قبل، دکتر رسول جعفریان رساله‌ای «آشفته» از نویسنده‌ای گمنام و عامی‌مسلک را آماده کرده و جهت درج در یادنامه استاد عبدالله انوار پیش‌کش نموده‌اند. چون به‌تازگی خود ایشان این رساله را ارائۀ عمومی نموده‌اند، مناسب است به نکاتی اشاره کنیم. نخست این‌که درج این رسالۀ «آشفته» از مؤلفی برآشفته و دور از معیارهای اوساط علمیه، در ارج‌نامه استاد متضلّعی هم‌چون جناب عبدالله انوار، بسی مایه شگفت است. مدتی بعد، این رساله در کتاب مقالات و رسالات تاریخی (دفتر چهاردهم، صفحه ۳۱ تا ۷۴) نیز منتشر گردید. از‌طرفی، این حرکت دکتر جعفریان قابل تقدیر است؛ چراکه هرچند نظر دکتر بر این بوده است که حرّیّت مباحث حفظ شود، به‌طور ضمنی و جانبی، نمونه‌ای از معاندان بزرگان دین را معرفی کرده‌اند و ارزش بیان و بنان ایشان را آشکارتر ساخته‌اند. جناب آقای جعفریان عنوان را «سهم الشریعه در نقد شیخیه» قرار داده‌اند. به‌نظر می‌رسد عنوان رسایی نیست؛ زیرا نویسندۀ این رساله شیخ و سید اعلی الله مقامهما را قبول دارد و با عبارات و تعبیرات مختلفی، به مقام علمی ایشان اذعان و اعتراف نموده است و عملاً خود را تابع ایشان می‌داند (مانند صفحه ۵۹). نکته‌ای که هست این‌که به عالم ربانی مرحوم حاج محمدکریم کرمانی و به علی‌محمد شیرازی اعتراض دارد و این دو نام را در‌کنار هم می‌آورد و بر هر‌دو و تابعان هر‌دو به‌طور یکسان رد می‌کند. خود او نیز در ابتدا رساله را «سهم الشریعه» نامیده. اما بخش پسین اسم، یعنی «در نقد شیخیه»، از دکتر رسول جعفریان است و ناصواب به‌نظر می‌رسد. قرائن نشان می‌دهد نویسندۀ عامی‌مسلکِ این رساله از اتّجاه اسکوییه و احقاقیه بوده است و بدین‌وسیله خواسته هم حرمت شیخ و سید را حفظ کند و هم دو طرفِ ضدِ هم یعنی مرحوم آقای کرمانی و باب ملعون را با هم رد کند؛ که سبب شده حرکتی عجیب و تند کند و در این مقام، قلم او لاغ و فسوس نماید. باید اشاره کنیم که متأسفانه این رساله به‌خوبی ارائه نشده است و آشفتگی چاپ نیز بر آشفتگی مطالب افزوده گشته است. دکتر جعفریان یا شخصی که متصدی تایپ، مقابله و تحقیق این رساله بوده، از غلط‌های متعدد چشم‌پوشی کرده‌اند؛ درنتیجه، اغلاط نسخه تصحیح نشده (در پاورقی یا متن) و غلط‌های تایپی هم وجود دارد. برای نمونه، عبارت «کل اناء بما فیه یرشح» چنین ثبت شده: «یرشح فی الاناء ما فیه» (ص۵۱). نمونه‌ای دیگر «باعث تصریع بعضی اخوان» (ص۵۳) است که ظاهراً «تصدیع» درست است. حتی مصححِ محترم از عبارت «دِهی که او را لَندَر می‌گفتند» (ص۶۲) گذشته‌اند و‌حال‌آن‌که معلوم است مراد نویسنده «قریه لنگر» بوده است. سپاس از دکتر رسول جعفریان و سپاس از آقای مجتبی ایمانیه که این رساله را در اختیار قرار دادند تا با روحیات اتّجاه مخالف مرحوم آقای کرمانی بیشتر آشنا شویم. آقای دکتر جعفریان در مقدمه اشاره کرده‌اند که نوعی «حرّیّت» در این رساله دیده می‌شود. بی هیچ اسائه ادبی عرض می‌کنیم: آیا مطمئن باشیم اینجا نیز غلط تایپی نبوده است و مراد ایشان «خریّت» نیست؟! چراکه شواهد متعدد درون‌متنی از سرّ درون نویسنده خبر می‌دهد. ادامه دارد... @AghayedNet

🔺دیدگاه مکتب استبصار درباره حضرت زهرا سلام الله علیها 🔸ارشادالعوام، جلد سوم، فصل دوم از بخشِ «مقام ابوابیت» #شیخیه @AghayedNet

🔺بخشی‌از مباحث نشستِ بازخوانی دیدگاه علامه طباطبایی درباره #شیخیه @AghayedNet
+1
🔺بخشی‌از مباحث نشستِ بازخوانی دیدگاه علامه طباطبایی درباره #شیخیه @AghayedNet

🔺🎙فایل صوتی نشست 🔹با موضوع: بازخوانی دیدگاه علامه طباطبایی درباره #شیخیه 🔸از جلسات خصوصی با هانری کربن تا کتاب شیعه در اسلام 🗓جمادی الاولی ۱۴۴۶ Instagram.com/aghayednet @AghayedNet

🔺کتاب تازه‌منتشرشده درباره حدیث رسول‌خدا صلی الله علیه و آله درباره دوازده خلیفه از نویسنده تونسی #شیخیه @AghayedNet
+1
🔺کتاب تازه‌منتشرشده درباره حدیث رسول‌خدا صلی الله علیه و آله درباره دوازده خلیفه از نویسنده تونسی #شیخیه @AghayedNet

◻️🔺کتاب تازه‌منتشرشده درباره حدیث رسول‌خدا صلی الله علیه و آله درباره دوازده خلیفه از نویسنده تونسی @AghayedNet
+1
◻️🔺کتاب تازه‌منتشرشده درباره حدیث رسول‌خدا صلی الله علیه و آله درباره دوازده خلیفه از نویسنده تونسی @AghayedNet

Repost from AghayedNet
✔️گامی کوتاه برای شناسایی و بازسازیِ کتابی سُنی و مفقود 🔻 در فضائل امیرالمؤمنین علیه‌السلام مناقب‌نویسی و مثالب‌نویسی، موضوعی فراخ‌دامنه در تاریخ فریقَین است. به‌ویژه کتاب‌هایی که اهل‌سنت‌وجماعت در مناقب و فضائل اهل‌بیت علیهم‌السلام تألیف کرده‌اند، از جهات متعددی نزد شیعه اهمیت به‌سزایی دارد. مرحوم حاج محمدکریم کرمانی اع در کتاب سلطانیه، مباحثی در زمینه اثبات امامت ائمه اطهار علیهم‌السلام مطرح کرده‌اند. ایشان فصل مفصلی را به روایات از اهل‌سنت اختصاص داده‌اند و از کتب عامه این موضوع را اثبات فرموده‌اند. در این فصل از شخصیت‌های مشهور اهل‌سنت همچون ابراهیم بن محمد حموینی و ابن‌المؤید موفق بن احمد خوارزمی و... روایاتی نقل کرده‌اند. نخستین نقل ایشان، از «آمِدی سُنی» است. بررسی شخصیت آمدی و کتاب او، مرکزیتِ این یادداشت است. ابتداءً عبارات کتاب سلطانیه دراین‌باره را نقل می‌کنیم: «فصـل در بيان بعضی از احاديث كه از طرق عامه رسيده است كه بايد ائمه دوازده باشند به جهت اتمام حجت ذكر می‌‏شود. در كتاب مناقب آمدی سنی از صحيحين روايت كرده از جابر بن سمرة كه گفت شنيدم كه رسول خدا می‌فرمود كه بعد از من دوازده امير باشند پس كلمه‌‏ای فرمود كه نشنيدم آن‌ را. از پدرم پرسيدم چه فرمود گفت فرمود همه آنها از قريشند و اين حديث در ميان عامه كالمتواتر است. و باز در همان‌جا از كتاب اعلام الوری روايت كرده است از حضرت امام زين‌‏العابدين علیه‌السلام از آباء كرام خود كه پيغمبر صلی الله علیه و آله فرمود يا علی دوازده نفر از اهل‌‏بيت من باشند كه خدا علم مرا و فهم مرا به ايشان داده اولشان توئی ای علی و آخرشان قائم است كه خدا بر دست او فتح می‏‌كند مشارق و مغارب زمين را.» درباره این فقرات از کتاب سلطانیه تأملاتی را ضمن چند بخش ارائه می‌کنیم: ١. حدیث اول درباره امامت ائمه اطهار به‌نقل از جابر بن سمرة است. جابر بن سَمُرَة بن عَمرو بن جُنادة بن جُنْدب سُوائی، از صحابه رسول‌خدا صلی الله علیه و آله و راوی حدیث اثنی‌عشر خلیفه است. در منابع حدیثی اهل سنّت همچون صحیح بخاری و صحیح مسلم حدیثی با اختلافاتی اندک در متن از جابر نقل شده است که به حدیث اثنی‌عشر خلیفه مشهور است. بنا بر آن رسول‌خدا صلی الله علیه و آله در جمعی از اصحاب ــ از جمله جابر که کودکی خردسال بوده و پدرش ــ فرمود که این امت دوازده امیر خواهد داشت، به گفته جابر پیامبر در ادامه سخن خود مطلبی فرمود که وی آن را نشنیده بود، اما پدرش سمره ادامه سخن پیامبر را برای او نقل کرد: این دوازده امیر جملگی از قریش هستند، در منابع حدیثی و احتجاجی امامیه به این حدیث در مقام تأییدِ اعتقاد شیعه دوازده امامی استناد شده است. ٢. حدیث دوم حدیثی است منقول در کتب شیعه. متن حدیث،‌ با اندکی اختلاف چنین است: وَ عَنْهُ عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ يَحْيَى الْعَطَّارِ عَنْ أَبِيهِ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ عَبْدِ الْجَبَّارِ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ زِيَادٍ الْأَزْدِيِّ عَنْ أَبَانِ بْنِ عُثْمَانَ عَنْ ثَابِتِ بْنِ دِينَارٍ عَنْ سَيِّدِ الْعَابِدِينَ عَلِيِّ بْنِ الْحُسَيْنِ عَنْ أَبِيهِ عَنْ جَدِّهِ ع قَالَ قَالَ رَسُولُ اللَّهِ ص الْأَئِمَّةُ بَعْدِي اثْنَا عَشَرَ أَوَّلُهُمْ أَنْتَ يَا عَلِيُّ وَ آخِرُهُمُ الْقَائِمُ الَّذِي يَفْتَحُ اللَّهُ تَعَالَى عَلَى يَدِهِ مَشَارِقَ الْأَرْضِ وَ مَغَارِبَهَا. (إعلام الورى بأعلام الهدى، ج‏٢، ص١٧٣، الفصل الثانی فی ذكر بعض الأخبار التی جاءت من طرق الشيعة الإمامية فی النص على إمامة الاثنی عشر من آل محمد عليهم السلام) ٣. شخصیت‌هایی که با لقب آمِدی شناخته‌شده‌ و شهرت دارند، دو نفرند: نخستین نفر ابوالفتح آمدی، عبدالواحد بن محمد تمیمی آمدی است که صاحب غررالحکم و درر الکلم است. وی طبق قرائنی شیعه بوده است و اگر هم درباره حضرت امیر علیه‌السلام «کرّم الله وجهه» به‌کار برده،‌ یا تقیتاً بوده یا این عبارت دعائی توسط نساخ اضافه شده است. در کتاب غررالحکم،‌ روایتی که مرحوم آقای کرمانی اع نقل کرده‌اند (روایت جابر بن سمرة) نیامده است. شخص دیگر سیف‌الدین آمدی صاحب غایة‌المرام است. وفات او را ۶٣١ق گزارش کرده‌اند. برخی میان او و ابوالحسن آمدی تفاوت قائل شده‌اند و برخی این دو شخصیت را یکی دانسته‌اند. ۴. طبق متن کتاب سلطانیه، در کتاب مناقبِ آمدیِ سنی، از کتاب إعلام‌الوری نقل شده است. بنابراین آمدی‌ِ سنی، باید معاصر یا متأخرتر از فضل بن حسن طَبرِسی، صاحب إعلام‌الوری باشد. وفات طبرسی در سال ۵۴٨ق در سبزوار واقع شد و نعش او را به مشهد مقدس حمل کرده و در نزدیک حرم مطهر حضرت رضا علیه‌السلام دفن کردند؛ امروز در خیابانی واقع شده است که به‌نام هموست،‌ رحمة الله علیه. 🔸برای مطالعه متن کامل لینک زیر را لمس یا کلیک کنید: 🔻🔻🔻 https://aghayednet.ir/managheb/

Repost from AghayedNet
✔️گامی کوتاه برای شناسایی و بازسازیِ کتابی سنی و مفقود در فضائل امیرالمؤمنین علیه‌السلام @AghayedNet
✔️گامی کوتاه برای شناسایی و بازسازیِ کتابی سنی و مفقود در فضائل امیرالمؤمنین علیه‌السلام @AghayedNet

🔺️کتاب تازه‌منتشرشده الرسائل الفقهیة فی الغناء دراین کتاب رساله‌ای به‌نام عالم ربانی مرحوم حاج سید محمدکاظم رشتی اعلی الله م
+1
🔺️کتاب تازه‌منتشرشده الرسائل الفقهیة فی الغناء دراین کتاب رساله‌ای به‌نام عالم ربانی مرحوم حاج سید محمدکاظم رشتی اعلی الله مقامه منتشر شده که خطای محققان کتاب و فهرست‌نویسان نسخ خطی است. تفصیل ماجرا این‌جا. #شیخیه #بابیه @AghayedNet

✔️از فتنه‌اش سیاه بود صبح روشنم 🔻تأملی بر افسونگری‌های باب ملعون در اوایل امرش بخش دوم و پایانی نمونه‌ای دیگر: یکی‌ از کتاب‌هایی که دانشگاه تهران و انجمن آثار و مفاخر فرهنگی، در سال ۱۳۸۷ شمسی، (از سلسله انتشارات همایش بین‌المللی قرطبه و اصفهان دو مکتب فلسفه اسلامی در شرق و غرب در سال ۱۳۸۱ شمسی)، آن را به‌چاپ رساند، کتاب الرسائل الفقهیة فی الغناء بود. جالب است که اشاره کنیم این کتاب به‌تازگی با همین ریخت تجدید چاپ شده است. دهمین رساله چنین عنوانی دارد: «رساله غنا، سید کاظم بن قاسم حسینی گیلانی رشتی حائری». درمیان آثار سید مرحوم اعلی الله مقامه چنین رساله‌ای گزارش نشده و با مراجعه به مجموعه جواهر الحکم نیز می‌یابیم این بزرگوار چنین رساله‌ای نداشته‌اند. اما در الرسائل الفقهیة فی الغناء، با توجه به نسخه کتابخانه ملک و نسخه کتابخانه ملی، این رساله نگاشتهٔ سید مرحوم معرفی شده است (الرسائل الفقهیة فی الغناء، ص۴۸۳ و ۴۸۴). با مراجعه‌ای سطحی به متن رساله، می‌یابیم این رساله از باب ملعون است، به‌ویژه که در موضعی می‌گوید: «چنانچه در رساله تفسیر هاء و رسائل دیگر، استدلال ابطال قول بعضی‌از ایشان شده» (الرسائل الفقهیة فی الغناء، ص۴۹۱). قرینه قوی‌تر این‌که عین همین رساله در مجموعه آثار مبارکه حضرت نقطه اولی، ش۱۴، که با اجازه محفل بهائیان تنظیم شده و مشتمل بر مکتوبات باب ملعون است، با عنوان «جواب سؤال غنا» منعکس شده است. شایان ذکر است که در کتاب الرسائل الفقهیة فی الغناء، پیش‌از شروع رساله، متنی مفصل به زبان عربی نقل شده که چنین آغاز می‌شود: «الحمد لله الذی تقدس بقدس قیومیته عن نعت الجوهریات [...]» (الرسائل الفقهیة فی الغناء، ص۴۸۶). این متنی مستقل از رساله غنا است و باز هم از باب ملعون است؛ اما چون پژوهشگرانِ کتاب اصل رساله غنا را درست ارزیابی نکرده‌اند، گمان کرده‌اند این متن عربی دیباچهٔ این رساله است و هردو (متن عربی و رسالهٔ فارسیِ غناء) را درحکم یک رساله فرض کرده‌اند، آن‌هم نه از باب ملعون که از سید مرحوم اعلی الله مقامه ثبت نموده‌اند! هرچند آنچه سبب خطای محققان شده، نسخه کتابخانه ملک بوده که به نام سید مرحوم اعلی الله مقامه ثبت کرده‌اند و امید است که بر این یادداشت مطلع شوند و اصلاحیه‌ای منتشر کنند. این هم نمونه‌ای از تأثیر حیله‌گری علی‌محمد باب و مشتبه نمودن امر است. نویسنده معاصر، جویا جهانبخش، چنین تعبیر آورده‌ است: «[...] البته آن‌هم در زمانی که باب هنوز مدعی دین جدیدی نشده بود و خود را فردی مسلمان و شیعی و نماینده امام زمان علیه‌السلام معرفی می‌کرد و کسانی چون ملا محمدتقیِ هروی به احتمالِ این‌که شاید در این مدعا صادق باشد،‌ به‌طرف او جلب شده بودند. طولی نکشید که رسوایی احوال باب بر همگان هویدا گردید و مدّعیات پوچ جدیدی که درمیان آورد جای شکی در بطلان مرام و مُعتقَد وی باقی نگذاشت» (تمهیدِ طابعِ رساله‌ای در احوال و افعال «باب» ضلالت‌مآب و تابعین او از ملا محمدتقی هروی اصفهانی، به اهتمام جویا جهانبخش، چاپ‌شده در جشن‌نامه استاد سید احمد حسینی اشکوری، ص۳۹۳). هرچند به بیان استاد معظم ما حفظه‌الله، ازباب عبرت و نَه ملامت، تعجب است از کسانی که در ابتدای امر مفتون این شخص شدند و آن‌ها هم معفو نیستند. درهرصورت، این دو مثال مشتی نمونه خروار از شدت جریانات و پیچیدگی برنامه‌های باب ملعون در مفتون‌ ساختن علماء است، چه علماء‌ شیخی و چه سایر علماء شیعه؛ که در محل خود ثابت شده اکثر گروندگان به او علماء غیرشیخی بوده‌اند. به‌قول رهی معیری در معنای منفی آن، خطاب به باب ملعون باید گفت: از فتنه‌ات سیاه بود صبح روشنم ای تیره‌شب که فتنه بر آن ماه روشنی الا لعنة الله علی القوم الظالمین. سید محمدصادق موسوی جمادی‌الاولی ۱۴۴۶ @AghayedNet

✔️از فتنه‌اش سیاه بود صبح روشنم 🔻تأملی بر افسونگری‌های باب ملعون در اوایل امرش بخش نخست مدتی پیش که بر روی آثار مرحوم ملا عبدالوهاب قزوینی کار می‌کردم، به نسخه‌ای خطی در کتابخانه امام صادق علیه‌السلام قزوین برخوردم. این نسخه با شماره ۳۰۹ در کتابخانه مذکور نگهداری می‌شود: مجموعه‌ای خطی و مشتمل بر ۱۰ رساله، ازجمله رساله مرحوم قزوینی که با نام رسالة فی بیان مراد الاحسائی معرفی شده و رساله‌ای از شیخ مرحوم اعلی الله مقامه و ۶ رساله از سید مرحوم اعلی الله مقامه (فهرست نسخه‌های خطی کتابخانه امام صادق (ع) قزوین، ج۱، ص۳۸۹ تا ۳۹۲). اما در این‌ میان، رساله‌ای در این مجموعه خطی است که فهرست‌نگارِ کتابخانه چنین معرفی‌اش کرده است: «۳- الاسئلة و الاجوبة (۲ برگ) از: عبدالجلیل». کنجکاو شدم که این رساله از کیست. با توجه به این‌که رسالۀ قبلی و بعدی از عالم ربانی مرحوم حاج سید محمدکاظم رشتی اعلی الله مقامه است، به اصل نسخه مراجعه کردم. به‌محض مطالعه، یافتم این رساله از باب ملعون است و دربرابر پرسشی که از او شده پاسخی نوشته است! این رساله درمیان رسائل بزرگان دین نسخه‌برداری شده، آن‌هم در مجموعه‌ای خطی و قدیمی، مربوط به زمان بزرگان دین اعلی الله مقامهم. بخشی‌از سؤال و جواب آن رساله چنین است: «سؤال: سیدنا و مولانا [...] النسبة بین سیدنا المرحوم نوّر الله ضریحه و شیخنا اعلی الله مقامه و کذا النسبة بین الذکر القائم بالامر بعدهما و بینهما ایّ نسبة هی؟ بیّنوا جعلنی فداءکم و انار برهانکم. الجواب: بسم الله البدیع الذی لا اله الا هو العزیز الحکیم و لقد ورد الیوم الیّ کتاب من عبدالله عبدالجلیل فاعلم [...] و اما النسبة بین البابین اعلی الله مقامهما فاتقن ثم خف عن الله الذی لا اله الّا هو [...] و اما السؤال من النسبة بینی و بینهما فما صغر جثتک و کبر مسئلتک! لایعلم ذلک الّا الله ربی و رب العالمین جمیعاً و هو العلی فی السماوات و الارض و هو فی ام الکتاب محکم الکتاب محموداً [...].» نکته این‌که نگارش این رساله و تنظیم آن میان رسائل بزرگان دین بسیار غریب است و این نشان‌دهنده افسونگری ملعون باب است که چگونه در ابتدا امر را مشتبِه کرده بود. ادامه دارد... @AghayedNet

🔺ملاصدرا در بخشی‌از دیدگاه‌های خود درباره حکماء یونان سخن گفته و می‌گوید حکمت ایشان از مشکات نبوت اخذ شده است. شیخ مرحوم اعلی الله مقامه توضیح می‌فرمایند که آری، کلام حکماء مقتبس از مشکات نبوت است؛ اما از سه وَجه در کلام آن‌ها تغییر رخ داد... . @AghayedNet